|
|
روستاي كريز/كاشمر/ خراسان رضوي
كريزwikiroosta.ir/كريز
روستاي كريز/ كاشمر / خراسان رضوي
فاصلۀ روستاي كريز از مركز شهرستان حدود۵۳ كيلومتر، ارتفاع ازسطح دريا ۱۳۹۵ متر،عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۷دقيقه طول جغرافيايي ۵۸درجه و۱۷دقيقه مي باشد. اين روستا داراي امكاناتي چون: آب بهداشتي- برق- تلفن- خانۀ بهداشت- حمام خورشيدي- جاده آسفالته- مدارس ابتدايي- راهنمايي- دبيرستان- پسرانه ودخترانه است. ازتوابع شهرستان كاشمربا فاصله ۵۳ كيلومتري واقع دربخش كوهسرخ مي باشد و ازمركزبخش ري وش حدود۲۲كيلومترفاصله دارد. بخش كوهسرخ نيزدر قسمت شمالي شهرستان كاشمر واقع شده است كه به علت كوهستاني بودن واختلاف ارتفاع نقاط مختلف آن چشم اندازهاي طبيعي سرسبزبكر وبسيارزيبا دار سرتاسر اين روستا به علت قرارگرفتن در محل تلاقي دو رودخانۀ (كال گرمك وكال شش تراز) داراي مزارع وباغ ها وطبيعت بسيارزيبا است
معرفي روستا[ويرايش]
فاصلۀ روستاي كريز از مركزشهرستان حدود۵۳ كيلومتر، ارتفاع ازسطح دريا ۱۳۹۵ متر،عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۷دقيقه طول جغرافيايي ۵۸درجه و۱۷دقيقه مي باشد. اين روستا داراي امكاناتي چون: آب بهداشتي- برق- تلفن- خانۀ بهداشت- حمام خورشيدي- جاده آسفالته- مدارس ابتدايي- راهنمايي- دبيرستان- پسرانه ودخترانه است.
ازتوابع شهرستان كاشمربا فاصله ۵۳ كيلومتري واقع دربخش كوهسرخ مي باشد و ازمركزبخش ري وش حدود۲۲كيلومترفاصله دارد. بخش كوهسرخ نيزدر قسمت شمالي شهرستان كاشمر واقع شده است كه به علت كوهستاني بودن واختلاف ارتفاع نقاط مختلف آن چشم اندازهاي طبيعي سرسبزبكر وبسيارزيبا دار سرتاسر اين روستا به علت قرارگرفتن در محل تلاقي دو رودخانۀ (كال گرمك وكال شش تراز) داراي مزارع وباغ ها وطبيعت بسيارزيبا است.اين روستا به دليل آنكه ارتفاع آن ازديگر نقاط كوه سرخ كمتر است داراي هواي به نسبت ملايم تري مي باشد به همين خاطر انواع محصولات كشاورزي دراينجا به عمل مي آيد.
محصولات كشاورزي[ويرايش]
ازمحصولات كشاورزي مي توان درختان زردآلو- آلو-انگور- توت- گردو- بادام - شفتالو-سيب-گلابي- به - تمشك ودرختان غيرمثمرمانند بيد- چنار- سپيدارو... گندم- جو- زعفران-گوجه فرنگي- سيب زميني- پياز-خربزه-هندوانه- خيار - بادمجان و... مي باشد. پوشش گياهي آن انواع درختان انجير- بنه- بادامشك- ارغوان-....وانواع بوته ها مثل كنگر- گون- درمنه-پرند(پرشم)-كلپوره(مريم گلي) - آويشن - مخلصه- بومادران - و پيازكوهي - زيره سياه- ريواس -(قاقرو) كوريا (اين گياه مختص منطقه كريز مي باشد ودر ديگرنقاط كاشمر ديده نشده است وازآن دراوايل بهار براي تهيه تافتون و درروزهاي سرد زمستان ازخشك شده آن آش حوشمزه اي تهيه مي شود.)
چشم اندازهاي طبيعي ومناطق باستاني و تاريخي روستاي كريز:
۱- آبشاركريز: كه درقسمت شمالي اين روستا در دره اي باريك وبلند(تنگل) برروي كال گرمك واقع شده است. منظره اي بسياربديع و زيبا دارد كه درفصل هاي بهار وتابستان به خصوص روزهاي جمعه پذيراي اهالي ومسافرين و اردو هاي دانش آموزي مي باشد.
۲- آب گرم: نرسيده به روستاي كريز آب گرم كه در۳ كيلومتري روستا است وبراي بيماري هاي پوستي مناسب است پذيراي مسافرين مي باشد ودرصورت داشتن متولي مي تواند وضعيت بهتري داشته باشد.
۳- قلعه دختر: درسمت غرب روستا با فاصله ۸ كيلومتري دركنار شش تراز قرارگرفته احتمالا از زمان ساسانيان و بعدها در دوره اسماعيليان مورداستفاده قرار مي گرفته است.
۴ -قلعه پسر
۵ -سد شاهي: ازسنگ وخاك وآهك ساخته شده ومنسوب به دوره سلجوقي است ودرهفت كيلومتري جنوب غربي روستاي كريز بر روي رودخانه شش تراز ساخته شده و ارتفاع اوليه آن ۲۵متربوده كه گذشت زمان باعث فرسايش آن شده ودرحال حاضر۱۲متربيشترارتفاع ندارد .در يواره سدآب روهاي خاصي به صورت افقي وعمودي وجود داشته است كه درمواقع اضطراري سيلاب را كنترل مي كرده اند.
۶- قله باغ دشتكه بلندترين نقطه شهرستان كاشمر است دركنارروستا قراردارد و چون نگيني مي درخشد و ازبسياري ازمناطق كوهسرخ رويت مي شود. اين كوه با ارتفاع ۲۴۸۴متردرمحدوده شهرستان كاشمــر،بخش وكوه سرخ،دهستان بر رود و در ۳۰ كيلومتري شمـال غـربي شهرستـان كاشمـردر روستـاي كــريــز واقـع شده است.جهت كوه شمــال شرقـي – جنوب غربـي بوده ومختصات جغــرافيايي قله آن(طول جغرافيـــــايي ۵۸ درجه و۱۶ دقيقه شرقي وعرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۸ دقيقه شمالي ) مي باشد.
۷-كال شش تراز(كال طرق):طول ۷۸كيلومتر ،ارتفاع سرچشمه ۱۸۰۰متر، ارتفاع ريزش گاه ۸۷۵ متر، حداكثرحجم آب سالانه ۷۴ ميليون مترمكعب. حداقل حجم آب سالانه ۸ ميليون مترمكعب ،ميانگين آب دهي(دبي) سالانه ۳۳ميليون مترمكعب، شيب متوسط ۲/۱درصد جهت غربي سپس جنوب غربي .اين رودخانه ازتلاقي كال شوراب ونهرشوراب در۲۴كيلومــتـــري شمال شــــرق كاشمـــر(بخش كــــــوه ســـرخ حوالي تنورجه) تشكيل شده وضمن عبور ازمنطقه كوه سـرخ ازكنارروستاهاي كوشه نما وكوشه مي گذرد و باكال هاي موشك وايور مخلوط مي شود سپس ازريوش – طــرق- قراچــــه – كلاته پايين دره گذشته، كال گرمو(تجرود) ودرروستاي كريزكال گرمك(كال بندقراء) به آن مي ريزد ودر طول مسير چندين كال كوچك وبزرگ ديگر مانند دربناي – خوشاب(سد شاهـــــي دراينجابرروي شش تراز بسته شده است) وكال غوزستان به كال شش تـــــــراز مي پيوندد وبه سوي جنوب غرب ادامه مسيرمي دهد ضمن سيراب ساختن روستــــــــــــاهاي ايرج آباد وكنـــدردر۳۰كيلومتري جنوب غرب كاشمر با كال شوردرهم مي آميزد و درگذشته درسال هاي پرباران روستاهــــــــــــــاي مهدي آباد وسعدالدين را سيراب مي كرد و وارد دشت كويـــــر مي شد ولي امروزه با بستن سد شهيد مدرس آب اين رودخانه درفصل زمستان و بهــــار در پشت سد ذخيره شده و به مصرف كشاورزي مي رسد.
منبع[ويرايش]
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:13 PM ] [
احمد ]
|
|
 |
|
|
|

[بزرگنمايي تصوير]
تاريخ ثبت : 17/11/1387
تعداد بازديد : 1282
|
|
[ دهستان بررود ]
|
دهستانهاي شهرستان كاشمر :
الف : بخش مركزي :
1- دهستان بالا ولايت
2- دهستان پايين ولايت
ب : بخش كوهسرخ :
-
دهستان بررود
-
دهستان بركوه
-
دهستان تكاب
n دهستان بر رود : ( Bar rood)
اين دهستان با مركزيت روستاي طرق ( Tarq ) در قسمت شمالشرقي كشور و نسبت به استان خراسان در قسمت غرب و در سمت شمالغربي شهر كاشمر قرار گرفته است . از طرف شمال به دهستان تكاب كوهسرخ ، از شرق به دهستان بركوه كوهسرخ و پايين ولايت بخش مركزي كاشمر ، از جنوب به دهستان رستاق و شش طراز خليل آباد ، از مغرب به دهستان كوهپايه و ربع شامات سبزوار مرتبط مي باشد . مساحت تقريبي آن 16/ 409 كيلومترمربع است . روي همرفته دهستاني است كه ارتفاعات آريا در قسمت شمال آن ديده مي شود و بلندترين ارتفاع آن از سطح دريا2373 متر مي باشد . همچنين كوههاي ديگري بنام كوه سياه در قسمت جنوب آن از شرق به غرب كشيده شده است با توجه به ارتفاع دهستان موصوف از سطح دريا و وضع آن از نظر نوع خاك بيشتر سرزميني كوهستاني است كه مستعدبراي فعاليتهاي كشاورزي ، مرغداري ، باغداري ، دامداري ميباشد .
با توجه به ميزان بارندگي در اين دهستان رودخانه هاي دائمي مشاهده مي شود كه مهمترين آنها رودخانه ششطراز ميباشد كه به عنوان مهمترين رودخانه شهرستان كاشمر مي باشد. در اين دهستان خط القعر منطقه را تشكيل و بصورت زاينده رود چشمه سارهاي بسياري در كف آن جريان داشته ، شعبات كوچك و بزرگي به آن ملحق گرديده و در دهانه كريز به جلگه كندر و خليل آباد وارد ميشود ، علاوه بر آّبياري زمينهاي اين دهستان ، شش طراز را نيز مشروب ميكند.
- آب و هوا : نزولات آسماني در اين دهستان با توجه به موقعيت جغرافيايي نسبتا زياد است و با توجه به مطالعات كارشناسي در سال به حدود 270 ميليمتر مي رسد .
- قوميت ، دين ، زبان : مردم دهستان بررود از تيره پارتي اقوام آريايي كه از زمانهاي قبل از اسلام در اين نواحي مسكن گزيده اند . زمان مردم فارسي لهجه كاشمر آميخته با گويش نيشابوري مي باشد . دين اكثر مردم منطقه اسلام و شيعه مي باشد . مردم اين منطقه استعداد قابل توجهي در فعاليتهاي دامداري ، كشاورزي ، قالي بافي، جاجيم بافي ، پارچه بافي ، گل دوزي ، پرورش كرم ابريشم و درختان ميوه دارند . دهستان بررود مجموعه ايست همگن كه داراي نقاط مشترك فرهنگي ، قومي ، مذهبي بوده و ساكنين محدوده معين شده از قديم الايام با يكديگر زندگي كرده و روابط خويشاوندي و آشنايي دارند . تقريبا درصد بسيار كمي از نيروي فعال به كار دامداري اشتغال دارند كه بيشتر بشكل پرورش گوسفند ، بز و گاو است . در دهستان مورد بحث وجود معادن زغال سنگ و نمك و شن و ماسه و گچ و آهك كشف گرديده است كه كمابيش مورد بهره برداري قرار گرفته است . مركزيت اين دهستان روستاي طرق فاصله تقريبي 43 كيلومتر با كاشمر دارد .
|
|
|
|
www.eivar.ir/product.php?pdId=11

ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:12 PM ] [
احمد ]
بررود كريز چيست ؟ علت انتخاب آن براي نام سايت چيست؟
بررود كريز:

بررود كريز نام سايتي است كه براي وبلاگ خود انتخاب كرده ام ،كريز محل تولد اينجانب ، نام روستائي است در استان خراسان رضوي شهرستان كاشمر ،بخش كوهسرخ ودر شرايط فعلي شهرستان ريوش ( كوهسرخ) اين روستا در منتهي اليه غربي ريوش واقع شده است با قدمت تاريخي زياد وفرهنگي كهن ومركز پرورش نخبگان وفرهيختگان فراواني است ،
اين روستا همراه با جوشش انقلابي قبل از پيروزي انقلاب وحمايت بي دريغ از امام خميني و رهبر معظم انقلاب اسلامي است ،
روستائي كه تعداد فراوان علما وطلاب علوم ديني آن زبانزدهمگان است، روستائي كه تعداد زيادي نيروي مؤثر ومفيد در خود تربيت كرده كه هركدام در مسؤليت هاي مهم علمي واجرائي كشور مشغول به خدمت هستند،
روستائي كه شهداي فراواني تقديم انقلاب نموده وايثارگران زيادي دارد،
روستائي داراي جانبازان فراوان
روستائي كه جوانان شاغل آن در نيروهاي مسلح تبلور خاصي دارد
روستائي مذهبي ، بامردمي باصفا ، كم توقع ومدافع انقلاب اسلامي ،
بررود نيز نام منطقه يا كناره رود خانه اي است كه تعدادزيادي از روستاهاي كوهسرخ در حاشيه يا مجاورت آن قرار گرفته است ،و نام دهستان بررود را به خوداختصاص داده است واين نام تركيبي بر گرفته از وجود همان روستاها و رود خانه ونهر بزرگ يا به زبان محلي ( كال) مي باشد
وانتخاب نام سايت بررود كريز، براي اين وب لاگ ، بدان معنا است كه اين اطلاعات همانند رودخانه اي ست جاري ، صاف وبي آلايش ، پويا وبدون توقف ، دور از جنجال هاي سياسي ، همراه بادفاع از ارزش هاي حياتي جامعه اسلامي وانقلابي ، برخاسته از مجاورت روستاي كريز، وتبلور انديشه جوانان آن منطقه، صفا وصميميت واخبار ساده وبي دروغ وكلك را برا ي همكان چون آبي صاف ورودي جاري، به نمايش مي گذارد.
احمد اسماعيلي كريزي "بيست وهفتم ارديبهشت ماه سال يكهراروسيصدونودوچهارهجري شمسي"
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:11 PM ] [
احمد ]
دقايقي پيش
شهادت مظلومانه جانباز سليمخانيان+فيلم
جانباز "محمدرضا سليم خانيان" جانباز شيميايي و قطع عضو سال هاي دفاع مقدس لحظاتي پيش به همرزمان شهيدش پيوست.
به گزارش خبرنگار اجتماعي پايگاه خبريشهداي ايران؛ جانباز "محمدرضا سليم خانيان" جانباز شيميايي و قطع عضو سال هاي دفاع مقدس لحظاتي پيش به همرزمان شهيدش پيوست.
سليم خانيان كه چند ماه پيش درد و دل ها و گلايه هايش را از وضعيت فرهنگي و به خصوص "بي حجابي" در جامعه به پايگاه خبري شهداي ايران گفته بود، در حالي مظلومانه پر كشيد كه 3 نوع سرطان ناشي از عوارض شيميايي جسمش را در بر گرفته بود، اما روحيه انقلابي و ولايي سليم خاني هيچ گاه جوانياش را از دست نداد.
گفتني است،پيكر پاك و مطهر اين جانباز سرافراز دفاع مقدس فردا صبح از ساعت ۹/۳۰ از مقابل ميدان امام حسين(ع) با حضور مردم متدين و هميشه در صحنه ورامين تشييع خواهد شد.
فيلم زير گوشه اي از آخرين سخنان اين جانباز ولايي 8 سال دفاع مقدس به مردمي است كه يك روز برايشان از جانش گذشت تا آنها در آرامش زندگي كنند.
دانلود فيلم
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: شهادت مظلومانه جانباز سليمخانيان+فيلم،
ادامه مطلب
![[تصوير: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)

صبحگاه مشترك نيروي انتظامي خراسان رضوي

ا|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: تصاويركمترديده شده /حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي،
ادامه مطلب
![[تصوير: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)

تصاويركمترديده شده /حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح خراسان رضوي
ا|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: تصاويركمترديده شده /حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي،
ادامه مطلب
![[تصوير: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)

تصاويركمترديده شده /حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح خراسان رضوي

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||ا

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||ا||||||||||||

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||ا|||||

نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: تصاويركمترديده شده /حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي،
ادامه مطلب
غار ثور
يكي از اماكن تاريخي مكه مكرمه كوه ثوراست اين كوه در جنوب شرقي مسجدالحرام واقع شده است ، بالاي اين كوه غار كوچكي وجود دارد كمي بزرگتر از غار حرا لكن با مسيري طولاني تر، اين غار در سه كيلومتري جنوب شهر مكه قرار دارد وپيامبر(ص)سه شبانه روز در اين غار پنهان شدند. درمورد نام گذاري آن ، گفته شده كه اين كوه بنام شخصي معروف به ثوربن منات بوده است وهمان نام ثور را براي اين غار انتخاب كرده اند. ورود پيامبر(ص)به غار ثور اول ماه ربيع الاول بود ،شبي كه بزرگترين ايثار وفداكاري تاريخ بشريت از طرف علي (ع) تبلور يافت و واقعه عظيم ليله ا لمبيت اتفاق افتاد ،چه آنكه علي( ع) به تعبير قرآن كريم نفس پيغمبر (ص) است ، وخروج آن حضرت از غار چهارم ربيع الاول بود،
هجرت يكي از حوادث مهم تاريخ اسلام هجرت پيامبر (ص) اسلام از مكه مكرمه به مدينه منوره است، حادثه اي به نام هجرت ، واقعه اي كه جنبش وحركت را به همه انسان هاي آزاده وفرهيختگان تاريخ آموخت ،وبه همه آناني كه درراه مبارزه باظلم وفساددر تنگنا قرار مي گيرند آموزش داد، كه چگونه حصر آنهارا باهجرت بشكنند ،وحركتي بود، كه آغاز تاريخ هجر ي را براي مسلمين ، به ارمغان آورد . پس از پيمان شوم مشركين مكه مبني بر قتل پيغمبر گرامي اسلام (ص) جبرئيل موضوع را به امر خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام (ص) اطلاع داد ، از نزديكي هاي غروب آفتاب نيروهاي مرئي ونامرئي مشركين محل سكونت پيامبر(ص) وجايگاه خواب ايشان كه از قبل شناسائي كرده بودند را زير نظر داشتند وهرگونه رفت وآمدي را كنترل مي كردند ومراقب بودند پيغمبر(ص) از حلقه محا صره آنها خارج نشود،رسول اكرم( ص)نيز جريان را به علي بن ابي طالب فرمود ، اين خطر عظيم را علي (ع) باجان ودل پذيرفت وبراي نجات نبي گرامي( ص) از مهلكه ،جوانمردانه به جايگاه خواب ايشان رفت ،پس از استقرار علي (ع) در رختخواب پيامبر( ص) حلقه محاصره كفار از منطقه مسكوني به محل خواب تغيير يافت واز حسا سيت تردد اشخاص دركوچه و محله كاسته شد وتمام توجه مشركين به نقطه خواب پيامبر (ص) معطوف گرديد ،پبغمبر اكرم (ص) نيز از اين فرصت طلائي استفاده كرده ودر تاريكي شب از محل خارج گرديده ،راه بيابان را در پيش گرفتند،راهي در خلاف جهت مدينه منوره كه هدف هجرت بود،راهي منتهي به غار ثور، .پيامبر(ص) مي رفت ودر بين راه ابوبكر را ديد ، دست اورا گرفت وباخود برد تا به غار ثور رسيدند وداخل غار شد. شب از نيمه گذشته بود مشركين توطئه شوم خود را به مرحله اجرا در آوردند ،باصورت هاي بسته و شمشيرهاي كشيده در يك هجوم همزمان به رختخواب پيامبر(ص) حمله كردند ، علي (ع) با آرامش از جا بلند شد ،وخود را معرفي كرد ،شمشير ها شل شد ودست ها افتاد ،تازه فهميدند كه چه كلاهي سرآنها رفته است ، اما حالا نقشه بر ملا شده است وبايد جهت اجراي آن تلاش كرد واين آبرو ريزي را باتعقيب وقتل پيامبر(ص) جبران نمود،شب به پايان رسيد ،مشركين دوباره دور هم جمع شدند وبااستفاده از كارشناسان ماهر در امر رد يابي ،به تعقيب پيامبر( ص) پرداختند ،رد ياب ها جاي پاي ايشان را تاجلو غار ثور آوردند لكن به امر خداوند تار عنكبوتي درب ورودي غار را فرا گرفته بود طوري كه رد ياب ها به يك ديگر گفتند اين تار ها را ببينيد ،مشخص است كه از ماه ها قبل كسي داخل اين غار نشده است ، گفتگوي آنهارا پيامبر (ص) و ابوبكر داخل غار مي شنيدند ،وابوبكر ناراحت بود پيامبرص) به او دلداري دادند وفرمودند نترس خدا باما است . مشركين از پيدا كردن پيامبر( ص) نا اميد شدند، پس از چند روز اوضاع تاحدي آرام شد ،زمينه خروج از غار آماده گرديد ، پيغمبر (ص) از غار خارج شدند ، ابوبكر و غلام او عبدالله اريقط هم،بعنوان راهنما، از مكه بطرف مدينه هجرت كردند و علي (ع) كه جاي ايشان خوابيد بود ، بعد از سه روز به آنها ملحق شد ،
وبنا به نقل ديگري كسي كه باپيامبر (ص ) از مكه به مدينه هجرت كرد : ابوبكر بود وعامر بن فهيره وراهنماي آنها عبدالله بن اريقط ليثي وپيامبر( ص) علي (ع) را پشت سر گذاشت همراه با امانت ها وچون امانت هارا تسليم به صاحبان آنها كرد به پيغمبر( ص) ملحق شد. از مكه بطرف غار خارج شد واز آنجا بطرف مدينه وبنا به روايتي در قبا به پيامبر (ص) رسيد.
منبع : حرمين شريفين ، نوشته حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: غارثور، هجرت ،حرمين شريفين، علي اسماعيلي كريزي،،
ادامه مطلب
شهداي روستاي كريز
|
محل شهادت
|
عمليات
|
ت شهادت
|
ت تولد
|
نام پدر
|
نام خانوادگي
|
نام
|
|
|
|
۱۳۶۱
|
۱۳۴۳
|
سيّدعلي
|
نبوي
|
سيّداحمد
|
|
جبهه ي ميمك
|
|
۲۹/۷/۱۳۶۳
|
۱۳۴۵
|
محمّدتقي
|
عربشاهي
|
غلامرضا
|
|
|
خرمشهر
|
۱۰/۳/۱۳۶۰
|
۱۳۳۶
|
نادر
|
حسين پور
|
عليرضا
|
|
جبهه ي شوش
|
|
۱۷/۱۱/۱۳۶۱
|
۱۳۳۹
|
عباس
|
باقري
|
حسن
|
|
منطقه شرهاني
|
|
۱۱/۲/۱۳۶۵
|
۱۳۴۵
|
نعمت الله
|
صادق پور
|
محمّد
|
|
شلمچه
|
كربلاي۵
|
۱۹/۱۰/۱۳۶۵
|
۱۳۴۸
|
غلام محمّد
|
ضميري
|
محمّدحسين
|
|
جبهه ي سومار
|
|
۲۴/۱۰/۱۳۶۵
|
۱۳۴۱
|
محمّد
|
عربشاهي
|
يحيي
|
|
مشهد
|
براثر بيماري
|
۷/۶/۱۳۶۴
|
|
فرج الله
|
لشكري
|
قربان علي
|
|
جبهه ي مهران
|
|
۱۱/۴/۱۳۶۵
|
۱۳۴۸
|
علي
|
درويش نژاد
|
محمّدرضا
|
|
جبهه ي كامياران
|
|
۲۱/۶/۱۳۶۵
|
۱۳۳۶
|
يحيي
|
محمودي
|
هاني
|
|
|
|
تشييع:۳/۴/۱۳۸۰
|
۱۳۴۵
|
مهدي
|
مهدي زاده
|
علي
|
|
|
|
۱۹/۱۰/۱۳۶۵
تشييع:۶/۷/۱۳۷۷
|
۱۳۶۸
|
محمد
|
محمديان
|
محمّد رضا
|
|
منطقه ي مائوت عراق
|
|
۲۹/۸/۱۳۶۶
|
۱۳۲۶
|
چراغ علي
|
علي مرادي
|
مرتضي
|
|
شلمچه
|
|
۱۹/۱۰/۱۳۶۵
|
۱۳۳۶
|
محمدحسين
|
شيرزاد
|
ايّوب
|
|
منطقه ي اروند رود
|
ولفجر۸
|
۲۲/۱۱/۱۳۶۴
|
۱۳۴۵
|
علي اصغر
|
طاهريان
|
محمّد
|
|
|
|
۲۷/۱۰/۱۳۶۳
|
۱۳۲۲
|
محمدحسين
|
طاهريان
|
امين
|
|
شلمچه
|
|
۲/۵/۱۳۶۱
|
۱۳۳۸
|
محمّد مهدي
|
ابوالفضلي
|
محمّد
|
|
جزيره ي مجنون
|
|
۲۴/۲/۱۳۶۳
تشييع:۱۵/۵/۱۳۷۴
|
۱۳۲۳
|
ولي الله
|
رأفتي
|
عبدالله
|
|
حاجي عمران
|
|
۲۶/۲/۱۳۶۵
|
۱۳۴۳
|
عزيزالله
|
صميمي
|
مجتبي
|
|
شلمچه
|
رمضان
|
۲۱/۴/۱۳۶۱
تشييع:۲۱/۱۱/۱۳۷۸
|
۱۳۳۹
|
غلام حسين
|
رحيمي
|
علي اكبر
|
|
جبهه ي دارخوين
|
بيت المقدس
|
۱۰/۲/۱۳۳۶
|
۱۳۴۳
|
حسين
|
ربّاني
|
غلام رضا
|
|
|
|
|
|
|
پرهيزگار
|
|
|
|
|
|
|
|
يزداني
|
|
|
|
|
|
|
|
صادقي
|
|
|
|
|
|
|
|
وفايي
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: شهداي روستاي كريز،
ادامه مطلب
![[تصوير: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)




اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي عَلِيِّ بْنِ مُوسَي الرِّضَا الْمُرْتَضَي
الْاِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلي مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّري
اَلصِّدّيقِ الشّهيدِ صَلاةً كَثيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً
مُتَرادِفَةً كَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلي اَحَدٍمِنْ اَوْلِيائِك

تصاوير/ حاج غلامحسين اسماعيلي كريزي


   
استان خراسان رضوي ،شهرستان كاشمر،بخش كوهسرخ ،روستاي كريز
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: تصاوير/ حاج غلامحسين اسماعيلي كريزي،
ادامه مطلب
|
تعداد خانوار
|
311 |
|
جمعيت |
996 |
|
مرد |
444 |
|
زن |
552 |
|
مرد 6 سال وبيشتر |
411 |
|
زن 6 سال وبيشتر |
522 |
|
مرد 10 سال و بيشتر |
386 |
|
زن 10 سال و بيشتر |
503 |
|
مرد 10-14 ساله |
104 |
|
زن 10-14 ساله |
103 |
|
مرد 15-29 ساله |
121 |
|
زن 15-29 ساله |
191 |
|
مرد 30-64 ساله |
144 |
|
زن 30-64 ساله |
194 |
|
مرد 65 ساله و بيشتر |
75 |
|
زن 65 ساله و بيشتر |
64 |
|
زن 65 ساله و بيشتر |
64 |
اين اطلاعات مربوط به سرشماري نفوس و مسكن سازمان آمار ايران در سال 1385 مي باشد.
"روستاي كريز"
data.roostanews.com/findevilage.php?idofroosta=0914030001005159603
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: سرشماري عمومي نفوس و مسكنروستاي كريزسال1385،
ادامه مطلب
چشم نوازي آبشار و دل انگيزي آب گرم در «كريز»
موضوع: خبرها،گزارش ويژه
كوهسرخ، مهدي جوادي/ از ريوش به سمت جاده روستاي «طَرق» به راه مي افتيم و پس از طي مسافت 5 كيلومتر از جاده اي كه به باغ هاي سرسبز «پي كمر» مشرف است، به روستاي «طرق» مي رسيم. ميدان اصلي اين روستا را پشت سر مي گذاريم و مسير را به سمت يك دره زيبا كه رودخانه «ناباي» در آن جريان دارد، ادامه مي دهيم. در ادامه مسير چشم مان به تابلوي روستاهاي سرسبزي همچون «قراچه»، «پايين درّه»، «خِرو»، «تِجرود» و «بنَدقراء» مي افتد كه نام اين روستاها، نشان دهنده نژاد آريايي اصيل مردم اين منطقه است. پس از پيمودن 15 كيلومتر از «طرق»، به سه راهي موسوم به «خرو - بندقراء» مي رسيم و به سمت چپ مي پيچيم. پس از پيمودن 2 كيلومتر، روستاي زيباي «كريز» به چشم مي خورد. در ورودي روستا كه جاده، بسيار باريك و خطرناك مي شود، تابلويي نصب شده است كه مسير آبشار را نشان مي دهد. به سمت آبشار راه افتاديم و پس از طي مسافت 3 كيلومتري جاده خاكي به آبشار رسيديم. در ورودي منطقه آبشار، باغ هاي ملكي مردم قرار دارد كه پس از عبور از باغ ها، مي شود آبشار را ديد. عظمت كوه هاي اطراف آبشار، قلم را براي نگارش زيبايي آن ناتوان ساخت و فقط گوشه اي از زيبايي هاي طبيعي روستا، در اين گزارش گنجانده شده است. در اوايل مسير آبشار، نردبان هايي براي بالا رفتن از سنگ ها و كوه ها قرار داشت كه با بالا رفتن از آن ها، مسير را به سختي ادامه داديم. پس از نيم ساعت، به روستا رفتيم و با عضو شوراي اسلامي روستا به گفت و گو نشستيم. «رضا طاهريان» با بيان اين كه اين روستا در دوران دفاع مقدس، 26 شهيد والامقام را تقديم انقلاب اسلامي كرده است گفت: اين روستا در دهستان «بررود» واقع است و 380 خانوار و 1300 نفر جمعيت دارد. وي افزود: اين روستا در ۴۸ كيلومتري شمال غربي شهرستان كاشمر قرار گرفته است و از سطح دريا ۱۴۰۰ متر ارتفاع دارد. آب و هواي آن نيز معتدل كوهستاني، با زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل است. وي روند جمعيت روستا را رو به كاهش ارزيابي كرد و گفت: در حال حاضر 3 مدرسه وجود دارد كه فقط از ۲ مدرسه استفاده مي شود. وي افزود: مدرسه ابتدايي مختلط با 60 دانش آموز و متوسطه اول پسرانه با 12 دانشآموز در اين روستا فعال است. دختران براي گذراندن مقطع متوسطه اول و پسران براي ادامه تحصيل در مقطع متوسطه دوم به شهر ريوش و مدارس شبانه روزي مي روند. يكي از اهالي اين روستا كه در كاشمر ساكن است با بيان اين كه مردم اين روستا به زبان فارسي و با لهجه محلي صحبت مي كنند اظهار كرد: روستاي «كريز» از شمال غربي به كوه باغ دشت و از جنوب شرقي به كوه پلنگوان محدود مي شود و رودخانه كال كرمگ از جنوب روستا عبور مي كند. «حسن صميمي» گفت: روستاي كريز يكي از روستاهاي قديمي و كهن شهرستان كاشمر است.
بند شاهي، آبشار و قلعه بيژن
وي روستاي «كريز» را اولين روستا با قابليت گردشگري دانست و گفت: بند شاهي، از آثار ملي ثبت شده، در ۱۰۰۰ متري روستا واقع شده است و بر قدمت روستاي كريز دلالت دارد كه امروزه به يكي از مكان هاي تاريخي مورد توجه گردشگران تبديل شده است.
آبشار بسيار زيبايي در نزديكي روستا وجود دارد و برخورد آب با سنگ ها و صداي گوشنواز آن، همراه با منظره سرسبز و زيباي درختان و گياهان كم نظير اطراف آبشار، سبب شده است كه هر ساله، گردشگران فراواني از آن ديدار كنند. وي معناي كريز را «كاريز» يا «قنات» دانست و ادامه داد: علاوه بر چشم اندازهاي زيباي طبيعي نظير آبشار زيباي گرمك و قله بالاي 2800 متري باغدشت، سدّ شاهي و قلعه بيژن مربوط به قبل از ميلاد، بسيار ديدني است. در مسير روستاي كريز و در فاصله 2 كيلومتري و پس از سه راهي «خرو - بندقراء»، آبگرم وجود دارد كه نيازمند توجه ويژه مسئولان براي بهره برداري است. وي گفت: برخي از گردشگران، مقداري از آب اين آبگرم را در ظروف مختلف مي ريزند و به منزل مي برند چرا كه املاح آن، براي درمان بيماري هاي پوستي مناسب است. وي ادامه داد: منابع غني آب و ارتفاعات سرسبز و زيبا، روستاي كريز را به خصوص در ۳ فصل اول سال، به يكي از مراكز تفرجگاهي و جذاب در سطح منطقه تبديل كرده است كه يكي از اين ها رودخانه كال كرمگ است كه از جنوب روستاي كريز عبور مي كند. وي گفت: اين رودخانه از ارتفاعات باغ دشت و كوه «كمرسياه» سرچشمه مي گيرد و پس از سيراب كردن اراضي زراعي و باغ هاي روستا، به رودخانه كال «شش تراز» مي پيوندد. «صميمي» افزود: حاشيه رودخانه كه از آبشار نشات مي گيرد، در فصول بهار و تابستان مكان مناسبي براي گذراندن اوقات فراغت و تفريح و تفرج به شمار مي آيد. وي ادامه داد: ارتفاعات اطراف روستاي كريز مشتمل بر كوه باغ دشت در شمال غربي و كوه پلنگوان در جنوب شرقي روستاست. بخشي از اين ارتفاعات، از درختان انبوه پوشيده شده است و بخشي ديگر مراتعي هستند كه انواع گياهان دارويي و صنعتي در آنها مي رويد. وي گفت: در دامنه اين ارتفاعات سرسبز و زيبا، چشمه ساران متعددي از دل كوه مي جوشد و طراوت و دلپذيري چشمه سارها، زيبايي كوهستان را دو چندان مي كند.
غذاهاي محلي
وي ادامه داد: انواع آش به ويژه آش «كوريا»، اشكنه بنه، كمه جوش، اشكنه سماق، اشكنه قورمه، گُرماس، اشكنه گوجه فرنگي، اشكنه تخم خربزه، بلغور شير و قوروتي از غذاهاي محلي خوش طعم و لذيذ روستاي كريز است. طبخ انواع غذاهاي گوشتي مانند كباب ها و خورش ها نيز، در روستا رايج است. دهيار روستاي كريز در گفت و گو با خراسان رضوي اظهار كرد: اقتصاد روستاي كريز، بر پايه فعاليت هاي زراعي، باغداري و دامداري استوار است و گروهي از مردم روستا در امور خدمات و صنايع دستي اشتغال دارند. «محمد توفيقي» افزود: مهم ترين محصولات زراعي روستا گندم، تره بار و غلات است كه در اراضي ديم و آبي روستا كشت مي شوند و گردو، بادام، زردآلو، آلو، هلو و انگور از محصولات سردرختي روستاست. وي با بيان اين كه حدود 5 هزار راس گوسفند در روستا وجود دارد ادامه داد: مراتع غني اطراف روستا، موجبات رونق دامداري را فراهم آورده و پنير، ماست و كره، مهم ترين و معروف ترين محصول آن است. وي گفت: زنان روستاي كريز با توليد صنايع دستي نقش مهمي در بهبود اقتصادي و درآمد خانوار روستايي دارند.
معماري روستا
يكي از اهالي روستا در گفت و گو با خراسان اظهار كرد: روستاي كوهپايه اي كريز، بافت مسكوني متمركزي دارد، كوچه هاي آن نامنظم و پيچ در پيچ است و خانه هاي روستايي با ديوارهاي گلي و سقف هاي مسطح، درآميختگي فضاي كالبدي روستا را با محيط طبيعي به طور زيبايي به نمايش گذاشته است. «حسين موذني» گفت: شكل خانه ها و بهره وري از فضاهاي دروني آن، از نوع معيشت و ميزان درآمد اقتصادي ساكنان آن تأثير گرفته است و مصالح به كار رفته در ساختمان هاي قديمي گل، سنگ، خشت و چوب است، ولي در ساخت خانه هاي جديد از سيمان، گچ، آجر و تيرآهن استفاده مي شود. دهيار روستا در گفت و گو با خراسان رضوي اظهار كرد: سطح درآمد مردم اين روستا، به دليل نبود چاه عميق، به شدت افت كرده است و بسياري از مردم، مجبور به مهاجرت شده اند به گونه اي كه جمعيت زيادي از مردم ساكن در اين روستا را سالخوردگان تشكيل مي دهند كه گواه آن، جمعيت ۱۳۰۰ نفري و 2 مدرسه كم جمعيت است. وي بستن سد بر آبشار را عامل مهمي براي حفظ يا مهاجرت معكوس دانست و گفت: از مسئولان مي خواهيم تا مطالعات طرح را شروع كنند تا مشكل كم آبي در تابستان برطرف شود.
فرسودگي لوله هاي انتقال آب آشاميدني
دهيار روستا افزود: فرسودگي لوله هاي انتقال آب آشاميدني موجب هدر رفت آب مي شود. «محمد توفيقي» افزود: فرسودگي لوله هاي انتقال آب، موجب آلودگي آب شده است. وي ادامه داد: آلودگي آب به حدي است كه مزه خاصي دارد. وي از جوي هاي انتقال آب كشاورزي روستا انتقاد كرد و گفت: جوي هاي خاكي انتقال آب، باعث هدررفت و جذب آب توسط خاك مي شود و اين موضوع، كارايي آب موجود را كم مي كند. وي از مسئولان خواست تا براي جدول بندي يا لوله گذاري آن اقدام كنند.
«توفيقي» به راه ارتباطي روستا اشاره كرد وگفت: مسير ارتباطي به روستا، قدمت زيادي دارد و پيچ هاي تند و خطرناك آن، جان عدّه زيادي از مردم را گرفته است. وي دليل تصادفات در اين مسير را وجود پيچ هاي خطرناك و آشنا نبودن گردشگران با اين مسير دانست. وي نداشتن شانه خاكي جاده را يكي ديگر از معايب اين جاده برشمرد و گفت: يك پيچ خطرناك بعد از سه راهي روستاي «قراچه» وجود دارد كه جاده به صورت 180 درجه اي و يك باره مي پيچد و كساني كه به اين پيچ آشنا نيستند، در معرض خطر تصادف قرار دارند.
پوشش نامناسب آنتن دهي تلفن همراه
وي گفت: در اين روستا به دليل شرايط كوهستاني، آنتن دهي در هر دو اپراتور همراه اول و ايرانسل بسيار ضعيف است. وي ادامه داد: از مسئولان مي خواهيم تا در اين خصوص اقدام لازم را انجام دهند. وي همچنين در مورد طرح هادي روستا گفت: طرح هادي روستا بسيار كند و قطره چكاني اجرا مي شود و جزو يكي از كم پيشرفت ترين طرح هاي هادي شهرستان كاشمر است. وي فرآيند دريافت وام مسكن و اشتغال را براي اهالي روستا سخت و دشوار دانست و افزود: مردم روستا، توانايي پيگيري هاي مكرر براي دريافت وام و فراهم كردن ضمانت هاي مورد تاييد بانك را ندارند.
وعده هاي مسئولان كاشمر براي رفع مشكلات
بخشداركوهسرخ به خبرنگارماگفت: روستاي «كريز» تمام ويژگي هاي يك روستاي هدف گردشگري را دارد و بايد تلاش خود را براي بهره برداري از آبشار و آبگرم به كار گيريم. «رضا رمضاني طرقي» ادامه داد: كوهنوردي و حيات وحش نيز مي تواند از ديگر جاذبه هاي گردشگري اين روستا باشد. وي با تاكيد بر جذب گردشگر براي توسعه آبگرم و آبشار گفت: براي بهره برداري از آبگرم و آبشار نياز به توجيه كشاورزاني داريم كه از آب آبگرم و آبشار استفاده مي كنند. رئيس اداره راه و شهرسازي كاشمر نيز در گفت و گو با خراسان رضوي درباره نصب تابلوهايي براي راهنمايي گردشگران گفت: اين كار وظيفه اداره راه و شهرسازي نيست. مهندس «غلامرضا ابراهيمي» ادامه داد: بسياري از نقاط حادثه خيز دراين جاده اصلاح شده است و در آينده نيز نقاط حادثه خيز شناسايي و اصلاح مي شود. وي درباره پيچ خطرناكي كه به يكباره 180 درجه مي پيچد گفت: تلاش مي شود در آينده نزديك اين نقطه شناسايي و اصلاح شود تا گردشگران با اطمينان خاطر بيشتري در اين مسير رفت و آمد كنند. رئيس مركز جهاد كشاورزي كوهسرخ نيز با اشاره به ميزان هدر رفت آب در جوي هاي خاكي گفت: شرايط مالي و اعتباري سال جاري به گونه اي نيست كه بتوان اين طرح ها را به طور كامل اجرا كرد. «مهندس علي اكبري» با تاكيد بر اولويت بندي جدول بندي روستاهاي كوهسرخ افزود: دهياري روستاي «كريز» بايد به لوله گذاري يا جدول بندي اقدام كند تا در صورت تخصيص اعتبار، اين طرح در روستاي كريز نيز اجرا شود. رئيس اداره منابع طبيعي كاشمر در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبني بر بستن سد بر خروجي آبشار كريز گفت: اين طرح به مطالعات اوليه نياز دارد و بايد همه جنبه هاي آن نظير آب، خاك، پوشش گياهي، اقليم، جمعيت و... بررسي شود مهندس «مظفرجلالي» ادامه داد: مطالعاتي در محدوده 70 هزار هكتاري حوزه «شش تراز» در حال انجام است و روستاي كريز نيز در شاخه فرعي «شش تراز» قرار دارد.
kohsorkh-irib.ir/news/462-چشم-نوازي-آبشار-و-دل-انگيزي-آب-گرم-در-«كريز».html
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: چشم نوازي آبشار و دل انگيزي آب گرم در «كريز»،
ادامه مطلب
كريزwikiroosta.ir/كريز
روستاي كريز/ كاشمر / خراسان رضوي
فاصلۀ روستاي كريز از مركز شهرستان حدود۵۳ كيلومتر، ارتفاع ازسطح دريا ۱۳۹۵ متر،عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۷دقيقه طول جغرافيايي ۵۸درجه و۱۷دقيقه مي باشد. اين روستا داراي امكاناتي چون: آب بهداشتي- برق- تلفن- خانۀ بهداشت- حمام خورشيدي- جاده آسفالته- مدارس ابتدايي- راهنمايي- دبيرستان- پسرانه ودخترانه است. ازتوابع شهرستان كاشمربا فاصله ۵۳ كيلومتري واقع دربخش كوهسرخ مي باشد و ازمركزبخش ري وش حدود۲۲كيلومترفاصله دارد. بخش كوهسرخ نيزدر قسمت شمالي شهرستان كاشمر واقع شده است كه به علت كوهستاني بودن واختلاف ارتفاع نقاط مختلف آن چشم اندازهاي طبيعي سرسبزبكر وبسيارزيبا دار سرتاسر اين روستا به علت قرارگرفتن در محل تلاقي دو رودخانۀ (كال گرمك وكال شش تراز) داراي مزارع وباغ ها وطبيعت بسيارزيبا است
معرفي روستا[ويرايش]
فاصلۀ روستاي كريز از مركزشهرستان حدود۵۳ كيلومتر، ارتفاع ازسطح دريا ۱۳۹۵ متر،عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۷دقيقه طول جغرافيايي ۵۸درجه و۱۷دقيقه مي باشد. اين روستا داراي امكاناتي چون: آب بهداشتي- برق- تلفن- خانۀ بهداشت- حمام خورشيدي- جاده آسفالته- مدارس ابتدايي- راهنمايي- دبيرستان- پسرانه ودخترانه است.
ازتوابع شهرستان كاشمربا فاصله ۵۳ كيلومتري واقع دربخش كوهسرخ مي باشد و ازمركزبخش ري وش حدود۲۲كيلومترفاصله دارد. بخش كوهسرخ نيزدر قسمت شمالي شهرستان كاشمر واقع شده است كه به علت كوهستاني بودن واختلاف ارتفاع نقاط مختلف آن چشم اندازهاي طبيعي سرسبزبكر وبسيارزيبا دار سرتاسر اين روستا به علت قرارگرفتن در محل تلاقي دو رودخانۀ (كال گرمك وكال شش تراز) داراي مزارع وباغ ها وطبيعت بسيارزيبا است.اين روستا به دليل آنكه ارتفاع آن ازديگر نقاط كوه سرخ كمتر است داراي هواي به نسبت ملايم تري مي باشد به همين خاطر انواع محصولات كشاورزي دراينجا به عمل مي آيد.
محصولات كشاورزي[ويرايش]
ازمحصولات كشاورزي مي توان درختان زردآلو- آلو-انگور- توت- گردو- بادام - شفتالو-سيب-گلابي- به - تمشك ودرختان غيرمثمرمانند بيد- چنار- سپيدارو... گندم- جو- زعفران-گوجه فرنگي- سيب زميني- پياز-خربزه-هندوانه- خيار - بادمجان و... مي باشد. پوشش گياهي آن انواع درختان انجير- بنه- بادامشك- ارغوان-....وانواع بوته ها مثل كنگر- گون- درمنه-پرند(پرشم)-كلپوره(مريم گلي) - آويشن - مخلصه- بومادران - و پيازكوهي - زيره سياه- ريواس -(قاقرو) كوريا (اين گياه مختص منطقه كريز مي باشد ودر ديگرنقاط كاشمر ديده نشده است وازآن دراوايل بهار براي تهيه تافتون و درروزهاي سرد زمستان ازخشك شده آن آش حوشمزه اي تهيه مي شود.)
چشم اندازهاي طبيعي ومناطق باستاني و تاريخي روستاي كريز:
۱- آبشاركريز: كه درقسمت شمالي اين روستا در دره اي باريك وبلند(تنگل) برروي كال گرمك واقع شده است. منظره اي بسياربديع و زيبا دارد كه درفصل هاي بهار وتابستان به خصوص روزهاي جمعه پذيراي اهالي ومسافرين و اردو هاي دانش آموزي مي باشد.
۲- آب گرم: نرسيده به روستاي كريز آب گرم كه در۳ كيلومتري روستا است وبراي بيماري هاي پوستي مناسب است پذيراي مسافرين مي باشد ودرصورت داشتن متولي مي تواند وضعيت بهتري داشته باشد.
۳- قلعه دختر: درسمت غرب روستا با فاصله ۸ كيلومتري دركنار شش تراز قرارگرفته احتمالا از زمان ساسانيان و بعدها در دوره اسماعيليان مورداستفاده قرار مي گرفته است.
۴ -قلعه پسر
۵ -سد شاهي: ازسنگ وخاك وآهك ساخته شده ومنسوب به دوره سلجوقي است ودرهفت كيلومتري جنوب غربي روستاي كريز بر روي رودخانه شش تراز ساخته شده و ارتفاع اوليه آن ۲۵متربوده كه گذشت زمان باعث فرسايش آن شده ودرحال حاضر۱۲متربيشترارتفاع ندارد .در يواره سدآب روهاي خاصي به صورت افقي وعمودي وجود داشته است كه درمواقع اضطراري سيلاب را كنترل مي كرده اند.
۶- قله باغ دشتكه بلندترين نقطه شهرستان كاشمر است دركنارروستا قراردارد و چون نگيني مي درخشد و ازبسياري ازمناطق كوهسرخ رويت مي شود. اين كوه با ارتفاع ۲۴۸۴متردرمحدوده شهرستان كاشمــر،بخش وكوه سرخ،دهستان بر رود و در ۳۰ كيلومتري شمـال غـربي شهرستـان كاشمـردر روستـاي كــريــز واقـع شده است.جهت كوه شمــال شرقـي – جنوب غربـي بوده ومختصات جغــرافيايي قله آن(طول جغرافيـــــايي ۵۸ درجه و۱۶ دقيقه شرقي وعرض جغرافيايي ۳۵ درجه و۲۸ دقيقه شمالي ) مي باشد.
۷-كال شش تراز(كال طرق):طول ۷۸كيلومتر ،ارتفاع سرچشمه ۱۸۰۰متر، ارتفاع ريزش گاه ۸۷۵ متر، حداكثرحجم آب سالانه ۷۴ ميليون مترمكعب. حداقل حجم آب سالانه ۸ ميليون مترمكعب ،ميانگين آب دهي(دبي) سالانه ۳۳ميليون مترمكعب، شيب متوسط ۲/۱درصد جهت غربي سپس جنوب غربي .اين رودخانه ازتلاقي كال شوراب ونهرشوراب در۲۴كيلومــتـــري شمال شــــرق كاشمـــر(بخش كــــــوه ســـرخ حوالي تنورجه) تشكيل شده وضمن عبور ازمنطقه كوه سـرخ ازكنارروستاهاي كوشه نما وكوشه مي گذرد و باكال هاي موشك وايور مخلوط مي شود سپس ازريوش – طــرق- قراچــــه – كلاته پايين دره گذشته، كال گرمو(تجرود) ودرروستاي كريزكال گرمك(كال بندقراء) به آن مي ريزد ودر طول مسير چندين كال كوچك وبزرگ ديگر مانند دربناي – خوشاب(سد شاهـــــي دراينجابرروي شش تراز بسته شده است) وكال غوزستان به كال شش تـــــــراز مي پيوندد وبه سوي جنوب غرب ادامه مسيرمي دهد ضمن سيراب ساختن روستــــــــــــاهاي ايرج آباد وكنـــدردر۳۰كيلومتري جنوب غرب كاشمر با كال شوردرهم مي آميزد و درگذشته درسال هاي پرباران روستاهــــــــــــــاي مهدي آباد وسعدالدين را سيراب مي كرد و وارد دشت كويـــــر مي شد ولي امروزه با بستن سد شهيد مدرس آب اين رودخانه درفصل زمستان و بهــــار در پشت سد ذخيره شده و به مصرف كشاورزي مي رسد.
منبع[ويرايش]
وبلاگ روستاي كريز
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: روستاي كريز/كاشمر/ خراسان رضوي،
ادامه مطلب
|
|
 |
|
|
|

[بزرگنمايي تصوير]
تاريخ ثبت : 17/11/1387
تعداد بازديد : 1282
|
|
[ دهستان بررود ]
|
دهستانهاي شهرستان كاشمر :
الف : بخش مركزي :
1- دهستان بالا ولايت
2- دهستان پايين ولايت
ب : بخش كوهسرخ :
-
دهستان بررود
-
دهستان بركوه
-
دهستان تكاب
n دهستان بر رود : ( Bar rood)
اين دهستان با مركزيت روستاي طرق ( Tarq ) در قسمت شمالشرقي كشور و نسبت به استان خراسان در قسمت غرب و در سمت شمالغربي شهر كاشمر قرار گرفته است . از طرف شمال به دهستان تكاب كوهسرخ ، از شرق به دهستان بركوه كوهسرخ و پايين ولايت بخش مركزي كاشمر ، از جنوب به دهستان رستاق و شش طراز خليل آباد ، از مغرب به دهستان كوهپايه و ربع شامات سبزوار مرتبط مي باشد . مساحت تقريبي آن 16/ 409 كيلومترمربع است . روي همرفته دهستاني است كه ارتفاعات آريا در قسمت شمال آن ديده مي شود و بلندترين ارتفاع آن از سطح دريا2373 متر مي باشد . همچنين كوههاي ديگري بنام كوه سياه در قسمت جنوب آن از شرق به غرب كشيده شده است با توجه به ارتفاع دهستان موصوف از سطح دريا و وضع آن از نظر نوع خاك بيشتر سرزميني كوهستاني است كه مستعدبراي فعاليتهاي كشاورزي ، مرغداري ، باغداري ، دامداري ميباشد .
با توجه به ميزان بارندگي در اين دهستان رودخانه هاي دائمي مشاهده مي شود كه مهمترين آنها رودخانه ششطراز ميباشد كه به عنوان مهمترين رودخانه شهرستان كاشمر مي باشد. در اين دهستان خط القعر منطقه را تشكيل و بصورت زاينده رود چشمه سارهاي بسياري در كف آن جريان داشته ، شعبات كوچك و بزرگي به آن ملحق گرديده و در دهانه كريز به جلگه كندر و خليل آباد وارد ميشود ، علاوه بر آّبياري زمينهاي اين دهستان ، شش طراز را نيز مشروب ميكند.
- آب و هوا : نزولات آسماني در اين دهستان با توجه به موقعيت جغرافيايي نسبتا زياد است و با توجه به مطالعات كارشناسي در سال به حدود 270 ميليمتر مي رسد .
- قوميت ، دين ، زبان : مردم دهستان بررود از تيره پارتي اقوام آريايي كه از زمانهاي قبل از اسلام در اين نواحي مسكن گزيده اند . زمان مردم فارسي لهجه كاشمر آميخته با گويش نيشابوري مي باشد . دين اكثر مردم منطقه اسلام و شيعه مي باشد . مردم اين منطقه استعداد قابل توجهي در فعاليتهاي دامداري ، كشاورزي ، قالي بافي، جاجيم بافي ، پارچه بافي ، گل دوزي ، پرورش كرم ابريشم و درختان ميوه دارند . دهستان بررود مجموعه ايست همگن كه داراي نقاط مشترك فرهنگي ، قومي ، مذهبي بوده و ساكنين محدوده معين شده از قديم الايام با يكديگر زندگي كرده و روابط خويشاوندي و آشنايي دارند . تقريبا درصد بسيار كمي از نيروي فعال به كار دامداري اشتغال دارند كه بيشتر بشكل پرورش گوسفند ، بز و گاو است . در دهستان مورد بحث وجود معادن زغال سنگ و نمك و شن و ماسه و گچ و آهك كشف گرديده است كه كمابيش مورد بهره برداري قرار گرفته است . مركزيت اين دهستان روستاي طرق فاصله تقريبي 43 كيلومتر با كاشمر دارد .
|
|
|
|
www.eivar.ir/product.php?pdId=11
نوشته شده در تاريخ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ توسط احمداسماعيلي كريزي نظرات (0)
برچسبها: دهستان بررود(دهستانهاي شهرستان كاشمر)،
ادامه مطلب
بررود كريز:

بررود كريز نام سايتي است كه براي وبلاگ خود انتخاب كرده ام ،كريز محل تولد اينجانب ، نام روستائي است در استان خراسان رضوي شهرستان كاشمر ،بخش كوهسرخ ودر شرايط فعلي شهرستان ريوش ( كوهسرخ) اين روستا در منتهي اليه غربي ريوش واقع شده است با قدمت تاريخي زياد وفرهنگي كهن ومركز پرورش نخبگان وفرهيختگان فراواني است ،
اين روستا همراه با جوشش انقلابي قبل از پيروزي انقلاب وحمايت بي دريغ از امام خميني و رهبر معظم انقلاب اسلامي است ،
روستائي كه تعداد فراوان علما وطلاب علوم ديني آن زبانزدهمگان است، روستائي كه تعداد زيادي نيروي مؤثر ومفيد در خود تربيت كرده كه هركدام در مسؤليت هاي مهم علمي واجرائي كشور مشغول به خدمت هستند،
روستائي كه شهداي فراواني تقديم انقلاب نموده وايثارگران زيادي دارد،
روستائي داراي جانبازان فراوان
روستائي كه جوانان شاغل آن در نيروهاي مسلح تبلور خاصي دارد
روستائي مذهبي ، بامردمي باصفا ، كم توقع ومدافع انقلاب اسلامي ،
بررود نيز نام منطقه يا كناره رود خانه اي است كه تعدادزيادي از روستاهاي كوهسرخ در حاشيه يا مجاورت آن قرار گرفته است ،و نام دهستان بررود را به خوداختصاص داده است واين نام تركيبي بر گرفته از وجود همان روستاها و رود خانه ونهر بزرگ يا به زبان محلي ( كال) مي باشد
وانتخاب نام سايت بررود كريز، براي اين وب لاگ ، بدان معنا است كه اين اطلاعات همانند رودخانه اي ست جاري ، صاف وبي آلايش ، پويا وبدون توقف ، دور از جنجال هاي سياسي ، همراه بادفاع از ارزش هاي حياتي جامعه اسلامي وانقلابي ، برخاسته از مجاورت روستاي كريز، وتبلور انديشه جوانان آن منطقه، صفا وصميميت واخبار ساده وبي دروغ وكلك را برا ي همكان چون آبي صاف ورودي جاري، به نمايش مي گذارد.
احمد اسماعيلي كريزي "بيست وهفتم ارديبهشت ماه سال يكهراروسيصدونودوچهارهجري شمسي"

ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:09 PM ] [
احمد ]
بررود كريز چيست ؟ علت انتخاب آن براي نام سايت چيست؟
بررودكريز

بررود كريز نام سايتي است كه براي وبلاگ خود انتخاب كرده ام ،كريز محل تولد اينجانب ، نام روستائي است در استان خراسان رضوي شهرستان كاشمر ،بخش كوهسرخ ودر شرايط فعلي شهرستان ريوش ( كوهسرخ) اين روستا در منتهي اليه غربي ريوش واقع شده است با قدمت تاريخي زياد وفرهنگي كهن ومركز پرورش نخبگان وفرهيختگان فراواني است ،
اين روستا همراه با جوشش انقلابي قبل از پيروزي انقلاب وحمايت بي دريغ از امام خميني و رهبر معظم انقلاب اسلامي است ،
روستائي كه تعداد فراوان علما وطلاب علوم ديني آن زبانزدهمگان است، روستائي كه تعداد زيادي نيروي مؤثر ومفيد در خود تربيت كرده كه هركدام در مسؤليت هاي مهم علمي واجرائي كشور مشغول به خدمت هستند،
روستائي كه شهداي فراواني تقديم انقلاب نموده وايثارگران زيادي دارد،
روستائي داراي جانبازان فراوان
روستائي كه جوانان شاغل آن در نيروهاي مسلح تبلور خاصي دارد
روستائي مذهبي ، بامردمي باصفا ، كم توقع ومدافع انقلاب اسلامي ،
بررود نيز نام منطقه يا كناره رود خانه اي است كه تعدادزيادي از روستاهاي كوهسرخ در حاشيه يا مجاورت آن قرار گرفته است ،و نام دهستان بررود را به خوداختصاص داده است واين نام تركيبي بر گرفته از وجود همان روستاها و رود خانه ونهر بزرگ يا به زبان محلي ( كال) مي باشد
وانتخاب نام سايت بررود كريز، براي اين وب لاگ ، بدان معنا است كه اين اطلاعات همانند رودخانه اي ست جاري ، صاف وبي آلايش ، پويا وبدون توقف ، دور از جنجال هاي سياسي ، همراه بادفاع از ارزش هاي حياتي جامعه اسلامي وانقلابي ، برخاسته از مجاورت روستاي كريز، وتبلور انديشه جوانان آن منطقه، صفا وصميميت واخبار ساده وبي دروغ وكلك را برا ي همكان چون آبي صاف ورودي جاري، به نمايش مي گذارد.
احمد اسماعيلي كريزي
"بيست وهفتم ارديبهشت ماه سال يكهزاروسيصدونودوچهارهجري شمسي"

ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:08 PM ] [
احمد ]
شعب ابوطالب ( ع)

يكي از اماكن تاريخي مكه شعب ابي طالب است اين شعب ياد آور سه سال محاصره سياسي اقتصادي واجتماعي پيامبر گرامي اسلام (ص) وهمراهان ايشان از طرف مشركين است ،اين شعب بيان گر فداكاري هاي حضرت ابوطالب( ع) وفرزندان آن بزرگوار درجهت حفاظت از حضرت پيامبر( ص) است، جناب ، ابوطالب (ع) ، علي (ع) رابيشتر شبها بجاي پيغمبر( ص) مي خوابانيد،واز ترس اينكه نيمه شب پيغمبر (ص) را نكشند ،هرگاه آن جناب خواب مي رفت ،رختخواب خودرا در يك طرف پيغمبر (ص) مي انداخت ومحل خواب يكي از فرزندانش را در طرف ديگر قرار مي داد وپيغمبر (ص) را در وسط مي گرفتند وحمزه پيوسته با شمشير در گرد پيغمبر (ص) گردش مي كرد. ،اين شعب شاهد حراست علي بن ابي طالب از جان رسول ص) خدا است (هنگامي كه پيامبر اسلام به نماز مي ايستاد حضرت علي (ع) به امر پدر همچون سرباز فداكاري از جان پيامبر (ص) حراست مي كرد) اين شعب ياد آور ايثار وفداكاري،بذل مال واز جان گذشتگي حضرت خديجه (س) در حمايت از پيامبر( ص) است . محل شعب شامل فضاي وسيعي است كه پس از مسعي قرار گرفته و اكنون سنگ فرش است زماني كه زائران از مسجد الحرام خارج شده از باب العباس يا باب السلام بيرون آمده به فضاي بازي مي رسند(فضاي پشت صفاومروه بطرف مولد النبي ) كه پائين كوه ابوقبيس است و بعد از اندكي آغاز شعب ابي طالب است اين شعب محل تولد پيامبر(ص) و محل معراج او نيز هست،كه در خانه ام هاني دختر ابوطالب اتفاق افتاده و در طرح توسعه خراب شده است .
منبع : كتاب حرمين شريفين ،نوشته حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي

ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:06 PM ] [
احمد ]
موقعيت و تاريخچه
روستاي كريز از توابع بخش كوهسرخ شهرستان كاشمر، با مختصات جغرافيايي ۵۸ درجه و ۱۸ دقيقه طول شرقي و ۳۵ درجه و ۲۸ دقيقه عرض شمالي، در ۴۸ كيلومتري شمال غربي كاشمر قرار گرفته است.
اين روستا از سطح دريا ۱۴۰۰ متر ارتفاع دارد و آب و هواي آن معتدل كوهستاني، با زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل است.
روستاي كريز از شمال غربي به كوه باغ دشت و از جنوب شرقي به كوه پلنگوان محدود ميشود. رودخانه كال كرمگ از جنوب روستا عبور ميكند.
روستاي كريز يكي از روستاهاي قديمي و كهن شهرستان كاشمر به شمار ميآيد. بند شاهي، از آثار ملي ثبت شده، در نزديكي روستا واقع شده است و بر قدمت روستاي كريز دلالت دارد
مردم روستاي كريز به زبان فارسي با لهجه محلي سخن ميگويند، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.
الگوي معيشت و سكونت
براساس نتايج سرشماري سال ۱۳۷۵، روستاي كريز ۱۳۲۶ نفر جمعيت داشته است كه در سال ۱۳۸۵، به حدود ۱۴۵۰ نفر افزايش يافته است.
اقتصاد روستاي كريز، بر پايه فعاليتهاي زراعي، باغداري و دامداري استوار شده است.
گروهي از مردم روستا در امور خدمات و صنايع دستي اشتغال دارند.
مهمترين محصولات زراعي روستا گندم، پنبه، ترهبار و غلات است كه در اراضي ديم و آبي روستا كشت ميشوند. گردو، بادام، زردآلو، آلو، هلو و انگور از محصولات سردرختي روستاست.
مراتع غني پيرامون روستا، موجبات رونق دامداري را فراهم آورده و پنير، ماست و كره، مهمترين و معروفترين محصول آن است.
زنان روستاي كريز با توليد صنايع دستي نقش مهمي در بهبود اقتصادي و درآمد خانوار روستايي دارند.
روستاي كوهپايهاي كريز، بافت مسكوني متمركزي دارد. كوچههاي آن نامنظم و پيچ در پيچ است.
منظره خانههاي روستايي با ديوارهاي گلي و سقفهاي مسطح، درآميختگي فضاي كالبدي روستا را با محيط طبيعي بطور زيبايي به نمايش گذاشته است.
شكل خانهها و بهرهوري از فضاهاي دروني آن، از نوع معيشت و ميزان درآمد اقتصادي ساكنين آن تأثير پذيرفته است.
مصالح به كار رفته در ساختمانهاي قديمي شامل گل، سنگ، خشت و چوب است، ولي در ساخت خانههاي جديد از مصالح سيمان، گچ، آجر و تيرآهن استفاده ميشود.
جاذبههاي گردشگري
منابع غني آب، ارتفاعات سرسبز و زيبا، چشمه آب معدني و امكانات اقامتي براي گردشگران، روستاي كريز را به خصوص در سه فصل اول سال، به يكي از مراكز تفرجگاهي جذاب در سطح منطقه تبديل نموده است. برخي از جاذبههاي روستاي كريز عبارتند از:
رودخان كال كرمگ، از جنوب روستاي كريز عبور ميكند. اين رودخانه از ارتفاعات باغ دشت و كوه كمرسياه سرچشمه ميگيرد و پس از مشروب نمودن اراضي زراعي و باغهاي روستا، به رودخانه كال شش تراز ميپيوندد. حواش رودخانه در فصول بهار و تابستان مكان مناسبي جهت گذران اوقات فراغت و تفريح و تفرج به شمار ميآيد.
ارتفاعات اطراف روستاي كريز مشتمل بر كوه باغ دشت در شمال غربي و كوه پلنگوان در جنوب شرقي روستاست. بخشي از اين ارتفاعات، از درختان انبوه پوشيده شده و بخشي ديگر مراتعي هستند كه انواع گياهان دارويي و صنعتي در آنها ميرويد. در دامنه اين ارتفاعات سرسبز و زيبا، چشمهساران متعددي از دل كوه ميجوشد. طراوت و دلپذيري چشمهسارها، زيبايي كوهستان را دو چندان مينمايد.
در فاصله ۱۷ كيلومتري روستا، بر دامه كوه سياه و در قسمت غربي شهر ريوش، آب معدني كريز واقع شده است. اين چشمه آب معدني، املاح و مواد معدني سودمندي دارد و هر ساله، گردشگران زيادي از شهرها و روستاهاي اطراف، براي استفاده از خواص درماني اين آب معدني، به روستا مراجعه ميكنند. آبشار بسيار زيبايي در نزديكي روستا قرار دارد. برخورد آب با سنگها و صداي گوشنواز آن، همراه با منظره سرسبز و زيباي درختان و گياهان كم نظير اطراف آبشار، سبب شده است كه هر ساله، گردشگران فراواني از آن ديدار كنند.
سد شاهي يا بند شاهي از جاذبههاي تاريخي روستاست. اين سد كه در هزار متري روستا واقع شده، نشان دهنده تاريخ و گذشته با شكوه آن است كه امروزه به يكي از مكانهاي تاريخي و تفرجگاهي مورد توجه گردشگران تبديل شده است. اين اثر تاريخي، در فهرست آثار ملي ثبت شده است.
برگزاري مراسم و تشريفات ويژه اعياد و عزاداريهاي ملي و مذهبي در ميان مردم روستا كريز معمول است. آنان در آستانه تحويل سال نو به پيشواز عيد باستاني نوروز ميروند و مراسم شب يلدا، چهارشنبه سوري و سيزده به در را با رسوم ويژه آن برگزار ميكنند. در اعياد مذهبي به جشن و سرور و در ايام محرم و وفات و شهادت ائمه به عزاداري ميپردازند. اجراي انواع آوازها، ترانهها و رقصهاي محلي همراه با نواختن آلات متنوع موسيقي، از ويژگيهاي جشنها و عروسيهاي در روستاي كريز است.
پوشاك مردم روستاي كريز به تدريج به پوشاك رايج در شهرها تبديل شده است. برخي از زنان روستا در مراسم و جشنهاي محلي از لباسهاي محلي استفاده ميكنند. اين لباسهاي زيبا از پارچههاي طرحدار با رنگهاي شاد تهيه ميشوند و با زيورآلات و پولكهاي رنگي تزيين ميشوند.
صنايع دستي روستاي كريز مشتمل بر پارچه بافي و قالي بافي است كه به دست هنرمندانه زنان روستايي صورت ميگيرد.
انواع آش، اشكنه بند، كمه جوش، اشكنه سماق، اشكنه قورمه، گرماس، اشكنه گوجه فرنگي، اشكنه تخم خربزه، بلغور شير، خورشت كريا و قوروتي از غذاهاي محلي خوش طعم و لذيذ روستاي كريز است. طبخ انواع غذاهاي گوشتي مانند كبابها و خورشتها نيز، در روستا رواج دارد.
دسترسي: روستاي كريز از طريق شهر كاشمر با جادهاي آسفالت قابل دسترسي است.
مشكلات:۱٫نداشتن دبيرستان ۲٫نداشتن گاز ۳٫آسفالت نبودن كوچه ها ۴٫عدم آنتن دهي موبايل
استان خراسان رضوي
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 11:05 PM ] [
احمد ]
قضاوت یک منصب الهی است
-
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور؛
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور گفت: قضاوت فقط یک موضوع اجتماعی نیست بلکه یک منصب الهی است.

به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد، حجت الاسلام والمسلمین محمد کاظم بهرامی در مراسم معارفه دادستان نظامی خراسان رضوی افزود: قضاوت یک امر الهی است و آنان نیز با اجازه خداوند قضاوت می کردند، دیگران نیز در قضاوت باید از پروردگار اجازه بگیرند.
وی با اشاره به کلمه حق که 257 بار در قرآن تکرار شده، ادامه داد: خداوند بحق حکم می دهد و آفرینش زمین وآسمان نیز بر حق و هدفمند بوده و بازیچه نیست لذا انسان نیز باید حق گرا و به دنبال حق باشد.
وی بیان کرد: یک قاضی چون جانشین خدا است باید درست عمل کند زیرا وقتی بشر به عنوان خلیفه الله معرفی شده باید کارهایش نمونه کارخدا باشد.
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور گفت: وقتی حکم و قضاوت خدا برحق است، خلیفه اش نیز باید برحق باشد، از هوای نفس پیروی نکند چراکه از راه خدا منصرف می شود.
وی افزود: یک قاضی باید هم استقلال بیرونی داشته باشد تا تحت تاثیر عوامل بیرونی مانند تهدید، فشار و جبر قرار نگیرد و هم استقلال درونی تا از اسیر امیال نفسان نشود زیرا قاضی باید از درون خود رابسازد تا از مسایل بیرونی در امان باشد.
حجت الاسلام والمسلمین محمد کاظم بهرامی اظهار کرد: سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی یک سازمان غنی است و نیروهای ارزشمند و ارزشی در آن فعالیت می کنند.
وی با اشاره به قتلها و ضرب جرح هایی که در نیروز انتظامی رخ می دهد، گفت: این مسایل به نیروی انتظامی ضربه میزند و قتلها مانند زخمی در جامعه است که برای زدودن آن راه علاج پیاده کنیم تا باعث بدبینی مردم نشود.
در این آقای خاکشور کامه علیا به عنوان دادستان نظامی خراسان رضوی معرفی واززحمات آقای حسینی قدردانی شد.
انتهای پیام/ز
تگ : قضاوت ,سازمان ,نیروهای ,الهی ,مسلح ,قضایی ,نیروهای مسلح ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی ,خراسان رضوی ,رییس سازمان ,سازمان قضایی نیروهای ,رییس سازم
منبع این نوشته
با عدالت قضایی باید جان، مال و آبرو افراد از تعرض در امان باشد
-
نوشته شده توسط : Admin
1394/5/5 دوشنبه
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح گفت: پیشگیری از وقوع جرم بسیار مهم است خصوصاً برای نیروهای مسلح که کارشان اثرگذار و سرمایههای مملکت هستند.
حجتالاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسانجنوبی با بیان اینکه عدالت در همه جوامع به خصوص نظام و حکومت اسلامی بسیار با اهمیت است، گفت: بنا به روایات کسانی که به حق قضاوت میکنند اهل بهشت خواهند بود.
وی عدالت را معیاری دانست که همه چیز با آن سنجیده میشود و افزود: زندگی درست در پرتو عدالت میسر است.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح با بیان اینکه بحث عدالت شاه بیت سخنان امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه و دوران پنج ساله حکومت حضرت است، افزود: وقتی روایات مربوط به دوران آخر زمان و ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی شریف) را ملاحظه میکنیم بیشترین موضوعی که به آن برخورد میکنیم بحث برپایی عدالت و قسط در جامعه است و خداوند به خاطر وجود حضرت عالم را سرشار از عدالت میکند.
بهرامی با تأکید بر اینکه حق و عدالت در توصیف کردن بسیار وسیع است، یادآور شد: اما عمل کردن به آن بسیار سخت و کم است.
وی با اشاره به اینکه حافظان امنیت و مجموعه نیروهای مسلح و دستگاه قضایی در امنیت نقش اساسی دارند، تصریح کرد: باید برای پیشگیری از وقوع جرم تلاش شود تا کشور امنی داشته باشیم.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح با بیان اینکه عدالت حوزههای وسیعی شامل سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی و فردی را دربرمیگیرد، گفت: اما مهمترین بحث عدالت در مقام قضایی است و در هر کجایی انحراف باشد دستگاه قضایی باید وارد شود و آن را مرتفع کند.
بهرامی با اشاره به اینکه خداوند از همه انسانها خواسته عادل باشند این سوال را مطرح کرد که چگونه میتوانیم با پیروی از هوای نفس و آرزوها و دنبال حزب بودن، در جامعه عدالت اجتماعی را برقرار و اثرگذار باشیم.
وی با تاکید بر اینکه بحث خودسازی و کارهای فرهنگی بسیار کارساز است، ادامه داد: در جامعهای که افراد به دنبال هوای نفس خود هستند اگر مجسمه عدالت یعنی امیرالمومنین علیه السلام نیز در رأس جامعه قرار بگیرد، میبینیم که چگونه افراد از گرد حضرت پراکنده میشوند.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح تاکید کرد: با عدالت قضایی باید جان، مال و آبرو؛ شغل و مسکن افراد از تعرض در امان باشد و در کشور ما که داعیه حکومت اسلامی داریم باید برای ما چیزی مهمتر از اقامه حق و دفع باطل نباشد.
بهرامی افزود: اگر حکومت در خدمت اقامه حق باشد میتوان ادعا کرد مسلمان هستیم و اما در غیر این صورت در پیروی ما از ائمه اطهار علیه السلام نقص وجود دارد و خوشبختانه این اراده در دولتمردان و مسئولان و نیروهای مسلح نظام اسلامی وجود دارد.
وی با بیان اینکه باید موضوع آموزشهای قضایی جدی گرفته شود، گفت: بحث پیشگیری از وقوع جرم بسیار مهم است خصوصاً برای نیروهای مسلح که کارشان اثرگذار و سرمایههای مملکت هستند.
در این مراسم لوح تقدیری از سوی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح به پاس زحمات غلامرضا نصرتی رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان جنوبی اهدا و طی حکمی علی ناصری به عنوان ریاست جدید این سازمان معرفی شد.
گفتنی است در این جلسه محمد حسین محمدپور نیز به عنوان دادستان جدید نظامی خراسان جنوبی منصوب شد.
رئیس جدید سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان جنوبی در این جلسه، ایجاد امنیت روحی و روانی برای مراجعین و امکان ملاقات حضوری و معاضدت قضایی را از جمله برنامه های خود در این سازمان عنوان کرد.
دادستان نظامی جدید خراسان جنوبی نیز در این جلسه به سخنان مقام معظم رهبری در آخرین دیدار خود با مسئولان قوه قضائیه اشاره کرد و گفت: ایشان در این دیدار بر رفتار و روش صحیح قضا تاکید کرده و فرمودند: «باید در برابر عوامل مخدوش کننده قضا ایستاد».
محمد حسین محمدپور بیان کرد: تلاش خواهم کرد تا همانند سال های گذشته در اجرای عدالت بر مبنای نظم و انضباط در یگان ها کمک کنم.
وی ادامه داد: امیدواریم به پشتوانه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در این خطه از سرزمین کشور بتوانم خدمتگزار صدیق بوده و به یاد داشته باشم که فرصت خدمت کردن به مردم محدود است و باید از این فرصت برای ذخیره آخرت استفاده کرد.
کسب رتبه نخست کشوری خراسان جنوبی در کاهش پرونده دادسراها
رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان جنوبی نیز در این جلسه گفت: در سال ۹۳ ارزیابی عملکرد در بحث قضایی که اولین رسالت و یک مرجع قضایی محسوب می شود، خراسان جنوبی موفق به کسب رتبه دوم کشوری شد.
غلامرضا نصرتی از کاهش موجودی پرونده ها در دادسراهای استان خبر داد و افزود: ابتدای سال ۹۳ موجودی پروندهها به صفر رسیده در بحث کاهش محدود پروندههای دادسراها رتبه یک کشوری را کسب کردهایم.
وی با بیان اینکه ۱۰۰ درصد آراء دادگاه نظامی خراسان جنوبی در دیوان یک عالی کشور تایید شده است، بیان داشت: در ۱۰۰ درصد اجرای برنامههای فرهنگیو روابط عمومی نیز رتبه یک کشوری را برای دومین سال متوالی کسب کرده ایم.
رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان جنوبی با اشاره به اینکه در آگاه سازی نیروهای مسلح جزو پنج استان برتر کشور بودهایم، عنوان داشت: اگر در سازمانی موفقیتی حاصل می شود نتیجه همدلی و همکاری است.
تگ : قضایی ,نیروهای ,عدالت ,مسلح ,سازمان ,اینکه ,نیروهای مسلح ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی ,خراسان جنوبی ,رئیس سازمان ,سازمان قضایی نیروهای ,رئیس سا
منبع این نوشته
پیامکهای تسلیت شهادت امام صادق(علیهالسلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
پیامکهای تسلیت شهادت امام صادق(علیهالسلام)
- مولا جان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی(علیهالسلام) به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
ما را بگیر دست، که از پا افتادهایم آقا! به حق تربت پنهان مادرت(علیهاالسلام) !
- چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامیدارد! چگونه به این اشکهای ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
- صدای گریه میآید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت!
- صادق که اساس دین از او شد معمور بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا مسموم شد از ظلم و جفای منصور
- امام صادق علیهالسلام میفرماید:
دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند، مردم حرامهای خدا را حلال میشمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند.
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، امام صادق علیهالسلام بر شما تسلیت باد.
- ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه عالم از ماتم تو غرق عزا
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.
- بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
- امام جعفر صادق علیهالسلام:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
حرص بر دنیا .
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
- امام صادق علیهالسلام:
(به وسیله اعمالتان) مایهی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما .
خدایا بحق امام صادق علیهالسلام، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما .
- امام صادق علیهالسلام:
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید .
- الا ای لالهی خوشبو، عزیز آل پیغمبر که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
- بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت بار دیگر آشیانی در میان شعلهها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز محبت میآورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز دشمنـى مـىآورد: دو رویـى، ستـم و خـودبینـى .
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز در هر كس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: كسی که دروغ میگوید، کسی که وعده میدهد و خلاف عمل میکند، و کسی که امین میدانندش ولی او خیانت نماید.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
با احمق مشورت نكن، از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم .
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من هدیه كنـد.
- این آتشی که شعله زده بینِ خانهام ارثی بُوَد که ز مادر به من رسید
- شیعه بی قرآن ناطق گشته است جسمِ صادق چون شقایق گشته است
- دل شیعه ز من آرام گیرد تشیع از تلاشم نام گیرد
به راه دین شدم راضی به این امر که سَمّ دشمن از من کام گیرد
- دین از تو پدیدار شده حضرت صادق شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
- دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور آن جا بصرم تار شده حضرت صادق
- خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم
- تو مکتب تشیعت، شیعه شدم رهام نکن نذار که دشمنات کنند دلم رو غارت آقا جون
- جان میدهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق
- پرپر شده شقایق مولا امام صادق
مسموم زهرِ کین شد از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا از داغ او حزین شد
- شیخ الائمه بنگر گشته تنش صنوبر
زهرِ عدو چه کرده با جسم پاک و اطهر
- کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه
در لحظهی عبادت با زور و تازیانه
با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
- استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته
- شبِ شهادت تو اومدهام بدونی که دل از این مصیبت حکایتش جنونه
به پای روضههای غمین و جانگذازت بقیعِ خلوتت رو دل میکنه بهونه
- شیعیان رهبر ما را كشتند صادق آل عبا را كشتند
نور چشم علی و فاطمه را وارث كرب و بلا را كشتند
- دل او را دل شب آزردند از در و بام هجومش بردند
ریسمان چونكه به دستش بستند غنچههایش به حرم پژمردند
- هر زمان رنگ جفا را میدید كوچه و كرب و بلا را میدید
خانهاش چونكه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید
- پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود در اعتلای نهضت جدش سهیم بود
مسندنشین کرسی تدریس علمها شایستهی صفات حکیم و علیم بود
- مولاجان، یا اباعبدالله، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
التماس دعا
گروه دین و اندیشه تبیان
مهری هدهدی
تگ : صادق ,امام ,علیهالسلام ,شیعه ,فرمود , ,صادق علیهالسلام ,امام صادق ,علیهالسلام فرمود ,حضرت صادق ,قرآن ناطق ,صادق علیهالسلام فرمود ,پی
منبع این نوشته
پیامکهای تسلیت شهادت امام صادق(علیهالسلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
پیامکهای تسلیت شهادت امام صادق(علیهالسلام)
- مولا جان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی(علیهالسلام) به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
ما را بگیر دست، که از پا افتادهایم آقا! به حق تربت پنهان مادرت(علیهاالسلام) !
- چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامیدارد! چگونه به این اشکهای ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
- صدای گریه میآید! ... صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت!
- صادق که اساس دین از او شد معمور بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا مسموم شد از ظلم و جفای منصور
- امام صادق علیهالسلام میفرماید:
دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند، مردم حرامهای خدا را حلال میشمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند.
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، امام صادق علیهالسلام بر شما تسلیت باد.
- ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه عالم از ماتم تو غرق عزا
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.
- بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
- امام جعفر صادق علیهالسلام:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
حرص بر دنیا .
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
- امام صادق علیهالسلام:
(به وسیله اعمالتان) مایهی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما .
خدایا بحق امام صادق علیهالسلام، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما .
- امام صادق علیهالسلام:
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید .
- الا ای لالهی خوشبو، عزیز آل پیغمبر که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
- بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت بار دیگر آشیانی در میان شعلهها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز محبت میآورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز دشمنـى مـىآورد: دو رویـى، ستـم و خـودبینـى .
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز در هر كس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: كسی که دروغ میگوید، کسی که وعده میدهد و خلاف عمل میکند، و کسی که امین میدانندش ولی او خیانت نماید.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
با احمق مشورت نكن، از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم .
- امام صادق علیهالسلام فرمود:
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من هدیه كنـد.
- این آتشی که شعله زده بینِ خانهام ارثی بُوَد که ز مادر به من رسید
- شیعه بی قرآن ناطق گشته است جسمِ صادق چون شقایق گشته است
- دل شیعه ز من آرام گیرد تشیع از تلاشم نام گیرد
به راه دین شدم راضی به این امر که سَمّ دشمن از من کام گیرد
- دین از تو پدیدار شده حضرت صادق شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
- دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور آن جا بصرم تار شده حضرت صادق
- خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم
- تو مکتب تشیعت، شیعه شدم رهام نکن نذار که دشمنات کنند دلم رو غارت آقا جون
- جان میدهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق
- پرپر شده شقایق مولا امام صادق
مسموم زهرِ کین شد از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا از داغ او حزین شد
- شیخ الائمه بنگر گشته تنش صنوبر
زهرِ عدو چه کرده با جسم پاک و اطهر
- کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه
در لحظهی عبادت با زور و تازیانه
با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
- استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته
- شبِ شهادت تو اومدهام بدونی که دل از این مصیبت حکایتش جنونه
به پای روضههای غمین و جانگذازت بقیعِ خلوتت رو دل میکنه بهونه
- شیعیان رهبر ما را كشتند صادق آل عبا را كشتند
نور چشم علی و فاطمه را وارث كرب و بلا را كشتند
- دل او را دل شب آزردند از در و بام هجومش بردند
ریسمان چونكه به دستش بستند غنچههایش به حرم پژمردند
- هر زمان رنگ جفا را میدید كوچه و كرب و بلا را میدید
خانهاش چونكه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید
- پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود در اعتلای نهضت جدش سهیم بود
مسندنشین کرسی تدریس علمها شایستهی صفات حکیم و علیم بود
- مولاجان، یا اباعبدالله، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
التماس دعا
گروه دین و اندیشه تبیان
مهری هدهدی
تگ : صادق ,امام ,علیهالسلام ,شیعه ,فرمود , ,صادق علیهالسلام ,امام صادق ,علیهالسلام فرمود ,حضرت صادق ,قرآن ناطق ,صادق علیهالسلام فرمود ,پی
منبع این نوشته
مردم برای اهدای قلب به آیتالله خامنهای صف کشیدند/تصاویر
-
نوشته شده توسط : Admin
تگ : الاسلام ,نوشته ,اسماعیلی ,کتاب ,اسماعيلي ,کریزی ,اسماعیلی کریزی ,مبارک رمضان ,اسماعيلي كريزي ,کتاب حرمین ,حرمین شریفین ,حرمین شریفین نوشته ,کتا
منبع این نوشته
هاشمی رفسنجانی: آیتالله خامنهای در ایران جایگزینی ندارد
-
نوشته شده توسط : Admin
هاشمی رفسنجانی: آیتالله خامنهای در ایران جایگزینی ندارد
ئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه با روزنامه الوفاق با بیان اینکه آیت الله خامنه ای در ایران جایگزینی ندارد
اخبار سیاسی،هاشمی رفسنجانی: آیتالله خامنهای در ایران جایگزینی ندارد: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه با روزنامه الوفاق با بیان اینکه آیت الله خامنه ای در ایران جایگزینی ندارد، افزود: ایشان الان محور اساسی هم برای حیات انقلاب و هم امنیت کشور هستند.
به گزارش ایران مطلب به نقل از الف: مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه عربی زبان الوفاق در پاسخ به پرسشی درخصوص روابط خوب و عمیق خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی افزود: بله؛ ما از جوانی با هم دوست بودیم. من پنج سال از آقای خامنهای بزرگترم. اولین ملاقات ما در درس خارج آیت الله داماد بود که با هم آشنا شدیم؛ ایشان از من کوچکتر بود؛ بعد هم رفاقتها عمیق و در دوران مبارزه خیلی عمیقتر شد وبعد از انقلاب دیگر زیادتر شد.
وی ادامه داد: در همه کارها با هم کار میکردیم؛ در جنگ و در هر جا که شما فکر میکنید تا امروز ما همین ارتباطمان هست؛ اکنون من و جمعی که ایشان در مجمع منصوب کردهاند سیاستهای کلی نظام را که در قانون اساسی از وظایف رهبری است؛ آماده می کنیم و به ایشان می دهیم؛ و ایشان هم اگر تأیید کنند، ابلاغ میکنند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: عمده کار ما این است و نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نیز با ماست که با واگذاری ایشان، باید نظارت کنیم که اجرا شود. درباره دیگر مسائل معمولی هم در ملاقاتهایی که داریم، بحث می کنیم.
آقای هاشمی رفسنجانی در باره رابطه عاطفی و دوستی خود با رهبر معظم انقلاب افزود: ما خیلی صمیمی هستیم؛ من و هم ایشان، همدیگر را خیلی دوست داریم؛ یک منظره کوچک آن در بیمارستان بود وقتی که ایشان جراحی کرده بودند عیادت من با ایشان در آنجا بسیار صمیمی بود و همان منظرهای شد که دیدید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: معتقدم که هماکنون آیتالله خامنهای در ایران جایگزینی به این آسانی ندارد؛ و ایشان الان محور اساسی هم برای حیات انقلاب و هم امنیت کشور هستند و ایشان مرکز مدیریت کشور هستند و ما هم باید به ایشان کمک کنیم.
وی در پاسخ به پرسشی در باره اقدام ویکیلیکس در ارائه مدارکی درمورد وزارت امور خارجه عربستان گفت: خب این جریان مضری است. امریکا این کار را که برضدش شد ضربه خورد؛ آن کسی که این کار را کرده الان خودش یک مرکزی شده برای اینکه هرجا می خواهند از او استفاده بکنند؛ یک چنین ماجرایی را برایشان راه می اندازد؛ در عربستان بیشتر ازهمه.
وی افزود: چون عربستان یک کشور بسته ای بوده و هست؛ روابط خارجی اش و این مذاکراتش؛ این مکاتبات؛ این اسنادی که کسی نمی داند داخل عربستان است ؛کسی نمی داند ویا خیلی کم می دانند؛ اینها که باز شد؛ ضمنا یک زمینه ای شده که کسانی هم که می خواهند دروغ بگویند از این اسناد جعل می کنند و هرچه خواستند می گویند و هرجا خواستند ضربه بزنند یک چیزی منتشر می کنند حالا تا تکذیب بشود و مردم باور کنند.
آقای هاشمی رفسنجانی ادامه داد: یک نقطه فتنهای درآمد و به جایی رسیده که میبینید. حالا برای عربستان سنگین تمام می شود و آثار منفی اش هم به این آسانی تمام نمیشود؛ کارهای مثبتشان را کسی تبلیغ نمیکند؛ منفیاش را تبلیغ میکنند.
وی در خصوص میزان حمایت ایران از عراق اظهار داشت: ما الان عراق را مثل خودمان مهم می دانیم؛ مثل کشور خودمان؛ اولا کشور واقعا مهمی است؛ هم از لحاظ نقطه جغرافیایی جای مهمی است؛هم از لحاظ منابع طبیعی؛هم مردمش؛ این مردمی که از هزاران سال پیش اینجا منشأ تمدن بودهاند؛ قانون حمورابی از آنجا آمده و عراقی ها هم مردم خوبی هستند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در زمان صدام به دلیل قدرت دیکتاتوری صدام اینها یک مجموعه واحد بودند ولی بعد از صدام آن مجموعه ۳ بخش یا حتی بیشتر یعنی ۴ تا بخش متضاد شد وگاهی هم در حال جنگ که کمکم دارد خودنمایی میکند واین وضعشان نگران کننده است.
وی افزود: اگر انشاءالله عقلانیت زعمای عراق ادامه پیدا کند و سعی کنند این اختلافات سطحی را حالا چه مذهبی؛ چه قومی؛ چه هر چیز دیگری را کنار بگذارند و یک وحدتی روی تمامیت ارضی خودشان و وحدت ملیشان ایجاد کنند عراق کاملا می تواند کشور نیرومندی در منطقه باشد؛ ارتباط ایران با عراق هم جدید نیست.
آقای هاشمی رفسنجانی گفت: در رژیم قبل هم ایرانیهای زیادی آنجا بودند و عراقیهای زیادی هم اینجا بودند؛ از زمان جنگ هنوز عده زیادی عراقی در ایران هستند و دارند مثل مردم ایران کار می کنند؛ مرزمان هم تقریبا رفت وآمدش آسان است؛ اعتاب مقدسی که آنجا هست و اینقدر برای مردم ما جاذبه دارد که شما می بینید در اربعین یا عاشورا چه خبر می شود؛ مردم اصلا عشقشان آنجاست؛ اگر روزی مرز ما با آنها لغو روادید شود؛ همیشه نصف مردم ایران در عراق هستند و نصف مردم عراق هم در ایران هستند.
وی تصریح کرد: بله کمک های ما جدی است و به هیچ چیز هم محدود نیست؛ هر چیزی که عراقی ها نیاز داشته باشند و ما امکانش را داشته باشیم به آنها می دهیم؛ و البته روابطمان هم با دولت عراق همیشه خوب بوده است، البته آقای طالبانی هم یک بار جمله ای گفته بودند که غربی ها اظهار نگرانی کرده بودند از اینکه شما دارید ایرانی ها را میآورید و این خطر است؛ چرا اینجور رفتار می کنید؟
آقای هاشمی رفسنجانی افزود: او گفته بود: مگر ایرانی ها از عراق چه می خواهند؟ الان که همه مسئولان عراق از مریدهای ایران هستند؛ ایران چه احتیاجی دارد که برای ما خطر باشد؛ بهتر از ما دیگر دوست پیدا نمی کند؛ ما هیچ خطری از ایران احساس نمی کنیم؛ او ما را نجات داده و به اینجا رسانده و کمک کرده است.
وی اضافه کرد: و این حرف کاملا حکیمانه و درست است ما در عراق هیچ طمعی نداریم و از عراق هیچ خطری در شرایط فعلی برای خودمان حس نمی کنیم و حفظ عراق و امنیت عراق را امنیت خودمان می دانیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسشی در این باره آیا ارتباطی میان جنگ عربستان علیه یمن با مذاکرات هستهای در لوزان وجود دارد گفت: نمیدانم! با گروه جدیدی که در عربستان آمده اند فقط سلمان را در یک مهمانی که در ریاض بود چون ما را دعوت کرده بود یک بار با هم نشستیم و خیلی حرف زدیم که همین قدر می شناسم؛ و با بقیهشان آشنایی هم ندارم و وقتی هم که می رفتم آنجا با آن نزدیکان بیشتر ملک عبدالله بود و اگر مسئولی هم داشتند، میآمدند.
وی افزود: درست نمی دانم چرا این اشتباه را کردند؛ گفتم که اشتباه است؛ البته ظاهرا اینها برای این است که فکر میکنند این حوثی ها شیعه هستند والبته خب اینها (حوثیها) که شیعه اثنی عشری نیستند و عمده آنها زیدی ۴ امامی هستند ولی به هر حال به یک معنا شیعه هستند و جزو مجموعه شیعه حساب می شوند؛ منتها ۴ امامی؛ احتمالا آنها با این شرایطی که درست کرده اند با ایران ولبنان و عراق وسوریه و با همه احساس نگرانی میکنند.
آقای هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: گفتم در یمن اشتباه بزرگی کردند. بحرین نمونه خوبی است. آنجا با اینکه یک کشور عربی عضو شورای همکاری است ولی لشکرکشی کردند و آمدند علیه شیعه وارد شدند و در یمن هم همینجور نگران هستند؛ به خصوص که یمنی ها ادعای ارضی هم در عربستان دارند؛ ولی حالا اشتباه کردند، دلایلشان را هم درست نمی دانم؛ شاید هم تحریک شدند؛ خوب اگر منصور هادی می توانست بماند میماند؛ حالا فرض کنید که عربستان کمکشان کرد مگر می تواند بماند؟
خبرنگار پرسید: آیا این جنگ با مذاکرات هسته ای ارتباطی داشت؛ چون گفته میشود که عربستان میترسد ایران به توافقی برسد؛ میگویند که عربستان و اسرائیل از نتیجه این توافق میترسند؟
آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ گفت: اگر هم می ترسند راهش همان است که باید از راه صداقت در بیایند. البته عربستان و احتمالاً دیگر کشورهای منطقه اشتباه میکنند چون ما که ترس نداریم؛ ما که بمب هستهای را تحریم کردیم؛ چرا از ما بترسند؟ از اسرائیل باید بترسند.
وی افزود: البته عربستانی ها قبل از ما موشک های ۳۰۰۰ کیلومتر برد را از چین و جاهای دیگر خریدند؛ سلاح های بسیار پیشرفته، هواپیما و موشک ها و رادارهای پیشرفته و همه چیز هم دارند.
آقای هاشمی رفسنجانی ادامه داد: پایگاه نظامی هم آنجا دارند؛ عربستان اصلا می داند که ایران تهدید نیست؛ ما اگر واقعا به فکر قطع کردن روابطمان با عربستان بودیم آن ۴۰۰ – ۵۰۰ نفری که در آن فاجعه مکه شهید دادیم به آسانی نمی گذشتیم؛ ولی بعد برای اینکه روابط دو کشور عادی باشد آن طور رفتار کردیم.
خبرنگار پرسید: در مصر انقلابی اتفاق افتاد و دومین رئیس جمهور هم بعد از انقلابشان آمد؛ چرا روابط این دو کشور بزرگ منطقه اینطور است؟ الان ایران و ترکیه در خیلی از مسائل با هم اختلاف دارند ولی روابط خوبی دارند چرا ایران و مصر به یک روابط متوازن نمی رسند؟ و روابط محقق نمی شود؟
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ گفت: البته باید این سؤال را بیشتر از مصریها پرسید؛ چون ما که خواستار توسعه هستیم؛ ما مردم مصر را عمدتا حالت اهلالبیتی برایشان می دانیم؛ یعنی آنها واقعا اکثرا عاشق اهل بیت هستند ومشکلی با مردم مصر نداریم؛ چون همسایه هم نیستیم که اختلاف اینجوری داشته باشیم.
وی افزود: ولی آنها در مجموعه ای در یک سپهری هستند اولا امریکایی ها آنجا خیلی متنفذ هستند و ارتش مصر را عمدتا آنها تامین می کنند و آنها هم این ارتباط را نمی خواهند؛ ثانیا الان با عربستان سعودی و بعضی جاهای دیگر هم باید همکاری کنند؛ ثالثا اشکالاتی مثلا از حضور ما در سوریه و لبنان دارند و اخیرا عراق هم اضافه شده ما در افغانستان هم این مشکلات را داشتیم آنها از طالبان حمایت میکردند ما موافق نبودیم و خودم با ملک عبدالله زیاد حرف زدم که دارید اشتباه میکنید.
آقای هاشمی رفسنجانی گفت: در پاکستان باز یک نوع از این چیزها هست در بحرین ما به حضور نظامیشان معترضیم و مجموعه اینها بهاضافه آن نگرانی های بیربطی که دارند. ما از همکاری با عربستان نگرانی نداریم با همین حکام جدیدشان می توانیم با هم کار و رفت و آمد کنیم.
خبرنگار در ادامه پرسید: به نظر شما منطقه در خطر جنگ مذهبی است؟ به خصوص که برخی گروهای مخالف ایران خیلی این مسئله را ترویج میدهند و اینکه این مسئله حالا چه تأثیری در روابط اسلامی -اسلامی گذاشته است؟
آقای هاشمی رفسنجانی پاسخ داد: الان از این جهت بدترین زمان است یعنی یک تهاجمی علیه شیعیان در سراسر این کشورها داریم می بینیم. یعنی شیعه را مخالف اصلی در نظر میگیرند و به انواع راهها دارند شیعه را در کشورشان تضعیف میکنند در صورتی که شیعه اصلا برای آنها نه خطری است نه مشکلی.
وی افزود: اصلا در سیاست و ایدئولوژی شیعه این نیست که بخواهد با مسلمانان دیگر درگیر باشد یک اشتباهی است که اینها میکنند واقعا میتوانند روی بهترین دوست خود یعنی ایران حساب کنند. ولی در حال حاضر من احساس خطر میکنم. این اختلافاتی که دارد بیشتر میشود و گاهی به کشتار میرسد، ممکن است تعمیق پیدا کند.
آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ به پرسشی درخصوص چشم انداز آینده روابط با عربستان گفت: پنج، شش سال پیش در دولت گذشته آخرین سفری که برای زیارت به عربستان رفته بودم. از من خواسته شده بود در این سفر مسائل اختلافی با عربستان را حل کنیم ما بعد از یک مراسم شام که مهمان آقای ملک عبدالله بودیم در یک جلسه طولانی تا نیمه شب خیلی دیر وقت آنجا نشستیم و ایشان هم با مشاوران نزدیکش بودند. وزیر خارجه، مقرن و خیلیهای دیگر هم بودند. بحث کردیم و به راه حلی رسیدیم و راه حل ما این شد که بیاییم شش، هفت کمیسیون مشترک تأسیس کنیم.
وی افزود: اولین و مهمترینش برای امور مذهبی و به اصطلاح علمایی بود؛ یعنی علمای دو طرف یک کمیسیون داشته باشند و اختلافاتی را که ظاهرا شیعه و سنی دارند بررسی کنند و راه حل برایش انتخاب کنند و مسئولان دو کشور هم پشت این نظریات بمانند تا مشکلات را کاهش بدهیم.
آقای هاشمی رفسنجانی ادامه داد: کمیسیون دوم، مربوط به روابط دوجانبه و همکاری کمیسیون اجرایی بود. همچنین یک کمیسیون برای لبنان، یک کمیسیون برای سوریه و یک کمیسیون برای عراق و یکی برای افغانستان و یک کمیسیون برای بقیه کشورها با هم مشترک داشته باشیم که دائما این کمیسیون ها با هم کار و جمع بندی کنند و نظرها را به هم نزدیک کنند و مقامات عالی کشور هم اینها را زیر نظر داشته باشند که ارتباطشان با مقامات عالی باشد.
وی گفت: این تصمیم خوبی بود که گرفتیم هر دو گفتیم این راه نجات منطقه از اختلافات است ولی خوب من که آمدم اینجا کسانی که بایست این کارها را اجرا میکردند، نخواستند انجام بشود و آقای سعود فیصل هم به دنبال من آمد که پیگیری کند و پیگیری هایی هم شد و جلسه سفر اولشان خوب بود ولی بعد، هم در آنجا یک مقداری مشکلاتی پیدا کرد و یک مقدار هم که ما مشکلاتی داشتیم و عملا به هم خورد.
آقای هاشمی رفسنجانی افزود: من این را میدانم که ما الان در عربستان ادارهای به وجود بیاید و اگر کار مشترکی را شروع کنیم، در همه دنیای اسلام میتوانیم اختلاف بین شیعه و سنی را کم کنیم. چون سوریه یک کشور مستقلی است نه ما و نه عربستان حق نداریم برویم و سرنوشت آنها را رقم بزنیم ما باید مواظب باشیم که آنجا اختلافات شیعه و سنی و این مسائل نباشد خودشان و مردم خودشان مسائلشان را حل کنند و به حل مشکلات کمک کنیم.
وی اضافه کرد: عراق و لبنان هم همینگونه هستند جاهای دیگر هم همینطور است. بنایمان بر این شد من فکر میکنم همین حالا هم بعد از گذشت پنج، شش سال میتوانیم این موضوع را دوباره احیا کنیم البته متناسب با اوضاع امروز منطقه.
تگ : عربستان ,عراق ,رفسنجانی ,هاشمی ,کشور ,آقای ,هاشمی رفسنجانی ,آقای هاشمی ,مجمع تشخیص ,تشخیص مصلحت ,مصلحت نظام ,آقای هاشمی رفسنجانی ,مجمع تشخیص مصل
منبع این نوشته
شهدای دولت
-
نوشته شده توسط : Admin
بسم الله الرحمن الرحیم
شهدای دولت

گرامی میداریم یادوخاطره بنیانگذار
کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهدای معظم انقلاب اسلامی وهشت سال دفاع مقدس، علی الخصوص شهدای دولت، رییس جمهورمحبوب شهید محمد علی رجایی ونخست وزیر معزز حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد جواد باهنر
احمداسماعیلی کریزی
تگ : شهدای ,انقلاب اسلامی ,شهدای دولت
منبع این نوشته
زندگینامه سرتیپ وحید دستجردی
-
نوشته شده توسط : Admin
زندگینامه سرتیپ وحید دستجردی
مادی ها وسیستم آبیاری کشاورزان
رودخانه زاینده رود دارای نهرهای بزرگی در دو طرف خود می باشد و حدود 700 سال پیش از میلاد احداث گردیده است این نهر ها به دلیل این که در زمان مادها صورت گرفته به نام (( مادی ))معروف گردیده است . هم اکنون تعداد بسیاری از آنها مورد استفاده قرار می گیرد.
شیخ بهایی به لحاظ اهمیت آب در اصفهان و مشکلات توزیع آب اقدام به جمع آوری اسناد و مدارک پیشینیان کرده و رود خانه زاینده رود را از پل کله به پایین به 33 سهم تقسیم و معروف به طومار شیخ بهایی می باشد که حدود 400 سال پیش انجام گردیده که از اسناد تاریخی و افتخار آمیز پیشینیان است . نحوه تقسیم از پل کله به پایین به 9 بلوک تقسیم گردیده که سهم هریک عبارت است از:
ایشان 4 سهم – گرکن 2 سهم – النجان 4 سهم – جی و برز رود 6 سهم – کراج 3 سهم – براآن 4 سهم – رودشتین 6 سهم که جمعاً 33 سهم می باشد ، منطقه دستگرد جزو بلوک جی و برزرود می باشد.
یاد آوری می گردد که اکثر زمین های کشاورزی دستگرد دارای حقابه (سهم آب) می باشد و در سند آن ها قید گردیده است که حق الشرب از مادی و... می باشد بعضی از زمین ها حقابه ای نداشتند که به آنها بیرون آبه می گفتند و زمانی که آب فراوان بوده به آن زمین ها آب می دادند
منابع آبی و تامین کننده آب کشاورزی در منطقه دستگرد خیار:
1 – مادی نایج معروف به جوی جلفا : که از نزدیکی کوه قائمیه از رودخانه منشعب شده و تا جلفای اصفهان ادامه داشته و مقداری از زمین های کشاورزی دستگرد از آن آبیاری می گردید که هم اکنون به علت خشکسالی به صورت مخروبه در آمده.
2-مادی شایج معروف به مادی دستگرد :که از نزدیکی کوه قائمیه از رودخانه منشعب شده و تا خیابان باغ دریاچه ادامه داشته که برخی از زمین های کشاورزی منطقه دستگرد از آن آبیاری می شده که هم انون به علت خشکسالی مخروبه شده است.
3-مادی آسیاب که به آن آب 250 هم می گویند :که از نزدیکی کوه قائمیه از رودخانه منشعب شده و تا محله آب 250 کنونی ادامه داشته و برخی دیگر از زمین های کشاورزی دستگرد از آن آبیاری می گردیده است که متاسفانه این مادی نیز به علت خشکسالی ازبین رفته است.
4-چشمه آقا احمد :واقع در درچه که آب این چشمه به رودخانه سازیر و به مقدار آب ریخته شده در رودخانه ، مادی های یاد شده از رودخانه آب برداشت می کرده اند.
5- قنات اراضی یا – محمودیه : منبع آبی این قنات از صحراهای روستای افجد به صورت رو باز و حالت زهکش شروع گردیده است و تا گردنه آبنیل و اردوگاه شهید بهشتی واقع در شهر ابریشم ادامه داشته و سپس به علت شیب زمین به صورت قنات در آمده و تا جاده ورودی شهرک امیریه ادامه داشته است و در این مکان به سه قسمت زیر تقسیم گردیده است :
الف : قنات اراضی یا ، زمین های بالادست خیابان جانبازان فعلی ((سوارکاران قدیم)) را آبیاری می کرده است.
ب : قنات محمودیه : محدوده کلینیک شبانه روزی آتیه فعلی را آبیاری می کرده است.
ج :مورد سوم که لَت نام داشت و مقداری از زمین های کشاورزی فعلی را آبیاری می کرده و هم چنین از زیر اتوبان گذر و زمین های زیر دست خیابان قائمیه (کندلیا) را آبیاری می کرده است.
**لازم به ذکر است که این قنات اکثراً در تابستان ها خشک می گردیده است ، که در حال حاضر هیچ اثری از آن وجود ندارد.
د : مادی هزار جریب یا مادی سرباز خانه که از روستای هورتِمَن نزدیک کرسگان از رودخانه منشعب گردیده و تا دانشگاه علوم پزشکی فعلی ادامه داشته که زمین های پادگان و هزار جریب را آبیاری نموده و هم اکنون مادی به صورت بتنی در آمده و از کانال سمت راست نکو آباد منشعب می گردد و تا سازمان کشاورزی در شهرک امیریه ادامه دارد که هنوز مورد استفاده قرار می گیرد و در شهرک امیریه قابل رویت می باشد ضمناً هیچ منطقه ای از زمین های کشاورزی دستگرد از این مادی آبیاری نمی گردیده است.
آبیاری با تلمبه های آبکشی :
اولین چاه آب در منطقه دستگرد در حدود 60 سال پیش توسط مرحوم حاج ارباب در صحرای پافان ( پاپون ) نزدیکی صحرای وُن (سر واره دشت ورز مقابل باغ کاهگلی)به صورت دستی حفر و موتور آبکشی روی آن نصب گردید و از آن زمان به بعد مورد استفاده کشاورزان قرار گرفته که هم اکنون نیز در اختیار آقای میرزا حیدر علی صالحیان فرزند مرحوم حاج مانده علی صالحیان می باشد که قدیمی ترین چاه در این منطقه است دومین چاه آب نیز درصحرای پافان توسط حاج محمدصادق دهخدا احداث شد. بنا به نیاز کشاورزان چاه ها یکی پس از دیگری حفر شده اند و مورد استفاده قرار گرفته که متاسفانه در چند سال اخیر به دلیل خشکسالی های پی در پی و خشک شدن رودخانه کلیه چاه ها ی منطقه دچار مشکل شده اند.
امید است با دعای شما سروران گرامی و نزول رحمت الهی از این بحران خشکسالی گذر کرده و شاهد جاری شدن آب در رودخانه و مادی های سنتی باشیم.
جاده خاکی صحرای پافان(پاپون)به طرف صحرای وُن
سمت راست تصویر مادی آسیاب که آب در آن جاری است.(۱۳۷۳)
تلمبه مرحوم حاج محمدصادق دهخدا واقع در صحرای پافان(پاپون)سال ۱۳۷۳
با تشکر از همکاری جناب آقای غلامرضا رمضانی پور که
مطالب وتصاویر را در اختیار ما قرار دادند
[ چهارشنبه ۱۱ دی۱۳۹۲ ] [ 16:8 ] [ مدیر ]
[
منبع: blogfa.com
گالري تصاویر
ضمن عرض خوش آمد گویی با توجه به کاربر محور بودن انجمن همه مطالب سایت مورد تائید نمی باشد و نام کاربری کارشناسان سایت با رنگ آبی و سبز مشخص شده است.
لطفا بعد از واردشدن در جیمیل و کلیک بر آیکن گوگل +1 انجمن گفتگوی دینی را در جستجوی گوگل ارتقاء دهید . تعداد حمایت ها:
وبلاگ : 0
14شهریور سالروز شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ دستجردی توسط منافقین کوردل1360
در دوازدهم مرداد 1306 شمسى ، در شهر كوچك نهاوندفرزندى به دنيا آمد كه نامش را على ناميدند. پدرش (ملااحمد)، از علماى بزرگ شهر بود كه پس از سالها تحصيل در حوزهعلميه نجف به درجه اجتهاد نايل شد و بهزادگاه خود برگشت و به ارشاد مردم پرداخت .
على دوران كودكى و نوجوانى را تحتتربيت درست خانواده سپرى كرد. با خواندن ، نوشتن ، قرآن ، نماز و احكام شرعى آشناشد و در پانزده سالگى سال ( 1321)وارد حوزه علميه قم شد و در مدرسه فيضيه حجره اى تهيه نمود.
على در حوزه علميه قم بهتحصيلات خود ادامه داد و در نهايت تنگدستى از تحصيل دست برنداشت . مقدمات علوم اسلامى رانزد استادانى فرزانه مانند آية الله صدوقى فراگرفت و از محضر استادان اخلاق حوزهعلميه قم بهره جست . او از ابتداى طلبگى به تهذيب اخلاق ، ساده زيستى ، نظم واستفاده از فرصتها اهميت بسيار مى داد. پشتكار او موجب شد تا دروس مقدمات و سطححوزه را به پايان برساند و وارد عالى ترين مرحله دروس حوزه شود. على سالها در درسخارج آية الله بروجردى و امام خمينى شركت كرد و از خرمن دانش آنها، خوشه هاچيد.
بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ بود. علاقه بسيارى به اهل بيت داشتو همواره در مجالس سوگوارى شركت مى كرد. بسيار محتاط بود و از غيبت و دروغ بسيارپرهيز مى جست و به درس و بحث علاقه وافرى نشان مى داد.
ویرایش توسط صلوات : 14/06/1390 در ساعت 23:28
لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی
لیست موضوعات تصادفی این انجمن :
وبلاگ : 0
گلىدر بوستان حوزه
علامه طباطبايى با ورود به حوزهعلميه قم فلسفه را در حوزه احيا كرد، قدوسى مقدمه اى از دروس هيئت و فلسفه را نزداو فراگرفت. اخلاق ، علم و فروتنى علامه طباطبايى همه شاگردانش را شيفته خود ساختهبود. وى پس از آشنايى با سجاياى عالى عرفانى استاد، از هر فرصتى استفاده مى جست واز رهنمودهاى اخلاقى آن عارف وارسته ، براى تهذيب نفس استفاده مى نمود.
شهيدقدوسى روز به روز به علامه طباطبايى علاقه مندتر مى شد. او از رهنمودهاى سازندهاخلاقى استاد بخوبى استفاده كرد و بدين سان توانست تحت تربيت او، به خود سازىبپردازد.
ویرایش توسط صلوات : 14/06/1390 در ساعت 23:24
وبلاگ : 0
مجاهد پيرو امام
آية الله قدوسى با انديشه هاى سياسى امام خمينى بخوبىآشنا بود. او پس از افشاگيريهاى امام خمينى در سال 1341 كه عليه لايحهكاپيتولاسيون و ديگر مصوبات خائنانه دولت و مجلس صورت پذيرفت ، هماره همدوش همفكرانش به پشتيبانى از قيام همت گماشت . او در قيام 15 خرداد 1342 و تبعيد امامخميني (ره) در13 آبان 1342 همراه همه طلبه ها، استادان و مردم انقلابى به صحنه آمد و بهمبارزه با رژيم پهلوى پرداخت .
اوج مبارزات آية الله قدوسى در آن دوران ، همكارىگسترده او با هياءت مدرسين بود. هيات مدرسين نخستين تشكيلات منسجم روحانيت بود كهدر سال1337 در زمان مرجعيت آية الله العظمى بروجردى تاءسيس شده بود. اين هيات درسالهاى 1341 - 1342 بسيار فعال بود. اعلاميه هاى فراوان از سوى هياءت مدرسين درسراسر كشور پخش و جنايتهاى رژيم پهلوى برملا شد. هيات مدرسين با انتشار اعلاميه ها وپشتيبانى اساتيد حوزه علميه قم، نهضت امام خمينى (ره ) را به مردم آشكار ساخت .
اينهيات كه بعد به گروه يازده نفرى شهرت يافت (و امروزه با نام جامعه مدرسين شناختهمى شود) نخستين هسته مبارزه مخفى عليه رژيم پهلوى بود و در پوشش اهداف اصلاحى نظامآموزشى حوزه علميه قم ، به فعاليتهاى سياسى مى پرداخت . آية الله قدوسى ازبنيانگزاران اين هيات بود. هيات مدرسين در سال 1345 به دست ساواك كشف و افراد آنتحت تعقيب ماموران پهلوى قرار گرفتند. آية الله قدوسى در اين ماجرا دستگير شد. اماچون ساواك نتوانسته بود مداركى عليه او پيدا كند، پس از چند ماه از زندان آزادشد.
آية الله قدوسى پس از آزادى ، در تابستان 1345 به زادگاه خود برگشت و بهاقامه نماز جماعت در مسجد جامع نهاوند پرداخت . او پس از نماز منبر مى رفت و هميشهدر ضمن سخنرانى از امام خمينى (ره ) ياد مى كرد. ساواك چند بار به وى تذكر داد كه نبايداسمى از امام برده شود اما او نمى پذيرفت . بدين علت سخنرانى او تعطيل شد وآية الله قدوسى به قم برگشت .
وبلاگ : 0
از پايگاه فضيلت تا شهادت
ايام پديدارى مدرسه حقانى از فصول درخشان زندگى آيةالله قدوسى است . آية الله قدوسى با همفكرى برخى از استادان برجسته انقلابى حوزهعلميه در پى تغييرات بنيادى در ساختار ادارى - آموزشى حوزه علميه قم برمى آيد. بدينخاطر تصميم مى گيرند نقشه خود را ابتدا در مدرسه اى آغاز نمايند تا پس از موفقيت ،در سراسر حوزه هاى علميه اجرا نمايند. آية الله العظمى ميلانى كه با برنامه هاىاصلاحى آنان موافق بود مدرسه علميه اى را در قم به آنها واگذار مى نمايد.
مدرسهحقانى در سال 1343 با مديريت آية الله قدوسى و با همكارى شهيد بهشتى ، آية اللهمصابح يزدى و آية الله جنتى آغاز به كار مى نمايد. آية الله قدوسى با دعوت ازاساتيدى با تجربه و انقلابى مانند آية الله مشكينى ، آية الله جنتى و سايرعلما بنيه علمى مدرسه را تقويت نمود. نظم در حوزه هاى علميه در جايگاهخود قرار نداشت . مدرسه حقانى نخستين مدرسه علميه قم بود كه بسيار منظم بود. آيةالله قدوسى نظم شديدى را در مدرسه به اجرا درآورد. و در مدت چهارده سال اداره مدرسه، هماره به رعايت مقررات مقيد بود.
حضور و غياب در كلاس ، برگزارى امتحانات وپيگيرى مدام رشد علمى - اخلاقى طلاب از امتيازات اين مدرسه بود.
اندك اندك آوازهمدرسه حقانى به همه جا پخش شد. بسيارى از جوانان به اين مدرسه روى آوردند و تجمعانبوه استادان جوان و انقلابى در مدرسه ، ساواك را به هراس انداخت . مدرسه حقانىپايگاه مبارزان شناخته شده بود. ساواك بارها به مدرسه حمله كرد، اما به دليل مديريتكارآمد آية الله قدوسى كارى از پيش نبرد.
در آن زمان آموزش زبان انگليسى در حوزههاى علميه مطلوب نبود اما در مدرسه حقانى براى آشنايى طلاب با زبانهاى خارجى ، بهاين مهم اقدام ورزيد. برخى از دروس دانشگاهى مانند جامعه شناسى ، روان شناسى واقتصاد نيز در اين مدرسه از سوى استادان دانشگاه تدريس مى شد.
برخى از كتابهاىدرسى حوزه ، كتابهاى آموزشى نبودند. سبك نگارش آنها براى تدريس مناسب نبود و بسياراز متون درسى براى قرنهاى پيشين تدوين شده بود. مدرسه حقانى نخستين گام را براىتغيير كتب درسى برداشت . كتابصرف ساده ، بسيار شيوا و روان از سوى دو تن از استادان مدرسه تدوين شد و بهعنوان متن درسى در مدرسه تدريس گرديد.
آية الله قدوسى هماره طلبه ها را بهتهذيب اخلاق سفارش مى كرد. درسهاى اخلاق او، هر هفته روح تشنه طلاب را با پندهاىآسمانى سيراب مى ساخت . خطبه همام و برخى ديگر از سخنان روح بخش امام على عليهالسلام را براى طلبه ها، از حفظ مى خواند و با صدايى لرزان و چشمانى گريان طلاب رابا اوصاف پرهيزگاران آشنا مى ساخت.
منبع: askdin.com
تگ : الله ,مدرسه ,مادی ,قدوسى ,زمین ,حوزه ,الله قدوسى ,ادامه داشته ,حوزه علميه ,امام خمينى ,رودخانه منشعب ,صحرای پافان پاپون ,مدرسه حقانى نخستين ,شهرک
منبع این نوشته
:: عکس دیده نشده از فرزند امام و شهید چمران
-
نوشته شده توسط : Admin
تگ : الاسلام ,امام ,اسماعیلی ,رضوی ,خراسان ,سازمان ,خراسان رضوی ,قضایی خراسان ,سازمان قضایی ,اسماعیلی کریزی ,فرزند امام ,سازمان قضایی خراسان
منبع این نوشته
بیمه خدائی : از کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
بیمه خدائی

دردنیای امروز مرسوم است،جهت تضمین ، امنیت اجتماعی،نسبت به مشاغل مختلف ،وفعالیت های گوناگون از قبیل رابطه بین کارگر وکارفرما، کارمند ودولت ،وسایرامور،مانند مسافرین داخلی وخارجی ،زائرین عتبات عالیات ،ومکه مکرمه ،از بیمه استفاده می شود ، لکن علاوه بر این اقدامات مادی نوع دیگری بیمه خاص ، یاتضمین امنیت اجتماعی برای حجاج بیت الله الحرام از طرف خداوند تبارک وتعالی وجود دارد،که سرآمد همه تضمین ها است، از امام صادق( ع) روایت شده است که فرمودند : ضمان حاجی مؤمن بر خداوند است ، اگر حاجی در سفر فوت کند ، خدا ، اورا داخل بهشت می کند واگر اورا به خانواده اش برگرداند ، بعد از رسیدن به منزل به مدت هفتاد شب برای او گناه نمی نویسد .
منبع : کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
تگ : بیمه ,اسماعیلی کریزی ,شریفین نوشته ,حرمین شریفین ,کتاب حرمین ,بیمه خدائی ,حرمین شریفین نوشته ,کتاب حرمین شریفین
منبع این نوشته
قیام خونین 17 شهریور و پیامد های آن
-
نوشته شده توسط : Admin
|
|
« آیت الله سید محمود طالقانی به روایت اسناد برگزاری اجلاس سران عدم تعهد در تهران نمايش اقتدار، شكوه و عظمت جمهوری اسلامی بود »
|
قیام خونین 17 شهریور و پیامد های آن
|
قیام خونین 17 شهریور و پیامدهای آن
|
|
مقدمه:
شروع نهضت امام خمینی(ره) و مبارزات بی بدیلش در آغاز دهه ی چهل و قیام 15 خرداد،اسلام سیاسی را در سطحی گسترده رویاروی رژیم قرار داد. تلاش های فکری و سیاسی حضرت امام(ره) به عنوان رهبر نهضت با توجه به گستره وسیع هواداران اسلام انقلابی در میان روشنفکران دینی،سرانجام در میان مجموعه مخالفان سیاسی رژیم،جایگاه استوار و خدشه ناپذیر آن را تثبیت کرد و به عنوان خمیر مایه فکری انقلاب توانست همه جریان های موجود را باخود همراه ساخته یا به حاشیه براند. اما این نهضت به جرقه ای نیاز داشت که در هفده دی 1356 افروخته شد و انقلاب را در شکل تازه ای که عبارت از رویارویی آشکار و مستقیم با رژیم پهلوی بود به حرکت در آورد و فضای نسبتا مساعد سیاسی سال های پس از 1355 نهضت را سرعت و شتاب بیشتری بخشید، که طبیعتا واکنش دولت، سرکوب خونین و قهرآمیز همه خیزش های انقلابی در تمامی مناطق کشور بود.
یکی از مقاطع حساس مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی، قیام 17 شهریور 1357 می باشد که در این نوشتار به بررسی قیام و آثار آن خواهیم پرداخت.
در پی سیاست سرکوب خونین در اواخر بهار تا اواسط تابستان سال 1357 از شدت و گستره اعتراضات و فعالیت های مخالفان رژیم تا حد زیادی کاسته شد و در تیر ماه همان سال، اوضاع کشور کاملا رو به آرامش نهاد. ناظران خارجی و مفسران سیاسی رژیم به این جمع بندی دست یافتند که شاه پس از یک رشته در گیری با شورشیان و سرکوب مخالفان از دی ماه 1356تا خرداد ماه 1357، اکنون ابتکار عمل را به دست گرفته و کاملا بر اوضاع مسلط است و اکنون هیچ خطر جدی رژیم را تهدید نمی کند. شاه در این دوران در یک مصاحبه تشریح کرد که "هیچ قدرتی توان کنار نهادن مرا نخواهد داشت. چه 700 هزار تن نیروی از من پشتیبانی می کنند، همه کارگران و اکثریت مردم پشت سرم هستند و من قدرتمندم."(1)
اما شهریور ماه سال 1357 که مصادف با ماه رمضان بود. در شب های این ماه مبارک، در اکثر مجالس مذهبی ومساجد از اسارت و خفقان و نبودن آزادی و توهین رژیم به مقدسات ملت ایران صحبت می شد و مردم اعتراض خود را در قالب راه پیمایی نشان می دادند. در شب های هفتم،هشتم و نهم شهریور ماه به هنگام تظاهرات بین مردم و عوامل رژیم درگیری به وجود آمد. این درگیری منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از هم وطنان در میدان ژاله شد. یکی از شاهدان عینی واقعه شب های ماه رمضان در این باره چنین می گوید "مردان و زنان، در میدان ژاله تا انتهای خیابان ژاله جمع شده بودند و آقای علامه نوری سخنرانی می کردند. بعد از گذشت چند شب، گاردی ها از قبل در میدان ژاله خاک اره و بنزین ریخته بودند تا بدین وسیله مانع هرگونه تظاهراتی شودند، بعد از اتمام سخن رانی، در حدود ساعت دوازده ونیم و به هنگام بلند شدن مردم، یکدفعه کبریت کشیدند و خیابان آتش گرفت. در آن شب به طرف مردم تیراندازی شد و مردم در کوچه های اطراف پراکنده شدند."(2)
لذا می توان بیان داشت نطفه ی روز خونین 17شهریور،در شب های ماه رمضان و بعد از روی کار آمدن دولت به اصطلاح آشتی ملی شریف امامی ـ در پنجم شهریور ـ بسته شد. روز سیزدهم شهریور ماه که مصادف با عید فطر بود دولت اجازه داد، مردم در سراسر کشور برای برپایی نماز عید فطر گرد هم آیند. نماز عید در چند نقطه تهران از جمله در میدان ژاله به امامت علامه یحیی نوری خوانده شد و بعد از اتمام نماز،مردم درحالی که پیراهن های خونین شهدای شب های قبل را بر سر چوب زده بودند در مسیر خیابان شهباز به راه پیمایی پرداختند. با برگزاری نماز عید فطر در سایر مناطق تهران، راه پیمایی عظیمی انجام گرفت.
اهمیت تظاهرات و حضور مردم در این راه پیمایی گسترده، از دید مفسران خارجی پنهان نماند. خبر گزاری آسو شیتد پرس درچهارده شهریور در تلکس خبری خود،تفسیری از جورج کرایسکی آورد و نوشت" شاه ایران با یک انقلاب گسترده عمومی که شدیدترین تهدید برای سلطنت وی است، مواجه شده است،بیشتر ناظران معتقدند که شاه 58 ساله،تاج و تخت خود را حفظ خواهد کرد؛ اما به قیمتی گزاف. دوستان و دشمنان شاه همه عقیده دارند که اعتراضات عمومی روز افزون در هفت ماه گذشته، محمدرضا شاه پهلوی را به طرف دیواری رانده است که فقط دو مجرای خروج دارد: تفویض اساسی قدرت به مردم و یا دیکتاتوری شدیدترازآن چه که منتقدانش تا به حال به وی نسبت داده اند.(3)
اما روزهای چهاردهم و پانزدهم نیز تهران شاهد راه پیمایی و تظاهرات مردم علیه رژیم بود. روز پانزدهم دو اقدام مهم از سوی رژیم صورت پذرفت. یکی منع تشکیل اجتماعات و غیرقانونی اعلام شدن راه پیمایی ها از سوی دولت و دیگری، طرح مذهبی جلوه دادن رژیم و ایجاد اختلاف میان روحانیون بود که از سوی ساواک به شاه پیشنهاد شد.(4) لیکن درروز شانزدهم شهریور ماه به رغم تلاش ساواک و ممنوعیت راهییمایی از جانب دولت،مردم تظاهرات باشکوهی برگزار کردند. راه پیمایی و تعطیلی عمومی روز 16 شهریور همان طور که شهید باهنر در خطبه های نماز عید در قیطریه بیان داشته بود به علت گرامی داشت یادشهدای خیابان ژاله ی تهران که در درگیری های شب های ماه رمضان به شهادت رسیده بودند، انجام پذیرفت. در طول مسیر راه پیمایی که از قیطریه شروع و به میدان آزادی ختم شد مردم شعارهایی همچون "مرگ بر این سلطنت پهلوی " ، ما پیرو قرآنیم ، ما شاه نمی خواهیم "،سکوت هر مسلمان ،خیانت است به قرآن " بر زبان ها جاری بود؛ به طوری که ساواک درباره ی تظاهرات 16 شهریور گزارش داده است"قشریون مذهبی و گروه های بر انداز مذهبی، بدون توجه به اعلامیه منع تظاهرات و بدون مجوز از طرف دولت پس از گذشتن از خیابان شاهرضا به طرف میدان شهیادحرکت و با این تظاهرات مقاصد باطنی خود را بیشتر نمایان کردند و شعارها و مطالبی را مطرح ساختند که مغایر با اساس و بنیادهای سیاسی،اجتماعی و نظام موجود در کشور بود. گروه های مذکور، در تظاهرات مذکور با وقاحت هرچه تمام تر، به تمام مقدسات ملی و میهنی حمله کردند."(5)
به دنبال تظاهرات گسترده ی روز پنج شنبه شانزدهم شهریور ماه و دعوت مردم به برگزاری تظاهرات در روز جمعه هفدهم شهریور ماه، انقلاب وارد یکی دیگر از برهه های حساس خود شد. پایداری و استقامت ملت ایران به خصوص در راه پیمایی روز شانزدهم شهریور ماه رژیم را با چالشی جدی مواجه ساخت؛ به طوری که در اولین ساعات روز جمعه هفدهم شهریور ماه ارتشبد غلامعلی اویسی از رادیوی تهران و حومه اعلام حکومت نظامی کرد. به موجب این اعلامیه علاوه بر تهران در یازده شهر دیگر کشور به مدت 6ماه حکومت نظامی اعلام شد. مردم تهران که از حکومت نظامی اطلاعی نداشتند پیش از ساعت 6صبح، سیل اسا روی به خیابان ها آوردند. مرکز تجمع آنان میدان ژاله بود و طبق برنامه قبلی خود را برای رساندن به میدان ژاله که آن روزها به دلیل شهادت تعداد زیادی از مردم به میدان شهدا تغییر نام داده بود آماده کردند. همین که مردم به خیابان های اطراف میدان رسیدند ناگهان با دیدن تانک ها و زره پوش های نظامی رژیم غافلگیر شدند. سرانجام ماموران رژیم پس از چند بار اخطار به متظاهرین حدود ساعت 9 صبح از زمین و هوا به قتل عام مردم پرداختند. وحشی گری نیروهای نظامی رژیم ساعت ها ادامه داشت و در اطراف میدان پیکر شهیدان و مجروحانی بود که در صحنه نا برابر همچنان باقی مانده و خون هایی که هر گوشه ای از میدان را گلگون کرده بود.
حضرت امام روز هجدهم شهریور ماه با ارسال پیامی به ملت ایران ضمن ابراز همدردی با ملت، کشتار وحشیانه را محکوم نمودند و دولت آشتی ملی را دولتی تحمیلی و غیرقانونی اعلام داشتند.(6) اما این واقعه خونین دارای پیامدهایی نیز بود که اینک به آنها خواهیم پرداخت.
1ـ تردید و تزلزل در اراده رژیم در رویارویی با ملت:
به دنبال کشتار 17شهریور اراده و عزم رژیم در رویارویی با ملت سخت به تردید و تزلزل افتاد. چرا که شیوه های موسوم اعم از سرکوب و سازش در عمل شکست خورده بود، اجرای طرح حکومت نظامی که بر اساس نظریه مشاوران امنیتی و ساواک، بهترین سیاست ممکن جهت برقراری امنیت تلقی می شد، نتیجه عکس بخشید. و لذا شاه برای یافتن یک راه حل فوری و ضربتی برای پایان دادن به اوضاع آشفته و انقلابی کشور با صاحب نظران امور ایران و کارشناسان داخلی ،رایزنی نمود. حاصل این گفت و گوها شاه را به این نتیجه رساند که ریشه همه نارضایتی ها در توسعه فساد و سوء استفاده های کلان مادی نهفته است. اما وضعیت کشور به حدی آشفته بود که رژیم سخت سر در گم شده بود و سرانجام آمریکا با پیام شفاهی برانسکی از طریق اردشیر زاهدی ـ سفیر ایران در آمریکا ـ شاه را بار دیگر به سوی سیاست مشت آهنین متمایل ساخت که نتیجه آن تشکیل کابینه نظامی به رهبری ارتشبد ازهاری بود.
2ـ تزلزل ارتش:
حوادث 17شهریورو ادامه حکومت نظامی،انسجام ارتش را متزلزل و اراده آن را با تردید مواجه ساخت.استقرار طولانی مدت ارتش در میدان هاومراکز مهم شهر که می بایست همانند نیروهای انتظامی با انقلابیون مقابله کند،از کارآمدی ارتش و توان آن کاست.چرا که ارتش اساسا به منظور حفظ امنیت مرزها و پاسداری از کشور در برابر تهدیدات خارجی به وجود آمده بود.اما اکنون ارتش می بایست تحت فرمان فرمانداری های نظامی شورای امنیت استان عمل کند که خواه ناخواه با هیات دولت و سایر مراکز قدرت در نحوه و اجرای فرامین حکومت نظامی اختلاف نظر می یافت. این واقعیت با توجه به ساختار ارتش شاهنشاهی که شکاف عمیقی میان کادر فرماندهی با نیروهای مسلح از نقطه نظر گرایش های سیاسی و تمایلات ملی و مذهبی وجود داشت موضع ارتش را به عنوان سرکوبگر مخالفان سخت تضعیف می کرد.
امام خمینی (ره) یک روز پس از 17 شهریور در اعلامیه ای در نجف خطاب به ملت ایران، شاه را دستوردهنده ی اعلان حکومت نظامی و مسئول کشتار مردم دانست و به ارتشیان هشدار دادند در کنار مردم قرار گیرند و از همین زمان باتلاش رهبران محلی انقلاب، بسیاری از ارتشیان به ملت پیوستند.
3ـ گسترش اعتصابات و تضعیف روز افزون دولت:
از مهم ترین پیامدهای 17شهریور توسعه اعتصابات به شکلی فراگیر در سراسر کشور بود که ضربه ای مهلک بر پیکره اقتصادی و نیز حیات رژیم وارد آورد.مهم ترین ویژگی دوره تازه اعتصابات که در اندک زمانی پس ازکشتار 17شهریور آغاز شدماهیت کاملا سیاسی آن بود که با هدف از پا در آمدن رژیم و فلج ساختن آن صورت می پذیرفت. با توسعه ی اعتصابات، آثار ضعف و دوگانگی در مجموعه نظام سیاسی آشکارا چهره نمود و رژیم را در مانده ساخت. زیرا در همان حال صاحبان سرمایه سخت به هراس افتاده بودند و از هرگونه سرمایه گذاری جدید به شدت ترس د اشته و خوداری می کردند. در نتیجه ی بحران بیکاری رو به افزایش نهاد، فرار سرمایه ها و خروج ذخایر ارزی تشدید گردید و رژِیم در سراشیبی سقوط قرار گرفت.
4ـ تحکیم بخشیدن رهبری حضرت امام(ره) :
شریف امامی درآغاز تصدی نخست وزیری و درباره برنامه ها و سیاست های دولت آشتی ملی در مورد بازگشت امام خمینی(ره) اعلام کرده بود که بازگشت ایشان به کشور بلامانع است.(7) و از اعزام هیاتی به منظور مذاکره و بازگشت ایشان به نجف خبر داد. اما حضرت امام در همان روز اول نخست وزیری شریف امامی را "نیرنگ شیطانی شاه" خواند و پیشنهاد آشتی با روحانیون را "وعده ی پوچ و فریبکارانه " دانست و مردم را به مقاومت و مبارزه تشویق کرد. (8) با وقوع حادثه 17شهریور، حضرت امام، مسئول کشتار مستقیم مردم را شاه دانست و خواستار انهدام رژیم پهلوی شد. با شکست دولت آشتی ملی در پیشبرد سیاست های خود و ناکامی در جلب همکاری و مشارکت نیروهای سیاسی و مذهبی مخالف، رژیم را به اخراج حضرت امام از نجف متقاعد ساخت تا ایشان را هر چه بیشتر در انزوا و تنگنا قرار دهد. لذا با تبانی و همکاری دولت های ایران و عراق، ماموران امنیتی حکومت بعث، منزل حضرت امام را به محاصره گرفتند.این فشار که به منظور سکوت اجباری امام صورت گرفت نتیجه معکوس داد. حضرت امام که حاضر به تمکین از سیاست های دولت عراق نشده بود عازم پاریس گردید و این سیاست شاه که تصور می کرد بدین وسیله خطر مبارزه انقلابی حضرت امام (ره) را رفع کرده است در حقیقت یک خطای استراژیک محسوب شد،زیرا با عزیمت امام به پاریس، وی در مواجه مستقیم با محافل خبری و سیاسی جهان قرار گرفت و توانست در سطحی گسترده تر، آرمان ها و مواضع انقلاب را برای تمام جهانیان باز گو کند. این مسائل موجب شد تا تمامی نیروهای ملی و مذهبی چاره ای جز پیوستن به صفوف انقلاب تحت زعامت حضرت امام را نداشته باشند و این معنایی جز رهبری بلا منازغ و بی همتای حضرت امام نبود.
5- تعمیق شکاف بین مردم و حکومت پهلوی :
17شهریور 1357 جدایی میان ملت و حکومت را عمیق تر کرد و امکان هر نوع پیوستگی یا سازش را از بین برد. همچنین مشی مبارزه مسالمت آمیز در چار چوب قانون اساسی به منظور احیای نظام مشروطه به شدت زیر سوال رفت و روحیه تندروی و افراط گرایی در میان طیف های گوناگون مبارز و مخالف فرا گیر شد و تلاش ها برای سرنگونی رژیم پهلوی به شکلی قهر آمیز و انقلابی مورد حمایت قرار گرفت.
6- تشدید سر در گمی آمریکا در برابر مسائل ایران :
هم زمان با بحرانی شدن اوضاع و واقعه 17 شهریور، روسای جمهور مصر، اسرائیل و آمریکا روز 19 شهریور با شاه گفت و گو کردند. شاه در گفت و گو با کارتر واقعه 17 شهریور را یک طرح شیطانی از سوی کسانی دانست که از برنامه ایجاد فضای باز سازی کشور بهره مند شده و از آزادی های اعطا شده علیه وی سوءاستفاده کردند. او خواستار ادامه حمایت های آمریکا شد و هشدار داد در غیر این صورت دشمنانش او را غافلگیر ساخته و بر وی پیشی خواهند جست. (9) کارتر نیز در پاسخ به در خواست های شاه او را از جهات گوناگون مطمئن ساخت و حمایت صریح خود را از اقدامات سرکوب گرانه شاه اعلام کرد.دو روز پس از حادثه 17 شهریور اردشیر زاهدی – سفیر ایران در آمریکا – با وارن کریستوفر – معاون وزارت امور خارجه آمریکا – در واشنگتن دیدار نمود. کریستوفر ضمن تاکید بر حمایت دولت آمریکا از ایران، خواستار رعایت اعتدال در اجرای حکومت نظامی شد. اما زاهدی اعلام کرد، کمونیست های سازمان یافته تظاهرات را ترتیب می دهند و دولت آمریکا همراه با نیروهای اپوزیسیون توطئه براندازی شاه را تدارک دیده است. کریستوفر این اتهام را ناروا خواند و اظهار داشت تضعیف اعتماد به نفس شاه در این زمان مهم ترین عامل بروز و گسترش شورش هاست.(10) به هر حال، حقیقت این است که تا وقوع حادثه 17 شهریور هیچ یک از سران کاخ سفید در ریاست جمهوری، وزارت خارجه و سازمان سیا، بحران ایران را جدی و نگران کننده نمی دانستند. آنان با اظهار نظرهای سطحی و خوشبینانه درباره توانا یی تردید ناپذیر شاه در کنترل اوضاع کشور و خاورمیانه به حمایت خود ادامه می دادند.(11)
در واقع می توان گفت واقعه 17 شهریور نخستین زنگ خطر را برای زمامداران آمریکا به صدا در آورد. از همین زمان گروهی از سران آمریکا به بررسی دقیق تر و بازنگری کارشناسانه در حوزه مسائل ایران ترغیب شدند که ماحصل این بررسی ها چیزی جز سردرگمی هر چه بیشتر آمریکا در امور ایران نبود که با توصیه های ضد و نقیض به شاه همراه می شد و در نتیجه مسیر انقلاب را هر چه بیشتر هموار می ساخت.
نتیجه گیری:
بی تردید، قیام 17شهریور را می توان به عنوان یکی از نقاط عطف مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی دانست. ابعاد عظیم کشتار و سرکوب مردم بی گناه در این روز باعث شد تا انقلابیون و رهبران آن ها در حرکت خود مصمم تر گردند و در این بین رهبری مدبرانه حضرت امام خمینی(ره) نقشی به سزا داشت. حمایت های سران به اصطلاح دموکرات آمریکا از رژیم پهلوی در سرکوب مبارزین نیز باعث گردید تا ادعاهای به اصطلاح حقوق بشری و دموکراتیک آن ها در بین مردم رنگ ببازد و ماهیت اصلی آنان برای مردم ایران هرچه بیشتر نمایان گردد. در مجموع باید گفت قیام خونین 17 شهریور عاملی موثر در تشدید مبارزات مردمی و تسریع در سقوط رژیم پهلوی به شمار می رود.
منابع
1- غلام رضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنچ سال ایران؛ از کودتا تا انقلاب، تهران،نشر رسا، 1373، جلد چهارم، صفحه 74
2- محمد طحان، تاریخ شفاهی قیام 17شهریور 1357، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386 ، صفحه39
3- روز شمار انقلاب اسلامی، تهران، دفتر هنر و ادبیات انقلاب اسلامی، 1378، جلد5، صفحه 64
4- محمد طحان،پیشین، صفحه 57
5- روزشمار انقلاب اسلامی، پیشین، صفحه 57
6- صحیفه نور، جلد 2، صفحه 100- 101
7- غلام رضا نجاتی، پیشین، جلد دوم، صفحه 83
8- صحیفه نور، جلد اول ، صفحه 568-569
9- غلام رضا نجاتی ، پیشین ، صفحه 92-93
10-غلام رضا نجاتی ، پیشین ، صفحه 94-95
11-زبیگنیو ،بروژینسکی،خاطرات برژینسکی صفحه 26-27
محمد مهدی سیفی
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
|
تگ : رژیم ,شهریور ,مردم ,امام ,دولت ,میدان ,حضرت امام ,حکومت نظامی ,میدان ژاله ,رژیم پهلوی ,قیام خونین ,مرکز اسناد انقلاب ,جمعه هفدهم شهریور
منبع این نوشته
(تصاویر) پرده خانه خدا نو شد
-
نوشته شده توسط : Admin
(تصاویر) پرده خانه خدا نو شد
کد خبر: ۲۰۹۰۴۹
۱۱ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۴
فرارو- لحظاتي قبل پْرده كعبه معظمه در روز عرفه تعويض شد تا فردا پذيراي حجاج سپيدپوش باشد.
طبق رسم هر سال زمانی که زائران از مکه خارج میشوند، پردهی کعبه نو میشود. خانهی خدا قبل از آویختن پردهی حریر سیاه، با گلاب ناب کاشان شسته میشود و سپس در حضور مقامات عربستان و جمعی از سران کشورهای اسلامی، پردهی نو آویخته میشود. طبق همان رسم دیرین عربستان، هر سال قطعهای از پردهی قدیمی به سران کشورهای اسلامی هدیه داده میشود.
پردهی کعبه مزین به آیات قرآن کریم است که با نخهای طلا و نقره بافته میشود. در تهیهی این پرده، دهها کیلوگرم طلا و نقره بهکار میرود. ارتفاع پردهی خانهی خدا، ۱۴ متر و نوار دور آن به عرض ۹۵ سانتیمتر است که از ۱۶ قطعه بهشکل مربع تشکیل شده است. وزن پردهی خانه خدا به حدود دو تُن میرسد.
کنارههای پردهی کعبه پیش از آغاز مناسک حج و تعویض آن، بالا برده میشود و لایهی سفید رنگ زیر آن نمایان میشود، این به منزلهی احرام بستن خانهی خدا است؛ اما پس از تعویض، پردهی سیاه کاملا آویخته میشود و این به معنی خروج خانهی خدا از احرام است.
تگ : پردهی ,میشود ,خانهی ,کعبه ,خانه ,پردهی کعبه ,آویخته میشود ,سران کشورهای ,تصاویر پرده ,پرده خانه
منبع این نوشته
افتضاح ملک سلمان؛ خواندن نماز با کفش در داخل خانه خدا + عکس
-
نوشته شده توسط : Admin
کد مطلب: 273987
افتضاح ملک سلمان؛ خواندن نماز با کفش در داخل خانه خدا + عکس
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۵۹
انتشار تصوير نمازخواندن ملک سلمان بن عبدالعزيز پادشاه عربستان با کفش در داخل کعبه باعث انتقاد شديد مسلمان جهان از وي شده است.
به گزارش شفقنا، پس از انتشار اين عکس، پادشاه عربستان با موجي از انتقادات مواجه شده است. پادشاه عربستان اخيرا به زيارت مسجد الحرام در مکه مکرمه رفته و پس از آن وارد کعبه مشرفه شد و در حالي که کفش به پا داشت، دو رکعت نماز آنجا خواند و پس از آن ديوار کعبه در حضور وي شسته شد.
کعبه مقدس ترين و پاکترين نقطه روي زمين از نظر مسلمانان محسوب مي شود. امام صادق عليه السّلام در مورد آداب ورود به کعبه فرموده اند: هرگاه خواستي وارد کعبه شوي، پيش از ورود، غسل کن و با کفش وارد نشو.
سلمان بن عبدالعزيز آل سعود (زادهٔ ۵ شوال ۱۳۵۴) هفتمين پادشاه عربستان سعودي و بيست وپنجمين فرزند عبدالعزيز آل سعود از همسرش حصه است.
سلمان بن عبدالعزيز هفتمين پادشاه آل سعود است. ۵ پادشاه پيش از او برادرش بوده اند.
منبع:alef.ir/vdcdjs0x5yt05n6.2a2y.html?2739
تگ : پادشاه ,کعبه ,عربستان ,عبدالعزيز ,سعود ,داخل ,پادشاه عربستان ,وارد کعبه ,هفتمين پادشاه ,داخل خانه ,خواندن نماز
منبع این نوشته
خانه امیرالمؤمنین در کوفه ، از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
خانه امیر المؤمنین (ع)

پس از بیست وپنج سال سکوت به خاطر مصالح اسلام ونظاره گربودن انحرافات مادی ومعنوی ، وبدعت های فراوان به نام دین خلافت به جایگاه اصلی خودش برگشت ، لکن شرایط اینقدر با زمان رسول الله (ص) متفاوت شده است که به تعبیر خود آن حضرت در نهج البلاغه ،گویا آن جاهلیت روزهای اول بعثت دوباره به میان مردم باز گشته است و یک غربال گری جامع وکاملی لازم دارد، وبه طور طبیعی اماکنی که از مرکز حکومت اسلام ومدینه النبی( ص) دور بوده اند شاید مشکل بیشتری پیدا نموده اند،وحاکمان وقت به جای حکومت اسلامی وپیاده نمودن قوانین نورانی وحیات بخش اسلام، سلطنت ، وپادشاهی را بر مردم تحمیل نموده اند، بنا براین یکی از اقدامات مهم واستراژیک حضرت علی( ع) که دلایل وحکمت های مختلفی دیگری نیز می تواند داشته باشد ، انتقال پایتخت کشور اسلامی از مدینه به کوفه بود که در سال 36هجری قمری اتفاق افتاد، ومکانی را برای سکونت خود وخانواده در نظر گرفتند، گفته شده است که این خانه در اصل منز ل مسکونی ام هانی خواهر حضرت علی (ع) بود ه که حضرت پس از انتقال به کوفه آن را منزل مسکونی خود قرار داده است، این خانه در بیرون مسجد کوفه ودر زاویه جنوب غربی آن قرار دارد وساختمان کنونی آن گرچه قدیمی نیست وبه طور یقین در طی این هزار چهار صد سال بارها تعمیر و مرمت شده است لکن در محل همان خانه حضرت است وبه عنوان یادگار آن بزرگوار وجای پای آن امام همام مورد احترام است .البته درشرایط فعلی، داخل این خانه مواردی به چشم می خورد که قابل تأمل است به طور مثال پس از ورود به داخل صحن حیاط سمت چپ، روی سردر یکی از اتاق ها نوشته شده است :مکتب الحسن والحسین (ع)وداخل خانه سمت راست سکوئی تعبیه شده است که آنرا مکان غسل امیرالمؤمنین( ع) معرفی می کنند ،وچاه آبی در کنار آن وجود دارد که می گویند از این چاه برای غسل دادن آن حضرت آب برداشته شده است، وآب آن را به عنوان تبرک به زائرین می فروشند ومردم نیز بدون توجه به مسائل بهداشتی و عواقب آن وبه عشق اهل بیت (ع) باکمال میل خریداری نمود ه ومی آشامند. بنابراین لازم می دانم جهت روشن شدن ذهن زائرین محترم مطالبی را به عرض برسانم: باید بدانیم که امام حسن (ع) متولد سال سوم هجری قمری بوده ودرزمان انتقال و سکونت امام علی( ع) در این منزل 33 ساله ودارای زن وفرزند بوده اند وامام حسین( ع) نیز متولد سال چهارم هجری قمری ودر آن زمان 32 سال از عمر شریفشا ن سپری شده ودارای عیال واولاد بوده اند وصرف نظر از اینکه علم این دوبزرگوار خدائی بوده واز ابتدای تولد همه چیز را به امر خداوند درمهد وگهواره می دانستند و نیازی به مکتب رفتن وآموختن علوم از افراد نداشته اند، به طور عادی هرجوانی پس از ازوداج از خانه پدری جداشده ومنزل مستقلی خواهد داشت هرچند جهت سرکشی وصله رحم به منزل پدری رفت وآمد دارد لکن اتاق خاصی برای او در نظرگرفته نمی شود آنهم به عنوان مکتب، وشما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ، نسبت به چاه آب نیز صرف نظر از اینکه در چه زمانی حفر شده است وقدمت تاریخی آن چیست ، باتوجه به عمق کم آن ووجود آب های سطحی وآب های آلوده داخل نیزار وباتلاق خرابه های دار الاماره که متصل به خانه است آبهای داخل چاه به شدت آلوده وغیر بهداشتی است واحتمال بروز هر گونه بیماری را باخود همراه دارد وزائرین عزیز به این مسائل توجه داشته باشند،تاخدای نخواسته دچار مریضی وآسیب نشوند.ودرمورد سکوی غسل هم اینجانب روایتی ندیده ام که آنجارا محل غسل دادن حضرت علی (ع) معرفی کرده باشد.
منبع : کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
تگ : خانه ,حضرت ,بوده ,داخل ,کوفه ,نوشته ,اسماعیلی کریزی ,کربلا نوشته ,یاحسین کربلا ,کتاب یاحسین ,هجری قمری ,یاحسین کربلا نوشته ,کتاب یاحسین کربلا
منبع این نوشته
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
|
استاد شهيد مرتضى مطهرى
زندگانى امام صادق عليه السلام (1)
به مناسبت اينكه امروز روز وفات امام ششم،صادق اهل البيت عليهم السلام است،سخنان من در اطراف آن خصيتبزرگوار و نكاتى از سيرت آن حضرت خواهد بود.
امام صادق عليه السلام در ماه ربيع الاول سال 83 هجرى در زمان خلافت عبد الملك بن مروان اموى به دنيا آمد،و در ماه شوال يا ماه رجب در سال 148 هجرى در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسى از دنيا رحلت كرد.در زمان يك خليفه با هوش سفاك اموى به دنيا آمد و در زمان يك خليفه مقتدر با هوش سفاك عباسى از دنيا رحلت كرد،و در آن بين شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانى به دودمان ديگر بود.
مادر آن حضرت،همان طورى كه در كافى و بحار و ساير كتب ضبط شده،ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبكر مىرسيد و چون قاسم بن محمد بن ابى بكر با دختر عموى خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ازدواج كرده بود،بنابر اين مادر آن حضرت،هم از طرف پدر نواده ابو بكر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق مىفرموده:«ولدنى ابو بكر مرتين»يعنى ابو بكر دو بار مرا به دنيا آورد،از دو راه نسب من به ابو بكر مىرسد.
فرصت طلايى
امام صادق عليه السلام شيخ الائمه است،از همه ائمه ديگر عمر بيشترى نصيب ايشان شد،شصت و پنجساله بود كه از دنيا رحلت فرمود.عمر نسبتا طويل آن حضرت و فتورى كه در دستگاه خلافت رخ داد كه امويان و عباسيان سر گرم زد و خورد با يكديگر بودند فرصتى طلايى براى امام به وجود آورد كه بساط افاضه و تعليم را بگستراند و به تعليم و تربيت و تاسيس حوزه علمى عظيمى بپردازد،جمله«قال الصادق»شعار علم حديث گردد،و به نشر و پخش حقايق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر كس از علما و دانشمندان اعم از شيعى مذهب و غيره كه نام آن حضرت را در كتب و آثار خود ذكر كردهاند با ذكر حوزه و مدرسهاى كه آن حضرت تاسيس كرد و شاگردان زيادى كه تربيت كرد و رونقى كه به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذكر كردهاند،همان طورى كه همه به مقام تقوا و معنويت و عبادت آن حضرت نيز اعتراف كردهاند.
شيخ مفيد از علماى شيعه مىگويد آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده كه در همه بلاد منتشر شده.از هيچ كدام از علماى اهل بيت آنقدر كه از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حديث نام كسانى را كه در خدمت آن حضرت شاگردى كردهاند و از خرمن وجودش خوشه گرفتهاند ضبط كردهاند،چهار هزار نفر بودهاند و در ميان اينها از همه طبقات و صاحبان عقايد و آراء و افكار گوناگون بودهاند.
محمد بن عبد الكريم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مىگويد:«هو ذو علم غزير،و ادب كامل فى الحكمة،و زهد فى الدنيا،و ورع عن الشهوات.»يعنى او،هم داراى علم و حكمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى كامل بود،بعد مىگويد مدتها در مدينه بود،شاگردان و شيعيان خود را تعليم مىكرد،و مدتى هم در عراق اقامت كرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و رياست نشد و سر گرم تعليم و تربيتبود.در آخر كلامش در بيان علت اينكه امام صادق توجهى به جاه و مقام و رياست نداشت اين طور مىگويد:«من غرق فى بحر المعرفة لم يقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقيقة لم يخف من حط.»يعنى آن كه در درياى معارف غوطهور استبه خشكى ساحل تن در نمىدهد،و كسى كه به قله اعلاى حقيقت رسيده نگران پستى و انحطاط نيست.
كلماتى كه بزرگان اسلامى از هر فرقه و مذهب در تجليل مقام امام صادق صلوات الله عليه گفتهاند زياد است،منظورم نقل آنها نيست،منظورم اشارهاى بود به اينكه هر كس امام صادق عليه السلام را مىشناسد آن حضرت را با حوزه و مدرسهاى عظيم و پر نفع و ثمر كه آثارش هنوز باقى و زنده است مىشناسد.حوزههاى علميه امروز شيعه امتداد حوزه آن روز آن حضرت است.
سخن در اطراف امام صادق سلام الله عليه ميدان وسيعى دارد.در قسمتهاى مختلف مىتوان سخن گفت زيرا اولا سخنان خود آن حضرت در قسمتهاى مختلف مخصوصا در حكمت عملى و موعظه زياد است و شايسته عنوان كردن است،ثانيا در تاريخ زندگى آن حضرت قضاياى جالب و آموزنده فراوان است.بعلاوه احتجاجات و استدلالات عالى و پر معنى با دهريين و ارباب اديان و متكلمان فرق ديگر اسلامى و صاحبان آراء و عقايد مختلف،بسيار دارد كه همه قابل استفاده است.گذشته از همه اينها تاريخ معاصر آن حضرت كه با خود آن حضرت يا شاگردان آن حضرت مرتبط استشنيدنى و آموختنى است.
سيرت و روش امام
اين بنده امروز عرايض خود را اختصاص مىدهم به مقايسهاى بين سيرت و روشى كه امام صادق عليه السلام در زمان خود انتخاب كرد با سيرت و روشى كه بعضى از اجداد بزرگوار آن حضرت داشتند كه گاهى به ظاهر مخالف يكديگر مىنمايد.رمز و سر اين مطلب را عرض مىكنم و از همين جا يك نكته مهم را استفاده مىكنم كه براى امروز ما و براى هميشه بسيار سودمند است.
فايده سيره هاى گوناگون معصومين
ما شيعيان كه به امامت ائمه دوازدهگانه اعتقاد داريم و همه آنها را اوصياء پيغمبر اكرم و مفسر و توضيح دهنده حقايق اسلام مىدانيم و گفتار آنها را گفتار پيغمبر و كردار آنها را كردار پيغمبر و سيرت آنها را سيرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مىدانيم،از امكاناتى در شناختحقايق اسلامى بهرهمنديم كه ديگران محرومند،و چون وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام-كه امام يازدهم است و بعد از ايشان دوره غيبت پيش آمد-در سال 260 واقع شد،از نظر ما شيعيان مثل اين است كه پيغمبر اكرم تا سال 260 هجرى زنده بود و در همه اين زمانها با همه تحولات و تغييرات و اختلاف شرايط و اوضاع و مقتضيات حاضر بود.
البته نمىخواهم بگويم كه اثر وجود پيغمبر اكرم اگر زنده بود چه بود و آيا اگر فرضا آن حضرت در اين مدت حيات مىداشت چه حوادثى در عالم اسلام[پيش]مىآمد،نه،بلكه مقصودم اين است كه از نظر ما شيعيان كه معتقد به امامت و وصايت هستيم،وجود ائمه اطهار از جنبه حجيت قطعى گفتار و كردار و سيرت در اين مدت طولانى مثل اين است كه شخص پيغمبر-ولى نه در لباس نبوت و زعامتبلكه در لباس يك فرد مسلمان عامل به وظيفه-وجود داشته باشد و دورههاى مختلفى را كه بر عالم اسلام در آن مدت گذشتشاهد باشد و در هر دورهاى وظيفه خود را بدون خطا و اشتباه، متناسب با همان دوره انجام دهد.
بديهى است كه با اين فرض،مسلمانان بهتر و روشنتر مىتوانند وظايف خود را در هر عصر و زمانى در يابند و تشخيص دهند.
تعارض ظاهرى سيره ها و ضرورت حل آنها
ما در سيرت پيشوايان دين به امورى بر مىخوريم كه به حسب ظاهر با يكديگر تناقض و تعارض دارند،همچنان كه در اخبار و آثارى كه از پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده مىشود.در آن قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است،علما در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمدهاند كه در محل خود مذكور است.در سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادى امر ديده مىشود،بايد ديد راه حل آن چيست؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده،تعارضها حل نگردد و هر كسى يك خبر و حديثى را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند مستلزم هرج و مرج خواهد بود.سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر اختلاف دارد همين طور است،اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى خواهد بود.ممكن است هر كسى به هواى نفس خود يك راهى را پيش بگيرد و بعد آن را با عملى كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكى از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند،باز يك نفر ديگر به هواى خود و مطابق ميل و سليقه خود راهى ديگر ضد آن راه را پيش بگيرد و او هم به يك عملى از يكى از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسى مطابق ميل و سليقه و هواى نفس خود راهى پيش بگيرد و براى خود مستندى هم پيدا كند.
مثلا ممكن استيك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سختگير باشد و زندگى با قناعت و كم خرجى را بپسندد،همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر خودت و خانوادهات سخت مىگيرى بگويد رسول خدا و على مرتضى همين طور بودند،آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند و غذاى لذيذ نخوردند و مركوب عالى سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند،آنها نان جو مىخوردند و كرباس مىپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار مىشدند و در خانه گلى سكنى مىگزيدند.
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد،و اگر از او سؤال شود كه چرا به كم نمىسازى و قناعت نمىكنى و زهد نمىورزى،بگويد چون امام حسن مجتبى و يا امام جعفر صادق اين طور بودند،آنها از غذاى لذيذ پرهيز نداشتند،جامه خوب مىپوشيدند،مركوب عالى سوار مىشدند،مساكن مجلل هم احيانا داشتند.
همچنين ممكن استيك نفر يا افرادى طبعا و مزاجا سر پرشورى داشته باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و براى توجيه عمل خود به سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام يا به نهضتحسينى عليه السلام استدلال كنند،و يك نفر يا افراد ديگر كه بر عكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزوىاند و در نفس خود شهامت و جراتى نمىبينند،موضوع تقيه و راه و روش امام صادق عليه السلام يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند.آن كس كه مثلا طبعا معاشرتى و اجتماعى استبه عمل و سيرت يك امام و آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايى استبه سيرت يك امام ديگر متوسل شود.
بديهى است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و معنى دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمىگيرد، بلكه وسيلهاى خواهد بود براى اينكه هر كسى راه توجيهى براى عمل خود پيدا كند و به دعوت و سخن كسى گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد.
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهرى در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام ديده مىشود،مىبينيم مثلا حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه صلح مىكند و اما امام حسين عليه السلام قيام مىكند و تسليم نمىشود تا شهيد مىگردد، مىبينيم كه رسول خدا و على مرتضى در زمان خودشان زاهدانه زندگى مىكردند و احتراز داشتند از تنعم و تجمل،ولى ساير ائمه اين طور نبودند.پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت.
درس و تعليم نه تعارض
گفتم بايد اين تعارض را حل كرد و رمز آن را دريافت.بلى بايد رمز آن را دريافت.واقعا رمز و سرى دارد.اين تعارض با ساير تعارضها فرق دارد،تعارضى نيست كه روات و ناقلان احاديثبه وجود آورده باشند و وظيفه ما آن گونه حل و رفع باشد كه معمولا در تعارض نقلها مىشود،بلكه تعارضى است كه خود اسلام به وجود آورده،يعنى روح زنده و سيال تعليمات اسلامى آن را ايجاب مىكند.بنابراين اين تعارضها در واقع درس و تعليم است نه تعارض و تناقض،درس بسيار بزرگ و پر معنى و آموزنده.
مطلب را در اطراف همان دو مثالى كه عرض كردم توضيح مىدهم.يكى مثال سختگيرى و زندگى زاهدانه،در مقابل زندگى مقرون به تجمل و توسعه در وسائل زندگى،و يكى هم مثال قيام و نهضت،در مقابل سكوت و تقيه.همين دو مثال براى نمونه كافى است.اما مثال اول:
فلسفه زهد
به طور مسلم رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام زاهدانه زندگى مىكردند و در زندگى بر خود سخت مىگرفتند. اين عمل را دو نحو مىتوان تفسير كرد.يكى اينكه بگوييم دستور اسلام به طور مطلق براى بشر اين است كه از نعمتها و خيرهاى اين جهان محترز باشد.اسلام همان طورى كه به اخلاص در عمل،و توحيد در عبادت،و به صدق و امانت و صفا و محبت دستور مىدهد،به احتراز و اعراض از نعمتهاى دنيا هم دستور مىدهد.همان طورى كه آن امور بالذات براى بشر كمالند و در همه زمانها مردم بايد موحد باشند،صدق و امانت و صفا و محبت داشته باشند،از دروغ و دغل و زبونى پرهيز داشته باشند،همين طور در همه زمانها و در هر نوع شرايطى لازم است كه از نعمتها و خيرات دنيا احتراز داشته باشند.
تفسير ديگر اينكه بگوييم فرق استبين آن امور كه مربوط به عقيده و يا اخلاق و يا رابطه انسان با خداى خودش است و بين اين امر كه مربوط به انتخاب طرز معيشت است.اينكه رسول خدا و على مرتضى بر خود در غذا و لباس و مسكن و غيره سخت مىگرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در زندگى بالذات زشت و نا پسند است،بلكه مربوط به چيزهاى ديگر بوده،يكى مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه براى عموم مردم وسيله فراهم نبود،فقر عمومى زياد بود.در همچو اوضاعى مواسات و همدردى اقتضا مىكرد كه به كم قناعت كنند و ما بقى را انفاق كنند.بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند،وظيفه زعيم و پيشوا كه چشم همه به اوستبا ديگران فرق دارد.
وقتى كه على عليه السلام در بصره بر مردى به نام علاء بن زياد حارثى وارد شد،او از برادرش شكايت كرد و گفتبرادرم تارك دنيا شده و جامه كهنه پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده.فرمود حاضرش كنيد.وقتى كه حاضر شد فرمود چرا بر خود سخت مىگيرى و خود را زجر مىدهى؟چرا بر زن و بچهات رحم نمىكنى؟آيا خداوند كه نعمتهاى پاكيزه دنيا را آفريده و حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنى؟آيا تو اين طور فكر مىكنى كه خداوند دوست نمىدارد بندهاش از نعمتش بهره ببرد؟
عرض كرد:«هذا انت فى خشونه ملبسك و جشوبة ماكلك» (2) گفتيا امير المؤمنين!خودت هم كه مثل منى،تو هم كه از جامه خوب و غذاى خوب پرهيز دارى.
فرمود من با تو فرق دارم،من امام و پيشواى امتم،مسؤول زندگى عمومى هستم،بايد در توسعه و رفاه زندگى عمومى تا آن حدى كه مقدور استسعى كنم.آن اندازه كه ميسر نشد و مردمى فقير باقى ماندند،بر من از آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيفترين و فقيرترين مردم زندگى كنم تا فقر و محروميت،فقرا را زياد ناراحت نكند،لا اقل از آلام روحى آنها بكاهم،موجب تسلى خاطر آنها گردم.
اين بود دو نوع تفسيرى كه از طرز زندگانى زاهدانه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام مىتوان كرد.
اگر تفسير اول صحيح مىبود مىبايست همه در همه زمانها خواه آنكه وسيله براى عموم فراهم باشد خواه نباشد،خواه آنكه مردم در وسعتباشند خواه نباشند آن طور زندگى كنند و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجه اول از آن طرز زندگى پيروى مىكردند،و اما اگر تفسير دوم صحيح است،نه،لازم نيست همه از آن پيروى كنند،آن طور زندگى مربوط به اوضاعى نظير اوضاع آن زمان بوده،در زمانهاى غير مشابه با آن زمان،پيروى لازم نيست.
وقتى كه به احوال و زندگى و سخنان امام صادق عليه السلام مراجعه مىكنيم مىبينيم آن حضرت كه ظاهر زندگىاش با پيغمبر و على فرق دارد،به خاطر همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش درباره فلسفه زهد گوشزد كرده است.
اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد.
در زمان امام صادق عليه السلام گروهى پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير مىكردند،معتقد بودند كه مسلمان هميشه و در هر زمانى بايد كوشش كند از نعمتهاى دنيا احتراز كند.به اين مسلك و روش خود نام«زهد»مىدادند و خودشان در آن زمان به نام«متصوفه»خوانده مىشدند.سفيان ثورى يكى از آنهاست.سفيان يكى از فقهاى تسنن به شمار مىرود و در كتب فقهى اقوال و آراء او زياد نقل مىشود.اين شخص معاصر با امام صادق است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكرده.
در كافى مىنويسد روزى سفيان بر آن حضرت وارد شد،ديد امام جامه سفيد و لطيف و زيبايى پوشيده،اعتراض كرد و گفتيا ابن رسول الله سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازى،امام به او فرمود:ممكن است اين گمان براى تو از وضع زندگى رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد.آن وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كردهاى اين يك وظيفهاى است از طرف خداوند مثل ساير وظايف،و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و همان طور زندگى كنند.اما بدان كه اين طور نيست.رسول خدا در زمانى و جايى زندگى مىكرد كه فقر و تنگدستى مستولى بود،عامه مردم از داشتن وسايل و لوازم اوليه زندگى محروم بودند.اگر در عصرى و زمانى وسايل و لوازم فراهم شد،ديگر دليلى براى آن طرز زندگى نيست، بلكه سزاوارترين مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى،مسلمانان و صالحانند نه ديگران.
اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادى بر مدعاى خود و بطلان مدعاى آنها كرد كه فعلا مجال نقل همه آنها نيست (3) .
اصول ثابت و اصول متغير
اين اختلاف و تعارض ظاهرى سيرت،به كمك بياناتى كه از پيشوايان دين رسيده،براى ما روشن مىكند از نظر اسلام در باب معيشت و لوازم زندگى چيزهايى است كه اصول ثابت و تغيير ناپذير به شمار مىروند و چيزهايى است كه اين طور نيست.
يك اصل ثابت و تغيير ناپذير اين است كه يك نفر مسلمان بايد زندگى خود را از زندگى عمومى جدا نداند،بايد زندگى خود را با زندگى عموم تطبيق دهد.معنى ندارد در حالى كه عموم مردم در بدبختى زندگى مىكنند عده ديگر با مستمسك قرار دادن قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق (4) در درياى نعمت غوطهور بشوند هر چند فرض كنيم كه از راه حلال به چنگ آورده باشند.
خود امام صادق سلام الله عليه كه به اقتضاى زمان،زندگى را بر خاندان خود توسعه داده بود،يك وقت اتفاق افتاد كه نرخ خواربار ترقى كرد و قحط و غلا پديد آمد.به خادم خود فرمود چقدر آذوقه و گندم ذخيره موجود داريم؟عرض كرد:زياد داريم،تا چند ماه ما را بس است.فرمود همه آنها را ببر و در بازار به مردم بفروش،گفت اگر بفروشم ديگر نخواهم توانست گندمى تهيه كنم.فرمود لازم نيست،بعد مثل ساير مردم روز به روز از نانوايى تهيه خواهيم كرد،و دستور داد از آن به بعد خادم نانى كه تهيه مىكند نصف جو و نصف گندم باشد،يعنى از همان نانى باشد كه اكثر مردم استفاده مىكردند.فرمود: من تمكن دارم به فرزندان خودم در اين سختى و تنگدستى نان گندم بدهم،اما دوست دارم خداوند ببيند من با مردم مواسات مىكنم.
اصل ثابت و تغيير ناپذير ديگرى كه در همه حال و همه زمانها پسنديده است،زهد به معنى عزت نفس و مناعت طبع و بلند نظرى است كه انسان در همه حال و همه زمانها خوب است نسبتبه امور مادى بى اعتنا باشد،دين را به دنيا،و فضيلت و اخلاق را به پول و مقام نفروشد،به امور مادى به چشم وسيله نگاه كند نه به چشم هدف و مقصد.
اما ساير امور كه مربوط به توسعه و تضييق و بود و نبود وسايل زندگى استيك امر ثابت و تغيير ناپذيرى نيست.ممكن است در زمانى تكليف جورى اقتضا كند و در زمانى ديگر جور ديگر،همان طورى كه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام طورى زندگى كردند و ساير ائمه عليهم السلام طور ديگر.
قيام يا سكوت؟
مثال ديگر كه مثال زدم مساله قيام و سكوت بود.اين مساله هم بسيار قابل بحث است،فرصت نخواهد بود كه در اين جلسه به طور كامل در اطراف اين مطلب بحث كنم.براى نمونه سيد الشهداء سلام الله عليه را از يك طرف،و امام صادق عليه السلام را از طرف ديگر ذكر مىكنم.
امام حسين عليه السلام بدون پروا،با آنكه قرائن و نشانهها حتى گفتههاى خود آن حضرت حكايت مىكرد كه شهيد خواهد شد،قيام كرد.ولى امام صادق عليه السلام با آنكه به سراغش رفتند اعتنا ننمود و قيام نكرد،ترجيح داد كه در خانه بنشيند و به كار تعليم و تدريس و ارشاد بپردازد.
به ظاهر،تعارض و تناقضى به نظر مىرسد كه اگر در مقابل ظلم بايد قيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد پس چرا امام صادق عليه السلام قيام نكرد بلكه در زندگى مطلقا راه تقيه پيش گرفت،و اگر بايد تقيه كرد و وظيفه امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم بپردازد پس چرا امام حسين عليه السلام اين كار را نكرد؟در اينجا لازم است اشارهاى به اوضاع سياسى زمان حضرت صادق عليه السلام بكنم و بعد به جواب اين سؤال بپردازم.
اوضاع سياسى در عهد امام صادق (عليه السلام)
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموى به دودمان عباسى منتقل شد.
عباسيان از بنى هاشماند و عموزادگان علويين به شمار مىروند.در آخر عهد امويين كه كار مروان بن محمد،آخرين خليفه اموى،به عللى سستشد،گروهى از عباسيين و علويين دستبه كار تبليغ و دعوت شدند.
علويين دو دسته بودند:بنى الحسن كه اولاد امام مجتبى بودند،و بنى الحسين كه اولاد سيد الشهداء عليهما السلام بودند.غالب بنى الحسين كه در راسشان حضرت صادق عليه السلام بود از فعاليت ابا كردند.مكرر حضرت صادق دعوت شد و نپذيرفت.ابتداى امر سخن در اطراف علويين بود.عباسيين به ظاهر به نفع علويين تبليغ مىكردند.سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهيم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن،معروف به«نفس زكيه»بيعت كردند و حتى منصور-كه بعدها قاتل همين محمد شد-در آغاز امر ركاب عبد الله بن حسن را مىگرفت و مانند يك خدمتكار جامه او را روى زين اسب مرتب مىكرد،زيرا عباسيان مىدانستند كه زمينه و محبوبيت از علويين است.عباسيين مردمى نبودند كه دلشان به حال دين سوخته باشد.هدفشان دنيا بود و چيزى جز مقام و رياست و خلافت نمىخواستند.حضرت صادق عليه السلام از اول از همكارى با اينها امتناع ورزيد.
بنى العباس از همان اول كه دعات و مبلغين را مىفرستادند،به نام شخص معين نمىفرستادند،به عنوان«الرضا من آل محمد»يا«الرضى من آل محمد»يعنى«يكى از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه شايسته باشد»تبليغ مىكردند و در نهان جاده را براى خود صاف مىكردند.دو نفر از دعات آنها از همه معروفترند،يكى عرب به نام«ابو سلمه خلال»كه در كوفه مخفى مىزيست و ساير دعات و مبلغين را اداره مىكرد و به او«وزير آل محمد»لقب داده بودند،و اولين بار كلمه«وزير»در اسلام به او گفته شد،و يكى ايرانى كه همان سردار معروف،ابو مسلم خراسانى است و به او«امير آل محمد»لقب داده بودند.
مطابق نقل مسعودى در مروج الذهب،بعد از كشته شدن ابراهيم امام(برادر بزرگتر سفاح و منصور كه سفاح را وصى و جانشين خود قرار داده بود)نظر ابو سلمه بر اين شد كه دعوت را از عباسيين به علويين متوجه كند.دو نامه به يك مضمون به مدينه نوشت و به وسيله يك نفر فرستاد،يكى براى حضرت صادق عليه السلام كه راس و رئيس بنى الحسين بود و يكى براى عبد الله بن الحسن بن الحسن كه بزرگ بنى الحسن بود.امام صادق عليه السلام به آن نامه اعتنايى نكرد و هنگامى كه فرستاده اصرار كرد و جواب خواست،در حضور خود او نامه را با شعله چراغ سوخت و فرمود جواب نامهات اين است.اما عبد الله بن الحسن فريب خورد و خوشحال شد و با اينكه حضرت صادق عليه السلام به او فرمود كه فايده ندارد و بنى العباس نخواهند گذاشت كار بر تو و فرزندان تو مستقر گردد عبد الله قانع نشد،و قبل از آنكه جواب نامه عبد الله به ابو سلمه برسد سفاح كه به ابو سلمه بدگمان شده بود با جلب نظر و موافقت ابو مسلم ابو سلمه را كشت و شهرت دادند كه خوارج او را كشتهاند،و بعد هم خود عبد الله و فرزندانش گرفتار و كشته شدند.اين بود جريان ابا و امتناع امام صادق عليه السلام از قبول خلافت.
علت امتناع امام
ابا و امتناع امام صادق تنها به اين علت نبود كه مىدانستبنى العباس مانع خواهند شد و آن حضرت را شهيد خواهند كرد.اگر مىدانست كه شهادت آن حضرت براى اسلام و مسلمين اثر بهترى دارد شهادت را انتخاب مىكرد همان طورى كه امام حسين عليه السلام به همين دليل شهادت را انتخاب كرد.در آن عصر-كه به خصوصيات آن اشاره خواهيم كرد-آن چيزى كه بهتر و مفيدتر بود رهبرى يك نهضت علمى و فكرى و تربيتى بود كه اثر آن تا امروز هست،همان طورى كه در عصر امام حسين آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آنطور بجا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقى است.
جان مطلب همين جاست كه در همه اين كارها،از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيهها،بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.اينها امورى نيست كه به شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو و غسل و نماز و روزه صورت بگيرد.اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مىكند.گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافعتر است و گاهى اثر سكوت و تقيه.گاهى شكل و صورت قيام فرق مىكند.همه اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز،و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد،اشتباه تشخيص دادن زيانها به اسلام مىرساند.
اوضاع اجتماعى عهد امام
امام صادق عليه السلام در عصر و زمانى واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسى،يك سلسله حوادث اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود،لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند.مقتضيات زمان امام صادق عليه السلام كه در نيمه اول قرن دوم مىزيستبا زمان سيد الشهداء عليه السلام كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلى فرق داشت.
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامى براى مردانى كه مىخواستند به اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافتبود،ساير جبههها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر به وجود آمده بود اهميتى پيدا نكرده بود،حوادث عالم اسلام همه مربوط به دستگاه خلافتبود و مردم از لحاظ روحى و فكرى هنوز به بساطت و سادگى صدر اول زندگى مىكردند.اما بعدها و در زمانهاى بعد تدريجا به علل مختلف جبهههاى ديگر به وجود آمد،جبهههاى علمى و فكرى.يك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظيم در ميان مسلمين آغاز شد.نحلهها و مذهبها در اصول دين و فروع دين پيدا شدند.به قول يكى از مورخين،مسلمانان در اين وقت از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند.علوم اسلامى در حال تدوين بود.در اين زمان يعنى در زمان امام صادق عليه السلام از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتى به وجود آورد و مانع بيان حقايق را تا حدى از بين برد،و از طرف ديگر در ميان مسلمانان يك شور و هيجان براى فهميدن و تحقيق پيدا شد،لازم بود شخصى مثل امام صادق عليه السلام اين جبهه را رهبرى كند و بساط تعليم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمى در معارف و احكام و اخلاق بپردازد. در زمانهاى قبل همچو زمينهها نبود،همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانى در مردم نبود.
در تاريخ زندگى امام صادق عليه السلام يك جا مىبينيم زنادقه و دهريينى از قبيل ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى و حتى ابن مقفع مىآيند و با آن حضرت محاجه مىكنند و جوابهاى كافى مىگيرند.احتجاجات بسيار مفصل و طولانى از آن حضرت در اين زمينهها باقى است كه به راستى اعجاب آور است.توحيد مفضل كه رسالهاى است طولانى در اين زمينه، در اثر يك مباحثه بين مفضل از اصحاب آن حضرت و بين يك نفر دهرى مسلك و رجوع كردن مفضل به امام صادق عليه السلام پديد آمد.
در جاى ديگر مىبينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن عطا كه مردمان مفكرى بودند مىآمدند و در مسائل الهى يا مسائل اجتماعى سؤال و جواب مىكردند و مىرفتند.
در جاى ديگر فقهاى بزرگ آن عصر را مىبينيم كه يا شاگردان آن حضرتند و يا بعضى از آنها مىآمدند و از آن حضرت سؤالاتى مىكردند.ابو حنيفه و مالك معاصر امام صادقاند و هر دو از محضر امام عليه السلام استفاده كردهاند.شافعى و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرتند.مالك در مدينه بود و مكرر به حضور امام عليه السلام مىآمد و خود او مىگويد وقتى كه به حضورش مىرسيدم و به من احترام مىكرد خيلى خرسند مىشدم و خدا را شكر مىكردم كه او به من محبت دارد.مالك درباره امام صادق مىگويد:«كان من عظماء العباد و اكابر الزهاد و الذين يخشون الله عز و جل،و كان كثير الحديث،طيب المجالسة،كثير الفوائد.»يعنى از بزرگان و اكابر عباد و زهاد بود و از كسانى بود كه خوف و خشيت الهى در دلش قرار داشت.او مردى بود كه حديث پيغمبر را زياد مىدانست،خوش محضر بود،مجلسش پر فايده بود.و باز مالك مىگويد:«ما رات عين و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمد.»يعنى چشمى نديده و گوشى نشنيده و به دلى خطور نكرده كسى از جعفر بن محمد فاضلتر باشد.ابو حنيفه مىگفت:«ما رايت افقه من جعفر بن محمد»از جعفر بن محمد فقيهتر و داناتر نديدم.مىگويد وقتى كه جعفر بن محمد به امر منصور به عراق آمد منصور به من گفت كه سختترين مسائل را براى سؤال از او تهيه كنم.من چهل مساله اينچنين تهيه كردم و رفتم به مجلسش. منصور مرا معرفى كرد،امام فرمود او را مىشناسم،پيش ما آمده است.بعد به امر منصور مسائل را طرح كردم.در جواب هر يك فرمود عقيده شما علماى عراق اين است،عقيده فقهاى مدينه اين است،و خودش گاه با ما موافقت مىكرد و گاه با اهل مدينه،گاهى هم نظر سومى مىداد.
در جاى ديگر متصوفه را مىبينيم كه به حضور آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكردند كه نمونه مختصرى از آن را قبلا عرض كردم.
زمان امام صادق عليه السلام زمانى بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد شروع شده بود و ضرورت ايجاب مىكرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و اين جبهه قرار دهد.هميشه بايد در اين گونه امور به اثر كار توجه داشت.سيد الشهداء عليه السلام دانست كه شهادتش اثر مفيد دارد،قيام كرد و شهيد شد و اثرش هنوز هم باقى است.امام صادق عليه السلام فرصت را براى تعليم و تاسيس كانون علمى مناسب ديد،به اين كار همت گماشت.بغداد كه كانون جنبش علمى اسلامى صدر اسلام است در زمان امام صادق عليه السلام بنا شد.ظاهرا ايشان آخر عمر سفرى به بغداد آمده است.اثر امام صادق عليه السلام است كه مىبينيم شيعه،در مقدم ساير فرق،در علوم اسلامى پيشقدم و مؤسس شد و يا لا اقل دوش به دوش ديگران حركت كرد و در همه رشتهها از ادب و تفسير و فقه و كلام و فلسفه و عرفان و نجوم و رياضى و تاريخ و جغرافى كتابها نوشت و رجال بزرگ بيرون داد،عالىترين و نفيسترين آثار علمى را به جهان تحويل داد.اگر امروز مىبينيم اصلاح طلبانى به رسميت مذهب شيعه-بعد از هزار سال-اقرار و اعتراف مىكنند به خاطر اين است كه شيعه يك مكتب واقعى اسلامى است و آثار شيعى در هر رشته نشان مىدهد كه ديگر نمىتوان اتهامات سياسى به آن بست.اين آثار مولود ايمان و عقيده است،سياست نمىتواند اينچنين فقه يا اخلاق يا فلسفه و عرفان يا تفسير و حديثى به وجود آورد.رسميت امروز شيعه معلول طرز كار و عمل آن روز امام صادق سلام الله عليه است.
مقصود اين است كه ائمه اطهار در هر زمانى مصلحت اسلام و مسلمين را در نظر مىگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مكان تغيير مىكرد خواه و ناخواه همان طور رفتار مىكردند كه مصالح اسلامى اقتضا مىكرد و در هر زمان جبههاى مخصوص و شكلى نو از جهاد به وجود مىآمد و آنها با بصيرت كامل آن جبههها را تشخيص مىدادند.
اين تعارضها نه تنها تعارض واقعى نيست،بلكه بهترين درس آموزنده استبراى كسانى كه روح و عقل و فكر مستقيمى داشته باشند،جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانى را درك كنند كه چگونه مصالح اسلامى اقتضا مىكند كه يك وقت مثل زمان سيد الشهداء عليه السلام نهضت آنها شكل قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق عليه السلام شكل تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومى و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و يك قتشكل ديگر. ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهيد (5) .
پىنوشتها:
1- اين سخنرانى در 25 شوال 1381 هجرى قمرى به مناسبت وفات امام صادق عليه السلام ايراد شده است.
2- نهج البلاغه،خطبه 200.
3- به كتاب كافى،ج 5/ص 65 الى 70 و جلد اول داستان راستان تحت عنوان«امام صادق و متصوفه»مراجعه شود.
4- اعراف/32.
5- ق/37.
مجموعه آثار جلد 18 صفحه35
منبع:شهیدآوینی
تگ : امام ,السلام ,عليه ,صادق ,حضرت ,زندگى ,عليه السلام ,امام صادق ,صادق عليه ,الله عليه ,حضرت صادق ,مرتضى عليهما السلام ,ائمه عليهم السلام ,مصالح اسل
منبع این نوشته
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
|
استاد شهيد مرتضى مطهرى
زندگانى امام صادق عليه السلام (1)
به مناسبت اينكه امروز روز وفات امام ششم،صادق اهل البيت عليهم السلام است،سخنان من در اطراف آن خصيتبزرگوار و نكاتى از سيرت آن حضرت خواهد بود.
امام صادق عليه السلام در ماه ربيع الاول سال 83 هجرى در زمان خلافت عبد الملك بن مروان اموى به دنيا آمد،و در ماه شوال يا ماه رجب در سال 148 هجرى در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسى از دنيا رحلت كرد.در زمان يك خليفه با هوش سفاك اموى به دنيا آمد و در زمان يك خليفه مقتدر با هوش سفاك عباسى از دنيا رحلت كرد،و در آن بين شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانى به دودمان ديگر بود.
مادر آن حضرت،همان طورى كه در كافى و بحار و ساير كتب ضبط شده،ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبكر مىرسيد و چون قاسم بن محمد بن ابى بكر با دختر عموى خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ازدواج كرده بود،بنابر اين مادر آن حضرت،هم از طرف پدر نواده ابو بكر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق مىفرموده:«ولدنى ابو بكر مرتين»يعنى ابو بكر دو بار مرا به دنيا آورد،از دو راه نسب من به ابو بكر مىرسد.
فرصت طلايى
امام صادق عليه السلام شيخ الائمه است،از همه ائمه ديگر عمر بيشترى نصيب ايشان شد،شصت و پنجساله بود كه از دنيا رحلت فرمود.عمر نسبتا طويل آن حضرت و فتورى كه در دستگاه خلافت رخ داد كه امويان و عباسيان سر گرم زد و خورد با يكديگر بودند فرصتى طلايى براى امام به وجود آورد كه بساط افاضه و تعليم را بگستراند و به تعليم و تربيت و تاسيس حوزه علمى عظيمى بپردازد،جمله«قال الصادق»شعار علم حديث گردد،و به نشر و پخش حقايق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر كس از علما و دانشمندان اعم از شيعى مذهب و غيره كه نام آن حضرت را در كتب و آثار خود ذكر كردهاند با ذكر حوزه و مدرسهاى كه آن حضرت تاسيس كرد و شاگردان زيادى كه تربيت كرد و رونقى كه به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذكر كردهاند،همان طورى كه همه به مقام تقوا و معنويت و عبادت آن حضرت نيز اعتراف كردهاند.
شيخ مفيد از علماى شيعه مىگويد آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده كه در همه بلاد منتشر شده.از هيچ كدام از علماى اهل بيت آنقدر كه از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حديث نام كسانى را كه در خدمت آن حضرت شاگردى كردهاند و از خرمن وجودش خوشه گرفتهاند ضبط كردهاند،چهار هزار نفر بودهاند و در ميان اينها از همه طبقات و صاحبان عقايد و آراء و افكار گوناگون بودهاند.
محمد بن عبد الكريم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مىگويد:«هو ذو علم غزير،و ادب كامل فى الحكمة،و زهد فى الدنيا،و ورع عن الشهوات.»يعنى او،هم داراى علم و حكمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى كامل بود،بعد مىگويد مدتها در مدينه بود،شاگردان و شيعيان خود را تعليم مىكرد،و مدتى هم در عراق اقامت كرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و رياست نشد و سر گرم تعليم و تربيتبود.در آخر كلامش در بيان علت اينكه امام صادق توجهى به جاه و مقام و رياست نداشت اين طور مىگويد:«من غرق فى بحر المعرفة لم يقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقيقة لم يخف من حط.»يعنى آن كه در درياى معارف غوطهور استبه خشكى ساحل تن در نمىدهد،و كسى كه به قله اعلاى حقيقت رسيده نگران پستى و انحطاط نيست.
كلماتى كه بزرگان اسلامى از هر فرقه و مذهب در تجليل مقام امام صادق صلوات الله عليه گفتهاند زياد است،منظورم نقل آنها نيست،منظورم اشارهاى بود به اينكه هر كس امام صادق عليه السلام را مىشناسد آن حضرت را با حوزه و مدرسهاى عظيم و پر نفع و ثمر كه آثارش هنوز باقى و زنده است مىشناسد.حوزههاى علميه امروز شيعه امتداد حوزه آن روز آن حضرت است.
سخن در اطراف امام صادق سلام الله عليه ميدان وسيعى دارد.در قسمتهاى مختلف مىتوان سخن گفت زيرا اولا سخنان خود آن حضرت در قسمتهاى مختلف مخصوصا در حكمت عملى و موعظه زياد است و شايسته عنوان كردن است،ثانيا در تاريخ زندگى آن حضرت قضاياى جالب و آموزنده فراوان است.بعلاوه احتجاجات و استدلالات عالى و پر معنى با دهريين و ارباب اديان و متكلمان فرق ديگر اسلامى و صاحبان آراء و عقايد مختلف،بسيار دارد كه همه قابل استفاده است.گذشته از همه اينها تاريخ معاصر آن حضرت كه با خود آن حضرت يا شاگردان آن حضرت مرتبط استشنيدنى و آموختنى است.
سيرت و روش امام
اين بنده امروز عرايض خود را اختصاص مىدهم به مقايسهاى بين سيرت و روشى كه امام صادق عليه السلام در زمان خود انتخاب كرد با سيرت و روشى كه بعضى از اجداد بزرگوار آن حضرت داشتند كه گاهى به ظاهر مخالف يكديگر مىنمايد.رمز و سر اين مطلب را عرض مىكنم و از همين جا يك نكته مهم را استفاده مىكنم كه براى امروز ما و براى هميشه بسيار سودمند است.
فايده سيره هاى گوناگون معصومين
ما شيعيان كه به امامت ائمه دوازدهگانه اعتقاد داريم و همه آنها را اوصياء پيغمبر اكرم و مفسر و توضيح دهنده حقايق اسلام مىدانيم و گفتار آنها را گفتار پيغمبر و كردار آنها را كردار پيغمبر و سيرت آنها را سيرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مىدانيم،از امكاناتى در شناختحقايق اسلامى بهرهمنديم كه ديگران محرومند،و چون وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام-كه امام يازدهم است و بعد از ايشان دوره غيبت پيش آمد-در سال 260 واقع شد،از نظر ما شيعيان مثل اين است كه پيغمبر اكرم تا سال 260 هجرى زنده بود و در همه اين زمانها با همه تحولات و تغييرات و اختلاف شرايط و اوضاع و مقتضيات حاضر بود.
البته نمىخواهم بگويم كه اثر وجود پيغمبر اكرم اگر زنده بود چه بود و آيا اگر فرضا آن حضرت در اين مدت حيات مىداشت چه حوادثى در عالم اسلام[پيش]مىآمد،نه،بلكه مقصودم اين است كه از نظر ما شيعيان كه معتقد به امامت و وصايت هستيم،وجود ائمه اطهار از جنبه حجيت قطعى گفتار و كردار و سيرت در اين مدت طولانى مثل اين است كه شخص پيغمبر-ولى نه در لباس نبوت و زعامتبلكه در لباس يك فرد مسلمان عامل به وظيفه-وجود داشته باشد و دورههاى مختلفى را كه بر عالم اسلام در آن مدت گذشتشاهد باشد و در هر دورهاى وظيفه خود را بدون خطا و اشتباه، متناسب با همان دوره انجام دهد.
بديهى است كه با اين فرض،مسلمانان بهتر و روشنتر مىتوانند وظايف خود را در هر عصر و زمانى در يابند و تشخيص دهند.
تعارض ظاهرى سيره ها و ضرورت حل آنها
ما در سيرت پيشوايان دين به امورى بر مىخوريم كه به حسب ظاهر با يكديگر تناقض و تعارض دارند،همچنان كه در اخبار و آثارى كه از پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده مىشود.در آن قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است،علما در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمدهاند كه در محل خود مذكور است.در سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادى امر ديده مىشود،بايد ديد راه حل آن چيست؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده،تعارضها حل نگردد و هر كسى يك خبر و حديثى را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند مستلزم هرج و مرج خواهد بود.سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر اختلاف دارد همين طور است،اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى خواهد بود.ممكن است هر كسى به هواى نفس خود يك راهى را پيش بگيرد و بعد آن را با عملى كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكى از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند،باز يك نفر ديگر به هواى خود و مطابق ميل و سليقه خود راهى ديگر ضد آن راه را پيش بگيرد و او هم به يك عملى از يكى از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسى مطابق ميل و سليقه و هواى نفس خود راهى پيش بگيرد و براى خود مستندى هم پيدا كند.
مثلا ممكن استيك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سختگير باشد و زندگى با قناعت و كم خرجى را بپسندد،همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر خودت و خانوادهات سخت مىگيرى بگويد رسول خدا و على مرتضى همين طور بودند،آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند و غذاى لذيذ نخوردند و مركوب عالى سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند،آنها نان جو مىخوردند و كرباس مىپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار مىشدند و در خانه گلى سكنى مىگزيدند.
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد،و اگر از او سؤال شود كه چرا به كم نمىسازى و قناعت نمىكنى و زهد نمىورزى،بگويد چون امام حسن مجتبى و يا امام جعفر صادق اين طور بودند،آنها از غذاى لذيذ پرهيز نداشتند،جامه خوب مىپوشيدند،مركوب عالى سوار مىشدند،مساكن مجلل هم احيانا داشتند.
همچنين ممكن استيك نفر يا افرادى طبعا و مزاجا سر پرشورى داشته باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و براى توجيه عمل خود به سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام يا به نهضتحسينى عليه السلام استدلال كنند،و يك نفر يا افراد ديگر كه بر عكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزوىاند و در نفس خود شهامت و جراتى نمىبينند،موضوع تقيه و راه و روش امام صادق عليه السلام يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند.آن كس كه مثلا طبعا معاشرتى و اجتماعى استبه عمل و سيرت يك امام و آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايى استبه سيرت يك امام ديگر متوسل شود.
بديهى است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و معنى دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمىگيرد، بلكه وسيلهاى خواهد بود براى اينكه هر كسى راه توجيهى براى عمل خود پيدا كند و به دعوت و سخن كسى گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد.
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهرى در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام ديده مىشود،مىبينيم مثلا حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه صلح مىكند و اما امام حسين عليه السلام قيام مىكند و تسليم نمىشود تا شهيد مىگردد، مىبينيم كه رسول خدا و على مرتضى در زمان خودشان زاهدانه زندگى مىكردند و احتراز داشتند از تنعم و تجمل،ولى ساير ائمه اين طور نبودند.پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت.
درس و تعليم نه تعارض
گفتم بايد اين تعارض را حل كرد و رمز آن را دريافت.بلى بايد رمز آن را دريافت.واقعا رمز و سرى دارد.اين تعارض با ساير تعارضها فرق دارد،تعارضى نيست كه روات و ناقلان احاديثبه وجود آورده باشند و وظيفه ما آن گونه حل و رفع باشد كه معمولا در تعارض نقلها مىشود،بلكه تعارضى است كه خود اسلام به وجود آورده،يعنى روح زنده و سيال تعليمات اسلامى آن را ايجاب مىكند.بنابراين اين تعارضها در واقع درس و تعليم است نه تعارض و تناقض،درس بسيار بزرگ و پر معنى و آموزنده.
مطلب را در اطراف همان دو مثالى كه عرض كردم توضيح مىدهم.يكى مثال سختگيرى و زندگى زاهدانه،در مقابل زندگى مقرون به تجمل و توسعه در وسائل زندگى،و يكى هم مثال قيام و نهضت،در مقابل سكوت و تقيه.همين دو مثال براى نمونه كافى است.اما مثال اول:
فلسفه زهد
به طور مسلم رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام زاهدانه زندگى مىكردند و در زندگى بر خود سخت مىگرفتند. اين عمل را دو نحو مىتوان تفسير كرد.يكى اينكه بگوييم دستور اسلام به طور مطلق براى بشر اين است كه از نعمتها و خيرهاى اين جهان محترز باشد.اسلام همان طورى كه به اخلاص در عمل،و توحيد در عبادت،و به صدق و امانت و صفا و محبت دستور مىدهد،به احتراز و اعراض از نعمتهاى دنيا هم دستور مىدهد.همان طورى كه آن امور بالذات براى بشر كمالند و در همه زمانها مردم بايد موحد باشند،صدق و امانت و صفا و محبت داشته باشند،از دروغ و دغل و زبونى پرهيز داشته باشند،همين طور در همه زمانها و در هر نوع شرايطى لازم است كه از نعمتها و خيرات دنيا احتراز داشته باشند.
تفسير ديگر اينكه بگوييم فرق استبين آن امور كه مربوط به عقيده و يا اخلاق و يا رابطه انسان با خداى خودش است و بين اين امر كه مربوط به انتخاب طرز معيشت است.اينكه رسول خدا و على مرتضى بر خود در غذا و لباس و مسكن و غيره سخت مىگرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در زندگى بالذات زشت و نا پسند است،بلكه مربوط به چيزهاى ديگر بوده،يكى مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه براى عموم مردم وسيله فراهم نبود،فقر عمومى زياد بود.در همچو اوضاعى مواسات و همدردى اقتضا مىكرد كه به كم قناعت كنند و ما بقى را انفاق كنند.بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند،وظيفه زعيم و پيشوا كه چشم همه به اوستبا ديگران فرق دارد.
وقتى كه على عليه السلام در بصره بر مردى به نام علاء بن زياد حارثى وارد شد،او از برادرش شكايت كرد و گفتبرادرم تارك دنيا شده و جامه كهنه پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده.فرمود حاضرش كنيد.وقتى كه حاضر شد فرمود چرا بر خود سخت مىگيرى و خود را زجر مىدهى؟چرا بر زن و بچهات رحم نمىكنى؟آيا خداوند كه نعمتهاى پاكيزه دنيا را آفريده و حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنى؟آيا تو اين طور فكر مىكنى كه خداوند دوست نمىدارد بندهاش از نعمتش بهره ببرد؟
عرض كرد:«هذا انت فى خشونه ملبسك و جشوبة ماكلك» (2) گفتيا امير المؤمنين!خودت هم كه مثل منى،تو هم كه از جامه خوب و غذاى خوب پرهيز دارى.
فرمود من با تو فرق دارم،من امام و پيشواى امتم،مسؤول زندگى عمومى هستم،بايد در توسعه و رفاه زندگى عمومى تا آن حدى كه مقدور استسعى كنم.آن اندازه كه ميسر نشد و مردمى فقير باقى ماندند،بر من از آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيفترين و فقيرترين مردم زندگى كنم تا فقر و محروميت،فقرا را زياد ناراحت نكند،لا اقل از آلام روحى آنها بكاهم،موجب تسلى خاطر آنها گردم.
اين بود دو نوع تفسيرى كه از طرز زندگانى زاهدانه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام مىتوان كرد.
اگر تفسير اول صحيح مىبود مىبايست همه در همه زمانها خواه آنكه وسيله براى عموم فراهم باشد خواه نباشد،خواه آنكه مردم در وسعتباشند خواه نباشند آن طور زندگى كنند و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجه اول از آن طرز زندگى پيروى مىكردند،و اما اگر تفسير دوم صحيح است،نه،لازم نيست همه از آن پيروى كنند،آن طور زندگى مربوط به اوضاعى نظير اوضاع آن زمان بوده،در زمانهاى غير مشابه با آن زمان،پيروى لازم نيست.
وقتى كه به احوال و زندگى و سخنان امام صادق عليه السلام مراجعه مىكنيم مىبينيم آن حضرت كه ظاهر زندگىاش با پيغمبر و على فرق دارد،به خاطر همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش درباره فلسفه زهد گوشزد كرده است.
اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد.
در زمان امام صادق عليه السلام گروهى پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير مىكردند،معتقد بودند كه مسلمان هميشه و در هر زمانى بايد كوشش كند از نعمتهاى دنيا احتراز كند.به اين مسلك و روش خود نام«زهد»مىدادند و خودشان در آن زمان به نام«متصوفه»خوانده مىشدند.سفيان ثورى يكى از آنهاست.سفيان يكى از فقهاى تسنن به شمار مىرود و در كتب فقهى اقوال و آراء او زياد نقل مىشود.اين شخص معاصر با امام صادق است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكرده.
در كافى مىنويسد روزى سفيان بر آن حضرت وارد شد،ديد امام جامه سفيد و لطيف و زيبايى پوشيده،اعتراض كرد و گفتيا ابن رسول الله سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازى،امام به او فرمود:ممكن است اين گمان براى تو از وضع زندگى رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد.آن وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كردهاى اين يك وظيفهاى است از طرف خداوند مثل ساير وظايف،و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و همان طور زندگى كنند.اما بدان كه اين طور نيست.رسول خدا در زمانى و جايى زندگى مىكرد كه فقر و تنگدستى مستولى بود،عامه مردم از داشتن وسايل و لوازم اوليه زندگى محروم بودند.اگر در عصرى و زمانى وسايل و لوازم فراهم شد،ديگر دليلى براى آن طرز زندگى نيست، بلكه سزاوارترين مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى،مسلمانان و صالحانند نه ديگران.
اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادى بر مدعاى خود و بطلان مدعاى آنها كرد كه فعلا مجال نقل همه آنها نيست (3) .
اصول ثابت و اصول متغير
اين اختلاف و تعارض ظاهرى سيرت،به كمك بياناتى كه از پيشوايان دين رسيده،براى ما روشن مىكند از نظر اسلام در باب معيشت و لوازم زندگى چيزهايى است كه اصول ثابت و تغيير ناپذير به شمار مىروند و چيزهايى است كه اين طور نيست.
يك اصل ثابت و تغيير ناپذير اين است كه يك نفر مسلمان بايد زندگى خود را از زندگى عمومى جدا نداند،بايد زندگى خود را با زندگى عموم تطبيق دهد.معنى ندارد در حالى كه عموم مردم در بدبختى زندگى مىكنند عده ديگر با مستمسك قرار دادن قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق (4) در درياى نعمت غوطهور بشوند هر چند فرض كنيم كه از راه حلال به چنگ آورده باشند.
خود امام صادق سلام الله عليه كه به اقتضاى زمان،زندگى را بر خاندان خود توسعه داده بود،يك وقت اتفاق افتاد كه نرخ خواربار ترقى كرد و قحط و غلا پديد آمد.به خادم خود فرمود چقدر آذوقه و گندم ذخيره موجود داريم؟عرض كرد:زياد داريم،تا چند ماه ما را بس است.فرمود همه آنها را ببر و در بازار به مردم بفروش،گفت اگر بفروشم ديگر نخواهم توانست گندمى تهيه كنم.فرمود لازم نيست،بعد مثل ساير مردم روز به روز از نانوايى تهيه خواهيم كرد،و دستور داد از آن به بعد خادم نانى كه تهيه مىكند نصف جو و نصف گندم باشد،يعنى از همان نانى باشد كه اكثر مردم استفاده مىكردند.فرمود: من تمكن دارم به فرزندان خودم در اين سختى و تنگدستى نان گندم بدهم،اما دوست دارم خداوند ببيند من با مردم مواسات مىكنم.
اصل ثابت و تغيير ناپذير ديگرى كه در همه حال و همه زمانها پسنديده است،زهد به معنى عزت نفس و مناعت طبع و بلند نظرى است كه انسان در همه حال و همه زمانها خوب است نسبتبه امور مادى بى اعتنا باشد،دين را به دنيا،و فضيلت و اخلاق را به پول و مقام نفروشد،به امور مادى به چشم وسيله نگاه كند نه به چشم هدف و مقصد.
اما ساير امور كه مربوط به توسعه و تضييق و بود و نبود وسايل زندگى استيك امر ثابت و تغيير ناپذيرى نيست.ممكن است در زمانى تكليف جورى اقتضا كند و در زمانى ديگر جور ديگر،همان طورى كه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام طورى زندگى كردند و ساير ائمه عليهم السلام طور ديگر.
قيام يا سكوت؟
مثال ديگر كه مثال زدم مساله قيام و سكوت بود.اين مساله هم بسيار قابل بحث است،فرصت نخواهد بود كه در اين جلسه به طور كامل در اطراف اين مطلب بحث كنم.براى نمونه سيد الشهداء سلام الله عليه را از يك طرف،و امام صادق عليه السلام را از طرف ديگر ذكر مىكنم.
امام حسين عليه السلام بدون پروا،با آنكه قرائن و نشانهها حتى گفتههاى خود آن حضرت حكايت مىكرد كه شهيد خواهد شد،قيام كرد.ولى امام صادق عليه السلام با آنكه به سراغش رفتند اعتنا ننمود و قيام نكرد،ترجيح داد كه در خانه بنشيند و به كار تعليم و تدريس و ارشاد بپردازد.
به ظاهر،تعارض و تناقضى به نظر مىرسد كه اگر در مقابل ظلم بايد قيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد پس چرا امام صادق عليه السلام قيام نكرد بلكه در زندگى مطلقا راه تقيه پيش گرفت،و اگر بايد تقيه كرد و وظيفه امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم بپردازد پس چرا امام حسين عليه السلام اين كار را نكرد؟در اينجا لازم است اشارهاى به اوضاع سياسى زمان حضرت صادق عليه السلام بكنم و بعد به جواب اين سؤال بپردازم.
اوضاع سياسى در عهد امام صادق (عليه السلام)
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموى به دودمان عباسى منتقل شد.
عباسيان از بنى هاشماند و عموزادگان علويين به شمار مىروند.در آخر عهد امويين كه كار مروان بن محمد،آخرين خليفه اموى،به عللى سستشد،گروهى از عباسيين و علويين دستبه كار تبليغ و دعوت شدند.
علويين دو دسته بودند:بنى الحسن كه اولاد امام مجتبى بودند،و بنى الحسين كه اولاد سيد الشهداء عليهما السلام بودند.غالب بنى الحسين كه در راسشان حضرت صادق عليه السلام بود از فعاليت ابا كردند.مكرر حضرت صادق دعوت شد و نپذيرفت.ابتداى امر سخن در اطراف علويين بود.عباسيين به ظاهر به نفع علويين تبليغ مىكردند.سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهيم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن،معروف به«نفس زكيه»بيعت كردند و حتى منصور-كه بعدها قاتل همين محمد شد-در آغاز امر ركاب عبد الله بن حسن را مىگرفت و مانند يك خدمتكار جامه او را روى زين اسب مرتب مىكرد،زيرا عباسيان مىدانستند كه زمينه و محبوبيت از علويين است.عباسيين مردمى نبودند كه دلشان به حال دين سوخته باشد.هدفشان دنيا بود و چيزى جز مقام و رياست و خلافت نمىخواستند.حضرت صادق عليه السلام از اول از همكارى با اينها امتناع ورزيد.
بنى العباس از همان اول كه دعات و مبلغين را مىفرستادند،به نام شخص معين نمىفرستادند،به عنوان«الرضا من آل محمد»يا«الرضى من آل محمد»يعنى«يكى از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه شايسته باشد»تبليغ مىكردند و در نهان جاده را براى خود صاف مىكردند.دو نفر از دعات آنها از همه معروفترند،يكى عرب به نام«ابو سلمه خلال»كه در كوفه مخفى مىزيست و ساير دعات و مبلغين را اداره مىكرد و به او«وزير آل محمد»لقب داده بودند،و اولين بار كلمه«وزير»در اسلام به او گفته شد،و يكى ايرانى كه همان سردار معروف،ابو مسلم خراسانى است و به او«امير آل محمد»لقب داده بودند.
مطابق نقل مسعودى در مروج الذهب،بعد از كشته شدن ابراهيم امام(برادر بزرگتر سفاح و منصور كه سفاح را وصى و جانشين خود قرار داده بود)نظر ابو سلمه بر اين شد كه دعوت را از عباسيين به علويين متوجه كند.دو نامه به يك مضمون به مدينه نوشت و به وسيله يك نفر فرستاد،يكى براى حضرت صادق عليه السلام كه راس و رئيس بنى الحسين بود و يكى براى عبد الله بن الحسن بن الحسن كه بزرگ بنى الحسن بود.امام صادق عليه السلام به آن نامه اعتنايى نكرد و هنگامى كه فرستاده اصرار كرد و جواب خواست،در حضور خود او نامه را با شعله چراغ سوخت و فرمود جواب نامهات اين است.اما عبد الله بن الحسن فريب خورد و خوشحال شد و با اينكه حضرت صادق عليه السلام به او فرمود كه فايده ندارد و بنى العباس نخواهند گذاشت كار بر تو و فرزندان تو مستقر گردد عبد الله قانع نشد،و قبل از آنكه جواب نامه عبد الله به ابو سلمه برسد سفاح كه به ابو سلمه بدگمان شده بود با جلب نظر و موافقت ابو مسلم ابو سلمه را كشت و شهرت دادند كه خوارج او را كشتهاند،و بعد هم خود عبد الله و فرزندانش گرفتار و كشته شدند.اين بود جريان ابا و امتناع امام صادق عليه السلام از قبول خلافت.
علت امتناع امام
ابا و امتناع امام صادق تنها به اين علت نبود كه مىدانستبنى العباس مانع خواهند شد و آن حضرت را شهيد خواهند كرد.اگر مىدانست كه شهادت آن حضرت براى اسلام و مسلمين اثر بهترى دارد شهادت را انتخاب مىكرد همان طورى كه امام حسين عليه السلام به همين دليل شهادت را انتخاب كرد.در آن عصر-كه به خصوصيات آن اشاره خواهيم كرد-آن چيزى كه بهتر و مفيدتر بود رهبرى يك نهضت علمى و فكرى و تربيتى بود كه اثر آن تا امروز هست،همان طورى كه در عصر امام حسين آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آنطور بجا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقى است.
جان مطلب همين جاست كه در همه اين كارها،از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيهها،بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.اينها امورى نيست كه به شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو و غسل و نماز و روزه صورت بگيرد.اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مىكند.گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافعتر است و گاهى اثر سكوت و تقيه.گاهى شكل و صورت قيام فرق مىكند.همه اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز،و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد،اشتباه تشخيص دادن زيانها به اسلام مىرساند.
اوضاع اجتماعى عهد امام
امام صادق عليه السلام در عصر و زمانى واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسى،يك سلسله حوادث اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود،لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند.مقتضيات زمان امام صادق عليه السلام كه در نيمه اول قرن دوم مىزيستبا زمان سيد الشهداء عليه السلام كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلى فرق داشت.
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامى براى مردانى كه مىخواستند به اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافتبود،ساير جبههها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر به وجود آمده بود اهميتى پيدا نكرده بود،حوادث عالم اسلام همه مربوط به دستگاه خلافتبود و مردم از لحاظ روحى و فكرى هنوز به بساطت و سادگى صدر اول زندگى مىكردند.اما بعدها و در زمانهاى بعد تدريجا به علل مختلف جبهههاى ديگر به وجود آمد،جبهههاى علمى و فكرى.يك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظيم در ميان مسلمين آغاز شد.نحلهها و مذهبها در اصول دين و فروع دين پيدا شدند.به قول يكى از مورخين،مسلمانان در اين وقت از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند.علوم اسلامى در حال تدوين بود.در اين زمان يعنى در زمان امام صادق عليه السلام از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتى به وجود آورد و مانع بيان حقايق را تا حدى از بين برد،و از طرف ديگر در ميان مسلمانان يك شور و هيجان براى فهميدن و تحقيق پيدا شد،لازم بود شخصى مثل امام صادق عليه السلام اين جبهه را رهبرى كند و بساط تعليم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمى در معارف و احكام و اخلاق بپردازد. در زمانهاى قبل همچو زمينهها نبود،همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانى در مردم نبود.
در تاريخ زندگى امام صادق عليه السلام يك جا مىبينيم زنادقه و دهريينى از قبيل ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى و حتى ابن مقفع مىآيند و با آن حضرت محاجه مىكنند و جوابهاى كافى مىگيرند.احتجاجات بسيار مفصل و طولانى از آن حضرت در اين زمينهها باقى است كه به راستى اعجاب آور است.توحيد مفضل كه رسالهاى است طولانى در اين زمينه، در اثر يك مباحثه بين مفضل از اصحاب آن حضرت و بين يك نفر دهرى مسلك و رجوع كردن مفضل به امام صادق عليه السلام پديد آمد.
در جاى ديگر مىبينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن عطا كه مردمان مفكرى بودند مىآمدند و در مسائل الهى يا مسائل اجتماعى سؤال و جواب مىكردند و مىرفتند.
در جاى ديگر فقهاى بزرگ آن عصر را مىبينيم كه يا شاگردان آن حضرتند و يا بعضى از آنها مىآمدند و از آن حضرت سؤالاتى مىكردند.ابو حنيفه و مالك معاصر امام صادقاند و هر دو از محضر امام عليه السلام استفاده كردهاند.شافعى و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرتند.مالك در مدينه بود و مكرر به حضور امام عليه السلام مىآمد و خود او مىگويد وقتى كه به حضورش مىرسيدم و به من احترام مىكرد خيلى خرسند مىشدم و خدا را شكر مىكردم كه او به من محبت دارد.مالك درباره امام صادق مىگويد:«كان من عظماء العباد و اكابر الزهاد و الذين يخشون الله عز و جل،و كان كثير الحديث،طيب المجالسة،كثير الفوائد.»يعنى از بزرگان و اكابر عباد و زهاد بود و از كسانى بود كه خوف و خشيت الهى در دلش قرار داشت.او مردى بود كه حديث پيغمبر را زياد مىدانست،خوش محضر بود،مجلسش پر فايده بود.و باز مالك مىگويد:«ما رات عين و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمد.»يعنى چشمى نديده و گوشى نشنيده و به دلى خطور نكرده كسى از جعفر بن محمد فاضلتر باشد.ابو حنيفه مىگفت:«ما رايت افقه من جعفر بن محمد»از جعفر بن محمد فقيهتر و داناتر نديدم.مىگويد وقتى كه جعفر بن محمد به امر منصور به عراق آمد منصور به من گفت كه سختترين مسائل را براى سؤال از او تهيه كنم.من چهل مساله اينچنين تهيه كردم و رفتم به مجلسش. منصور مرا معرفى كرد،امام فرمود او را مىشناسم،پيش ما آمده است.بعد به امر منصور مسائل را طرح كردم.در جواب هر يك فرمود عقيده شما علماى عراق اين است،عقيده فقهاى مدينه اين است،و خودش گاه با ما موافقت مىكرد و گاه با اهل مدينه،گاهى هم نظر سومى مىداد.
در جاى ديگر متصوفه را مىبينيم كه به حضور آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكردند كه نمونه مختصرى از آن را قبلا عرض كردم.
زمان امام صادق عليه السلام زمانى بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد شروع شده بود و ضرورت ايجاب مىكرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و اين جبهه قرار دهد.هميشه بايد در اين گونه امور به اثر كار توجه داشت.سيد الشهداء عليه السلام دانست كه شهادتش اثر مفيد دارد،قيام كرد و شهيد شد و اثرش هنوز هم باقى است.امام صادق عليه السلام فرصت را براى تعليم و تاسيس كانون علمى مناسب ديد،به اين كار همت گماشت.بغداد كه كانون جنبش علمى اسلامى صدر اسلام است در زمان امام صادق عليه السلام بنا شد.ظاهرا ايشان آخر عمر سفرى به بغداد آمده است.اثر امام صادق عليه السلام است كه مىبينيم شيعه،در مقدم ساير فرق،در علوم اسلامى پيشقدم و مؤسس شد و يا لا اقل دوش به دوش ديگران حركت كرد و در همه رشتهها از ادب و تفسير و فقه و كلام و فلسفه و عرفان و نجوم و رياضى و تاريخ و جغرافى كتابها نوشت و رجال بزرگ بيرون داد،عالىترين و نفيسترين آثار علمى را به جهان تحويل داد.اگر امروز مىبينيم اصلاح طلبانى به رسميت مذهب شيعه-بعد از هزار سال-اقرار و اعتراف مىكنند به خاطر اين است كه شيعه يك مكتب واقعى اسلامى است و آثار شيعى در هر رشته نشان مىدهد كه ديگر نمىتوان اتهامات سياسى به آن بست.اين آثار مولود ايمان و عقيده است،سياست نمىتواند اينچنين فقه يا اخلاق يا فلسفه و عرفان يا تفسير و حديثى به وجود آورد.رسميت امروز شيعه معلول طرز كار و عمل آن روز امام صادق سلام الله عليه است.
مقصود اين است كه ائمه اطهار در هر زمانى مصلحت اسلام و مسلمين را در نظر مىگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مكان تغيير مىكرد خواه و ناخواه همان طور رفتار مىكردند كه مصالح اسلامى اقتضا مىكرد و در هر زمان جبههاى مخصوص و شكلى نو از جهاد به وجود مىآمد و آنها با بصيرت كامل آن جبههها را تشخيص مىدادند.
اين تعارضها نه تنها تعارض واقعى نيست،بلكه بهترين درس آموزنده استبراى كسانى كه روح و عقل و فكر مستقيمى داشته باشند،جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانى را درك كنند كه چگونه مصالح اسلامى اقتضا مىكند كه يك وقت مثل زمان سيد الشهداء عليه السلام نهضت آنها شكل قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق عليه السلام شكل تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومى و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و يك قتشكل ديگر. ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهيد (5) .
پىنوشتها:
1- اين سخنرانى در 25 شوال 1381 هجرى قمرى به مناسبت وفات امام صادق عليه السلام ايراد شده است.
2- نهج البلاغه،خطبه 200.
3- به كتاب كافى،ج 5/ص 65 الى 70 و جلد اول داستان راستان تحت عنوان«امام صادق و متصوفه»مراجعه شود.
4- اعراف/32.
5- ق/37.
مجموعه آثار جلد 18 صفحه35
منبع:شهیدآوینی
تگ : امام ,السلام ,عليه ,صادق ,حضرت ,زندگى ,عليه السلام ,امام صادق ,صادق عليه ,الله عليه ,حضرت صادق ,مرتضى عليهما السلام ,ائمه عليهم السلام ,مصالح اسل
منبع این نوشته
دعای روز 22 ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
دعای روزهای ماه مبارک رمضان دعا و دعانویسی مذهبی
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ
مَرْضاتِکَ واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین
...................................................
.
بار الها
در این روز از رمضان درهای فضلت را بر من بگشا
برکاتت را بر من فرود آر
و مرا در بدست آوردن موجبات رضایتت موفق بدار
و در بهترین مکانهای بهشتت سکنایم ده
ای پاسخ دهنده به خواسته های نیازمندان
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
karizi.monoblog.ir
تصاویر متحرک شهادت جانگداز حضرت امام علی علیه السل
ای خالق ذوالجلال ،ای بنده نواز *درهای فضیلتت به رویم کن باز .
برمن برکات خویش رانازل کن *درراه رضاکن به جنانم دمساز.
تگ : فیهِ ,رمضان ,مبارک رمضان
منبع این نوشته
حجتالاسلام اسماعیلی: وظیفه دولت تنظیم برنامههای اقتصادی مبتنی بر نظر ملت است
-
نوشته شده توسط : Admin
جمعه 7 فروردین 1394 17:43 شماره خبر : 3047234
قطره*
حجتالاسلام اسماعیلی:
وظیفه دولت تنظیم برنامههای اقتصادی مبتنی بر نظر ملت است
گروه سیاسی: رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی با تأکید بر اینکه وظیفه دولت تنظیم برنامههای اقتصادی مبتنی بر نظر ملت است، ابراز کرد: فرهنگ اسلامی باید بر مبنای رشد اخلاقی جامعه پیش برود بر همین اساس برنامهریزی دولت نیز باید با مدیریت قوی در این زمینه انجام شود.
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا)از خراسان رضوی، حجت الاسلام علی اسماعیلی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی در سخنرانی پیش از خطبههای اولین نماز جمعه سال 94 مشهد در جوار حرم مطهر رضوی با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب اظهار کرد: ایشان در سال جدید به وظیفه دولت در برابر ملت اشاره کردند.
وی با بیان اینکه امام صادق(ع) فرمودند: «روز نوروز و سال جدید روزی است که خدا قائم اهل بیت(ع) را از ما برای مردم ظاهر میکند»، افزود: میتوان از این روایت اینگونه برداشت کرد که ظهور امام زمان(عج) در یک روز نو و نوروز اتفاق میافتد.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی با تآکید بر اینکه سال جدید با ایام فاطمیه همزمان شده بود، ابراز کرد: پیامبر(ص) فرمودند: «فاطمه(س) پاره تن من است، هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است» بر همین اساس همه مسلمانان باید با توجه به این مسئله حرمت ایام فاطمیه را نگه داشته و سال جدید را متناسب با این ایام آغاز کنند.
حجتالاسلام اسماعیلی با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب امسال را سال دولت و ملت همدلی و همزبانی نامگذاری کردهاند، عنوان کرد: رهبر معظم انقلاب حقی را که مردم بر دولت دارند منطقی برشمرده و برنامههای دلسوزانهای برای ارتقای آسایش مردم تبیین کردهاند.
وی با تأکید براینکه حق مردم است که از دولت برنامههای اقتصادی، رفاه و رعایت عدالت را بخواهند، ادامه داد: آنچه را دولت به عنوان خزانه جمعآوری کرده در راه درست و در راستای عزت مردم هزینه کرده است.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی، حق دیگر مردم بر دولت را آموزش دانست و افزود: دولت وظیفه دارد جهل و بی سوادی را از بین ببرد، بر همین اساس رسیدگی به دانشگاهها و امور دانشجویی یک اصل اساسی به شمار میرود.
حجتالاسلام اسماعیلی با بیان اینکه مبارزه با فساد اخلاقی یک وظیفه مهم دولت در قبال مردم به شمار میرود، گفت: در جامعه اسلامی، نباید هیچگونه مفاسد اخلاقی و دغدغههای فرهنگی وجود داشته باشد.
وی با تأکید براینکه وظیفه دولت تنظیم برنامههای اقتصادی مبتنی بر نظر ملت است، ابراز کرد: فرهنگ اسلامی باید بر مبنای رشد اخلاقی جامعه پیش برود بر همین اساس برنامهریزی دولت نیز باید با مدیریت قوی در این زمینه انجام شود.
تگ : دولت ,وظیفه ,مردم ,برنامههای ,اینکه ,خراسان ,وظیفه دولت ,نیروهای مسلح ,سازمان قضایی ,مسلح خراسان ,حجتالاسلام اسماعیلی ,رئیس سازمان قضایی ,سا
منبع این نوشته
سالروز شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی
-
نوشته شده توسط : Admin
اختصاصی دانش روز:

سالروز شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی
دانش روز: ۱۴ شهریور ماه سالروز شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی نامگذاری شده است
به گزارش دانش روز، در دوازدهم مرداد ۱۳۰۶ شمسى، در شهر کوچک نهاوند فرزندى به دنیا آمد که نامش را على نامیدند. پدرش ملااحمد، از علماى بزرگ شهر بود که پس از سالها تحصیل در حوزه علمیه نجف به درجه اجتهاد نایل شد و به زادگاه خود برگشت و به ارشاد مردم پرداخت
.
على دوران کودکى و نوجوانى را تحتتربیت درست خانواده سپرى کرد. با خواندن ، نوشتن ، قرآن ، نماز و احکام شرعى آشناشد و در پانزده سالگى سال( ۱۳۲۱) وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه فیضیه حجره اى تهیه نمود.
على در حوزه علمیه قم به تحصیلات خود ادامه داد و در نهایت تنگدستى از تحصیل دست برنداشت . مقدمات علوم اسلامى رانزد استادانى فرزانه مانند آیه الله صدوقى فراگرفت و از محضر استادان اخلاق حوزهعلمیه قم بهره جست . او از ابتداى طلبگى به تهذیب اخلاق ، ساده زیستى ، نظم واستفاده از فرصتها اهمیت بسیار مى داد. پشتکار او موجب شد تا دروس مقدمات و سطح حوزه را به پایان برساند و وارد عالى ترین مرحله دروس حوزه شود. على سالها در درس خارج آیه الله بروجردى و امام خمینى شرکت کرد و از خرمن دانش آنها، خوشه ها چید. بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ بود. علاقه بسیارى به اهل بیت داشت و هم واره در مجالس سوگوارى شرکت مى کرد. بسیار محتاط بود و از غیبت و دروغ بسیارپرهیز مى جست و به درس و بحث علاقه وافرى نشان مى داد.
گلی در بوستان حوزه
علامه طباطبایى با ورود به حوزه علمیه قم فلسفه را در حوزه احیا کرد، قدوسى مقدمه اى از دروس هیئت و فلسفه را نزداو فراگرفت.اخلاق ، علم و فروتنى علامهطباطبایى همه شاگردانش را شیفته خود ساخته بود. وى پس از آشنایى با سجایاى عالى عرفانى استاد، از هر فرصتى استفاده مى جست واز رهنمودهاى اخلاقى آن عارف وارسته ، براى تهذیب نفس استفاده مى نمود.
شهید قدوسى روز به روز به علامه طباطبایى علاقه مندتر مى شد. او از رهنمودهاى سازندهاخلاقى استاد بخوبى استفاده کرد و بدین سان توانست تحت تربیت او، به خود سازى بپردازد.
مجاهد پیرو امام
آیه الله قدوسى با اندیشه هاى سیاسى امام خمینى بخوبىآشنا بود. او پس از افشاگیریهاى امام خمینى در سال ۱۳۴۱ که علیه لایحه کاپیتولاسیون و دیگر مصوبات خائنانه دولت و مجلس صورت پذیرفت ، هماره همدوش همفکرانش به پشتیبانى از قیام همت گماشت . او در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید امامخمینی (ره) در۱۳ آبان ۱۳۴۲ همراه همه طلبه ها، استادان و مردم انقلابى به صحنه آمد و بهمبارزه با رژیم پهلوى پرداخت .
اوج مبارزات آیه الله قدوسى در آن دوران ، همکارى گسترده او با هیاءت مدرسین بود. هیات مدرسین نخستین تشکیلات منسجم روحانیت بود کهدر سال۱۳۳۷ در زمان مرجعیت آیه الله العظمى بروجردى تاءسیس شده بود. این هیات درسالهاى ۱۳۴۱ – ۱۳۴۲ بسیار فعال بود. اعلامیه هاى فراوان از سوى هیاءت مدرسین درسراسر کشور پخش و جنایتهاى رژیم پهلوى برملا شد. هیات مدرسین با انتشار اعلامیه هاوپشتیبانى اساتید حوزه علمیه قم، نهضت امام خمینى (ره ) را به مردم آشکار ساخت .
اینهیات که بعد به گروه یازده نفرى شهرت یافت (و امروزه با نام جامعه مدرسین شناختهمى شود) نخستین هسته مبارزه مخفى علیه رژیم پهلوى بود و در پوشش اهداف اصلاحى نظام آموزشى حوزه علمیه قم، به فعالیتهاى سیاسى مى پرداخت . آیه الله قدوسى ازبنیانگزاران این هیات بود. هیات مدرسین در سال ۱۳۴۵ به دست ساواک کشف و افراد آنتحت تعقیب ماموران پهلوى قرار گرفتند. آیه الله قدوسى در این ماجرا دستگیر شد. اماچون ساواک نتوانسته بود مدارکى علیه او پیدا کند، پس از چند ماه از زندان آزادشد.
آیه الله قدوسى پس از آزادى ، در تابستان ۱۳۴۵ به زادگاه خود برگشت و بهاقامه نماز جماعت در مسجد جامع نهاوند پرداخت . او پس از نماز منبر مى رفت و همیشهدر ضمن سخنرانى از امام خمینى(ره )یاد مى کرد. ساواک چند بار به وى تذکر داد که نبایداسمى از امام برده شود اما او نمى پذیرفت . بدین علت سخنرانى او تعطیل شد وآیه الله قدوسى به قم برگشت .
از پایگاه فضیلتتا شهادت
ایام پدیدارى مدرسه حقانى از فصول درخشان زندگى آیهالله قدوسى است . آیه الله قدوسى با همفکرى برخى از استادان برجسته انقلابى حوزهعلمیه در پى تغییرات بنیادى در ساختار ادارى – آموزشى حوزه علمیه قم برمى آید. بدینخاطر تصمیم مى گیرند نقشه خود را ابتدا در مدرسه اى آغاز نمایند تا پس از موفقیت ،در سراسر حوزه هاى علمیه اجرا نمایند. آیه الله العظمى میلانى که با برنامه هاىاصلاحى آنان موافق بود مدرسه علمیه اى را در قم به آنها واگذار مى نماید.مدرسهحقانى در سال ۱۳۴۳ با مدیریت آیه الله قدوسى و با همکارى شهید بهشتى ، آیه اللهمصابح یزدى وآیه الله جنتى آغاز به کار مى نماید. آیه الله قدوسى با دعوت ازاساتیدى با تجربه و انقلابى مانند آیه الله مشکینى ، آیه الله جنتى و سایرعلمابنیه علمى مدرسه را تقویت نمود. نظم در حوزه هاى علمیه در جایگاهخود قرار نداشت . مدرسه حقانى نخستین مدرسه علمیه قم بود که بسیار منظم بود. آیهالله قدوسى نظم شدیدى را در مدرسه به اجرا درآورد. و در مدت چهارده سال اداره مدرسه، هماره به رعایت مقررات مقید بود.حضور و غیاب در کلاس ، برگزارى امتحانات وپیگیرى مدام رشد علمى – اخلاقى طلاب از امتیازات این مدرسه بود.
اندک اندک آوازهمدرسه حقانى به همه جا پخش شد. بسیارى از جوانان به این مدرسه روى آوردند و تجمعانبوه استادان جوان و انقلابى در مدرسه ، ساواک را به هراس انداخت . مدرسه حقانىپایگاه مبارزان شناخته شده بود. ساواک بارها به مدرسه حمله کرد، اما به دلیل مدیریتکارآمد آیه الله قدوسى کارى از پیش نبرد.در آن زمان آموزش زبان انگلیسى در حوزههاى علمیه مطلوب نبود اما در مدرسه حقانى براى آشنایى طلاب با زبانهاى خارجى ، بهاین مهم اقدام ورزید. برخى از دروس دانشگاهى مانند جامعه شناسى ، روان شناسى واقتصاد نیز در این مدرسه از سوى استادان دانشگاه تدریس مى شد.برخى از کتابهاىدرسى حوزه ، کتابهاى آموزشى نبودند. سبک نگارش آنها براى تدریس مناسب نبود و بسیاراز متون درسى براى قرنهاى پیشین تدوین شده بود. مدرسه حقانى نخستین گام را براىتغییر کتب درسى برداشت . کتابصرف ساده ، بسیار شیوا و روان از سوى دو تن از استادان مدرسه تدوین شد و بهعنوان متن درسى در مدرسه تدریس گردید.آیه الله قدوسى هماره طلبه ها را بهتهذیب اخلاق سفارش مى کرد. درسهاى اخلاق او، هر هفته روح تشنه طلاب را با پندهاىآسمانى سیراب مى ساخت . خطبه همام و برخى دیگر از سخنان روح بخش امام على علیهالسلام را براى طلبه ها، از حفظ مى خواند و با صدایى لرزان و چشمانى گریان طلاب رابا اوصاف پرهیزگاران آشنا مى ساخت. قدوسى با تمام توان در راه پیشبرد هدفهاى اصلاحى مدرسه تلاش مى کرد. رهبرانقلاب ، حضرت آیه الله العظمى خامنه اى در این باره فرموده است : ” چند خصوصیت در ایشان وجود داشت . که نه تنها من ، بلکه همه را جذبمى کرد، یکى از آنها صداقت و صفاى این مرد بود… خصوصیت دوم پرکارى و پشتکارىایشان بود… اگر ریاست مدرسه حقانى با کسى غیر از آقاى قدوسى بود من باور نمى کردمکه این مدرسه به این اندازه از ارزش و آثار مى رسید.
مدرسه حقانى از زمانى که آیه الله قدوسى مدیریت آن را بر عهده گرفت ، تا پیروزى انقلاب اسلامى ، یکى ازسنگرهاى مبارزه در برابر رژیم پهلوى بود. طلاب مدرسه همگى مقلد امام بودند. ساواکبارها به مدرسه یورش برد و شمارى از طلبه ها را دستگیر کرد. بسیارى از اعلامیه هادر این مدرسه تکثیر مى شد.
مدرسه حقانى ، مدرسه علمیه نمونه قم بود. نظام آموزشى و ادارى مدرسه چنان به موفقیت رسید که متولیان بسیارى از مدارس علمیه قم و مشهد ازالگوى موفق این مدرسه درس گرفته ،وبه اصلاح نظام ادارى – آموزشى مدارسپرداختند.
بسیارى از طلاب جوان ، با علم ، خوشفکر، متقى و آگاه به مسائل سیاسىاین مدرسه ، پس از پیروزى انقلاب اسلامى در مسؤ ولیتهاى اجرایى ، قضایى و سیاسى ،خدمتهاى شایانى به انقلاب نمودند. “این مجاهد نستوه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، از طرف امام خمینی (ره ) به دادستانی کل انقلاب اسلامی ، منصوب شد و در این سنگر به خدمت پرداخت . سرانجام این عالم ربانی در اثر انفجاری توسط منافقین کوردل به فیض شهادت نائل آمد و در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد .
سالگرد شهادت سرتیپ وحید دستجردی, رئیس وقت شهربانی کشور ۱۳۶۰ ش

سرهنگ هوشنگ وحید دستجردی در سال ۱۳۰۴ در اصفهان به دنیا آمد. وی پس از پشت سر گذاشتن دروس ابتدایی و متوسطه، در سال ۱۳۲۸ وارد آموزشگاه شهربانی شد و پس از ۳۲ سال خدمت در پست های مختلف باز نشسته شد. این شهید بزرگوار که از طرفداران نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به شمار می رفت، پس از پیروزی انقلاب، در اسفند ۱۳۵۷ به خدمت دعوت گردید و در ۲۴ اسفند ۱۳۵۹ به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد. سرهنگ وحید دستجردی سرانجام در واقعه انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به شدت زخمی شد و شش روز بعد بر اثر جراحات وارده، به شهادت رسید. یاد این شهید بزرگوار گرامی و راه مقدسش پر رهرو باد
تگ : مدرسه ,الله ,قدوسى ,حوزه ,علمیه ,امام ,الله قدوسى ,حوزه علمیه ,مدرسه حقانى ,وحید دستجردی ,امام خمینى ,پیروزى انقلاب اسلامى ,مدرسه حقانى نخستین
منبع این نوشته
17 شهريور | تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
-
نوشته شده توسط : Admin
|
|
17 شهريور | تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
|
تاریخ ایرانی: در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در پی اعلام ممنوعیت راهپیمایی از سوی دولت شریفامامی، تظاهرات مسالمتآمیز مردم معترض به سیاستهای رژیم پهلوی در میدان ژاله تهران سرکوب شد.
برگزاری موفقیتآمیز راهپیمایی عید فطر در روز ۱۳ شهریور، مبارزان مسلمان به ویژه روحانیون مبارز را به این فکر انداخت که روند راهپیماییها را ادامه دهند. شهید محلاتی در این ارتباط میگوید: «بعد از راهپیمایی عید فطر به این نتیجه رسیدیم که این کار باید با نظم و ترتیبی ادامه یابد، جلسهای گرفتیم و از صبح تا غروب دور هم بودیم و تصمیم گرفتیم که روز پنجشنبه ۱۶ شهریور راهپیمایی کنیم. آیتالله بهشتی نیز در جامعه روحانیت استدلال کرد که بعد از راهپیمایی عید فطر حالا که مردم آمدند نباید در این حرکت مردمی فترت ایجاد شود، لذا از مردم برای راهپیمایی دعوت شد.»
حجتالاسلام عمید زنجانی هم درباره فضای حاکم بر تهران در روزهای منتهی به ۱۷ شهریور و چگونگی فراخوان این مراسم میگوید: «راهپیمایی روز ۱۷ شهریور توسط جامعه روحانیت اعلام نشده بود، آقای آقاشیخ یحیی نوری که آن زمان خانهاش در نزدیک میدان ژاله، یعنی میدان شهدای فعلی بود برای روز جمعه ۱۷شهریور راهپیمایی اعلام کرده بود. ایشان نیز در نهضت فعال بود، ولی به صورت انفرادی کار میکرد و در شورای جامعه روحانیت حضور نداشت؛ یعنی من ایشان را هیچ وقت در جامعه روحانیت ندیدم و وی تنها و مستقل کار میکرد. آقا شیخ یحیی نوری برای روز جمعه، ۱۷ شهریور اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ راهپیمایی را میدان ژاله تعیین کرده بود، در صورتی که جامعه روحانیت هیچوقت از یکجا اعلام حرکت نمیکرد، بلکه از چند جا راهپیمایی اعلام میکرد، بهخاطر اینکه جمعیت در تهران از یکجا نمیتوانستند حرکت کنند؛ مثلاً شمال غربی تهران، شمال شرقی تهران، جنوب شرقی و جنوب غربی تهران. آن مناطق همه مراکزی بودند برای حرکت که مقصد میتوانست یکی باشد، ولی مبدأ نمیتوانست یکی باشد. به هر دلیلی بود که برای ما یک مقدار هم ناشناخته مانده بود که چرا وی بدون هماهنگی با جامعه روحانیت اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ آن را هم میدان ژاله قرار داده بود؟ چون آن میدان نه ظرفیت جمعیت زیاد را داشت و نه از نظر امنیتی قابل اطمینان بود!» با دعوت یحیی نوری، مردم به سوی میدان ژاله روانه شدند، غافل از آنکه از ساعت ۶ صبح، توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران، حکومت نظامی اعلام شده و اجتماع بیش از دو نفر ممنوع شده بود.
گفته میشود چند روز پس از برگزاری مراسم و راهپیمایی عید فطر، سپهبد ناصر مقدم، رئیس ساواک به دیدار شاه رفت و با اشاره به راهپیماییهای مردم و ابراز نگرانی از تبعات سوئی که میتوانست برای ارکان حاکمیت به بار آورد، و با استناد به نظر کارشناسان ساواک و اداره دوم ارتش، دستور شاه را برای برقراری حکومت نظامی در تهران و برخی شهرها به دست آورد و دولت شریف امامی سرانجام در شامگاه روز ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ در تهران و ۱۱ شهر دیگر شامل قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، کازرون، جهرم و کرج اعلام حکومت نظامی کرد. در اعلامیه شماره ۱ فرمانداری نظامی تهران، که به امضای ارتشبد غلامعلی اویسی منتشر شد، آمده بود: «دولت شاهنشاهی ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت ۶ صبح روز جمعه ۱۷ شهریور ماه ۱۳۵۷ مقررات حکومت نظامی را به مدت شش ماه در بعضی از شهرهای کشور اعلام نمود و اینجانب به سمت فرمانداری نظامی تهران و حومه منصوب گردیدهام. بنابراین از کلی اهالی محترم تهران و حومه انتظار دارم از انجام هرگونه عملی که مغایر با مقررات و قوانین حکومت نظامی باشد خودداری نمایند. بدیهی است متخلفین از مقررات برابر قانون تحت پیگرد قرار خواهند گرفت.»
ساعتی بعد اطلاعیه دیگری نیز منتشر شد که اعلام میکرد «تشکیل هرگونه اجتماعی از ۲ نفر به بالا ممنوع است و به مامورین انتظامی دستور اکید داده شده است که با متخلفین به شدت برخورد کنند.» بسیاری اعلام دیرهنگام حکومت نظامی و این ممنوعیتها در ساعت ۶ صبح همان روز را از دلایل شلوغی تظاهرات ۱۷ شهریور میدانند.
اینچنین بود که مردم از اولین ساعات ۱۷ شهریور در میدان ژاله تهران حضور یافتند. از همان دقایق اول معلوم شد که دستگاه امنیتی رژیم اقدام به کنترل کرده و تمام میدان را اشغال نموده است، اصلاً در میدان افراد عادی حضور نداشتند، بلکه افسرهایی که این نیروها را هدایت میکردند و همچنین هلیکوپترهایی که در آسمان آن حوالی مانور میدادند کاملاً صحنه را در کنترل داشتند.
عمید زنجانی میگوید: «بر تعداد جمعیتی که قبلاً اطلاع یافته بودند مرتب افزوده میشد، در میدان جا نبود و خیابانهای منتهی به میدان، بالاخص خیابان مجاهدین فعلی از انبوه جمعیت متراکم شده بودند. میدانید آن زمان مردم هم چندان ترس و واهمهای از نیروهای مسلح که وابسته به رژیم مانده بودند نداشتند. اول اخطارهایی صورت گرفت، سپس مردم را به گلوله بستند و مردم ناگزیر فراری شدند. در حین فرار بود که تعداد زیادی که راه گریز نداشتند به کوچههای بنبست پناه بردند، چون قبلاً پیشبینی نشده بود.»
عباس ملکی، عکاس حاضر در صحنه ۱۷ شهریور ۵۷ میگوید: «در بیسیم صدایی آمد که همه را محاصره کنید، تیراندازی شروع شد. من در بین نیروهای نظامی ایستاده بودم. بین مردم هم میرفتم، اما آن لحظه وسط نیروهای نظامی بودم. مردم پا به فرار گذاشتند. نیروهای نظامی تیرهوایی میزدند. مردم وحشتزده بودند و هر جا کوچهای یا گذری میدیدند فرار میکردند. من دیدم که شش نفر روی هم ریخته بودند تا یک نفر فرار کند. مردم تا آن روز در تهران چنین اتفاقی را ندیده بودند. تیراندازی چند دقیقه بیشتر طول نکشید اما دیدم که دیگر هیچ کس اطراف میدان نیست. یک نفر یکی از جنازهها را میکشید و یک نفر هم، جنازه دیگری را در آغوش گرفته بود. شهدا بر روی زمین بودند. مردم همه وسایلشان مثل دوچرخه را رها و فرار کردند. آمبولانسها اطراف میدان نمیآمدند و مردم جنازه یا زخمیها را روی شانهها میبردند، زیرا اگر ارتشیها جنازه را میبردند، خانوادهها را اذیت میکردند.... عکسها را برای ظهور به همکارانم دادم. من در شرایطی بدی بودم و ترسیده بودم. همکارانم کار لابراتوار بلد بودند و در آن موقعیت همه کمک میکردند. آقای پرتوی، عکسها را در قطع ۴۰×۳۰ ظاهر کرد. عکسها را روی زمین اتاق عکس پخش کردند؛ همه گریه میکردند و هیچ کس باور نمیکرد در تهران چنین اتفاقی افتاده باشد. عکس از مردم قم، اصفهان، همدان و... گرفته بودیم، اما این عکسها جور دیگری بود.»
در پی وقوع حادثه ۱۷ شهریور، فرمانداری نظامی در اطلاعیه شماره ۴ خود ضمن متهم کردن مردم، اعلام کرد در واقعه ۱۷ شهریور ۵۸ نفر کشته و ۲۰۵ نفر مجروح شدهاند. دو روز بعد دادگستری اعلام کرد تعداد کشتهشدگان به ۹۵ نفر رسید. با این حال بعضی عقیده داشتند باید بررسی کرد که آیا ادعاهای اخیر صحت دارد یا نه. برخی معتقد بودند که در این روز بیش از ۴۰۰۰ نفر کشته شدهاند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باختهاند ۵۰۰ نفر است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود، مدعی شد که ۴۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفتهاند. پارسونز سفیر وقت انگلیس در تهران تعداد کشتهها را «صدها نفر» ذکر کرد. سولیوان سفیر آمریکا نیز گزارش میکند که در میدان ژاله «بیش از دویست نفر از تظاهرکنندگان کشته شده بودند.» جان دی. استمپل از مسوولین رده بالای سفارت ایالات متحده آمریکا در ایران نیز بعدها کتابی منتشر کرد و درباره واقعه ۱۷ شهریور نوشت: «بلادرنگ پس از آغاز برخورد در میدان ژاله، مجروحین حادثه به سه بیمارستان واقع در ناحیه روانه شدند. منابع پزشکی کشتهشدگان را بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر برآورد کردند. در ابتدا دولت مدعی شد که مقتولین ۵۸ نفر بودهاند اما در عرض یک هفته این رقم به ۱۲۲ نفر افزایش یافت که به این رقم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ زخمی نیز افزوده گردید. در نیم روز ۸ سپتامبر (۱۷شهریور۵۷) رقم مقتولین اعلام شده از طرف مخالفین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود، اما طی ۲۴ ساعت تا حدود ۱۰۰۰ نفر بالا رفت... قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمی دفن مردگان در تهران به کنترل مخالفین درآمد و نیز تحریکات قابل توجهی درباره ثبت ارقام قبور مقتولین از هر دو طرف به عمل آمد پزشکانی که مدت ۳۶ ساعت کار کرده بودند عقیده داشتند که رقم ۳۰۰ تا ۴۰۰ کشته و ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مجروح که در بیمارستانها و مراکز درمانی درمان سرپایی شدهاند برآوردی منطقی است.»
با وجود این روایتهای مختلف سالها بعد عمادالدین باقی نویسنده و پژوهشگر تاریخ، طی تحقیقی با توجه به دسترسیاش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر، تعداد کشتهشدگان ۱۷ شهریور را ۸۸ نفر ذکر کرده و گفت که از این تعداد ۶۴ نفر آنها در میدان ژاله کشته شدهاند. بر اساس گزارشهای ساواک از ۱۷ شهریور ۵۷، تظاهرات از میدان ژاله به خیابانهای دیگری در قسمت شرق تهران کشیده شد، سپس تظاهرات به جنوب تهران، خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راهآهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، سعدی شمالی، نظامآباد، فرحآباد، منطقه نارمک، میدان سپه، خیابان لالهزار، به صحنه درگیری تبدیل شد. تظاهرات و درگیری تا نیمه شب ادامه داشت. روزنامهها در فردای آن روز بدون پرداختن به چگونگی درگیری اعلام کردند: «۱۰۰ آتشسوزی در تهران روی داد، شعب چند بانک، یک فروشگاه بزرگ، یک فروشگاه شهر و روستا در آتش سوخت.»
واقعه ۱۷ شهریور نقطه عطفی در مبارزات علیه رژیم پهلوی بود. خشونت عریانی که در این روز از سوی حاکمیت نظامی به نمایش گذاشته شد آخرین پیوندها میان برخی منتقدان با حکومت شاه را از بین برده و زمینههای سرنگونی رژیم را فراهم کرد، چنان که زبیگنیو برژینسکی، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا، دربارهٔ این رویداد گفت: «واقعه میدان ژاله چنان خونین و مرگبار بود که کشمکشهای گذشته میان دولت و مخالفان را از یاد برد. این واقعه، پایان شورشهای پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.»
منابع:
روزنامههای اطلاعات و کیهان، شهریور ۱۳۵۷
جمعه سیاه به روایت عمید زنجانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
روایت فرزند انقلاب از انقلاب، روزنامه شرق، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳
۱۷ شهریور ۵۷ در تهران چه گذشت؟، رجانیوز، ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
|
تگ : شهریور ,مردم ,تهران ,میدان ,نظامی ,میدان ,میدان ژاله ,حکومت نظامی ,جامعه روحانیت ,نیروهای نظامی ,شهریور ۱۳۵۷ ,ارتشبد غلامعلی اویسی ,جامعه
منبع این نوشته
پورمحمدی: وزارتدادگستری همهکاره و هیچ کاره است!/تکلیفما روشن نیست!
-
نوشته شده توسط : Admin
پورمحمدی:
وزارتدادگستری همهکاره و هیچ کاره است!/تکلیفما روشن نیست!
تاریخ انتشار : يکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۴۳
وزیر دادگستری با بیان اینکه این وزارتخانه از وزارتخانههای سهل و ممتنع است گفت: وزارت دادگستری تنها وزارتخانهای است که در قانون اساسی آمده اما تکلیفاش مشخص نیست و به نوعی هم همه کاره و هم هیچ کاره است.
به گزارش بلاغ نیوز، حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی در مراسم معارفه مسئولان معاونتهای حقوقی و مالکیت فکری، امور بینالملل و حقوق بشر و معاونت مدیریت و توسعه منابع انسانی وزارت دادگستری اظهار کرد: وزارت دادگستری از وزارتخانههای سهل و ممتنع است. تنها وزارتخانهای است که در قانون اساسی آمده اما تکلیفاش زیاد مشخص نیست. به عبارتی وزارت دادگستری، مانند برخی رشتهها که بین رشتهای هستند، وزارت بین دستگاهی است.
پورمحمدی افزود: وزارت دادگستری هم همه کاره و هم هیچ کاره است. البته این مساله بستگی به آن دارد که مدیران و کارکنان این وزارتخانه با چه نگاهی کار کنند. اگر بین مدیران و کارکنان این وزارتخانه همت نباشد، به سادگی میتوان از کنار بسیاری مسایل عبور کرد.
وزیر دادگستری یادآور شد: اخیرا نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی طرحی، وظایف وزارت دادگستری را تعیین کردند که چیزی از آن در نمیآید اما همین که برای اولین بار چند بند و ماده برای وزارت دادگستری تدوین و تصویب شود، گام بزرگ و نوینی است. این اولین بار است که برای تعیین وظایف وزارت دادگستری، هفت ماده نوشته شده است.
پورمحمدی ادامه داد: مرحوم دکتر حبیبی که در دوره شورای عالی قضایی تا بازنگری قانون اساسی وزیر دادگستری بود، مفصل در هیات بازنگری قانون اساسی استدلال میکند که وزارت دادگستری وجاهتی ندارد ولی ظاهرا در ذهن سایر اعضا یک جایگاه قابل توجه اما تعریف نشده برای این وزارتخانه وجود ندارد و بر همین اساس با اصرار رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان، اصل ۱۶۰ در قانون اساسی گنجانده شد. یک حسی بود که این وزارتخانه باید باشد.
وی به موضوع تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: متاسفانه ما قوا را خیلی تفکیک کردیم و دیوارهای بلند در اطراف قوا کشیدیم در حالی که قوا نیازمند حلقههای اتصال هستند و به طور قطع یکی از این حلقهها، وزارت دادگستری است و ما سعی داریم این نقش را خوب ایفا کنیم. دنیای امروز، دنیای هماهنگی و همافزایی است و سعی داریم در این راستا خوب کار کنیم.
وزیر دادگستری با بیان اینکه تغییرات ایجاد شده در تشکیلات وزارت دادگستری ناظر بر این مهم است افزود: یکی از معاونتهای جدید در تشکیلات جدید وزارت دادگستری، معاونت مالکیت فکری است. امروز اقتصاد دنیا مبتنی بر تولیدات ذهنی و فکری است و یکی از موضوعات مهم در این راستا، به رسمیت شناختن حق تولیدات فکری است. محور اقتصاد مقاومتی و دانش بنیان، مالکیت فکری و دفاع از این حقوق است.
پورمحمدی گفت: وزارت دادگستری به عنوان رییس شورای سیاستگذاری مالکیت فکری به این نتیجه رسید که باید معاونتی بین دستگاهی در این راستا ایجاد شود که مسولیت این معاونت بر عهده دکتر کاظمی مسئول سابق معاونت امور بین الملل وزارتخانه خواهد بود.
وی همچنین به موضوع حقوق بشر و و تشکیل معاونت حقق بشر در وزارت دادگستری اشاره کرد و گفت: یکی از منازعات جدی ما با دنیای غرب بحث حقوق بشر است. در موضوع حقوق بشر بحث زندانی شدن ۵ نفر مطرح نیست بلکه بحث تمدن و فرهنگ است. غرب به ما میگوید تعریف شما از حقوق انسان را قبول نداریم اما ما در بحث حقوق بشر از یک مبانی نظری و حقوقی دفاع میکنیم.
پورمحمدی با بیان مجدد اینکه در بحث حقوق بشر بحث زندانی شدن چند نفر مطرح نیست افزود: امروز در دنیا، دیکتاتورها و زورگویان بر ملتها و کشورهای دیگر مسلط شدند و مدعیان حقوق بشر غصه حقوق بشر را نمیخورند وگرنه امروز یمن را بمباران نمیکردند. هوواپیماهای اف ۱۶ و بمبهای خوشهای و فسفری از کجا آمده است؟ چرا اجازه نمیدهند برای کمک به مردم یمن، حمایت انسانی تشکیل شود؟ چار اجازه نمیدهند در سازمان ملل یک بیانیه برای حمایت از یمن شکل گیرد و وتو میکنند؟.
وزیردادگستری اضافه کرد: ما در این بحث، ستاد حقوق بشر را به ریاست قوهقضاییه و عضویت وزرای دستگاههای مختلف را داریم اما برای پیگیری حقوق شهروندی در داخل، دولت جایگاه روشنی نداشت. ما نیازمند یک جایگاه جدی در درون دولت برای مباحث حقوق شهروندی هستیم و همین مساله باعث معاونت حقوق بشر و امور بین الملل را ایجاد کنیم.
پورمحمدی همچنین به مرجع ملی کنوانسیون مبارزه با فساد اشاره کرد و گفت: ریاست این مرجع بر عهده وزارت دادگستری و دبیرخانه مستقل دارد. دبیر مرجع نیز انتخاب شده که در آینده نزدیک معرفی میشود.
وی تاکید کرد: یکی از رسالتهای دولت مبارزه با فساد است و برای اینکه پیشرفت کنیم باید با مفاسد مبارزه کنیم. خوشبختانه در دولت همت بسیار زیادی برای مبارزه با فساد وجود دارد و جلسه ستاد مبارزه با مفاسد با هماهنگی و به صورت منظم برگزار میشود. با توجه به سوابقی که دارم، به این روند خوش بین هستم و تلاش داریم از این پس جلوی فسادهای متوسط و کلان را بگیریم و تا جایی که امکان دارد مفاسد کوچک را کنترل کنیم.
تگ : وزارت ,دادگستری ,حقوق ,پورمحمدی ,معاونت ,کاره ,وزارت دادگستری ,قانون اساسی ,وزیر دادگستری ,مالکیت فکری ,وزارت دادگستری، ,بازنگری قانون اساسی ,پ
منبع این نوشته
مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
1. امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفرى ( شيعه ) در روز 17ربيع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه" دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر مىباشد.
كنيه آن حضرت : "ابو عبدالله" و لقبش "صادق" است . حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشهچينى كرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگى كرد و با اين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر يك از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض كسب نور مىنمودند گذرانيد .
بنابراين صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى كه هر امامى آن را دار مىباشد ، بهرهمندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد كه آن حضرت با استعداد ذاتى و شم علمى و ذكاوت بسيار ، به حد كمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد .
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34 سال نيز دوره امامت او بود كه در اين مدت "مكتب جعفرى" را پايهريزى فرمود و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شريعت محمدى ( ص ) گرديد .
زندگى پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى اميه ( هشام بن عبدالملك - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) كه هر يك به نحوى موجب تألم و تأثر و كدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مىكردهاند ، و دو نفر از خلفاى عباسى ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب كردند و نشان دادند كه در بيداد و ستم بر امويان پيشى گرفتهاند ، چنانكه امام صادق ( ع ) در 10 سال آخر عمر شريفش در ناامنى و ناراحتى بيشترى بسر مىبرد .
2. عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) يكى از طوفانىترين ادوار تاريخ اسلام است كه از يك سواغتشاشها و انقلابهاى پياپى گروههاى مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مىداد ، كه انقلاب "ابو سلمه" در كوفه و "ابو مسلم" در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حكومت شوم بنى اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليكن سرانجام بنى عباس با تردستى و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حكومت و خلافت را تصاحب كردند . دوره انتقال حكومت هزار ماهه بنى اميه به بنى عباس طوفانىترين و پر هرج و مرج ترين دورانى بود كه زندگى امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .
و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مكتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى و كلامى مختلف بود ، كه از برخورد ملتهاى اسلام با مردم كشورهاى فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامى با دنياى خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانى براى فهميدن و پژوهش پديد آورده بود .
عصرى كه كوچكترين كم كارى يا عدم بيدارى و تحرك پاسدار راستين اسلام ، يعنى امام ( ع ) ، موجب نابودى دين و پوسيدگى تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مىشد .
اينجا بود كه امام ( ع ) دشوارى فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت . پيشواى ششم در گير و دار چنين بحرانى مىبايست از يك سو به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بىدينى و كفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامى از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفاى وقت جلوگيرى كند .
علاوه بر اين ، با نقشهاى دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودى برهاند ، شيعهاى كه در خفقان و شكنجه حكومت پيشين ، آخرين رمقها را مىگذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانى مىداد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفى بودند ، و يا در كر و فر و زرق و برق حكومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حكومت جديد هم در كشتار و بىعدالتى دست كمى از آنها نداشت و وضع به حدى خفقانآور و ناگوار و خطرناك بود كه همگى ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مىداد ، چنانكه زبدههايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .
"جابر جعفى" يكى از ياران ويژه امام است كه از طرف آن حضرت براى انجام دادن امرى به سوى كوفه مىرفت . در بين راه قاصد تيز پاى امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مىگويد : خودت را به ديوانگى بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاكم كوفه كه فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگى منصرف شد .
جابر جعفى كه از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مىباشد مىگويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت كه به كسى نگفتم و نخواهم گفت ...
او روزى به حضرت عرض كرد مطالبى از اسرار به من گفتهاى كه سينهام تاب تحمل آن را ندارد و محرمى ندارم تا به او بگويم و نزديك است ديوانه شوم .
امام فرمود : به كوه و صحرا برو و چاهى بكن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنى محمد بن على بكذا وكذا ... ، ( يعنى امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت كرد ) .
آرى ، شيعه مىرفت كه نابود شود ، يعنى اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنى اميهاى يا بنى عباسى خودنمايى كند .
در چنين شرايط دشوارى ، امام دامن همت به كمر زد و به احيا و بازسازى معارف اسلامى پرداخت و مكتب علمى عظيمى به وجود آورد كه محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشتههاى گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر كشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند .
هر يك از اينان از طرفى خود ، بازگوكننده منطق امام كه همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينى و علمى و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افكار ضد اسلامى و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند .
تأسيس چنين مكتب فكرى و اين سان نوسازى و احياگرى تعليمات اسلامى ، سبب شد كه امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفرى ( تشيع ) مشهور گردد .
ليكن طولى نكشيد كه بنى عباس پس از تحكيم پايههاى حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنى اميه را پيش گرفتند و حتى از آنان هم گوى سبقت را ربودند. .
امام صادق ( ع ) كه همواره مبارزى نستوه و خستگىناپذير و انقلابيى بنيادى در ميدان فكر و عمل بوده ، كارى كه امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وى قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازى انجام داد و جهادى راستين كرد .
3. جنبش علمى
اختلافات سياسى بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقههاى مختلفو ظهور عقايد مادى و نفوذ فلسفه يونان در كشورهاى اسلامى ، موجب پيدايش يك نهضت علمى گرديد . نهضتى كه پايههاى آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتى لازم بود ، تا هم حقايق دينى را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلى بيرون كشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروى منطق و قدرت استدلال مقاومت كند و آراى سست آنها را محكوم سازد . گفتگوهاى علمى و مناظرات آن حضرت با افراد دهرى و مادى مانند "ابن ابى العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى" و حتى "ابن مقفع" معروف است .
به وجود آمدن چنين نهضت علمى در محيط آشفته و تاريك آن عصر ، كار هر كسى نبود ، فقط كسى شايسته اين مقام بزرگ بود كه مأموريت الهى داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانى شود ، تا بتواند به نيروى الهام و پاكى نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباط دهد ، حقايق علمى را از درياى بيكران علم الهى به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد .
تنها وجود گرامى حضرت صادق ( ع ) مىتوانست چنين مقامى داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود كه با كنارهگيرى از سياست و جنجالهاى سياسى از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احكام و تعليم و تربيت مسلمانان كمر همت بر ميان بست .
زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايى دانش و ترويج احكام و تربيت شاگردانى بود كه هر يك مشعل نورانى علم را به گوشه و كنار بردند و در "خودشناسى" و "خداشناسى" مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم كوشيدند .
در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - كلام و حكمت اسلامى رشد كرد و فلاسفه و حكماى بزرگى در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمى و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسى كه از راه كينه و حسد ، به فكر ايجاد مكتب ديگرى افتاد كه هم بتواند در برابر مكتب جعفرى استقلال علمى داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشهچينى از محضر امام ( ع ) بازدارد .
بدين جهت منصور مدرسهاى در محله "كرخ" بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهى استفاده نمود و كتب علمى و فلسفى را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالك را - كه رئيس فرقه مالكى است - بر مسند فقه نشاند ، ولى اين مكتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانكه بايد انجام دهند .
امام صادق ( ع ) مسائل فقهى و علمى و كلامى را كه پراكنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادى تربيت فرمود كه باعث گسترش معارف اسلامى در جهان گرديد . دانشگسترى امام ( ع ) در رشتههاى مختلف فقه ، فلسفه و كلام ، علوم طبيعى و ... آغاز شد . فقه جعفرى همان فقه محمدى يا دستورهاى دينى است كه از سوى خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحى رسيده است .
بر خلاف ساير فرقهها كه بر مبناى عقيده و رأى و نظر خود مطالبى را كم يا
زياد مىكردند ، فقه جعفرى توضيح و بيان همان اصول و فروعى بود كه در مكتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفى درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيهتر از جعفرالصادق كسى را نديدهام و نمىشناسم . فتواى بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر كه با كمال صراحت عمل به فقه جعفرى را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافى است بر استوارى فقه جعفرى و حتى برترى آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه كار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است .
در رشته فلسفه و حكمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتى كسانى كه از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتى داشته است . نمونهاى از بيانات امام ( ع ) كه در اثبات وجود خداوند حكيم است ، به يكى از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود كه در كتابى به نام "توحيد مفضل" هم اكنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندى كه موضوع كتاب "اهليلجه" است نيز نكات حكمتآموز بسيارى دارد كه گوشهاى از درياى بيكران علم امام صادق ( ع ) است . براى شناسايى استاد معمولا دو راه داريم ، يكى شناختن آثار و كلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيتشدگان مكتبش .
كلمات و آثار و احاديث زيادى از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است كه ما حتى قطرهاى از دريا را نمىتوانيم به دست دهيم مگر "نمى از يمى" . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بودهاند ، يكى از آنها "جابر بن حيان" است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشى مشغول بود كه به وسيله طرفداران بنى اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردى كرد . جابر يكى از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است .
در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمى تأليفات زيادى دارد ، و در رسالههاى خود همه جا نقل مىكند كه ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث كرد . از اكتشافات او اسيد ازتيك ( تيزآب ) و تيزاب سلطانى و الكل است .
وى چند فلز و شبه فلز را در زمان خود كشف كرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود 30. رساله از جابر به زبان آلمانى چاپ و ترجمه شده كه در كتابخانههاى برلين و پاريس ضبط است .
حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئههاى منصور عباسى در سال 148 هجرى مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65 سال بود . از جهت اينكه عمر بيشترى نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه" موسوم است .
حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت .
پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسى كاظم ( ع ) منتقل گرديد .
ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است كه بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وى قائلند .
4. خلق و خوى حضرت صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در كليه صفات نيكو و سجاياى اخلاقى سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) داراى قلبى روشن به نور الهى و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . داراى حكمت و علم وسيع و نفوذ كلام و قدرت بيان بود .
با كمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع كارهاى خود را شخصا انجام مىداد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود كشاورزى مىكرد و مىفرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات كنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به كد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانوادهام را تأمين مىنمايم .
ابن خلكان مىنويسد : امام صادق ( ع ) يكى از ائمه دوازدهگانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وى صادق مىگفتند كه هر چه مىگفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است كه گفته شود . مالك مىگويد : با حضرت صادق ( ع ) سفرى به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير كرد ، نزديك بود از مركب بيفتد و هر چه مىخواست لبيك بگويد ، صدا در گلويش گير مىكرد . به او گفتم : اى پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى لبيك ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت كنم و بگويم لبيك ، مىترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيك ولا سعديك .
منبع:www.aviny.com
تگ : امام ,صادق ,است ,حضرت ,اسلام ,علمى ,امام صادق ,حضرت صادق ,بنى اميه ,فقه جعفرى ,بنى عباس ,است حضرت صادق ,رئيس مذهب
منبع این نوشته
مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
1. امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفرى ( شيعه ) در روز 17ربيع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه" دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر مىباشد.
كنيه آن حضرت : "ابو عبدالله" و لقبش "صادق" است . حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشهچينى كرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگى كرد و با اين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر يك از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض كسب نور مىنمودند گذرانيد .
بنابراين صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى كه هر امامى آن را دار مىباشد ، بهرهمندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد كه آن حضرت با استعداد ذاتى و شم علمى و ذكاوت بسيار ، به حد كمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد .
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34 سال نيز دوره امامت او بود كه در اين مدت "مكتب جعفرى" را پايهريزى فرمود و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شريعت محمدى ( ص ) گرديد .
زندگى پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى اميه ( هشام بن عبدالملك - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) كه هر يك به نحوى موجب تألم و تأثر و كدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مىكردهاند ، و دو نفر از خلفاى عباسى ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب كردند و نشان دادند كه در بيداد و ستم بر امويان پيشى گرفتهاند ، چنانكه امام صادق ( ع ) در 10 سال آخر عمر شريفش در ناامنى و ناراحتى بيشترى بسر مىبرد .
2. عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) يكى از طوفانىترين ادوار تاريخ اسلام است كه از يك سواغتشاشها و انقلابهاى پياپى گروههاى مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مىداد ، كه انقلاب "ابو سلمه" در كوفه و "ابو مسلم" در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حكومت شوم بنى اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليكن سرانجام بنى عباس با تردستى و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حكومت و خلافت را تصاحب كردند . دوره انتقال حكومت هزار ماهه بنى اميه به بنى عباس طوفانىترين و پر هرج و مرج ترين دورانى بود كه زندگى امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .
و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مكتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى و كلامى مختلف بود ، كه از برخورد ملتهاى اسلام با مردم كشورهاى فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامى با دنياى خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانى براى فهميدن و پژوهش پديد آورده بود .
عصرى كه كوچكترين كم كارى يا عدم بيدارى و تحرك پاسدار راستين اسلام ، يعنى امام ( ع ) ، موجب نابودى دين و پوسيدگى تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مىشد .
اينجا بود كه امام ( ع ) دشوارى فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت . پيشواى ششم در گير و دار چنين بحرانى مىبايست از يك سو به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بىدينى و كفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامى از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفاى وقت جلوگيرى كند .
علاوه بر اين ، با نقشهاى دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودى برهاند ، شيعهاى كه در خفقان و شكنجه حكومت پيشين ، آخرين رمقها را مىگذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانى مىداد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفى بودند ، و يا در كر و فر و زرق و برق حكومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حكومت جديد هم در كشتار و بىعدالتى دست كمى از آنها نداشت و وضع به حدى خفقانآور و ناگوار و خطرناك بود كه همگى ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مىداد ، چنانكه زبدههايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .
"جابر جعفى" يكى از ياران ويژه امام است كه از طرف آن حضرت براى انجام دادن امرى به سوى كوفه مىرفت . در بين راه قاصد تيز پاى امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مىگويد : خودت را به ديوانگى بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاكم كوفه كه فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگى منصرف شد .
جابر جعفى كه از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مىباشد مىگويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت كه به كسى نگفتم و نخواهم گفت ...
او روزى به حضرت عرض كرد مطالبى از اسرار به من گفتهاى كه سينهام تاب تحمل آن را ندارد و محرمى ندارم تا به او بگويم و نزديك است ديوانه شوم .
امام فرمود : به كوه و صحرا برو و چاهى بكن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنى محمد بن على بكذا وكذا ... ، ( يعنى امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت كرد ) .
آرى ، شيعه مىرفت كه نابود شود ، يعنى اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنى اميهاى يا بنى عباسى خودنمايى كند .
در چنين شرايط دشوارى ، امام دامن همت به كمر زد و به احيا و بازسازى معارف اسلامى پرداخت و مكتب علمى عظيمى به وجود آورد كه محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشتههاى گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر كشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند .
هر يك از اينان از طرفى خود ، بازگوكننده منطق امام كه همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينى و علمى و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افكار ضد اسلامى و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند .
تأسيس چنين مكتب فكرى و اين سان نوسازى و احياگرى تعليمات اسلامى ، سبب شد كه امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفرى ( تشيع ) مشهور گردد .
ليكن طولى نكشيد كه بنى عباس پس از تحكيم پايههاى حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنى اميه را پيش گرفتند و حتى از آنان هم گوى سبقت را ربودند. .
امام صادق ( ع ) كه همواره مبارزى نستوه و خستگىناپذير و انقلابيى بنيادى در ميدان فكر و عمل بوده ، كارى كه امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وى قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازى انجام داد و جهادى راستين كرد .
3. جنبش علمى
اختلافات سياسى بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقههاى مختلفو ظهور عقايد مادى و نفوذ فلسفه يونان در كشورهاى اسلامى ، موجب پيدايش يك نهضت علمى گرديد . نهضتى كه پايههاى آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتى لازم بود ، تا هم حقايق دينى را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلى بيرون كشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروى منطق و قدرت استدلال مقاومت كند و آراى سست آنها را محكوم سازد . گفتگوهاى علمى و مناظرات آن حضرت با افراد دهرى و مادى مانند "ابن ابى العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى" و حتى "ابن مقفع" معروف است .
به وجود آمدن چنين نهضت علمى در محيط آشفته و تاريك آن عصر ، كار هر كسى نبود ، فقط كسى شايسته اين مقام بزرگ بود كه مأموريت الهى داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانى شود ، تا بتواند به نيروى الهام و پاكى نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباط دهد ، حقايق علمى را از درياى بيكران علم الهى به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد .
تنها وجود گرامى حضرت صادق ( ع ) مىتوانست چنين مقامى داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود كه با كنارهگيرى از سياست و جنجالهاى سياسى از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احكام و تعليم و تربيت مسلمانان كمر همت بر ميان بست .
زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايى دانش و ترويج احكام و تربيت شاگردانى بود كه هر يك مشعل نورانى علم را به گوشه و كنار بردند و در "خودشناسى" و "خداشناسى" مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم كوشيدند .
در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - كلام و حكمت اسلامى رشد كرد و فلاسفه و حكماى بزرگى در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمى و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسى كه از راه كينه و حسد ، به فكر ايجاد مكتب ديگرى افتاد كه هم بتواند در برابر مكتب جعفرى استقلال علمى داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشهچينى از محضر امام ( ع ) بازدارد .
بدين جهت منصور مدرسهاى در محله "كرخ" بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهى استفاده نمود و كتب علمى و فلسفى را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالك را - كه رئيس فرقه مالكى است - بر مسند فقه نشاند ، ولى اين مكتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانكه بايد انجام دهند .
امام صادق ( ع ) مسائل فقهى و علمى و كلامى را كه پراكنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادى تربيت فرمود كه باعث گسترش معارف اسلامى در جهان گرديد . دانشگسترى امام ( ع ) در رشتههاى مختلف فقه ، فلسفه و كلام ، علوم طبيعى و ... آغاز شد . فقه جعفرى همان فقه محمدى يا دستورهاى دينى است كه از سوى خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحى رسيده است .
بر خلاف ساير فرقهها كه بر مبناى عقيده و رأى و نظر خود مطالبى را كم يا
زياد مىكردند ، فقه جعفرى توضيح و بيان همان اصول و فروعى بود كه در مكتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفى درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيهتر از جعفرالصادق كسى را نديدهام و نمىشناسم . فتواى بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر كه با كمال صراحت عمل به فقه جعفرى را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافى است بر استوارى فقه جعفرى و حتى برترى آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه كار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است .
در رشته فلسفه و حكمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتى كسانى كه از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتى داشته است . نمونهاى از بيانات امام ( ع ) كه در اثبات وجود خداوند حكيم است ، به يكى از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود كه در كتابى به نام "توحيد مفضل" هم اكنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندى كه موضوع كتاب "اهليلجه" است نيز نكات حكمتآموز بسيارى دارد كه گوشهاى از درياى بيكران علم امام صادق ( ع ) است . براى شناسايى استاد معمولا دو راه داريم ، يكى شناختن آثار و كلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيتشدگان مكتبش .
كلمات و آثار و احاديث زيادى از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است كه ما حتى قطرهاى از دريا را نمىتوانيم به دست دهيم مگر "نمى از يمى" . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بودهاند ، يكى از آنها "جابر بن حيان" است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشى مشغول بود كه به وسيله طرفداران بنى اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردى كرد . جابر يكى از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است .
در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمى تأليفات زيادى دارد ، و در رسالههاى خود همه جا نقل مىكند كه ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث كرد . از اكتشافات او اسيد ازتيك ( تيزآب ) و تيزاب سلطانى و الكل است .
وى چند فلز و شبه فلز را در زمان خود كشف كرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود 30. رساله از جابر به زبان آلمانى چاپ و ترجمه شده كه در كتابخانههاى برلين و پاريس ضبط است .
حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئههاى منصور عباسى در سال 148 هجرى مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65 سال بود . از جهت اينكه عمر بيشترى نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه" موسوم است .
حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت .
پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسى كاظم ( ع ) منتقل گرديد .
ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است كه بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وى قائلند .
4. خلق و خوى حضرت صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در كليه صفات نيكو و سجاياى اخلاقى سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) داراى قلبى روشن به نور الهى و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . داراى حكمت و علم وسيع و نفوذ كلام و قدرت بيان بود .
با كمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع كارهاى خود را شخصا انجام مىداد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود كشاورزى مىكرد و مىفرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات كنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به كد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانوادهام را تأمين مىنمايم .
ابن خلكان مىنويسد : امام صادق ( ع ) يكى از ائمه دوازدهگانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وى صادق مىگفتند كه هر چه مىگفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است كه گفته شود . مالك مىگويد : با حضرت صادق ( ع ) سفرى به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير كرد ، نزديك بود از مركب بيفتد و هر چه مىخواست لبيك بگويد ، صدا در گلويش گير مىكرد . به او گفتم : اى پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى لبيك ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت كنم و بگويم لبيك ، مىترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيك ولا سعديك .
منبع:www.aviny.com
تگ : امام ,صادق ,است ,حضرت ,اسلام ,علمى ,امام صادق ,حضرت صادق ,بنى اميه ,فقه جعفرى ,بنى عباس ,است حضرت صادق ,رئيس مذهب
منبع این نوشته
»» دعای روز 26 ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
»» دعای روز 26 ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً
وعَملی فیهِ مَقْبولاًوعَیْبی فیهِ مَسْتوراً
یا أسْمَعِ السّامعین .
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانى شده و گناه مرا در این ماه آمرزیده
و کردارم را در آن مورد قبول و عیب مرا در آن پوشیده
اى شنواترین شنوایان .

ای دوست زلطف طاعتم رابپذیر*
*سعیم بنگر،اطاعتم رابپذیر
بنماعملم قبول وعیبم مستور*
عذرگنه وندامتم رابپذیر*
||||||||||||||||||||||
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ : فیهِ ,مبارک رمضان
منبع این نوشته
ام دواود كيست ؟؟
-
نوشته شده توسط : Admin

ام دواود كيست ؟؟
ام داود مادررضاعی حضرت صادق علیه السلام
می باشد که زنی مومن و پرهیزگار بوده است.
داود پسر ام داود و برادر رضاعی حضرت صادق
علیه السلام بوده است. منصور عباسی که از
خلفای ستمگر عباسی بود عده ای را به قتل
رسانده و بعضی را نیزمانند داود را زندانی کرده
بود.
ام داود که از فرزند خود اطلاعی نداشت دست
به گریبان امام صادق علیه السلام شد. امام علیه
السلام نیز توسل و عبادتی به او یاد داد تا آن را
انجام دهد.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ایام البیض ماه
رجب را روزه بگیر روز پانزدهم در جای خلوتی پس
از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها و خواندن صد مرتبه
حمد و ده مرتبه آیت الكرسی و قرائت سورههایی
از قرآن كه « امام تعیین فرمود» این دعا را بخوان
و آزادی فرزندش را از خداوند مسئلت نماید.
و اعمال ام داود در نیمه رجب مشهور و در
سرعت اجابت مسلم و مجرب است و در كتاب
مفاتیح الجنان و غیر آن به تفصیل نوشته شده،
خلاصه، ام داود به دستور امام عمل نمود و خداوند
همان شب پسرش را نجات داد و با شتر سریع
السیر او را به مادرش رسانیدند.
گدایان چشم دل سوی تو دارند
امید و رحمت از كوی تو دارند
به درگاه تو آنان آه دارند
همه زین آه با تو راه دارند
دل این دردمندان شاد گردان
اسیران را زبند آزاد گردان
عطا كن درد ایشان را دوائی
مریضان را محبت كن شفائی
ام داود عبادت مذکور را که بعدها بعنوان اعمال
ام داود شهرت پیدا کرد انجام داد ، بعد از آن
منصور عباسی امیر مومنان علی علیه السلام
را در خواب دید که به او می گوید:
" فرزندم را آزاد كن وگرنه تو را دراین آتش
می اندازم؛ منصور سراسیمه از خواب برخاست
و دستور آزادی داود را صادر نمود

معلم یارهمیشگی
تگ : داود ,علیه ,السلام ,دارند ,صادق ,امام ,علیه السلام ,صادق علیه ,حضرت صادق ,منصور عباسی ,دواود كيست
منبع این نوشته
آیین نامه سازمان تعزیرات حکومتی
-
نوشته شده توسط : Admin
|
|
آیین نامه سازمان تعزیرات حکومتی
فصل اول - تشکیلات
ماده 1 - در اجرای تبصره 2 ماده واحده لایحه اصلاح قانون تعزیرات حکومتی مصوب 23/12/67 مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب 19/7/73 و ماده 3 آیین نامه شماره 5202 -73م مصوب 20/7/73 هیئت دولت .«سازمان تعزیرات حکومتی» که در این آیین نامه باختصار سازمان نامیده می شود زیر نظر وزیر دادگستری تشکیل و براساس مقررات مندرج در این آیین نامه انجام وظیفه می نماید .
ماده 2 - رئیس سازمان ، معاون وزیر دادگستری می باشد و توسط وزیر دادگستری منصوب خواهد شد و به تعداد مورد نیاز معاون خواهد داشت .
ماده 3 - امور اجرایی سازمان بعهده رئیس آن بوده و کلیه وظایف قانونی را که در این آیین نامه و مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام مشخص شده ایفاء خواهد کرد .
ماده 4 - در مراکز استانها اداره کل و در شهرستانها اداره تعزیرات حکومتی تشکیل می گردد .
تبصره : تشکیل دفتر تعزیرات حکومتی درسایر شهرها به پیشنهاد رئیس سازمان و تصویب وزیر دادگستری خواهدبود .
ماده 5 - رئیس شعبه اول تعزیرات حکومتی در تهران معاون رئیس سامان و رئیس شعبه اول مراکز استانها مدیرکل استان و رئیس شعبه اول شهرستان و سایر شهرها رئیس اداره و دفتر مذکور خواهد بود .
ماده 6 - انجام کلیه امور اداری و مالی و خدماتی و پشتیبانی سازمان در تهران و مراکز استانها و شهرستانها و سایر شهرها با معاونت اداری و مالی می باشد .
ماده 7 - معاونین سازمان به پیشنهاد رئیس سازمان و ابلاغ وزیر دادگستری و مدیران کل و رؤسای ادارات پس از تایید وزیر دادگستری و با ابلاغ رئیس سازمان منصوب می گردند .
ماده 8 - به منظور رسیدگی و صدور رأی راجع به تخلفات موضوع قانون تعزیرات حکومتی در مراکز استانها و شهرستانها شعبی تحت عنوان شعب رسیدگی به تعزیرات حکومتی تشکیل خواهد شد .شعب مزبور شامل شعب بدوی و تجدید نظر می باشد .
تبصره 1: شعب بدوی با حضور یک نفر رئیس تشکیل می گردد .
تبصره 2: شعب تجدید نظر با حضور یک نفر رئیس و دو نفر عضو تشکیل می گردند .جلسه شعبه با حضور دو نفر رسمیت یافته و آراء صادره با دو رأی موافق ،معتبر و لازم الاجراء خواهد بود .
ماده 9 - روساء و اعضای شعب بدوی و تجدید نظر به پیشنهاد مدیرکل استان و ابلاغ رئیس سازمان منصوب می شوند .
ماده 10 - روساء و اعضای شعب بدوی و تجدید نظر می توانند از بین قضات ، کارمندان شاغل یا بازنشسته ،روحانیون ، نیروهای مسلح بوده و یا از بین فارغ التحصیلان رشته های حقوق ،الهیات ،علوم سیاسی و علوم اداری و بازرگانی و علوم اجتماعی که دارای حسن شهرت و عامل به احکام اسلام باشند ،انتخاب شوند.
ماده 11 - پرسنل مورد نیاز سازمان از بین کارکنان شاغل و بازنشسته دولت و نهادهای عمومی که بصورت مامور به خدمت یا خارج از وقت اداری در اختیار سازمان قرار خواهد گرفت تأمین می شود و در صورت نیاز می تواند نیروهای لازم را استخدام نماید .
مسئولین نهادهای دولتی ، شرکتهای وابسته به دولت و شهرداریها موظف به همکاری و مساعدت می باشند.
ماده 12 - تعداد شعب بدوی و تجدید نظر و تشکیلات تفصیلی سازمان و شرح وظایف آنها به تصویب وزیر دادگستری که به تأیید رئیس جمهور می رسد خواهد بود .
ماده 13 - به منظور رسیدگی به تخلفات مامورین سازمانهای تعزیرات حکومتی و بازرسی و نظارت شعب ویژه ای در مراکز استانها اختصاص خواهد یافت .روسای این شعب بنا به پیشنهاد وزیر دادگستری و تایید رئیس جمهور توسط وزیر دادگستری منصوب خواهند شد .
تبصره :مجازات متخلفین موضوع این ماده طبق قوانین موضوعه خواهد بود .
ماده 14 - اعتبارات مورد نیاز سازمان از طرف دولت در اختیار سازمان قرار می گیرد تا طبق تشخیص وزیر دادگستری و افراد مجاز از طرف ایشان هزینه شود و در سنوات آتی در بودجه کشور ذیل ردیف جداگانه پیش بینی خواهد شد .
ماده 15 - امور مالی ،معاملاتی ، استخدامی و نظام پرداخت و تشکیلات سازمان منحصراً تابع این آیین نامه و آیین نامه هایی است که به پیشنهاد وزیر دادگستری به تصویب هیئت دولت میرسد و از شمول قوانین محاسبات عمومی و استخدام کشوری مستثنی می باشد و تابع قانون نحوه هزینه کردن اعتبارات خارج از شمول قانون محاسبات عمومی و سایر مقررات عمومی خواهد بود .
ماده 16 - محل استقرار واحدهای سازمان ولوازم مورد نیاز آنها از محل امکانات دولتی با همکاری کمیسیون هماهنگی امور تعزیرات استانها تامین می گردد و در صورت ضرورت از محل بودجه سازمان تهیه و تأمین خواهد شد .
تبصره : مسئولین سازمانهای دولتی و وابسته به دولت در صورت اعلام نیاز سازمان موظف به همکاری می باشند.
ماده 17 - کلیه ضابطین دستگاه قضایی و مأمورین سازمان بازرسی و نظارت ضابط سازمان تعزیرات حکومتی می باشند و سازمان نسبت به اجرای دستورات مسئولین تعزیرات حکومتی اقدام می نماید.
فصل دوم - نحوه رسیدگی
ماده 18 - شعب بدوی تعزیرات حکومتی در موارد ذیل شروع به رسیدگی می نمایند:
الف: گزارش مامورین سازمان بازرسی و نظارت بر قیمت و توزیع کالا و خدمات .
ب: گزارش سازمان بازرسی کل کشور و سایر مراجع قضایی و دولتی و انتظامی .
ج: شکایت اشخاص حقیقی و حقوقی .
تبصره :همزمان با شروع رسیدگی در شعب بدوی یک نسخه از گزارشات بند (ب) به سازمان نظارت و بازرسی ارجاع ،سازمان اخیرالذکر حداکثر ظرف مدت 15 روز نظرات کارشناسی خود را جهت ملاحظه در صدور رأی به شعبه مربوطه تسلیم می نماید .
د:(الحاقی مصوب 9/11/73) اعلام اطلاعات ، اخبار گزارشهای مردمی و اشخاص .
ماده 19 - مدیران کل استانها و رؤسای ادارات شهرستانها میتوانند تعدادی از شعب را بصورت سیار اختصاص دهند و در صورت لزوم در معیت این شعب بازرسان و مأمورین سازمان بازرسی و نظارت انجام وظیفه خواهند نمود.و همچنین افراد واجد شرایط مذکور در ماده 10 این آیین نامه و با ابلاغ از سوی مسئولین سازمانهای تعزیرات حکومتی و نظارت و بازرسی میتوانند مسئولیت هر دو سازمان را بصورت سیار انجام دهند.
ماده 20 - آراء شعب بدوی و تجدید نظر باید مستند به مواد قانون و مقررات مربوطه باشد و مواد استنادی ذکر گردد و مقدمه آراءنیز باید حاوی گزارش کار و شرح تفصیلی تخلفات باشد .
ماده 21 - هیچ ییک از اعضاء شعب رسیدگی را نمیتوان در رابطه با آراء صادره از سوی آنان تحت تعقیب قضایی قرارداد مگرد در صورت اثبات غرض مجرمانه .
ماده 22 - آراء شعب بدوی در مواردیکه مجازات پیش بینی شده در قانون برای هر بار تا یک میلیون ریال جریمه باشد قطعی و از ناحیه محکوم علیه نسبت به مازاد آن قابل تجدید نظر خواهی است .
ماده 23 - اشخاص ذیل نیز حق تجدید نظر خواهی از کلیه آراء شعب بدوی را دارند :
الف-شاکی خصوصی پرونده در صورت برائت متهم .
ب-اعضاء کمیسیون هماهنگی امور تعزیرات در استان و شهرستان مربوطه .
ج-رؤسای سازمانهای تعزیرات حکومتی وبازرسی و نظارت .
تبصره –(الحاقی 11/6/1374)-هرگاه محکوم علیه و یا رؤسای سازمانهای تعزیرات حکومتی و بازرسی و نظارت آرای قطعی شعب تعزیرات را خلاف قانون بدانند می توانند با ذکر دلیل از وزیر دادگستری تقاضای رسیدگی مجدد نمایند.چنانچه وزیر دادگستری تقاضا را وارد تشخیص دهد و یا رأساً رأی را غیر قانونی بداند پرونده را جهت رسیدگی به شعبه عالی تجدید نظر که به همین منظور در مرکز تشکیل می گردد ارجاع خواهد داد . رأی این شعبه قطعی است و اقدامات موضوع این تبصره مانع اجرای حکم تجدید نظر خواسته نخواهد بود.
ماده 24 - مهلت تجدید نظرخواهی برای محکوم علیه و شاکی 10 روز از تاریخ ابلاغ و نسبت به سایر اشخاص تا 3 ماه پس از تاریخ صدور حکم خواهد بود .
ماده 25 - شعب تجدیدنظر در صورتیکه آراء شعب بدوی را کمتر از مجازات مقرر قانونی بدانند می توانند آن را تشدید نمایند .
ماده 26 - هرگاه تخلف اشخاص عنوان یکی از جرایم مندرج در قوانین جزایی را نیز داشته باشد شعب تعزیرات حکومتی مکلفند به تخلف رسیدگی و رأی قانون صادر نمایند و مراتب را برای رسیدگی به آن جرم به دادگاه صالح اعلام دارند ، هرگونه تصمیم مراجع قضایی مانع اجرای مجازاتهای تعزیرات حکومتی نخواهد بود.
ماده 27 - رسیدگی و صدور رأی در شعب بدوی پس از استماع دفاعیات متهم صورت خواهد گرفت .دفاع ممکن است ضمن حضور در جلسه رسیدگی بوده و یا طی ارسال لایحه دفاعیه صورت گیرد .
ماده 28 - چنانچه متهم پس از اخطار از ناحیه شعبه رسیدگی کننده ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه در وقت مقرر حضور نیابد یا لایحه ای ارسال ندارد غیاباً درباره وی رسیدگی خواهد شد .
ماده 29 - به تخلفات شرکاء و معاونین در شعبه ای رسیدگی می شود که صلاحیت رسیدگی به پرونده متخلف اصلی را دارد .
ماده 30 - به تخلفات متعدد متخلف توأماً و یکجا رسیدگی شده و چنانچه در چند حوزه مرتکب تخلف گردد در حوزه ای رسیدگی می شود که تخلف اشد در آن حوزه انجام شده است و چنانچه تخلفات از یک درجه باشد در محل اقامت متخلف یا محل اشتغال وی به پرونده رسیدگی خواهد شد .
ماده 31 - چنانچه یک نفر مرتکب چند تخلف گردد به مجازات همه آنها محکوم خواهد گردید .
ماده 32 - محکوم علیه موظف است پس از قطعیت رأی و ابلاغ به وی حداکثر تا 10 روز از تاریخ ابلاغ نسبت به پرداخت جریمه متعلقه و اجرای رأی اقدام نماید . در غیر اینصورت جریمه از محل فروش اموال وی به نرخ رسمی اعلام شده (غیر از مستثنیات دین )وصول خواهد شد .
ماده 33 - محل کسب یا فعالیت مستنکف از پرداخت جریمه تا وصول آن ، به رأی شعبه رسیدگی کننده تعطیل و در موارد لزوم مستنکف بازداشت خواهد شد .
ماده 34 - کیه جرایم به حساب خاصی که به همین منظور نزد خزانه داری کل افتتاح می شود واریز خواهد شد .
ماده 35 - کلیه سازمانهای دولتی از قبیل سازمان ثبت اسناد و سازمان زندانها و نیروی انتظامی ، واحدهای ابلاغ و اجراء دادگستری و بانکها موظف به همکاری بوده و همانند آراء قطعی محاکم عمومی و انقلاب موجبات اجرای آراء شعب تعزیرات حکومتی را فراهم خواهند آورد .
ماده 36 - این آیین نامه در 36 ماده و6 تبصره در تاریخ 1/8/73 به پیشنهاد وزیر دادگستری به تصویب رسیده و لازم الاجراءمی باشد .
|
|
|
تگ : ماده ,سازمان ,تعزیرات ,رسیدگی ,حکومتی ,رئیس ,تعزیرات حکومتی ,وزیر دادگستری ,آیین نامه ,مراکز استانها ,رئیس سازمان ,سازمانهای تعزیرات حکومتی ,نا
منبع این نوشته
تشکیلات تفصیلی جدید سازمان قضایی نیروهای مسلح به تصویب رئیس قوه قضائیه رسید.
-
نوشته شده توسط : Admin
تشکیلات تفصیلی جدید سازمان قضایی نیروهای مسلح به تصویب رئیس قوه قضائیه رسید.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، بعد از تصویب نمودار تشکیلاتی جدید این سازمان، طی جلسات متعدد در قوه قضائیه، ساختار و تشکیلات تفصیلی بر مبنای این نمودار تنظیم و پس از تایید معاونت راهبردی قوه قضاییه مورد تصویب رئیس قوه قضاییه قرار گرفت.
در ساختارجدید سازمانی، تدابیر مناسبی برای اجرای هر چه بهتر لایحه آئین دادرسی کیفری نیروهای مسلح به خصوص در زمینه سیستم «تعدد قضات» اتخاذ شده است.این ساختار منطبق با آخرین متغیرهای محیطی، فناوری، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است.
از مهمترین تغییرات پیش بینی شده در ساختار جدید می توان به تشکیل سازمان قضایی نیروهای مسلح استان تهران و ایجاد دو مجتمع قضایی در جنوب غرب و شرق استان تهران اشاره کرد.همچنین تشکیل اداره امور فرهنگی از دیگر تغییرات مهم در تشکیلات تفصیلی سازمان قضایی است.
تغییرات تشکیلات تفصیلی سازمان قضایی نیروهای مسلح را در ادامه می توانید مطالعه کنید.
الف) تغییرات در سازمان قضایی نیروهای مسلح استان ها
1– سازمان قضایی نیروهای مسلح استان تهران :
1/1 : انتزاع معاونت ارجاع و دادسرای نظامی تهران از سازمان مرکزی و ایجاد سازمان قضایی نیروهای مسلح استان تهران.
1/2 : ایجاد دو مجتمع قضایی در جنوب غرب و شرق استان تهران.
2 – سازمان قضایی نیروهای مسلح استان ها :
2/1 : حوزه ریاست :
2/1/1 – ایجاد اداره حوزه ریاست
2/1/2– ایجاد پست های سازمانی کارشناس برنامه ریزی، آمار وبودجه، کارشناس رسیدگی به شکایات وبازرسی، کارشناس پیشگیری از وقوع جرم وآموزش، کارشناس فن آوری اطلاعات و ارتباطات ، کارشناس قضایی ( ارشاد ومعاضدت قضایی )در اداره حوزه ریاست.
2/2 : حوزه دادگاه های نظامی :
2/2/1 – ایجاد اداره دفتر کل دادگاه های نظامی برای استان های درجه 1و2 .
2/2/2 – پیش بینی سه عنوان پست سازمانی برای کلیه شعب دادگاه های نظامی 1و2 ( 1- مدیر دفتر قضایی، 2- منشی و 3 – متصدی امور دفتری وبایگانی(اپراتور) .
2/3: حوزه دادسرای نظامی :
2/3/1- ایجاد اداره دفتر دادسرای نظامی در استان های درجه 1 و 2.
2/3/2- پیش بینی دو عنوان پست سازمانی برای کلیه شعب بازپرسی و دادیاری (1- مدیر دفتر قضایی و 2- منشی ( اپراتور).
2/4 : حوزه اداری و مالی و پشتییبانی :
2/4/1- تغییر عنوان مدیر اداری وپشتیبانی به مدیر اداری، مالی و پشتیبانی.
2/4/2- ایجاد پست های سازمانی کارشناس سپرده درآمد، کارشناسی بیمه و امور رفاهی، کارشناس مسؤول خدمات و امور نقلیه، مسؤول امور نگهبانی و انتظامات.
3 – اهم تغییرات قضایی :
3/1- ایجاد دو عنوان پست سازمانی معاون قضایی در سازمان استان تهران.
3/2- ایجاد چهار عنوان پست قضایی در استان های اصفهان، فارس، خوزستان و خراسان رضوی.
3/3- افزایش ده شعبه دادگاه نظامی یک در سازمان استان ها.
3/4- افزایش ده شعبه دادگاه نظامی دو در سازمان استان ها.
3/5- افزایش شش عنوان دادرس در سازمان استان ها.
3/6- افزایش یازده عنوان معاون دادستان در سازمان استان ها.
3/7- افزایش 24 عنوان بازپرس در سازمان استان ها.
3/8- افزایش 47 عنوان دادیاری (تحقیق، اظهار نظر، اجرای احکام و ناظر زندان).
ب)شرح تغییرات در سازمان مرکزی
1– حوزه ریاست
1/1-دفتر ریاست و روابط عمومی : ایجاد اداره امور فرهنگی در دفتر ریاست وروابط عمومی.
1/2- دفتر فن آوری اطلاعات وارتباطات: انتزاع وظایف مربوط به فن آوری اطلاعات و ارتباطات از دفتر طرح و برنامه و بودجه و ایجاد دفتر فن آوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه ریاست با سه گروه :
1 – گروه امور نرم افزاری. 2 – گروه امور زیرساخت و سخت افزاری. 3 – گروه امور شبکه و امنیت ارتباطات.
1/3- دفتر تحقیقات ویژه :
1/3/1- تغییر عنوان دفتر پیگیری و تحقیقات ویژه به دفتر تحقیقات ویژه.
1/3/2- تغییر عنوان اداره تحقیقات ویژه به اداره پیگیری ویژه وکمیسیون های انضباطی.
1/3/3 - ایجاد اداره امور فرماندهان و اداره احاله در دفتر مذکور.
1/4- دفتر حفاظت و اطلاعات :
1/4/1- تغییر عنوان دفترحفاظت به دفتر حفاظت واطلاعات.
1/4/2 – تغییر عنوان اداره حفاظت پرسنلی به اداره حفاظت کارکنان.
1/4/3– تبدیل اداره امور فنی وحفاظت اسناد واماکن به دو اداره :
الف : اداره حفاظت اماکن. ب : اداره حفاظت اسناد و اطلاعات رایانه ای.
1/5 - ایجاد گروه مشاورین در ستاد ریاست سازمان.
2 – حوزه معاونت قضایی وحقوقی
2/1 – ایجاد گروه نشریات تخصصی در حوزه معاونت.
2/2 : دفتر آموزش وپژوهش :
2/2/1 – تغییر عنوان اداره کل آموزش و امور فرهنگی به دفترآموزش وپژوهش.
2/2/2 – ایجاد گروه پژوهش.
2/2/3– انتقال وظایف مربوط به امور فرهنگی به دفتر ریاست و روابط عمومی.
2/3– اداره کل حقوقی :
ایجاد اداره امور کارشناسان نظامی وانتظامی در اداره کل مذکور.
2/4 : اداره کل پیشگیری از وقوع جرم وعفو وبخشودگی :
2/4/1 – تغییر عنوان اداره کل عفو وپیشگیری از وقوع جرم به اداره کل پیشگیری از وقوع جرم و عفو و بخشودگی.
2/4/2 – ایجاد اداره سجل قضایی.
2/4/3 – تغییر اداره پیشگیری از وقوع جرم به گروه پیشگیری از وقوع جرم.
2/4/4 – تغییر عنوان اداره سجل کیفری و عفو وبخشودگی به اداره عفو و بخشودگی وامور زندان ها.
3 – معاونت نظارت و بازرسی
3/1 : اداره کل رسیدگی به شکایات :
ایجاد اداره کل رسیدگی به شکایات با دو اداره : 1 – اداره رسیدگی به شکایات قضایی.2 – اداره رسیدگی به شکایات اداری و مالی.
3/2 : اداره کل بازرسی وارزیابی :
3/2/1 – تغییر عنوان اداره کل بازرسی ورسیدگی به شکایات به اداره کل بازرسی و ارزیابی.
3/2/2 – تغییر عنوان اداره بازرسی قضایی به اداره بازرسی و ارزیابی قضایی.
3/2/3 – تغییر عنوان اداره بازرسی اداری و مالی به اداره بازرسی امور اداری و مالی.
3/2/4 – ایجاد اداره ارزیابی کارکنان.
4- معاونت توسعه مدیریت و منابع
4/1- تغییر عنوان معاونت اداری وپشتیبانی به معاونت توسعه مدیریت و منابع.
4/2- دفتر طرح وبرنامه وبودجه:
4/2/1- انتقال دفتر طرح وبرنامه وبودجه از حوزه ریاست سازمان به حوزه معاونت توسعه مدیریت و منابع.
4/2/2- ایجاد گروه برنامه ریزی وآمار.
4/2/3– تغییر عنوان گروه تشکیلات به گروه تشکیلات و بهبود روش ها.
4/3 – اداره کل امور مالی وذی حسابی :
تغییر عنوان اداره کل امور مالی به اداره کل امورمالی وذی حسابی.
4/4 - اداره کل امور اداری :
4/4/1 – تغییر عنوان اداره کل کارگزینی به اداره کل امور اداری.
4/4/2- انتقال وظایف مربوط به امور رفاهی کارکنان به اداره کل پشتیبانی ورفاه.
4/4/3– ایجاد اداره امور کارکنان نظامی و اداره دبیرخانه کارگزینی.
4/5 - اداره کل پشتیبانی ورفاه :
4/5/1 – تغییر عنوان اداره کل پشتیبانی به اداره کل پشتیبانی و رفاه.
4/5/2 – ایجاد اداره رفاه.
تگ : اداره ,ایجاد ,قضایی ,امور ,سازمان ,دفتر ,تغییر عنوان ,عنوان اداره ,ایجاد اداره ,سازمان قضایی ,نیروهای مسلح ,تغییر عنوان اداره ,سازمان قضایی نیرو
منبع این نوشته
با وجود گرمای هوا انجام شد تجلی حضور اقوام مختلف خراسان شمالی در حمایت از ملت مظلوم فلسطین
-
نوشته شده توسط : Admin
94/04/19 - 13:43
شماره: 13940419000522
با وجود گرمای هوا انجام شد
تجلی حضور اقوام مختلف خراسان شمالی در حمایت از ملت مظلوم فلسطین
مردم استان خراسان شمالی به عنوان گنجینه فرهنگها و اقوام همگام با ملت ایران در روز جهانی قدس در حمایت از مردم مظلوم فلسطین در خیابانها حضور یافته و یک بار دیگر انزجار خود را از رژیم جعلی اسرائیل اعلام داشتند.
به گزارش خبرگزاری فارس از بجنورد، راهپیمایی مردم روزهدار مرکز خراسان شمالی از میدان شهید تا مصلی امام خمینی(ره) برگزار شد که در این مراسم اقشار مختلف مردم پیر و جوان، روستایی و شهری، دانشآموز و دانشجو، استاد دانشگاه و روحانی، کارمند و کاسب، همه و همه آمده بودند تا یک بار دیگر خشم خود را در قبال جنایتها و شرارتهای اسرائیل به رخ جهانیان بکشانند.
مردم همیشه در صحنه خراسان شمالی با در دست داشتن دستنوشتههایی با مضمون فلسطین پاره تن اسلام است، همچنین قدس روز همبستگی با ملت مظلوم فلسطین و حمایت از قدس شریف بر تمام مسلمانان لازم است، بار حمایت خود از مردم مظلوم فلسطین را فریاد زدند.
راهپیمایان در بجنورد همچنین پلاکاردهایی با محتوای سخنان اخیر رهبری راجع به محو غده سرطانی رژیم صهیونیستی و حمایت از مقاومت فلسطین و حزب الله لبنان در دست داشتند.
مردم روزهدار مرکز خراسان شمالی در طول راهپیمایی با سردادن شعارهایی همچون الله اکبر، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا نفرت و انزجار خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کردند.
نمایشگاه جنایات عربستان علیه ملت مظلوم یمن هم در مسیر راهپیمایی برپا شده که مورد توجه مردم قرار گرفته بود.
به گزارش فارس، به آتش کشیدن پرچم اسرائیل، برپایی ایستگاههای فرهنگی و سلامت از دیگر برنامهها و اقدامات انجام شده در طول راهپیمایی بود.
همچنین مردم بجنورد پس از راهپیمایی و استقرار در مصلای امام خمینی (ره) با قرائت قطعنامه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خواستار آزادی قدس شریف و رهایی ملت مظلوم و بیدفاع فلسطین و نابودی اسرائیل غاصب شدند.
بر اساس گزارشهای دریافتی خبرنگاران فارس راهپیمایی روز جهانی قدس در تمامی مراکز شهرستانها، شهرها، مراکز بخشهای خراسان شمالی با حضور پرشور مردم برگزار شده است.
مردم شهیدپرور خراسان شمالی در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با برگزاری راهپیمایی حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین اعلام کردند.
انتهای پیام/63002/ب30
تگ : مردم ,فلسطین ,شمالی ,خراسان ,مظلوم ,حمایت ,خراسان شمالی ,مظلوم فلسطین ,مردم مظلوم ,روزهدار مرکز ,مرکز خراسان ,مردم مظلوم فلسطین ,مرکز خراسان ش
منبع این نوشته
تبریک عید فطر
-
نوشته شده توسط : Admin



افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست
جهان رفت
افسوس که سی پاره این
ماه مبارک
از دست به یک باره چو اوراق
خزان رفت
شد زیر وزبر چون صف مژگان،
صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت
بی قدری ما چون نشود فاش
به عالم
ماهی که شب قدر در او بود
نهان رفت
با قامت چون تیر در این
معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت
بر داشت ز دوش همه کس بار
گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه
گران رفت
از رفتن یو سف نرود بر دل
یعقوب
آن ها که به صائب ز وداع
رمضان رفت

ای دردانه دوران.ای یوسف زهرا!
ستاد استهلال را به کدامین سرزمین
بفرستیم برای رؤیت روی ماهت؟!!
"یا بن البدور المنیره"
متی ترانا ونراک ........
اللهم عجل لولیک الفرج

تگ :
منبع این نوشته
استقبال از حجاج : از کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
استقبال از حجاج

یکی از سنت های بسیارخوب، احترام و استقبال از،زائرین عتبات عالیات،حرم نبوی( ص) وحجاج بیت الله الحرام است امیر المؤمنین (ع) فرمودند: هر گاه برادر دینی تو از مکه آمد ، پس ببوس ، بین دو چشم او را ودهان اوراکه حجر الاسود را بوسیده که آن حجر توسط پیامبر گرامی اسلام( ص) بوسیده شده است ،وچشمی که با آن چشم به کعبه نگاه کرده است ، وموضع سجود وصورت اورا نیز ببوس وهنگام تبریک گفتن بگوئید :خداوند عبادات شماراقبول کند ، وسعی شمارا مورد رحمت خودش قرار دهد ، وهزینه تورا جایگزین وجبران نماید ، واین سفر را آخرین حج شما قرار ندهد .
همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند : کسی که حاجی را ملاقات کند ،وبا او مصافحه نماید ، همانند کسی است که حجر الاسود را استلام نموده .
ودر جای دیگری از امام صادق ( ع) روایت شده است ، که امام سجاد (ع) می فرمودند :مبادرت کنید به سلام کردن به حاجی وعمره گذار ومصافحه نمودن باآنها قبل از اینکه به گناه آلوده شوند.
منبع : کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعلی کریزی
تگ : امام ,فرمودند ,استقبال ,اسماعلی کریزی ,شریفین نوشته ,حرمین شریفین ,کتاب حرمین ,امام صادق ,حرمین شریفین نوشته ,کتاب حرمین شریفین
منبع این نوشته
پیامک شهادت امام جعفر صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
منبع:www.mouoode.ir/?p=1961
پیامک شهادت امام جعفر صادق (ع)

شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع
ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق
بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد . . .
امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند،
با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.
————————————————-
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
بهین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
—————————————————
امام جعفر صادق-ع:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.
—————————————————
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
————————————————–
امام صادق-ع:
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید.
—————————————————-
خدایا بحق امام صادق-ع، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما/ آمین.
——————————————————–
الا ای لاله ی خوشبو، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیده ای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
———————————————————
بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت
بار دیگر آشیانی در میان شعله ها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق
بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
آرشیو کامل اس ام اس های شهادت امام جعفر صادق
شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد.
خدایا بحق امام صادق علیه السلام
ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما . . .
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت / آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه / عالم از ماتم تو غرق عزا . . .
.
.
.
شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع
ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق
بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد . . .
.
.
.
دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است / از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور / آن جا بصرم تار شده حضرت صادق . . .
.
.
.
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا / مسموم شد از ظلم و جفای منصور . . .
.
.
.
امشب شب شهادت صادق آلپیامبر است
شبی که خورشید مدینه دانش، چهره فروزانِ اهل بیت و وارثِ علومِ رسالت
در ظلمتکده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست . . .
.
.
.
ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است / برای صادق زهرا مدینه محزون است
دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت / که داغ غربت لیلی حدیث مجنون است . . .
.
.
.
امام صادق علیه السلام :
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید . . .
.
.
.
زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست
یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست . . .
شهادت مظلومانه امام صادق(ع) تسلیت باد
.
ای عجب بار دگر حق پیمبر شد ادا / در کنار تربتش فرزند پاکش شد فدا
موسی جعفر نه تنها بلکه امت شد یتیم / دانش و تقوا و ایمان و فضیلت شد یتیم . . .
.
.
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک ، مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است
امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشکهای غربت شیعیان است و دانش
بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگهای زرین احادیث، تسلیت میگوید
.
.
.
شیعیان رهبر ما را کشتند / صادق آل عبا را کشتند
نور چشم علی و فاطمه را / وارث کربوبلا را کشتند . . .
.
.
شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت
کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت
تسلیت باد
.
.
.
صدای گریه میآید … صدای ضجه فرشتگان
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت
.
.
.
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت . . .
.
.
.
هرزمان رنگ جفا را می دید / کوچه و کرب و بلا را می دید
خانه اش چونکه در آتش می سوخت / خیمه ی آل عبا را می دید . . .
شهادت امام صادق(ع)تسلیت باد
.
.
.
امام صادق ع :
دوستان خدا آنانند که هنگامیکه مشاهده کنند
حرامهای پروردگار را مردم حلال می شمارند
مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند . . .
شهادت مظلومانه قرآن ناطق ، امام صادق-ع بر شما تسلیت باد
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت / آب شد پیکرت ز زهر جفا
.
.
.
امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند
با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟
پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود . . .
.
.
.
امام جعفر صادق-ع:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.
.
.
.
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت . . .
.
.
.
امام صادق-ع:
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید.
.
.
.
خدایا بحق امام صادق-ع، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما
آمین
.
.
.
الا ای لاله ی خوشبو، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیده ای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر . . .
.
.
.
بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه / با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت / بار دیگر آشیانی در میان شعله ها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق / بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق . . .
– مولا جان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی(علیهالسلام) به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
ما را بگیر دست، که از پا افتادهایم آقا! به حق تربت پنهان مادرت(علیهاالسلام) !
– چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامیدارد! چگونه به این اشکهای ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
– صدای گریه میآید! … صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت!
– صادق که اساس دین از او شد معمور بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا مسموم شد از ظلم و جفای منصور
– امام صادق علیهالسلام میفرماید:
دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند، مردم حرامهای خدا را حلال میشمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند.
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، امام صادق علیهالسلام بر شما تسلیت باد.
– ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه عالم از ماتم تو غرق عزا
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.
– بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
– امام جعفر صادق علیهالسلام:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
حرص بر دنیا .
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
– امام صادق علیهالسلام:
(به وسیله اعمالتان) مایهی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما .
خدایا بحق امام صادق علیهالسلام، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما .
– امام صادق علیهالسلام:
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید .
– الا ای لالهی خوشبو، عزیز آل پیغمبر که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
– بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت بار دیگر آشیانی در میان شعلهها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز محبت میآورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز دشمنـى مـىآورد: دو رویـى، ستـم و خـودبینـى .
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز در هر کس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: کسی که دروغ میگوید، کسی که وعده میدهد و خلاف عمل میکند، و کسی که امین میدانندش ولی او خیانت نماید.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
با احمق مشورت نکن، از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم .
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیبهایـم را به من هدیه کنـد.
– این آتشی که شعله زده بینِ خانهام ارثی بُوَد که ز مادر به من رسید
– شیعه بی قرآن ناطق گشته است جسمِ صادق چون شقایق گشته است
– دل شیعه ز من آرام گیرد تشیع از تلاشم نام گیرد
به راه دین شدم راضی به این امر که سَمّ دشمن از من کام گیرد
– دین از تو پدیدار شده حضرت صادق شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
– دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور آن جا بصرم تار شده حضرت صادق
– خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم
– تو مکتب تشیعت، شیعه شدم رهام نکن نذار که دشمنات کنند دلم رو غارت آقا جون
– جان میدهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق
– پرپر شده شقایق مولا امام صادق
مسموم زهرِ کین شد از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا از داغ او حزین شد
– شیخ الائمه بنگر گشته تنش صنوبر
زهرِ عدو چه کرده با جسم پاک و اطهر
– کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه
در لحظهی عبادت با زور و تازیانه
با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
– استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته
– شبِ شهادت تو اومدهام بدونی که دل از این مصیبت حکایتش جنونه
به پای روضههای غمین و جانگذازت بقیعِ خلوتت رو دل میکنه بهونه
– شیعیان رهبر ما را کشتند صادق آل عبا را کشتند
نور چشم علی و فاطمه را وارث کرب و بلا را کشتند
– دل او را دل شب آزردند از در و بام هجومش بردند
ریسمان چونکه به دستش بستند غنچههایش به حرم پژمردند
– هر زمان رنگ جفا را میدید کوچه و کرب و بلا را میدید
خانهاش چونکه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید
– پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود در اعتلای نهضت جدش سهیم بود
مسندنشین کرسی تدریس علمها شایستهی صفات حکیم و علیم بود
– مولاجان، یا اباعبدالله، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 7:39 PM ] [
احمد ]
منبع این نوشته
پیامک شهادت امام جعفر صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
منبع:www.mouoode.ir/?p=1961
پیامک شهادت امام جعفر صادق (ع)

شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع
ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق
بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد . . .
امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند،
با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.
————————————————-
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
بهین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
—————————————————
امام جعفر صادق-ع:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.
—————————————————
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
————————————————–
امام صادق-ع:
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید.
—————————————————-
خدایا بحق امام صادق-ع، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما/ آمین.
——————————————————–
الا ای لاله ی خوشبو، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیده ای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
———————————————————
بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت
بار دیگر آشیانی در میان شعله ها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق
بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
آرشیو کامل اس ام اس های شهادت امام جعفر صادق
شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد.
خدایا بحق امام صادق علیه السلام
ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما . . .
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت / آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه / عالم از ماتم تو غرق عزا . . .
.
.
.
شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع
ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق
بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد . . .
.
.
.
دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است / از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور / آن جا بصرم تار شده حضرت صادق . . .
.
.
.
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا / مسموم شد از ظلم و جفای منصور . . .
.
.
.
امشب شب شهادت صادق آلپیامبر است
شبی که خورشید مدینه دانش، چهره فروزانِ اهل بیت و وارثِ علومِ رسالت
در ظلمتکده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست . . .
.
.
.
ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است / برای صادق زهرا مدینه محزون است
دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت / که داغ غربت لیلی حدیث مجنون است . . .
.
.
.
امام صادق علیه السلام :
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید . . .
.
.
.
زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست
یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست . . .
شهادت مظلومانه امام صادق(ع) تسلیت باد
.
ای عجب بار دگر حق پیمبر شد ادا / در کنار تربتش فرزند پاکش شد فدا
موسی جعفر نه تنها بلکه امت شد یتیم / دانش و تقوا و ایمان و فضیلت شد یتیم . . .
.
.
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک ، مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است
امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشکهای غربت شیعیان است و دانش
بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگهای زرین احادیث، تسلیت میگوید
.
.
.
شیعیان رهبر ما را کشتند / صادق آل عبا را کشتند
نور چشم علی و فاطمه را / وارث کربوبلا را کشتند . . .
.
.
شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت
کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت
تسلیت باد
.
.
.
صدای گریه میآید … صدای ضجه فرشتگان
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت
.
.
.
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت . . .
.
.
.
هرزمان رنگ جفا را می دید / کوچه و کرب و بلا را می دید
خانه اش چونکه در آتش می سوخت / خیمه ی آل عبا را می دید . . .
شهادت امام صادق(ع)تسلیت باد
.
.
.
امام صادق ع :
دوستان خدا آنانند که هنگامیکه مشاهده کنند
حرامهای پروردگار را مردم حلال می شمارند
مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند . . .
شهادت مظلومانه قرآن ناطق ، امام صادق-ع بر شما تسلیت باد
.
.
.
ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت / آب شد پیکرت ز زهر جفا
.
.
.
امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند
با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟
پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود . . .
.
.
.
امام جعفر صادق-ع:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.
.
.
.
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت . . .
.
.
.
امام صادق-ع:
مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید
و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید.
.
.
.
خدایا بحق امام صادق-ع، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما
آمین
.
.
.
الا ای لاله ی خوشبو، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیده ای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر . . .
.
.
.
بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه / با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت / بار دیگر آشیانی در میان شعله ها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق / بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق . . .
– مولا جان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی(علیهالسلام) به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
ما را بگیر دست، که از پا افتادهایم آقا! به حق تربت پنهان مادرت(علیهاالسلام) !
– چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامیدارد! چگونه به این اشکهای ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
– صدای گریه میآید! … صدای ضجه فرشتگان!
بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستارهای به آسمان خواهد شتافت!
– صادق که اساس دین از او شد معمور بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا مسموم شد از ظلم و جفای منصور
– امام صادق علیهالسلام میفرماید:
دوستان خدا آنانند که هنگامی که مشاهده کنند، مردم حرامهای خدا را حلال میشمارند، مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند.
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، امام صادق علیهالسلام بر شما تسلیت باد.
– ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت آب شد پیکرت ز زهر جفا
خون شد از داغ تو دل شیعه عالم از ماتم تو غرق عزا
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.
– بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
– امام جعفر صادق علیهالسلام:
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
حرص بر دنیا .
شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.
– امام صادق علیهالسلام:
(به وسیله اعمالتان) مایهی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما .
خدایا بحق امام صادق علیهالسلام، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما .
– امام صادق علیهالسلام:
با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید .
– الا ای لالهی خوشبو، عزیز آل پیغمبر که بهر دین و قرآنت چنین گردیدهای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
– بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت بار دیگر آشیانی در میان شعلهها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز محبت میآورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز دشمنـى مـىآورد: دو رویـى، ستـم و خـودبینـى .
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز در هر کس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: کسی که دروغ میگوید، کسی که وعده میدهد و خلاف عمل میکند، و کسی که امین میدانندش ولی او خیانت نماید.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
با احمق مشورت نکن، از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم .
– امام صادق علیهالسلام فرمود:
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیبهایـم را به من هدیه کنـد.
– این آتشی که شعله زده بینِ خانهام ارثی بُوَد که ز مادر به من رسید
– شیعه بی قرآن ناطق گشته است جسمِ صادق چون شقایق گشته است
– دل شیعه ز من آرام گیرد تشیع از تلاشم نام گیرد
به راه دین شدم راضی به این امر که سَمّ دشمن از من کام گیرد
– دین از تو پدیدار شده حضرت صادق شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
– دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است از توست، گوهر بار شده حضرت صادق
تا یاد کنم ظلم پر از کینهی منصور آن جا بصرم تار شده حضرت صادق
– خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم
– تو مکتب تشیعت، شیعه شدم رهام نکن نذار که دشمنات کنند دلم رو غارت آقا جون
– جان میدهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق
– پرپر شده شقایق مولا امام صادق
مسموم زهرِ کین شد از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا از داغ او حزین شد
– شیخ الائمه بنگر گشته تنش صنوبر
زهرِ عدو چه کرده با جسم پاک و اطهر
– کی دیده در زمانه یک زاهدی شبانه
در لحظهی عبادت با زور و تازیانه
با دست بسته او را دشمن بَرَد ز خانه
– استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته
– شبِ شهادت تو اومدهام بدونی که دل از این مصیبت حکایتش جنونه
به پای روضههای غمین و جانگذازت بقیعِ خلوتت رو دل میکنه بهونه
– شیعیان رهبر ما را کشتند صادق آل عبا را کشتند
نور چشم علی و فاطمه را وارث کرب و بلا را کشتند
– دل او را دل شب آزردند از در و بام هجومش بردند
ریسمان چونکه به دستش بستند غنچههایش به حرم پژمردند
– هر زمان رنگ جفا را میدید کوچه و کرب و بلا را میدید
خانهاش چونکه در آتش میسوخت خیمهی آل عبا را میدید
– پیر بزرگ طایفه بود و کریم بود در اعتلای نهضت جدش سهیم بود
مسندنشین کرسی تدریس علمها شایستهی صفات حکیم و علیم بود
– مولاجان، یا اباعبدالله، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
تگ : صادق ,امام ,شهادت ,تسلیت ,علیهالسلام ,شیعه ,امام صادق ,صادق علیهالسلام ,علیهالسلام فرمود ,جعفر صادق ,امام جعفر ,صادق علیهالسلام فرمود ,آس
منبع این نوشته
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه: مشکل غرب با ایران به خاطر هویت شکل گرفته دفاع از مظلومان است
-
نوشته شده توسط : Admin
94/04/19 - 13:31
شماره: 13940419000469
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه:
مشکل غرب با ایران به خاطر هویت شکل گرفته دفاع از مظلومان است
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: مشکل غرب با ایران برای مسائل هستهای نیست بلکه به خاطر هویت شکل گرفته دفاع از مظلومان است.
به گزارش خبرگزاری فارس از بجنورد، یدالله جوانی ظهر امروز در جمع راهپیمایان مرکز خراسان شمالی در مصلی امام خمینی(ره) اظهار داشت: 36 سال از نامگذاری روز قدس از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی سپریشده و این حرکت در جبهه مسلمانان همه ساله در حال انجام است.
وی با یادآوری اینکه اساساً غرب مشکلش با ما مسائل هستهای نیست، تصریح کرد: مشکل غرب با نظام جمهوری اسلامی هویت شکل گرفته دفاع از مظلومان است، از این رو به ما فشار وارد میکنند.
مشاور عالی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه مذاکرات بر اساس منطق خودش در حال انجام است، گفت: امروز غرب به دنبال این است تا توافق بد را به ما تحمیل کند تا امنیت اسرائیل تأمین شود.
وی بیان داشت: البته به فرموده رهبری چه این توافق انجام بشود و چه توافقی نشود ایران در موضع خودش در قبال اسرائیل خواهد بود.
جوانی با یادآوری اینکه رژیم جعلی صهیونیست بیش از هر زمان دیگر ضعیف و ناتوان شده است، گفت: جنگهایی که در منطقه از سوریه، لبنان، عراق، یمن انجام شده برای تأمین امنیت صهیونیست صورت میگیرد.
وی یادآور شد: امروز غرب به این نتیجه رسیده تا به سبب ضعیف شدن صهیونیستها و موازنه غرب این جنگها را به کشورهای مسلمان منطقه تحمیل کنند، از این رو هوشیاری ملتهای مسلمان را میطلبد.
* آرمان فلسطین با نامگذاری روز قدس بینالمللی شده است
مشاور عالی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه با تأکید بر اینکه روز قدس روز فریاد علیه اسرائیل است، گفت: آرمان فلسطین با نامگذاری روز قدس بینالمللی شده است.
وی اظهار کرد: با گذشت 37 سال از این نامگذاری میبینیم که این ابتکار راهبردی روحالله تا چه اندازه کارساز شده و امروز دنیای استکبار از حضور پرشور امت اسلامی در حمایت از فلسطین به وحشت افتاده است که با این سیل خروشان جمعیت که در حمایت از امت فلسطین به صحنه آمدهاند، چه بکند.
جوانی با بیان اینکه روز قدس در ملتهای مستضعف دنیا موج میزند، گفت: اساساً روز قدس، روز فریاد مستضعفان علیه مستکبران دنیا است و امروز آرمان فلسطین با نامگذاری روز قدس بینالمللی شده است.
مشاور عالی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: امروز مشاهده میکنیم که آرمان فلسطین با نامگذاری امام چگونه آینده تیره و تار را برای رژیم غاصب و کودککش اسرائیل رقم زده است.
وی قدرت گرفتن این رژیم در دهههای قبل را به دلیل سکوت مجامع عربی و حمایت از اسرائیل برشمرد و یادآور شد: متأسفانه عربها در گذشته با این رژیم سازش کرده و میبینیم که امت فلسطین چندین دهه زیر ظلم و ستم به سر میبرند.
جوانی از روز قدس به عنوان روز صلابت و اقتدار امت اسلامی در به نمایش گذاشتن وحدت و یکپارچگی آن در حمایت از فلسطینیان یاد کرد و گفت: روز قدس در حقیقت روز نشان دادن قدرت اسلام است.
وی بیان داشت: روز قدس روز بلند کردن فریادها علیه مدعیان دروغین حقوق بشر است که در قبال جنایتها علیه مسلمانان سکوت اختیار کردهاند.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اضافه کرد: روز قدس روز شکوفایی است که مردم با خلق حماسهای دیگر شکوه و عظمت خود را به دنیا نشان داده و پیام خود را ابلاغ میکنند.
وی تصریح کرد: مردم مسلمان با این حضور خود پیامهای زیادی را برای امت اسلامی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دارند؛ به همین منظور مردم فلسطین باید بدانند که هر سال نسبت به سال قبل پیوند مسلمانان با آنان بیشتر میشود.
جوانی گفت: این حضور پرشور مردم مسلمان در راهپیمایی روز قدس برای اسرائیل و مستکبران پیامی داشته و آن این است که دوران قلدری به سر آمده است.
انتهای پیام/63002/ت40
تگ : اسلامی ,فلسطین ,عالی ,نماینده ,سپاه ,نامگذاری ,عالی نماینده ,مشاور عالی ,انقلاب اسلامی ,پاسداران انقلاب ,سپاه پاسداران ,سپاه پاسداران انقلاب ,پ
منبع این نوشته
مسجد کوفه ، از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
مسجد کوفه

یکی از چهار مسجد مهم ومقدس جهان اسلام است این مسجد نخستین ساختمان شهر جدید التأ سیس کوفه در سال 17 هجری قمری بود ،طول این مسجد 110 متر وعرض آن 116 متراست و مساحت آن 12760 متر مربع است وگنجایش چهل هزار نفر را دارد،این مسجد بدون سقف است .
فضائل کوفه ومسجد بزرگ آن
1- کوفه یکی از چهار شهری است که خداوند آنرا اختیار فرموده است ،
2- طور سینین در سوره مبارکه والتین ، به شهر کوفه تفسیر شده است ،
3- کوفه را حرم خدا وحرم رسول خدا وحرم امیر المؤمنین (ع)گفته اند.
4- یک درهم تصدق در کوفه ثواب صد هزار درهم را دارد.
5- دورکعت نماز درشهر کوفه ثواب صد رکعت نماز را دارد .
6- مسجد کوفه یکی از چهار مکانی است که سزاوار است به سوی آن بار سفر ببندی و مسافر مخیراست در آنجا نماز را تمام یا شکسته بخواند
7- نماز فریضه (واجب ) در آن مسجد معادل حج مقبول ومعادل هزار نماز است که در جای دیگر خوانده شود .
8- مسجد کوفه محل نماز پیامبران (ص) است
9- مسجد کوفه محل نماز حضرت مهدی (ع) خواهد بود.
10- در روایتی آمده است که هزار پیامبر (ص)وهزار وصی پیغمبر (ص ) در آن نماز خوانده اند.
11- دربعضی روایات مسجدکوفه افضل از مسجدالاقصی دربیت المقدس است .
12- امام باقر( ع) : اگر مردم بدانند، مسجد کوفه چه فضیلتی دارد، از شهر های دور تهیه زاد و راحله کنند وبه سوی این مسجد بیایند .
13- امام باقر (ع) : نماز واجب درمسجد کوفه برابر حج مقبول ونماز نافله برابر عمره مقبوله است
14- بنا به روایتی ، نماز واجب در مسجد کوفه برابر با هزار نماز و نماز نافله در آن برابر با پانصد نماز است .
15- در روایت دیگری آمده است :نماز فریضه ونافله در مسجد کوفه مثل حج وعمره ای است که با رسول خدا ص) انجام دهند.
16- امام صادق( ع) : اگرمن نزدیک مسجد کوفه بودم امید داشتم که از من فوت نمی شدیک نماز در آن یعنی همه نماز هایم را در آن می خواندم.
17- امام صادق (ع) : بنده صالحی وپیغمبری نبوده مگر آنکه در آن مسجد نماز خوانده است.
18- پیامبر( ص) در سفر معراج، وقتی که بالای مسجد کوفه رسید به وسیله جبرئیل از خداوند ، اجازه خواست ،پائین آمد ودر آن دو رکعت نماز خواند.
19- جانب راست مسجد کوفه باغی است از باغ های بهشتی ،ومیان آن باغی از باغ های بهشت است وعقب آن مسجد نیز باغی است از باغ های بهشتی .
20- نشستن در مسجد کوفه بدون تلاوت قرآن ، وذکر ،عبادت است .
21- بهتراست از دری که عقب مسجد است ومشهور است به باب الفیل (باب الثعبان ) وارد شوی .
ابواب مسجد کوفه
1- باب الثعبان ( باب الفیل)
از امام صادق (ع) نقل شده است فرمودند روزی امیرالمؤمنین( ع) در کوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود ناگهان اژدهائی که از جلو در به شدت به طرف مردم می دوید وآنها از او می گریختندپدیدا ر شد حضرت فرمود : راه را براو باز کنید ، اژ دها جلو آمد واز منبر بالا رفت وپاهای حضرت را بو سید وخود را به پاهای مبارک حضرت مالید وسه بار دمید وسپس پائین آمد ورفت وحضرت خطبه را ادامه داد وقتی مردم توضیح خواستند ایشان فرمودند: او مردی از جن بود که می گفت فرزندش را یکی از انصار به نام جابربن سمیع بدون اینکه به او آزاری رسانده باشد با سنگ کشته است واکنون خون فرزندش را می طلبد ،واین موضوع خود به عنوان یکی از هزاران فضیلت امیر المؤمنین( ع) در تاریخ به ثبت رسیده است وآن درب که محل ورود وخروج اژدها بود به باب الثعبان مشهور شده بود پس از شهادت علی (ع) معاویه که نمی خواست ذکری از فضائل آن حضرت به میان آید با سیاست عمرعاصی خود که برمبنای مکر وخدعه وفریب استوار است ، دستور داد فیلی آوردند وبه آن در بستند وآن قدر آن فیل را در آنجا نگاه داشت تا به باب الفیل مشهور شد وهم اکنون نیز باب الفیل نامیده می شود البته بسیاری از مردم آگاه وبصیر به آن باب الثعبان می گویند تا یاد آور یکی از معجزات امیر المؤمنین( ع) باشد.
2- باب انماط : به معنای گروه وفرقه ذکر شده و یکی از در های مسجد کوفه است که در ضلع شرقی بوده وبه طرف بازار باز می شده است
3- باب الفرج: یکی از در های مسجد کوفه است .
ستونها ی مسجد کوفه واعمال عبادی نزد آن ها
تعداد ستون ها واعمال عبادی نز د آن ها به طور مختصر بیان می شو د
الف : مقام حضرت ابراهیم( ع)
ستون چهارم که جنب باب انماط وبرابر ستون پنجم قرار دارد ستون حضرت ابراهیم ع) است و اعمال آن عبارت است از :
چهار رکعت نماز، دو رکعت اول، بعد از حمد سوره مبارکه قل هوالله احد ،ودورکعت دیگر بعد از حمد سوره مبارکه انا انزلنا ، و پس از آن تسبیحات حضرت فاطمه( س)
ب :مقام حضرت خضر( ع)
گفته شده است که محل نماز حضر ت خضر (ع) است ودر آن مکان دورکعت نماز خوانده می شود.(همانندنماز صبح)
ج: دکه القضاء
یکی از جایگاه های تاریخی ومشهور مسجد کوفه دکه القضاء است وآن مکان یاد آور قضاوت های حضرت امیرالمؤمنین (ع) است ،که در گوشه ای از مسجد می نشستند وبه قضاوت بین مردم می پرداختند،وحکم صادر می کردند، ودر آنجا ستون کوتاهی وجود داشته است که برآن نوشته بوده: ان الله یأمر بالعدل والاحسان،در آن محل نیز دورکعت نمازخوانده می شود.
د : بیت الطشت
بیت به معنای خانه وطشت به معنای لگن است یعنی جایگاهی که از وسیله ای به نام لگن یا همان طشت به عنوان کارشناسی یا پلیس علمی در جهت اثبات بزه ومقدمه قضاوت استفاده شده است وبه عبارتی محل ظهور یکی از معجزات وکرامت های حضرت امیرالمؤمنین( ع) در امر قضاوت است، دختر کی ،بی شوهر ، وباکره ،در آب نشسته بود زالوئی از مجرای رحم به داخل شکم او راه یافته بود ، براثر مکیدن خون رشدکرده وشکم وی بزرگ شد ، آثار حامله بودن به صورت ظاهر در وجود او پیدا است ،دیگران می گویند، باید از راه نامشروع آبستن شده باشد، قابله ها نیز حامله بودن وی به طور قطع ویقین تأیید می کنند، نفرت عمومی اورا می آزارد ،هم سالان، وی را سرزنش می کنند، خانواده اوراطرد کرده اند ،برادران غیرتمند وی قصد دارند او را بکشند واین لکه ننگ را از دامن قبیله پاک کنند ، اما او بی گناه است و مظلوم ،دستش از همه جا کوتاه است ، فریادش به هیچ جا نمی رسد ،بی گناهی اورا احدی قبول ندارد ، هرلحظه مرگ خود را از خدا می طلبد اما آن هم به جائی نمی رسد، خود نیز آتشی در دل وبچه ای در شکم را احساس می کند ،تن به تقدیر الهی سپرده، همه چیز علیه اواست، چاره ای نیست باید بسوزد وبسازد، اما در گاه خداوند درگاه نا امید ی نیست باز هم باید امید وار بود ،برادران شکایت را پیش امیرالمؤمنین( ع ) آورده چاره کار خواستند ،امام( ع) دستور دادند در گوشه ای از مسجد پرده ای کشیده شد، قابله های کوفه را، امر به تفتیش کردند ،آن ها ،پس از تفحص نظریه کارشناسی خود را اعلام داشته ، عرض کردند یا امیرالمؤمنین ،این دختر آبستن است وفرزند در شکم دارد،پس از آن حضرت فرمودند طشتی پر از لجن حاضر کردندودختر را فرمودند داخل طشت بنشیند وچون زالو بوی لجن شنید از رحم دختر بیرون آمد،شاید صدای تکبیرهمه راجارا گرفته بود،شور وشعف حاضرین را غرق شادی وحیرت نموده بود،بی گناهی وی بر همگان ثابت شد اتهام بر طرف گردید خانواده عزت وآبروی خود را باز یافتند ،سرافکندگی برادران مرتفع شد، دخترک حیات دوباره یافت وبه زندگی شرافتمندانه خود ادامه داد، حال تونیز دراین مکان دورکعت نماز بخوان. سپس به امیرالمؤمنین (ع) توسل کن واز خدا حاجت بخواه .
ه : دکه المعراج در وسط مسجد
پبغمبر( ص )اسلام درمکه مکرمه شب هنگام پس از ادای فریضه عشاءدرخانه ام هانی خواهر علی بن ابی طالب( ع) واقع در فضای پشت صفا ومروه به امرخداوند متعال به آسمانها عروج کرد، راهنما ،جبرئیل امین بود، گاهی مطالبی را یاد آوری می کرد برخی اماکن ووقایع مهم را معرفی می نمود،توضیحاتی می داد ،سؤالات پیامبر (ص) را در مسیر راه نیز پاسخ می گفت یاجواب آن را از خداوندمی خواست وبعد اعلام می داشت ، هنگامی که مقابل مسجد کوفه رسیدند جبرئیل به آن حضرت عرض کرد،می دانی الآن کجا هستی ، این جا بالای مسجد کوفه است ، حضرت فرمودند، از خداوند اجازه بگیر ،تا بروم ودو رکعت نمازبخوانم،جبرئیل تقاضای پیامبر (ص) را به خدواند اعلام کرد ،پروردگاراجازه داد ،پیغمبر(ص) در وسط مسجد فرود آمدند ، جائی که به آن مقام معراج یادکه المعراج می گویند و در شرایط فعلی با ستون کوتاهی علامت گذاری شده است دورکعت نماز خواندندوسپس ادامه راه دادند.وشما نیزدر آن مکان ، دورکعت نماز به این طریق بجای آور، رکعت اول بعد از حمد ،قل هو الله احد ،ودر رکعت دوم بعد از حمد، قل یا ایها الکافرون،بعد تسبیحات حضرت فاطمه (س)
و: ستون هفتم (مقام توبه حضرت آدم (ع)
درمورد این ستون فضائل فراوانی ذکر شده است ، از جمله آن را محل توبه حضرت آدم (ع) نقل کرده اند وحال آنکه مشهور آن است که آدم( ع) در مکه بالای کوه صفا آمد وحضرت جبرئیل( ع) از طرف خداوند مأموریت یافت دست آدم وحوا بگیرد وبه عرفات ببرد وتوبه آدم ع) در جبل الرحمه پذیرفته شد البته شاید بتوان این دوروایت را این طور جمع کرد،که توبه آدم ع) در این مقام برای ترک اولای دیگری باشد ویا اینکه توفیق توبه دراین مکان به وی عنایت شد ومرحله عملی آن در جبل الرحمه اتفاق افتاد، ودر روایت معتبری آمده است که امیرالمؤ منین( ع) به فاصله نزدیک ،کنار این ستون نماز می خواند و اصبغ بن نباته نیز نقل کرده است که این ستون مقام حضرت امیر المؤمنین( ع) است که نزد آن نماز می کرد وامام حسن( ع) نزد ستون پنجم نمازبه نماز می ایستاد وچون امیرالمؤمنین (ع) حاضر نبود امام حسن( ع) جای او ، یعنی کنار ستون هفتم نماز می خواند ، واز ابوحمزه ثمالی نیز روایت شده است که امام سجاد(ع) نزد این ستون نماز خوانده اند، وروایت معتبری بیان نموده است که هر شب شصت هزار ملک از آسمان نازل می شوند و نز د این ستون نماز می خوانندوشب بعد شصت هزار دیگر و برای هیچ یک از آن ها تا روز قیامت بار دوم نوبت نمی شود.
وشما نیز به تأسی از معصومین به نماز بایست و چهار رکعت نماز بخوان، درهرنماز رکعت اول بعد از حمد، سوره انا انزلنا ودر رکعت دوم بعد از حمد، سوره قل هو الله احد وبعد تسبیحات حضرت فاطمه (س) قرائت کن، باشد که ما نیز مشمول رحمت خداوند قرار گیریم.
ز: ستون پنجم
یکی از اماکن مهم مسجد کوفه کنار این ستون است که انسان نماز بخواند و حاجات خود را از خداوند بخواهد زیرا روایت شده است که اینجا ، محل نماز ابراهیم خلیل (ع) است وبه نقل از امام صادق (ع) این مکان مقام جبرئیل ع) ا ست وهمچنین ،مقام امام حسن (ع) است واعمال آن ،دورکعت نماز است درهر رکعت بعد از حمد، با هر سوره ای که خواستی،ودرپایان تسبیح حضرت فاطمه س) ،
ح : ستون سوم
یکی از ستون های مسجد کوفه محلی است که مقام امام زین العابدین ع) نامیده می شود، ودر شرایط فعلی زیر سقف قرار گرفته است، این ستون از طرف قبله مقابل دکه باب امیرالمؤمنین (ع)است واز طرف غربی مقابل باب کنده ،که مسدودشده است ، واعمال آن ،دورکعت نماز است،بعداز حمد با هر سوره ای که خواستی، وتسبیح حضرت فاطمه (س)
ط : باب الفرج معروف به مقام حضرت نوح (ع)
یکی ازاماکن مهم مسجد کوفه مکانی است که به مقام حضرت نوح ع) معروف است وآن جا،دکه باب امیرالمؤمنین( ع) است که صفه ای است متصل به دری که به خانه ایشان مفتوح می شده واعمال آن چهار رکعت نماز است بعد از حمد با هر سوره که خواستی وتسبیح حضرت فاطمه (س)
ی : محراب امیرالمؤمنین (ع)
محراب امیر المؤمنین( ع) جائی که هنوز بوی علی( ع) را از گوشه وکنار آن استشمام می کنی ،ناله های شبانه اورا باجان ودل می شنوی ، اشک های جاری وی را برگونه های مبارکش که محاسن وی راخیس کرده مشاهده می کنی فریاد عدالتش را بر سر مستکبرین جهان همچان بلند آوازه می بینی ، جایگاهی است که در نوزده ماه مبارک رمضان سال چهل هجری قمری به دست شقی ترین مردم بزرگترین ظلم به جامعه بشریت انجام گرفت محرابی که شاهد ضربت خوردن وشهادت امیر المؤمنین( ع) بوده است. واعمال آن دورکعت نماز است بعد از حمد باهر سوره که خواستی ودر پایان تسبیح حضرت فاطمه( س)
ک: محل به گل نشستن کشتی حضرت نوح (ع)
این مکان در وسط مسجد کوفه قرار دارد ومشهور است که محل به گل نشستن کشتی حضرت نوح( ع) پس طوفان اینجا بوده است .
ل :مقام امام صادق( ع)
مکانی است در آخر مسجد کوفه ونزدیکی حرم مسلم بن عقیل (ع) که مشهور به مقام امام صادق (ع) است واعمال آن دورکعت نماز است بعد از حمد باهر سور ه که خواستی وتسبیحات حضرت فاطمه (س)
منبع : کتاب یا حسین کربلا نوشته حجت الا سلام علی اسماعیلی کریزی
تگ : نماز ,مسجد ,کوفه ,حضرت ,ستون ,رکعت ,مسجد کوفه ,حضرت فاطمه ,دورکعت نماز ,امیر المؤمنین ,امام صادق
منبع این نوشته
دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
بسم الله الرحمن الرحیم
دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان
![[تصویر: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)

«اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ
واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ
وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل
یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین»
خدایا مرا در این روز از اعمال نافله و مستحبات بهره وافر عطا فرما
و به حاضر و آماده ساختن مسائل (یعنی اموری که مسئول آنم در دنیا و آخرت) در حقم کرم فرما
و وسیله مرا بین وسائل و اسباب به سوی خودت نزدیک ساز
اى آنکه اصرار و سماجت اصرارکنندگان سرگرمش نکند!

معنی دعابصورت شعر
یارب توبده بهره ای ازنافله ام*
حل کن زکرم مسایل معظله ام*
تاراه به قرب آستانت ببرم *
یک لحظه مداردورازاین قافله ام
||||||||||||||||||||||||||||
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ : فیهِ ,مبارک رمضان
منبع این نوشته
دعای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
کد خبر: 505018
به این مطلب امتیاز دهید
0 0
سرویس کشکول جام نیوز:
** بسم الله الرحمن الرحیم **
اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.
خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه و پاكم نما در آن از عیبها وآزمایش كن دلم را در آن به پرهیزكارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهكاران.
بیتوته
یارب توزقیدعیبهابرهانم *پاکیزه کن ازلوث گنه دامانم *
مأوی به کناراهل تقوایم بخش*عذرم بپذیروکن عطاایمانم
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ : فیهِ ,مبارک رمضان
منبع این نوشته
اصحاب مکنت و ثروت تلاش میکنند به دستگاه قضا فشار وارد کنند
-
نوشته شده توسط : Admin
کد خبر: ۲۱۴۹۴
|
تاریخ انتشار: ۰۷ تير1394
رئیس قوه قضائیه با اشاره به اینکه برخی رسانهها و مسئولان حرفهایی میزنند که از تفکرات لیبرالی سرچشمه گرفته است، گفت: این تفکر غلط است زیرا کشور ما بر پایه حاکمیت الهی و مردمسالاری دینی تشکیل شده است.
چمران نیوز: آیت الله صادق آملی لاریجانی امروز در همایش سراسری قوه قضاییه گفت: قوه قضاییه و سایر قوای کشور فهم اختیاراتشان و فهم ساختارشان حتما بستگی به فهم کل نظام جمهوری اسلامی دارد.
رئیس قوه قضاییه گفت: به تعبیر دیگر قوه قضاییه و سایر قوا اینکه چه هستند و چه اختیاراتی دارند درچهارچوب فهم نظام سیاسی کشور قابل فهم است.
وی افزود: از این مقدمه این فهم استنباط میشود که نظام ما نظامی است از سنخ مردم سالاری اما پایه ریزی شده بر مردم سالاری دینی که این نکته بسیار مهمی است این نظام لیبرال دموکراسی نیست و در چهارچوب ارزش های اسلامی و معنویت فهم میشود.
آملی لاریجانی گفت: در اصل دوم قانون اساسی تصریح میکند جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا که اینجا مرز جدایی مردم سالاری دینی از لیبرال دموکراسی است.
وی تصریح کرد: در آنجا میگوید که ارزشها را خود انسانها تعیین میکنند و حکومتها چیزی را تزریق نمیکنند و ارزشها را خود جوامع تعیین میکنند در حالی که بنیان جمهوری اسلامی که حقیقت آن مردم سالاری دینی است اساسش حاکمیت خداوند و وحی الهی است و این مرز ما با لیرالیستهاست.
اینکه در برخی از رسانهها حرفهایی تکرار میشود که مربوط به ساختار لیبرال است حرف غلطی است زیرا ما در جامعهای زندگی میکنیم که شاکله آن حاکمیت الهی و وحی است.
مقدمه بعدی بحث استقلال دستگاه قضایی کشور است که در قانون اساسی به آن اشاره شده است و در صدر اصل 156 هم به آن اشاره شده و گفته شده قوه قضاییه قوهای مستقل است.
وی افزود: در ذیل اصل 57 هم بعد از نام بردن از قوا بحث استقلال را مطرح میکنند و حفظ قوه قضاییه لوازمی دارد و اقتضائاتی دارد.
آملی لاریجانی تصریح کرد: ما میدانیم که اصحاب ثروت و مکنت تلاش میکنند در برخی از پروندهها فشار وارد کنند اما قوه قضاییه تلاش میکند در برابر این فشارها استقامت کنند.
تگ : قضاییه ,میکنند ,اسلامی ,نظام ,دینی ,مردم ,مردم سالاری ,جمهوری اسلامی ,سالاری دینی ,وارد کنند ,آملی لاریجانی
منبع این نوشته
دادستان نظامی جدید استان کرمانشاه معرفی شد
-
نوشته شده توسط : Admin
دادستان نظامی جدید استان کرمانشاه معرفی شد
1394/4/22 دوشنبه
در مراسمی با حضور فرماندهان، مسئولان نظامی و انتظامی، اعضای شورای تأمین و شورای قضایی، دادستان نظامی جدید استان کرمانشاه معرفی شد.
معاون نظارت و بازرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح در این مراسم، داشتن شرح صدر را از خصوصیات مهم یک قاضی برشمرد و اظهار داشت: کسی که شرح صدر ندارد، در پذیرش حق هم ناتوان است و تاب و تحمل ندارد و کسی که دارای این ویژگی باشد، از ظرفیت وسیعی برخوردار است.
محمود صفری افزود: از نشانه های شرح صدر، حوصله فراوان است. انسان دارای شرح صدر، باحوصله است و افراد فاقد این خصوصیت، در کارهایشان زمین گیر میشوند.
وی با بیان این که قاضی متدین اهل لجاجت نیست، افزود: برای یک قاضی مؤمن معیار حق است و اهل فهم دقیق است و به فهم کم اکتفا نمیکند و وقتی به شبهه میرسد، بیشتر درنگ میکند. قاضی اسلامی از مراجعه اصحاب دعوا به ستوه نمیآید و از همه شکیباتر است.
رئیس کل دادگستری استان کرمانشاه نیز در این مراسم گفت: مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با مسئولین قضایی کشور به موضوع استقلال دستگاه قضایی تأکید داشتند و فرمودند که اگر میخواهید دستگاه قضایی یک دستگاه پویا و فعال باشد، باید استقلال آن حفظ شود و از جمله مواردی که میتواند استقلال را مخدوش نماید، عدم رعایت قانون است.
دکتر عدالتخواه در بخش دیگری از سخنانش گفت: خوشبختانه بستر پیشگیری از وقوع جرم در نیروهای مسلح استان با همکاری سازمان قضایی و فرماندهان و مسئولین کاملاً فراهم است.
در ادامه، سردار عظیمی فرمانده قرارگاه غرب نجف اشرف سپاه گفت: در شرایط بسیار حساس کنونی، نیروهای مسلح به عنوان رکن رکین ایستادگی در مقابل مستکبران، نیاز به انسجام بیشتری دارند و قطعاً در استان کرمانشاه این انسجام را با همه وجود احساس میکنیم.
در ابتدای این مراسم، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان گفت: قضا در اسلام از جمله ارکان زندگی اجتماعی و یک نیاز ضروری در جهت تأمین عدالت، احقاق حق و رفع خصومت است.
دکتر الواری علم و عدالت خواهی را دو رکن رکین و دو شاخصه مهم امر قضا عنوان کرد و افزود: اهمیت عدالت به حدی است که خداوند متعال خطاب به حضرت داود (ع) میفرماید:«ای داود ما تو را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار دادیم پس در میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس بپرهیز.»
وی با بیان این که سازمان قضایی ضمن حفظ جایگاه و شأن نظامیان با حساسیت و قاطعیت کامل با هرگونه جرمی که مخل نظم و اقتدار نیروهای مسلح باشد، برخورد قانونی می نماید، تصریح کرد: وظیفه دستگاه قضا آن است که با عملکرد سریع و صحیح، توأم با قدرت و حاکمیت قانون موجب امنیت شهروندان و سبب اطمینان آنان شود.
الواری گفت: تلاش همکاران ما در سازمان قضایی نیروهای مسلح به عنوان بخشی از پیکره قوه قضائیه مبتنی بر ارتقاء سطح آگاهی، ترویج قانون مداری، افزایش تعامل سازنده و منطقی با فرماندهان و حفظ شأن و جایگاه آنان، ارتقاء رضایتمندی و جلب اعتماد عمومی، تکریم ارباب رجوع، تحقق عدالت کیفری و پشتیبانی از حقوق جامعه و دفاع از امنیت آنان است.
در پایان این مراسم، با تقدیر از زحمات همت محمدی، عباس مانیان به عنوان دادستان نظامی جدید استان کرمانشاه معرفی شد.
وی پیش از این به عنوان معاون دادستان نظامی استان هرمزگان مشغول به خدمت بوده است.
گفتنی است که همت محمدی اخیراً به عنوان رئیس جدید سازمان قضایی نیروهای مسلح استان کردستان معرفی شد.
منبع:سازمان قضایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
تگ : استان ,قضایی ,مسلح ,نیروهای ,سازمان ,کرمانشاه ,نیروهای مسلح ,سازمان قضایی ,استان کرمانشاه ,دادستان نظامی ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی نیروهای ,
منبع این نوشته
پيامك شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
1پيامك شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

سلام من به مدينه، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه ، به آستانبقيع
سلام من به بقيع و کبوتران بقيع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثلماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع
سلام من به تو ايياس هاشمي بقيع

جان عاشقانو شيفتگان تو، در آتشي از ماتم ميسوزد و شرارهاش دنيا را ميسوزاند. هقهق گريه،رخصت تسليتگويي نميدهد و طاقت شانهها را ميگيرد.
غم جانکاه تو را بر دلمجروح عاشقان تسليت ميگوييم.

الا اي لالهي خوشبو، عزيز آل پيغمبر
که بهر دين و قرآنت چنين گرديده اي پرپر
شده زين غم،گل خاتم، مدينه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر

شهادت ششمينشمع روشنگر و وصي پيغمبر، تسليت و تعزيت.

بنال اي دلکه در ناي زمان، فرياد را کشتند
بهين آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتيدجهان بايد به سوگ علم بنشينند
که در دانشگه هستي، بزرگ استاد را کشتند

اي ششمپيشواي اهل ولا
خلق را رهبري به دين هدي
پاي تا سر خدانمايي تو
هم ز سر تابپاي صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت
آب شد پيکرت ز زهر جفا
خون شد ازداغ تو دل شيعه
عالم از ماتم تو غرق عزا

صادق کهاساس دين ازاو شد معمور
بودند ملايک پي امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکامخدا
مسموم شد از ظلم و جفاي منصور

سرمايهامروز بقيع، اشک است و اشک. مدينه، جهان را از شيون اکنون خود پر کرده است. امروزبقيع در لباس سوگ، چکيده اشکهاي غربت شيعيان است و دانش،
بحارالانوار اشکي استکه به تمامي برگهاي زرين احاديث، تسليت ميگويد.

اى ششمينستاره تابناك امامت و ولايت، صادق آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلّم)! نامت رابا افتخار به دلهاى غريبمان مىسپاريم تا يادت آرام بخش سينههاى بىتابمانباشد.

سبز آمدى،سرخ رفتى، حال آنكه سپيد سپيد زيستى و صداقت، تنها واژهاى است كه برازنده نامتوست. تو از زلالى آينه، هر آينه فراترى.
در تو كرامت باران موج مىزند. باتلاوت قرآن هم آغوشى و دستهايت، مونس آسمان مدينهاند

مدينههمچنان مظلوم است و ... «بقيع» مظلوم¬تر! رنج¬نامه نانوشته شيعه، بر خاك و سنگ مزارصادق آلپيامبر ، گوياتر از هر زمان به شِكْوه و شهادت ايستاده است.

شهادت امامصادق (ع)، مرد آسماني مدينه، چشمه جود و سخاوت، كوه حلم و بردباري، تجسم اخلاص وصبر و درياي عميق علوم لدني بر پيروان آن حضرت تسليت باد!

امشب شبشهادت صادق آلپيامبر است؛ شبي كه خورشيد مدينه دانش، چهره فروزانِ اهل بيت و وارثِعلومِ رسالت، در ظلمتكده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست.

زين ماتمىکه چشم ملائک ز خون تر است
گويا عزاى صادق آل پيغمبرست
شهادت جانسوز رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق عليه السلام تسليت باد.

تگ : صادق ,سلام ,بقيع ,شهادت ,تسليت ,کشتند ,بقيع سلام ,جعفر صادق ,امام جعفر ,حضرت امام ,صادق سلام
منبع این نوشته
پيامك شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
1پيامك شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

سلام من به مدينه، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه ، به آستانبقيع
سلام من به بقيع و کبوتران بقيع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثلماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع
سلام من به تو ايياس هاشمي بقيع

جان عاشقانو شيفتگان تو، در آتشي از ماتم ميسوزد و شرارهاش دنيا را ميسوزاند. هقهق گريه،رخصت تسليتگويي نميدهد و طاقت شانهها را ميگيرد.
غم جانکاه تو را بر دلمجروح عاشقان تسليت ميگوييم.

الا اي لالهي خوشبو، عزيز آل پيغمبر
که بهر دين و قرآنت چنين گرديده اي پرپر
شده زين غم،گل خاتم، مدينه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر

شهادت ششمينشمع روشنگر و وصي پيغمبر، تسليت و تعزيت.

بنال اي دلکه در ناي زمان، فرياد را کشتند
بهين آموز گار مکتب ارشاد را کشتند
اساتيدجهان بايد به سوگ علم بنشينند
که در دانشگه هستي، بزرگ استاد را کشتند

اي ششمپيشواي اهل ولا
خلق را رهبري به دين هدي
پاي تا سر خدانمايي تو
هم ز سر تابپاي صدق و صفا
زهر منصور زد شرر به دلت
آب شد پيکرت ز زهر جفا
خون شد ازداغ تو دل شيعه
عالم از ماتم تو غرق عزا

صادق کهاساس دين ازاو شد معمور
بودند ملايک پي امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکامخدا
مسموم شد از ظلم و جفاي منصور

سرمايهامروز بقيع، اشک است و اشک. مدينه، جهان را از شيون اکنون خود پر کرده است. امروزبقيع در لباس سوگ، چکيده اشکهاي غربت شيعيان است و دانش،
بحارالانوار اشکي استکه به تمامي برگهاي زرين احاديث، تسليت ميگويد.

اى ششمينستاره تابناك امامت و ولايت، صادق آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلّم)! نامت رابا افتخار به دلهاى غريبمان مىسپاريم تا يادت آرام بخش سينههاى بىتابمانباشد.

سبز آمدى،سرخ رفتى، حال آنكه سپيد سپيد زيستى و صداقت، تنها واژهاى است كه برازنده نامتوست. تو از زلالى آينه، هر آينه فراترى.
در تو كرامت باران موج مىزند. باتلاوت قرآن هم آغوشى و دستهايت، مونس آسمان مدينهاند

مدينههمچنان مظلوم است و ... «بقيع» مظلوم¬تر! رنج¬نامه نانوشته شيعه، بر خاك و سنگ مزارصادق آلپيامبر ، گوياتر از هر زمان به شِكْوه و شهادت ايستاده است.

شهادت امامصادق (ع)، مرد آسماني مدينه، چشمه جود و سخاوت، كوه حلم و بردباري، تجسم اخلاص وصبر و درياي عميق علوم لدني بر پيروان آن حضرت تسليت باد!

امشب شبشهادت صادق آلپيامبر است؛ شبي كه خورشيد مدينه دانش، چهره فروزانِ اهل بيت و وارثِعلومِ رسالت، در ظلمتكده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست.

زين ماتمىکه چشم ملائک ز خون تر است
گويا عزاى صادق آل پيغمبرست
شهادت جانسوز رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق عليه السلام تسليت باد.

تگ : صادق ,سلام ,بقيع ,شهادت ,تسليت ,کشتند ,بقيع سلام ,جعفر صادق ,امام جعفر ,حضرت امام ,صادق سلام
منبع این نوشته
امام جمعه بجنورد: اقتدار امت اسلامی در روز قدس به نمایش گذاشته شد
-
نوشته شده توسط : Admin
94/04/19 - 15:21
شماره: 13940419000751
امام جمعه بجنورد:
اقتدار امت اسلامی در روز قدس به نمایش گذاشته شد
امام جمعه بجنورد با اشاره به حضور پرشور مردم در راهپیمایی روز قدس گفت: مردم در این روز اقتدار امت اسلامی را به نمایش گذاشتند.
به گزارش خبرگزاری فارس از بجنورد، حجتالاسلام ابوالقاسم یعقوبی امروز در خطبههای نماز جمعه مرکز خراسان شمالی با قدردانی از حضور مردم در راهپیمایی پرشور روز قدس اظهار کرد: قطعا راهپیمایی روز قدس برای اسرائیل و حامیانش یأسآفرین است.
وی گفت: مردم در این روز حمایت و پشتیبانی خود را از ملت مظلوم فلسطین به نمایش گذاشتند.
رئیس شورای فرهنگ عمومی خراسان شمالی همچنین از روز قدس به عنوان روز تجلی عظمت و اقتدار مسلمانان در مقابل دشمنان یاد کرد.
امام جمعه بجنورد در بخش دیگری با اشاره به روز عفاف و حجاب، از وضعیت حجاب در جامعه انتقاد کرد و گفت: امروز بعضا شاهد صحنههای بیحجابی در جامعه هستیم که اساسا با ارزشهای انقلاب و آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی در منافات است.
رئیس ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر تصریح کرد: متاسفانه افراد بدحجاب با زیر پای گذاشتن ارزشها و حقوق مردم در جامعه ظاهر میشوند.
وی گفت: این عده با این حرکات و سکنات خود در پی ترویج بدحجابی در جامعهاند که در شان جامعه اسلامی نیست.
رئیس شورای فرهنگ عمومی خراسان شمالی با اشاره به دوچرخهسواری بانوان در این شهر، افزود: باید مومنان در مقابل گسترش این فرهنگ ضد ارزشی و ناپسند بایستند.
انتهای پیام/63002/ن10
تگ : مردم ,اسلامی ,جمعه ,جامعه ,امام ,نمایش ,امام جمعه ,جمعه بجنورد ,خراسان شمالی ,عمومی خراسان ,شورای فرهنگ ,عمومی خراسان شمالی ,فرهنگ عمومی خراسان ,
منبع این نوشته
اعمال مشترك شبهاى قدر:
-
نوشته شده توسط : Admin
اعمال مشترك شبهاى قدر:

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است :
يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است:
اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ
پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:
اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ
خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه
عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد
پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ
و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ
پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:
اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،
بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست
الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *
در نعمت براستى تو شنواى دعايى
و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.
اعمال شب بيست و يكم
كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى
تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ، وَقُ وَّةً
به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى
تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً
به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا
تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ، وَعافِيَةً
از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از
تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ، وَيَقيناً تُذْهِبُ
هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله
بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى
هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در
هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ
همين ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه
كُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها
هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود
عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان.
و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و دعا براى مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است:
وَكانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: اِذا كانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْميزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.
رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد.
و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّد عليهم السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعليهم السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرتست در اين روز.
تگ : مرتبه ,السلام ,عليه ,حضرت ,روايت ,نماز ,عليه السلام ,بدان وسيله ,عليه وآله ,الله عليه ,بِهِ عَنّى ,السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ ,بِهِ عَنّى
منبع این نوشته
دعای روز سی ام ماه رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
![[تصویر: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)

دعای روز سی ام ماه رمضان
خدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانى و قبول بر طبق خوشنودى تو و پسند رسول تو باشد و استوار باشد فرعش بر اصل به حق آقاى ما محمد و خاندان پاكش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.
|
|
"اللهمَّ اجعَل صِیامی فیهِ بِالشُّكرِ،
وَالقَبُولِ عَلی ما تَرضاهُ وَ یَرضاهُ الرَسوُلُ،
مُحكَمَة فُرُوعُهُ بِالاصُولِ بِحَقّ سَیّد نا مُحَمد وَ الهِ الطاهِرینَ وَالحَمدللهِ رَبِ العالمین."
|

معنی دعابصورت شعر
یارب توبدارروزه هم رامقبول *
باشدکه شودپسنددرگاه رسول *
محکم گردان حرمت آل اطهار*
این بنیان راچه از فروع وچه اصول *
||||||||||||||||||||||||||
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ :
منبع این نوشته
کاهش 29 درصدی موجودی دادگاه های نظامی
-
نوشته شده توسط : Admin
کاهش 29 درصدی موجودی دادگاه های نظامی
1394/4/20 شنبه
وزیر دادگستری در همایش مسئولان قضایی، در تشریح فعالیت های قوه قضائیه، یکی از دستاوردهای سازمان قضایی نیروهای مسلح را کاهش موجودی پرونده ها برشمرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان قضایی نیروهای مسلح، اطاله دادرسی یکی از موارد نارضایتی مردم است و طولانی شدن زمان دادرسی بهخصوص در پروندههای مهم و حساس، تأثیرات غیرقابل جبرانی را برجای میگذارد.
یکی از عوارض اصلی اطالهی فرآیند دادرسی، وقفه میان ارتکاب جرم و مجازات بوده که نهتنها نقش ارعابی کیفرها را از میان میبرد بلکه خود، مشوّق بزهکاری است.
در دادسراها و دادگاههای نظامی با تمهیدات اندیشیده شده تا حدود زیادی روند رسیدگیها در سطح استاندارد زمانی مورد انتظار قرار دارد ولی تا رسیدن به سطحی مطلوب، هنوز کار لازم است.
اجرای طرح «کاهش پروندههای مانده از قبل» از مهمترین برنامه های سازمان قضایی نیروهای مسلح در جهت کاهش زمان رسیدگی ها بوده است.
بر اساس این طرح، سازمانهای قضایی نیروهای مسلح در سراسر کشور مکلف شدهاند که با برنامهریزی مناسب، اولویت کاری خود را بر رسیدگی به پروندههای قدیمی و پروندههایی که از آغاز تشکیل آنان حداقل دو سال میگذرد، قرار دهند.
کاهش 29 درصدی موجودی دادگاههای نظامی و 20 درصدی دادسراهای نظامی در سال 1393 نسبت به سال 1390 - اولین سال برنامه راهبردی قوه قضائیه- از دستاوردهای اجرای برنامه های سازمان قضایی نیروهای مسلح در زمینه منطقی ساختن زمان دادرسی بوده است.
منبع:سازمان قضایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
تگ : قضایی ,نیروهای ,کاهش ,سازمان ,مسلح ,نظامی ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی ,نیروهای مسلح ,درصدی موجودی ,دادگاههای نظامی ,سازمان قضایی نیروهای ,در
منبع این نوشته
17 شهريور | تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
-
نوشته شده توسط : Admin
|
|
17 شهريور | تظاهرات مردم در میدان ژاله سرکوب شد
|
تاریخ ایرانی: در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در پی اعلام ممنوعیت راهپیمایی از سوی دولت شریفامامی، تظاهرات مسالمتآمیز مردم معترض به سیاستهای رژیم پهلوی در میدان ژاله تهران سرکوب شد.
برگزاری موفقیتآمیز راهپیمایی عید فطر در روز ۱۳ شهریور، مبارزان مسلمان به ویژه روحانیون مبارز را به این فکر انداخت که روند راهپیماییها را ادامه دهند. شهید محلاتی در این ارتباط میگوید: «بعد از راهپیمایی عید فطر به این نتیجه رسیدیم که این کار باید با نظم و ترتیبی ادامه یابد، جلسهای گرفتیم و از صبح تا غروب دور هم بودیم و تصمیم گرفتیم که روز پنجشنبه ۱۶ شهریور راهپیمایی کنیم. آیتالله بهشتی نیز در جامعه روحانیت استدلال کرد که بعد از راهپیمایی عید فطر حالا که مردم آمدند نباید در این حرکت مردمی فترت ایجاد شود، لذا از مردم برای راهپیمایی دعوت شد.»
حجتالاسلام عمید زنجانی هم درباره فضای حاکم بر تهران در روزهای منتهی به ۱۷ شهریور و چگونگی فراخوان این مراسم میگوید: «راهپیمایی روز ۱۷ شهریور توسط جامعه روحانیت اعلام نشده بود، آقای آقاشیخ یحیی نوری که آن زمان خانهاش در نزدیک میدان ژاله، یعنی میدان شهدای فعلی بود برای روز جمعه ۱۷شهریور راهپیمایی اعلام کرده بود. ایشان نیز در نهضت فعال بود، ولی به صورت انفرادی کار میکرد و در شورای جامعه روحانیت حضور نداشت؛ یعنی من ایشان را هیچ وقت در جامعه روحانیت ندیدم و وی تنها و مستقل کار میکرد. آقا شیخ یحیی نوری برای روز جمعه، ۱۷ شهریور اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ راهپیمایی را میدان ژاله تعیین کرده بود، در صورتی که جامعه روحانیت هیچوقت از یکجا اعلام حرکت نمیکرد، بلکه از چند جا راهپیمایی اعلام میکرد، بهخاطر اینکه جمعیت در تهران از یکجا نمیتوانستند حرکت کنند؛ مثلاً شمال غربی تهران، شمال شرقی تهران، جنوب شرقی و جنوب غربی تهران. آن مناطق همه مراکزی بودند برای حرکت که مقصد میتوانست یکی باشد، ولی مبدأ نمیتوانست یکی باشد. به هر دلیلی بود که برای ما یک مقدار هم ناشناخته مانده بود که چرا وی بدون هماهنگی با جامعه روحانیت اعلام راهپیمایی کرده بود و مبدأ آن را هم میدان ژاله قرار داده بود؟ چون آن میدان نه ظرفیت جمعیت زیاد را داشت و نه از نظر امنیتی قابل اطمینان بود!» با دعوت یحیی نوری، مردم به سوی میدان ژاله روانه شدند، غافل از آنکه از ساعت ۶ صبح، توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران، حکومت نظامی اعلام شده و اجتماع بیش از دو نفر ممنوع شده بود.
گفته میشود چند روز پس از برگزاری مراسم و راهپیمایی عید فطر، سپهبد ناصر مقدم، رئیس ساواک به دیدار شاه رفت و با اشاره به راهپیماییهای مردم و ابراز نگرانی از تبعات سوئی که میتوانست برای ارکان حاکمیت به بار آورد، و با استناد به نظر کارشناسان ساواک و اداره دوم ارتش، دستور شاه را برای برقراری حکومت نظامی در تهران و برخی شهرها به دست آورد و دولت شریف امامی سرانجام در شامگاه روز ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ در تهران و ۱۱ شهر دیگر شامل قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، کازرون، جهرم و کرج اعلام حکومت نظامی کرد. در اعلامیه شماره ۱ فرمانداری نظامی تهران، که به امضای ارتشبد غلامعلی اویسی منتشر شد، آمده بود: «دولت شاهنشاهی ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت ۶ صبح روز جمعه ۱۷ شهریور ماه ۱۳۵۷ مقررات حکومت نظامی را به مدت شش ماه در بعضی از شهرهای کشور اعلام نمود و اینجانب به سمت فرمانداری نظامی تهران و حومه منصوب گردیدهام. بنابراین از کلی اهالی محترم تهران و حومه انتظار دارم از انجام هرگونه عملی که مغایر با مقررات و قوانین حکومت نظامی باشد خودداری نمایند. بدیهی است متخلفین از مقررات برابر قانون تحت پیگرد قرار خواهند گرفت.»
ساعتی بعد اطلاعیه دیگری نیز منتشر شد که اعلام میکرد «تشکیل هرگونه اجتماعی از ۲ نفر به بالا ممنوع است و به مامورین انتظامی دستور اکید داده شده است که با متخلفین به شدت برخورد کنند.» بسیاری اعلام دیرهنگام حکومت نظامی و این ممنوعیتها در ساعت ۶ صبح همان روز را از دلایل شلوغی تظاهرات ۱۷ شهریور میدانند.
اینچنین بود که مردم از اولین ساعات ۱۷ شهریور در میدان ژاله تهران حضور یافتند. از همان دقایق اول معلوم شد که دستگاه امنیتی رژیم اقدام به کنترل کرده و تمام میدان را اشغال نموده است، اصلاً در میدان افراد عادی حضور نداشتند، بلکه افسرهایی که این نیروها را هدایت میکردند و همچنین هلیکوپترهایی که در آسمان آن حوالی مانور میدادند کاملاً صحنه را در کنترل داشتند.
عمید زنجانی میگوید: «بر تعداد جمعیتی که قبلاً اطلاع یافته بودند مرتب افزوده میشد، در میدان جا نبود و خیابانهای منتهی به میدان، بالاخص خیابان مجاهدین فعلی از انبوه جمعیت متراکم شده بودند. میدانید آن زمان مردم هم چندان ترس و واهمهای از نیروهای مسلح که وابسته به رژیم مانده بودند نداشتند. اول اخطارهایی صورت گرفت، سپس مردم را به گلوله بستند و مردم ناگزیر فراری شدند. در حین فرار بود که تعداد زیادی که راه گریز نداشتند به کوچههای بنبست پناه بردند، چون قبلاً پیشبینی نشده بود.»
عباس ملکی، عکاس حاضر در صحنه ۱۷ شهریور ۵۷ میگوید: «در بیسیم صدایی آمد که همه را محاصره کنید، تیراندازی شروع شد. من در بین نیروهای نظامی ایستاده بودم. بین مردم هم میرفتم، اما آن لحظه وسط نیروهای نظامی بودم. مردم پا به فرار گذاشتند. نیروهای نظامی تیرهوایی میزدند. مردم وحشتزده بودند و هر جا کوچهای یا گذری میدیدند فرار میکردند. من دیدم که شش نفر روی هم ریخته بودند تا یک نفر فرار کند. مردم تا آن روز در تهران چنین اتفاقی را ندیده بودند. تیراندازی چند دقیقه بیشتر طول نکشید اما دیدم که دیگر هیچ کس اطراف میدان نیست. یک نفر یکی از جنازهها را میکشید و یک نفر هم، جنازه دیگری را در آغوش گرفته بود. شهدا بر روی زمین بودند. مردم همه وسایلشان مثل دوچرخه را رها و فرار کردند. آمبولانسها اطراف میدان نمیآمدند و مردم جنازه یا زخمیها را روی شانهها میبردند، زیرا اگر ارتشیها جنازه را میبردند، خانوادهها را اذیت میکردند.... عکسها را برای ظهور به همکارانم دادم. من در شرایطی بدی بودم و ترسیده بودم. همکارانم کار لابراتوار بلد بودند و در آن موقعیت همه کمک میکردند. آقای پرتوی، عکسها را در قطع ۴۰×۳۰ ظاهر کرد. عکسها را روی زمین اتاق عکس پخش کردند؛ همه گریه میکردند و هیچ کس باور نمیکرد در تهران چنین اتفاقی افتاده باشد. عکس از مردم قم، اصفهان، همدان و... گرفته بودیم، اما این عکسها جور دیگری بود.»
در پی وقوع حادثه ۱۷ شهریور، فرمانداری نظامی در اطلاعیه شماره ۴ خود ضمن متهم کردن مردم، اعلام کرد در واقعه ۱۷ شهریور ۵۸ نفر کشته و ۲۰۵ نفر مجروح شدهاند. دو روز بعد دادگستری اعلام کرد تعداد کشتهشدگان به ۹۵ نفر رسید. با این حال بعضی عقیده داشتند باید بررسی کرد که آیا ادعاهای اخیر صحت دارد یا نه. برخی معتقد بودند که در این روز بیش از ۴۰۰۰ نفر کشته شدهاند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باختهاند ۵۰۰ نفر است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود، مدعی شد که ۴۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفتهاند. پارسونز سفیر وقت انگلیس در تهران تعداد کشتهها را «صدها نفر» ذکر کرد. سولیوان سفیر آمریکا نیز گزارش میکند که در میدان ژاله «بیش از دویست نفر از تظاهرکنندگان کشته شده بودند.» جان دی. استمپل از مسوولین رده بالای سفارت ایالات متحده آمریکا در ایران نیز بعدها کتابی منتشر کرد و درباره واقعه ۱۷ شهریور نوشت: «بلادرنگ پس از آغاز برخورد در میدان ژاله، مجروحین حادثه به سه بیمارستان واقع در ناحیه روانه شدند. منابع پزشکی کشتهشدگان را بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر برآورد کردند. در ابتدا دولت مدعی شد که مقتولین ۵۸ نفر بودهاند اما در عرض یک هفته این رقم به ۱۲۲ نفر افزایش یافت که به این رقم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ زخمی نیز افزوده گردید. در نیم روز ۸ سپتامبر (۱۷شهریور۵۷) رقم مقتولین اعلام شده از طرف مخالفین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود، اما طی ۲۴ ساعت تا حدود ۱۰۰۰ نفر بالا رفت... قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمی دفن مردگان در تهران به کنترل مخالفین درآمد و نیز تحریکات قابل توجهی درباره ثبت ارقام قبور مقتولین از هر دو طرف به عمل آمد پزشکانی که مدت ۳۶ ساعت کار کرده بودند عقیده داشتند که رقم ۳۰۰ تا ۴۰۰ کشته و ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مجروح که در بیمارستانها و مراکز درمانی درمان سرپایی شدهاند برآوردی منطقی است.»
با وجود این روایتهای مختلف سالها بعد عمادالدین باقی نویسنده و پژوهشگر تاریخ، طی تحقیقی با توجه به دسترسیاش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر، تعداد کشتهشدگان ۱۷ شهریور را ۸۸ نفر ذکر کرده و گفت که از این تعداد ۶۴ نفر آنها در میدان ژاله کشته شدهاند. بر اساس گزارشهای ساواک از ۱۷ شهریور ۵۷، تظاهرات از میدان ژاله به خیابانهای دیگری در قسمت شرق تهران کشیده شد، سپس تظاهرات به جنوب تهران، خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راهآهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، سعدی شمالی، نظامآباد، فرحآباد، منطقه نارمک، میدان سپه، خیابان لالهزار، به صحنه درگیری تبدیل شد. تظاهرات و درگیری تا نیمه شب ادامه داشت. روزنامهها در فردای آن روز بدون پرداختن به چگونگی درگیری اعلام کردند: «۱۰۰ آتشسوزی در تهران روی داد، شعب چند بانک، یک فروشگاه بزرگ، یک فروشگاه شهر و روستا در آتش سوخت.»
واقعه ۱۷ شهریور نقطه عطفی در مبارزات علیه رژیم پهلوی بود. خشونت عریانی که در این روز از سوی حاکمیت نظامی به نمایش گذاشته شد آخرین پیوندها میان برخی منتقدان با حکومت شاه را از بین برده و زمینههای سرنگونی رژیم را فراهم کرد، چنان که زبیگنیو برژینسکی، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا، دربارهٔ این رویداد گفت: «واقعه میدان ژاله چنان خونین و مرگبار بود که کشمکشهای گذشته میان دولت و مخالفان را از یاد برد. این واقعه، پایان شورشهای پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.»
منابع:
روزنامههای اطلاعات و کیهان، شهریور ۱۳۵۷
جمعه سیاه به روایت عمید زنجانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
روایت فرزند انقلاب از انقلاب، روزنامه شرق، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳
۱۷ شهریور ۵۷ در تهران چه گذشت؟، رجانیوز، ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
|
تگ : شهریور ,مردم ,تهران ,میدان ,نظامی ,میدان ,میدان ژاله ,حکومت نظامی ,جامعه روحانیت ,نیروهای نظامی ,شهریور ۱۳۵۷ ,ارتشبد غلامعلی اویسی ,جامعه
منبع این نوشته
■ مالباختگان میزان چهارراه دادگستری را دوباره بستند/ تصاویر
-
نوشته شده توسط : Admin
■ مالباختگان میزان چهارراه دادگستری را دوباره بستند/ تصاویر
■نوشته شده در:1394/05/18
در این تجمع که صبح امروز ابتدا در مقابل شعبه مرکزی موسسه میزان و سپس به چهاراه دادگستری کشیده شد، سپرده گذارن میزان با بستن چهارراه و با در دست گرفتن پلاکاردهایی شعارهای "میزان خیانت می کند، دولت حمایت می کند"، "سبحانی، محسنی خجالت خجالت"، " دولت تدبیر و امید حمایت حمایت" و... سر دادند.
تجمع کنندگان با امضای طوماری خواستار رسیدگی فوری برای مشکلات به وجود آمده برای این موسسه و احقاق حق از دست رفته خود اعم از اصل پول و سود سپرده های خود و همچنین برخورد قانونی با عوامل به وجودآورنده این مشکلات برای سپرده گذاران شدند.
نماینده معترضان به سلام سربدار گفت: مالباختگان میزان امشب (پنج شنبه) نیز از ساعت ۱۹/۳۰ در چهارراه دادگستری تجمع خواهند کرد و روز شنبه این تجمعات در چهارراه بیهق و میدان پست و تلگراف ادامه خواهد داشت.
وی با بیان اینکه تعداد سپرده گزاران میزان در سبزوار به ۴۸ هزار نفر می رسد، افزود: تعدادی از مالباختگان این موسسه نیز شنبه به تهران خواهند رفت تا با تجمع مقابل بانک مرکزی و وزارت کشور مطالبات خود را از مسئولین پیگیری کنند.
یکماه از وعده مسئولان استانی مبنی بر پرداخت سپرده های میزان براساس جدول زمانبندی شده به مالباختگان میزان می گذرد در این مدت تنها سپرده گذاران تا مبلغ ۳ میلیون تومان توانستند به حق خود برسند و تکلیف مابقی مالباختگان که دارای مبالغ بسیار بالایی هستند تا فروش دیگر اموال موسسه انحلالی میزان نامشخص است.
گفتنی است تعدادی از مالباختگان نیز در پی عدم پاسخگویی به مطالبات آنها با تجمع مقابل شعبه مرکزی این موسسه در سبزوار شیشه های آن را شکستند.
واکنش معاون سیاسی فرماندار به تجمع مالباختگان میزان
معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری سبزوار در این ارتباط به سبزوار نیوز گفت: براساس برنامه زمانبندی شده با ورود بانک مرکزی و مصادره اموال موسسه انحلالی میزان درصدی از سپرده گذاران دارای مبالغ خرد (پاینن تر از ۲ میلیون تومان) بعد از گذشت ۴۸ ساعت توانستند سپرده های خود را از بانک صادرات دریافت کنند.
حسین میردشتی افزود: بانک صادرات به عنوان نماینده بانک ملی مرکزی از ۶ تیرماه ملزم به پرداخت مبلغ به سپرده گذاران شد تصور بر این بود تا با این روند تعداد مراجعه کنندگان کاهش پیدا کند تا مشتریان رقم های بالاتر به حق و حقوقات خود برسند.
وی افزود: متاسفانه تعداد مبالغ خرد در این موسسه بازدهی پرداخت را کاهش داد بطوریکه با گذشت بیش از یکماه هنوز تعداد سپرده گذاران خرد به پایان نرسیده است.
میردشتی بیان کرد: طولانی شدن این پروسه پرداخت باعث اعتراض سپرده گذاران مبالغ بالا شده است به لحاظ اینکه بعد از انحلال موسسه و ورود بانک مرکزی هیچ سود بانکی عایدی مشتریان میزان نمی شود اعتراضات مردمی را بوجود آورده است.
معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری سبزوار در پاسخ به سوال خبرنگار ما در مورد علت تعطیلی ۴۸ ساعته شعبات میزان در سبزوار نیز گفت: این تعطیلی از روز سه شنبه رخ داد کارمندان میزان به لحاظ اینکه وضعیت حقوقی آن ها پرداخت نشده بود دست از کار کشیدند هم اکنون تمام معوقات کارمندان پرداخت شده و این شایعه که شعب میزان در شهرستان امروز تعطیل بود صحت ندارد.
وی اظهار کرد: صبح امروز نیز مالباختگان میزان در اعتراض به این پروسه طولانی پرداخت اعتراض کردند تجمع در شعبه مرکزی به حدی بود که این ازدحام مانع ورود کارمندان به شعبه شد.
میردشتی تاکید کرد: تمامی اموال میزان به نفع دولت مصادره شده بانک مرکزی از طریق فروش این اموال سپرده های مشتریان این موسسه انحلالی را پاسخ خواهد داد مردم باید سعه صدر داشته باشند دولت مدیریت این موضوع را بدست گرفته قبول داریم پروسه پرداخت طولانی شده اما نگرانی بابت اموال خود نداشته باشند.
دولت مطالبات به حق مشریان میزان را علیرغم اینکه به لحاظ مالی دچار مشکل هستند نمی تواند از سرمایه بانکی خود پرداخت کند مالباختگان باید صبور باشند تا اموال مصادره به فروش رسد.










برچسب ها:
تگ : میزان ,سپرده ,مالباختگان ,موسسه ,پرداخت ,مرکزی ,مالباختگان میزان ,سپرده گذاران ,بانک مرکزی ,شعبه مرکزی ,معاون سیاسی ,معاون سیاسی اجتماعی ,سیاسی
منبع این نوشته
■ مالباختگان میزان چهارراه دادگستری را دوباره بستند/ تصاویر
-
نوشته شده توسط : Admin
■ مالباختگان میزان چهارراه دادگستری را دوباره بستند/ تصاویر
■نوشته شده در:1394/05/18
در این تجمع که صبح امروز ابتدا در مقابل شعبه مرکزی موسسه میزان و سپس به چهاراه دادگستری کشیده شد، سپرده گذارن میزان با بستن چهارراه و با در دست گرفتن پلاکاردهایی شعارهای "میزان خیانت می کند، دولت حمایت می کند"، "سبحانی، محسنی خجالت خجالت"، " دولت تدبیر و امید حمایت حمایت" و... سر دادند.
تجمع کنندگان با امضای طوماری خواستار رسیدگی فوری برای مشکلات به وجود آمده برای این موسسه و احقاق حق از دست رفته خود اعم از اصل پول و سود سپرده های خود و همچنین برخورد قانونی با عوامل به وجودآورنده این مشکلات برای سپرده گذاران شدند.
نماینده معترضان به سلام سربدار گفت: مالباختگان میزان امشب (پنج شنبه) نیز از ساعت ۱۹/۳۰ در چهارراه دادگستری تجمع خواهند کرد و روز شنبه این تجمعات در چهارراه بیهق و میدان پست و تلگراف ادامه خواهد داشت.
وی با بیان اینکه تعداد سپرده گزاران میزان در سبزوار به ۴۸ هزار نفر می رسد، افزود: تعدادی از مالباختگان این موسسه نیز شنبه به تهران خواهند رفت تا با تجمع مقابل بانک مرکزی و وزارت کشور مطالبات خود را از مسئولین پیگیری کنند.
یکماه از وعده مسئولان استانی مبنی بر پرداخت سپرده های میزان براساس جدول زمانبندی شده به مالباختگان میزان می گذرد در این مدت تنها سپرده گذاران تا مبلغ ۳ میلیون تومان توانستند به حق خود برسند و تکلیف مابقی مالباختگان که دارای مبالغ بسیار بالایی هستند تا فروش دیگر اموال موسسه انحلالی میزان نامشخص است.
گفتنی است تعدادی از مالباختگان نیز در پی عدم پاسخگویی به مطالبات آنها با تجمع مقابل شعبه مرکزی این موسسه در سبزوار شیشه های آن را شکستند.
واکنش معاون سیاسی فرماندار به تجمع مالباختگان میزان
معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری سبزوار در این ارتباط به سبزوار نیوز گفت: براساس برنامه زمانبندی شده با ورود بانک مرکزی و مصادره اموال موسسه انحلالی میزان درصدی از سپرده گذاران دارای مبالغ خرد (پاینن تر از ۲ میلیون تومان) بعد از گذشت ۴۸ ساعت توانستند سپرده های خود را از بانک صادرات دریافت کنند.
حسین میردشتی افزود: بانک صادرات به عنوان نماینده بانک ملی مرکزی از ۶ تیرماه ملزم به پرداخت مبلغ به سپرده گذاران شد تصور بر این بود تا با این روند تعداد مراجعه کنندگان کاهش پیدا کند تا مشتریان رقم های بالاتر به حق و حقوقات خود برسند.
وی افزود: متاسفانه تعداد مبالغ خرد در این موسسه بازدهی پرداخت را کاهش داد بطوریکه با گذشت بیش از یکماه هنوز تعداد سپرده گذاران خرد به پایان نرسیده است.
میردشتی بیان کرد: طولانی شدن این پروسه پرداخت باعث اعتراض سپرده گذاران مبالغ بالا شده است به لحاظ اینکه بعد از انحلال موسسه و ورود بانک مرکزی هیچ سود بانکی عایدی مشتریان میزان نمی شود اعتراضات مردمی را بوجود آورده است.
معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری سبزوار در پاسخ به سوال خبرنگار ما در مورد علت تعطیلی ۴۸ ساعته شعبات میزان در سبزوار نیز گفت: این تعطیلی از روز سه شنبه رخ داد کارمندان میزان به لحاظ اینکه وضعیت حقوقی آن ها پرداخت نشده بود دست از کار کشیدند هم اکنون تمام معوقات کارمندان پرداخت شده و این شایعه که شعب میزان در شهرستان امروز تعطیل بود صحت ندارد.
وی اظهار کرد: صبح امروز نیز مالباختگان میزان در اعتراض به این پروسه طولانی پرداخت اعتراض کردند تجمع در شعبه مرکزی به حدی بود که این ازدحام مانع ورود کارمندان به شعبه شد.
میردشتی تاکید کرد: تمامی اموال میزان به نفع دولت مصادره شده بانک مرکزی از طریق فروش این اموال سپرده های مشتریان این موسسه انحلالی را پاسخ خواهد داد مردم باید سعه صدر داشته باشند دولت مدیریت این موضوع را بدست گرفته قبول داریم پروسه پرداخت طولانی شده اما نگرانی بابت اموال خود نداشته باشند.
دولت مطالبات به حق مشریان میزان را علیرغم اینکه به لحاظ مالی دچار مشکل هستند نمی تواند از سرمایه بانکی خود پرداخت کند مالباختگان باید صبور باشند تا اموال مصادره به فروش رسد.










برچسب ها:
تگ : میزان ,سپرده ,مالباختگان ,موسسه ,پرداخت ,مرکزی ,مالباختگان میزان ,سپرده گذاران ,بانک مرکزی ,شعبه مرکزی ,معاون سیاسی ,معاون سیاسی اجتماعی ,سیاسی
منبع این نوشته
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی :
-
نوشته شده توسط : Admin
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی :
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی :
کد خبر: 81370614 (4316966) | تاریخ خبر: 09/08/1393 | ساعت: 15:26|
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی :
باید با تمام وجود و همه امکانات در ادای فریضه امر به معروف وارد شد
مشهد - ایرنا - رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی گفت : در اقتدا به امام حسین (ع) در زمینه اجرای فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر باید همه با تمام وجود و امکانات خود عمل کنیم.

حجت الاسلام علی اسماعیلی در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته مشهد در حرم مقدس رضوی با اشاره به قیام امام حسین (ع) افزود: در جامعه آن زمان دشمن با همه امکانات نرم افزاری و سخت افزاری خود به جنگ اسلام آمده بود و امام حسین (ع) هم همه هستی و موجودی خود اعم از خانواده و اموال و حتی سرباز کوچک خود را به میدان آورد.
وی اظهار کرد : امام حسین (ع) آنچه را داشت در دفاع از اسلام و احیای فریضه امر به معروف نهاد تا اسلام زنده بماند.
وی ادامه داد : امروز نیز که یک هفته با عنوان امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری شده باید توجه داشته باشیم که پیام مهم ، آن است که همه شیعیان و محبان اهل بیت (ع) باید با همه توان این فریضه را ادا کنند.
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی گفت: اگر رهبر معظم انقلاب ستادی را در این جهت معرفی کرده اند این ستاد کار اجرایی به عهده ندارد بلکه اجرا بر عهده مردم است و از این رو باید همگان به ادای این فریضه مهم بپردازند.
وی ازمدیران و مسوولان دستگاه ها وادارات و نهادها خواست در محیط های اداری خود ارزش های اسلامی را پاسداری نموده و با امر به معروف و نهی از منکر از بروز منکرات در مجموعه جلوگیری نمایند.
وی عنوان کرد : مدیران شرعی و قانونی موظف هستند در محیط کاری خود به ارزش های اسلامی پایبند بوده و آنها را پیاده نمایند و محیط را سالم و عاری از منکرات نمایند تا مسائل جامعه کاهش یابد.
حجت الاسلام اسماعیلی تاکید کرد: اصناف نیز در محیط کاری خود باید امر به معروف باشند و تذکر لسانی دهند.
/2713/522
انتهای پیام /*
تگ : رضوی ,سازمان ,معروف ,مسلح ,خراسان ,قضایی ,نیروهای مسلح ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی ,خراسان رضوی ,مسلح خراسان ,سازمان قضایی نیروهای ,رئیس سازما
منبع این نوشته
دعای روزبیست وهفتم ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
دعای روزبیست وهفتم ماه مبارک رمضان
![[تصویر: 39040111544260364927.gif]](http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39040111544260364927.gif)


دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.
خدایا روزى كن مرا در آن فضیلت شب قدر را و بگردان در آن كارهاى مرا از سختى به آسانى و بپذیر عذرهایم و بریز از من گناه و بار گران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.

معنی دعابصورت شعر
یارب همه کارمشکلم آسان کن *درلیله قدربرفقیراحسان کن *
ازوزرومعاصی وبالم کن پاک *بارأفت خوددردمرادرمان کن *
|||||||||||||||||||||||||||||
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ : مبارک ,دعای ,مبارک رمضان ,روزبیست وهفتم ,دعای روزبیست ,دعای روزبیست وهفتم
منبع این نوشته
تخلیه تلفنی و راه های مقابله با آن
-
نوشته شده توسط : Admin
تخلیه تلفنی و راه های مقابله با آن
1394/4/22 دوشنبه
تخلیه تلفنی چیست ؟
موضوعی که در عین سادگی وکم اهمیت جلوه کردنش بسیار مهم و حیاتی است و بسیار به امنیت کشور خدشه وارد کرده است .
شاید نخستین سؤالی که به ذهن خطور می کند ، این باشد که تخلیه تلفنی به چه معناست ؟
تخلیه تلفنی درمعناس عام به معنای به دست آوردن اطلاعات از افراد مختلف جامعه توسط تلفن ، به وسیله کسانی که به هر دلیل با این مرز وبوم عناد دارند ( اطلاعاتی که از نظر ما اهمیت چندانی ندارد مثل اسم رئیس یا همکار، همسر یا ارائه آمارهای خیلی معمولی در حیطه کاری ) .
تعریف تخلیه تلفنی به صورت کلاسیک
تخلیه تلفنی، عبارت است از تلاشی آگاهانه از طرف دشمن با بهره گیری از غفلت یا فریب عوامل خودی ، به منظور کسب اطلاعات و القای خواسته های خود از طریق برقراری ارتباط تلفنی.
اهداف دشمن ازتخلیه تلفنی
- جمع آوری اطلاعات درخصوص مشکلات داخلی جامعه ، در راستای بهره برداری تبلیغی
- شناسایی مشکلات دستگاه های اجرایی جهت بهره برداری تبلیغی در راستای ناکارآمد نشان دادن نظام.
- کسب اطلاعات ، در راستای دامن زدن به اختلافات جنان های سیاسی کشور .
- تلاش آگاهانه برای ایجاد اختلافات مذهبی ، سیاسی وقومی در داخل کشور.
- کسب اطلاعات با هدف ایجاد اخلال در روابط جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی .
- اولین سؤالی که در این خصوص مطرح است ، اینکه به نظر شما چند درصد از اطلاعات و اخبار کشور توسط تخلیه تلفنی به دست دشمنان ایران زمین می افتد.
- پاسخ : نزدیک به 80 درصد اطلاعات کشور توسط تخلیه تلفنی از تمایم اقشار جامعه به دست دشمنان این مرز وبوم می افتد.
سؤال بعدی که مطرح می شود اینکه دشمن در تخلیه تلفنی به دنبال چیست وچه کسانی در معرض تخلیه تلفنی هستند؟
پاسخ : دشمن در تخلیه تلفنی به دنبال اطلاعاتی است که از نظر ما ارزش چندانی ندارند ، ولی در واقع برای آن ها ارزشمند محسوب می شوند و اطلاعات ما به واقع تکمیل کننده پازل اطلاعاتی آن هاست ودشمنان برای این کار هیچ محدودیت سنی اعمال نمی کنند واز کودکان شش ساله تا سالخودرگان 90 ساله را مورد تخلیه قرار می دهند.
اصولاً تخلیه تلفنی به دو صورت انجام می گیرد.
کنترل تلفن همراه افراد با استفاده از وسایل و روش های مخصوص که بیشتر جنبه جاسوسی واطلاعاتی دارد.
تماس تلفنی با اشخاص وگرفتن مستقیم اطالات از آن ها.
در این روش از تخلیه تلفنی ، ابتدا پازلی تشکیل می شود که گاهی برای تکمیل این پازل سال ها زمان صرف می شود . این پازل شامل موارد ذیل می شود .
موضوع
تشکیل کار گروه ها ی مختلف ( مانند بررسی افراد مختلفی که ارزش سرمایه گذاری جهت تخلیه تلفنی را دارند )
تشکیل پازل وبررسی روند تکمیل پازل.
طرح سؤالات مختلف جهت پرسیدن از افرادی که مد نظر قرار می گیرند.
رجوع به بایگانی دقیق شان در خصوص موضوع و سابقه افراد
جمع آوری اطلاعات آشکار درخصوص موضوعی که از طریق رسانه های جمعی و نوشتاری در اختیار عموم جامعه قرار می گیرد.
هدف قراردادن مرکز اصلی اداری وساختمانی و تشکیلاتی موضوع.
بررسی اطلاعات موازی شامل اطلاعات اولیه ومقدماتی راجع به افراد هدف ، اطلاعات اولیه ومقدماتی راجع به موضوع و نوع درگیری فرد هدف با موضوع ، پیدا کردن روش های اعتماد سازی ، پیدا کردن سرنخ
- استفاده از روان شناسی ارتباطات جهت اخذ اطلاعات
- بررسی شخصیت افراد – مانند ترسو بودن یا نوع زبان ولهجه طرف و....
- نحوه ورود به بحث
- نوع پوشش ( باعناوین مختلف و مراجع مهم کشوری ) مثل نهاد ریاست جمهوری ، قوه قضائیه ، اداره اطلاعات ، دیوان محاسابات و...
به عنوان مثال گاهی جهت رسیدن به شماره موبایل یک رئیس دستگاه اجرایی ، ابتدا کارمندان آن دستگاه و خانواده رئیس را بررسی می کنند و مواردی اتفاق افتاده که شماره موبایل رئیس یک دستگاه اجرایی را از همسر راننده آن رئیس به بهانه های مختلف و با استفاده از ساده لوحی اش گرفته اند. مواردی مانند نیاز به تماس فوری با همسر شما که موبایلش در دسترس نیست ونیاز به شماره موبایل رئیسش داریم و ... .
راه های مبارزه با تخلیه تلفنی وتلفن های مشکوک
- کم کردن صحبت با تلفن در تماس با افراد ناشناخته
- تاکسی را نشناخته ایم واطمینان حاصل نکرده ایم به هیچ سؤالی پاسخ ندهیم.
- هیچ گونه مسائل واطلاعات طبقه بندی شده را به صورت تلفنی بازگو نکنیم.
- حتی الامکان از پاسخ گویی تلفن به وسیله کودکان جلوگیری کنیم.
- آموزش های لازم به کودکان و اعضای خانواده داده شود.
- به هرحال تخلیه تلفنی روشی است نه چندان نوین که کاربرد بسیاری در خصوص مسائل امنیتی و اطلاعاتی کشور دارد و ممکن است گاهی اوقات هریک از ما نیز جزئی از پازل تهیه شده دشمنان ، جهت دریافت اطلاعات باشیم.
تخلیه تلفنی
زنگ تلفن همیشه خبر زنگ نیست ، بلکه گاهی زنگ خطر است.
هرگاه دو کشور یا دو گروه یا حتی دو طرز تفکر ، طوری کنار هم قرار بگیرند که منافع آن ها با هم تقابل داشته باشند به خصوص اینکه باهم در تخاصم باشند ، می طلبد که جهت مقابله با یکدیگر ، اطلاعات وشناخت کافی از اهداف ، مواضع ، امکانات ، توان علمی ، تسلیحاتی و... بالاخره کوچک ترین مسائل یکدیگر داشته باشند تا در زمان لازم با برنامه ریزی براساس اطلاعات به دست آمده به اهداف خود برسند. کسب اطلاعات و اخبار حوزه حریف ، از طرق مختلف آشکار وپنهان است. از آسان ترین وکم خطر ترین شیوه های طرف متخاصم برای کسب اطلاعات به صورت مخفیانه استفاده از ابزار فنی و مخابراتی مثل تلفن ، فکس ، تلکس ، اینترنت وساده ترین وکم هزینه ترین آن استفاده از تلفن است. جمع آوری از طریق تلفن را جاسوسی تلفنی وبه نوعی دیگر که همراه با فریب باشد ، تخلیه تلفنی می گویند . از آن جا که گروهک های ضد انقلاب مثل منافقین و برخی عناصر خود فروخته همواره در پی کسب اطلاعات از مراکز دانشگاهی و فعالیت های علمی کشور هستند ، جهت اطلاع همگان برخی نکات بارز در برخورد با این افراد ذکر می شود.
هرگونه اطلاعات درون سازمانی که دانستن آن برای عموم جایز نیست، دارای ارزش است و نباید فاش شود.
دادن اطلاعات به تماس گیرنده را موکول به تماس تلفنی خودتان کنید که ضمن اخذ شماره تلفن و چک کردن آن برقرار خواهید کرد.
صرف اینکه طرف تماس ، به شما یک شماره داد ، دلیل صحت او نیست ، بلکه باید شماره داده شده را بررسی کنید.
از دادن شماره تلفن های غیرعمومی به افراد ناشناس خودداری کنید.
درصورتی که تماس گیرنده به موارد ضعف شما اشاره کند یا در صورت ندادن اطلاعات تهدید به از دست دادن شغل یا گزارش به رده های بالاتر کند، اعتنا نکنید.
بعضی وقت ها تماس گیرنده اتفاق مد نظر را به صورتی تعریف می کند تا مخاطب تحریک شده و اطلاعات جزئی تری بدهد.
اگر فردی تماس گرفته واطلاعات آشکاری راجع به موضوع دارد ، دلیل صاحب نظر بودن او نیست ، پس به او اعتماد نکنید.
جاسوس ها از علاقه نیروهای یک سازمان در جهت راه اندازی کار سازمان های دیگر استفاده کرده و در ساعات غیراداری تماس گرفته ، خود را مسؤول سازمان دیگر معرفی می کنند ، پس با سؤال وجواب زیرکانه ادعای او را بررسی کنید.
اساس تخلیه تلفنی بر غفلت و فریب است . مواظب غفلت خود و فریبکاری دشمن باشید.
در ادامه برخی روش هایی که منافقین به تازگی از آن ها در تماس با افراد نخبه و علمی کشور بهره برده اند ، جهت بهره برداری اعلام می شود.
تماس گیرنده خود را هویت فردی دیگر از مراکز علمی وپژوهشی یا مراکز مهمی مثل ریاست جمهوری یا وزارت علوم معرفی می کند.
موضوع صحبت در محور برگزاری سمینار یا نشست علمی ، ارائه مقاله ، مصاحبه مطبوعاتی بوده وخواستار اطلاعات از مخاطب پیرامون افارد وپروژه های علمی واداری می شوند.
مشخصات و شماره تماس افراد مختلف و استادان و پژوهشگران مرتبط با علوم فوق الذکر را خواستار می شوند.
مشخصات وشماره تماس افراد مرتبط با صنایع نظامی یا دانشجویان دوره دکتری یا کارشناسی ارشد نظامی شاغل به تحصیل در محیط های وزارت علوم را درخواست می کنند.
مشخصات پروژه های مرتبط با پیشرفت های علمی وافراد فعال در آن را درخواست می کنند.
فرد تماس گیرنده ، نامه ای رسمی و جعلی به امضای مقامی مسؤول می فرستد و خواستار ارسال اطلاعات خاص می شود.
در مکالمات تلفنی از به کار بردن اخبار و اطلاعات طبقه بندی شده خودداری فرمائید.
آیا می دانید تخلیه تلفنی، یکی از دقیق ترین و آسان ترین شیوه جمع آوری اطلاعات دشمن است ؟
منبع:سازمان قضایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
تگ : اطلاعات ,تلفنی ,تخلیه ,افراد ,تلفن ,کشور ,تخلیه تلفنی ,تماس گیرنده ,آوری اطلاعات ,بهره برداری ,شماره موبایل ,اطلاعات اولیه ومقدماتی ,توسط تخلیه
منبع این نوشته
قنوت بندگي - ويژه نامه عيد سعيد فطر
-
نوشته شده توسط : Admin
    
بدرود اي ماهي كه پاداش آن بي حساب بود و بخشش آن، بي دريغ.
بدرود اي زمزمه هاي سحر، اي گريستن هاي پنهاني و اي جاذبه هاي قرآني.
بدرود اي سحرهاي قشنگ دعا و لحظه هاي سبز اجابت.
بدرود اي سجده هاي حضور و دقايق سرشار از نور.
بدورد اي ماه فراواني، اي شب هاي قدر، اي سفره گسترده رحمت.
بدرود اي ماهي كه دعا در آن مستجاب بود.
بدرود اي بهترين ماه ها، اي ماهي كه به يمن حضور تو، درهاي بهشت گشوده بود و درهاي دوزخ بسته.
بدرود اي ماهي كه توبه و بازگشت را پاسخي جز قبول نبود.
بدرود اي ماه رخسار كه ديروز چشم به راه آمدنت بوديم و امروز براي بازگشت دوباره ات، اشك شوق به دامن مي ريزيم.
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت
سي روز جان را در آزمون بندگي محك زديم و چونان مجاهدي دست از جان شسته، به مصاف با هواي نفس و وسوسه ابليس رفتيم و اينك هنگامه رهاشدن از دام هاي تنيده مال و منال دنياست. و آنجا كه دنيا با همه زرق وبرق هايش خودنمايي مي كند، جهاد با مال، كم از جهاد با جان نيست و گاه دشوارتر از جان باختن مي نمايد.
مبادا كه گاه بريدن از مال، دلت بلرزد و گاه دهش و بخشش، دستت سستي كند كه هرچيز را زكاتي است كه گذشتن از آن، شرط سپاسگزاري و فرمان بري است.
سي روز تن و جان را در بهاري ترين فصل از گردش عمر در سايه بندگي و پرهيز، سرسبزي دادند و پربار كردند و اينك زكاتي بايد پرداخت تا از رنج گرسنگان كاست و چهره ر از غبار فقر پيراست و فراواني را به خانه هاي ماتم زده برد و سفره هاي بسته را با عطر نان آشنا كرد كه نگاهداشت ايمان، بي نان دور و دشوار مي نمايد. پس به شكرانه به بارنشستن جان و سلامت تن، دستي بايد گرفت و باري از دوش برداشت. آمده ايم تا در پيماني دوباره با خداوند، با دل كندن از زرق وبرق خاك و با پرداخت زكات، جامع عمل بر نيايش هاي رمضاني خود بپوشيم و دامن رستگاري را به كف آريمو خويشتن را پاك كنيم.
نمي توان اطراف خود را از سفره هاي خالي، پر ديد و غبار بي چيزي را در چهره يتيمان و گرسنگان ديد و بر خود نلرزيد.
نمي توان لاف بندگي خداوند كريم را زد و دل نگران شكم هاي از گرسنگي به پشت چسبيده نبود. بايد كاري كرد؛ بايد مجاهدانه، نان را به سفره هاي خالي شهر برد كه نماز و روزه، بي زكات كاري از پيش نمي برند و نوري نمي آفرينند.
اين كلام خداوند است كه مي فرمايد: «مؤمنان خانه نشين كه زيان ديده نيستند، با آن مجاهداني كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مي كنند، يكسان نمي باشند.»همچنين مي فرمايد: «با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد. اگر بدانيد، اين براي شما بهتر است.»

گفت پيغمبر كه نفحت هاي حق
اندر اين ايام مي آرد سبق
گوش و هش داريد اين اوقات را
در رباييد اين چنين نفحات را
نفحه آمد مر شما را ديد و رفت
هر كه را مي خواست، جان بخشيد و رفت
نفحه ديگر رسيد آگاه باش
تا از اين هم وانماني خواجه تاش

علي خيري
انگار همين ديروز بود كه چشم هاي اشتياقمان را به پهنه آسمان دوخته بوديم و آمدن ماه نو را انتظار مي كشيديم؛ ماهي كه زمين را به آسمان پيوند مي دهد و انسان را از تعلقات تن مي كَنَد و به حقيقت ايمان نزديك مي كند، ماهي كه آدمي را به ميهماني حضرت دوست دعوت مي كند و او را بر كنار سفره بي پايان رحمت مي نشاند، ماهي كه با نور نماز و نيايش و با ريسمان روزه و پرستش و در سايه سار قرآن، تو را از چاه بردگي به ستيغ بلند بندگي مي رساند. اينك آن ماه دلربا، آهنگ رفتن دارد و ما مانده ايم با يك دنيا انس و دل سپردگي و رنج تنهايي و بي تابي فراق. بايد بسوزيم و بسازيم و چشم به راه آمدنش باشيم، تازه اگر نفسي از عمر باقي باشد و قافله مرگ، ما را با خود نبرد.
آري، مهمان عزيزي كه سي روز عطر معنويت و ملكوت را در كوچه پس كوچه هاي جان ما مي پراكند و شهر را مژده آباداني مي داد، انيك آماده رفتن است.
دريغا كه ماه رمضان، دامن كشان مي رود و دل هاي شيفته آنان كه روزهايش را روزه داشتند و شب هايش را با قرآن و نيايش خوش بودند، با خود مي برد.
ماه رمضان مي رود و ما حيرانيم كه شب قدر را جز در اين ماه مبارك در كدام پاره زمان و در كجاي روزگاران سراغ بگيريم! چه سخت مي گذرد غروب هاي پس از اين تا طلوع رمضاني ديگر!
يادش بخير قرآن به سر گرفتن شب قدر، زانوزدن كنار سفره افطار، دعاي سحر، بي قراري لحظه هاي اذان.
يادش به خير روزهاي روزه و شب هاي افطار و اشك هاي دم سحر.
يادش به خير سي روز عاشقانه زيستن و سي روز بندگي كردن، سي روز دل سپردن و سي روز سربه زيري محض و اينك وداع با ماه خوبي ها، بدرود با ماه آدم شدن... .
بدرود اي ماهي كه پاداش آن بي حساب بود و بخشش آن، بي دريغ.
بدرود اي زمزمه هاي سحر، اي گريستن هاي پنهاني و اي جاذبه هاي قرآني.
بدرود اي سحرهاي قشنگ دعا و لحظه هاي سبز اجابت.
بدرود اي سجده هاي حضور و دقايق سرشار از نور.
بدورد اي ماه فراواني، اي شب هاي قدر، اي سفره گسترده رحمت.
بدرود اي ماهي كه دعا در آن مستجاب بود.
بدرود اي بهترين ماه ها، اي ماهي كه به يمن حضور تو، درهاي بهشت گشوده بود و درهاي دوزخ بسته.
بدرود اي ماهي كه توبه و بازگشت را پاسخي جز قبول نبود.
بدرود اي ماه رخسار كه ديروز چشم به راه آمدنت بوديم و امروز براي بازگشت دوباره ات، اشك شوق به دامن مي ريزيم.
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

شعر
افسوس كه ايام شريف رمضان رفت
سي عيد به يك مرتبه از دست جهان رفت
افسوس كه سي پاره اين ماه مبارك
از دست به يك بار چو اوراق خزان رفت
ماه رمضان حافظ اين گلّه بُد از گرگ
فرياد كه زود از سر اين گلّه، شبان رفت
شد زير و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شيرازه جمعيت بيداردلان رفت
بي قدري ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهي كه شب قدر در او بود نهان، رفت
برخاست تميز از بشر و ساير حيوان
آن روز كه اين ماه مبارك ز ميان رفت
تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سياهي چو دخان رفت
با قامت چون تير در اين معركه آمد
از بار گنه با قد مانند كمان رفت
برداشت ز دوش همه كس بار گنه را
چون باد، سبك آمد و چون كوه، گران رفت
چون اشك غيوران به سراپرده مژگان
دير آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت
از رفتن يوسف نرود بر دل يعقوب
آنه كه به صائب ز وداع رمضان رفت
محمد طاهرزاده

نغمه ريزيد غياب مه نو آخر شد
باده خرم عيد است كه در ساغر شد
روز عيد است ، سوي ميكده آييد به شكر
كه ببخشند هرآن كس كه در اين دفتر شد
ساقي از ميمنت عيد دهد باده صاف
جرعه گيريد چو معشوق به خم رهبر شد
مطربا! نغمه عيدانه زن و دست فراز
كه زهر پرده نغزت، هله اي ديگر شد
صد كنم شكر بر اين عيد كه از عرش رسيد
صد كشم رشك كه ايام صيام آخر شد
فرصتي بود كه اين تيره دلي صاف شود
بر تشنبه لبان كوثر شد
آتشي بود كه در سردي سوزان وجود
دم گرمي شد و در مجمر دل اخگر شد
واي بر ما كه از اين جام نگيريم لبي
حيف زان آتش اگر سوخت و خاكستر شد
حالي عيد شد و رونق مي افزون گشت
مستي افزون كند اين باده چو پرشكر شد

دردا كه ماه رحمتِ حق باز هــم گذشت
با آن كه لحظه لحظه او مغتنـــــــم گذشت
درهاي مغفــــرت به روي ما گشوده بود
مهماني خدا به وسعت جود و كرم گذشت
شـــبهاي قـــدر او چقــدر باشكوه بود
ساعات غـــرق عفــو گنه، دمبهدم گذشت
بر خرمن گناه من آتش كشــــيد دوست
با آن كه ديــــد معصيتـــم از رقــــم گذشت
دســــت مــــرا گرفت خـــدا و نجات داد
وقتي ز پا فتــــادم و آب از ســــرم گذشت
اي دل به هوش باش پس از ماه مغفرت
ماهــــي كه ميزدند گنه را قلــــم گذشت
هــــر كس نبُرد بهره از اين چشمه زلال
باور كنيــــد زندگــياش در عـــــدم گذشت
در عيـــد فطر خوان كـرم چيده ميشود
گــــر ماه رحمت و كــــرم ذوالكــرم گذشت

مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو / يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو
آيا چيزي قابل درو در اين رمضان كاشته ايم ؟

تا ز رويت گرفته ام روزه / جز به يادت نكرده ام افطار
حلول ماه شوال و عيد سعيد فطر مبارك باد . . .

عيد فطر، روز چيدن ميوه هاي شاداب استجابت مبارك باد . . .

اين عيد فرخنده را به همگي شما عاشقان و دلدادگان صيام
تبريك و تهنيت عرض مي نمايم.

با خوردن اگر حال تو جا مي آيد / خوش باش كه ايام صفا مي آيد
آماده به حمله باش در اين شب عيد / وقتي كه صداي ربنا مي آيد . . .
كم كم غروب ماه خدا ديده مي شود / صد حيف ازين بساط كه برچيده ميشود
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت / خوشبخت آنكسي ست كه بخشيده ميشود
عيد شما مبارك

بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا
بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها
بدرود اي ياريگر ما كه در برابر شيطان ياريمان دادي
بدرود اي كه هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناك.
التماس دعا

خداحافظ اي ماه غفران و رحمت / خداحافظ اي ماه عشق و عبادت
خداحافظ اي ماه نزديكي بر آرزوها / خداحافظ اي ماه مهماني حق تعالي
خداحافظ اي دوريت سخت و جانكاه / خداحافظ اي بهترين ماه الله

خديا ، خروج از ماه مبارك را براي ما مقارن با خروج از تمامي گناهان قرار بده.
آمين
حلول ماه عيد و شادي مسلمين است / پايان ماه روزه، براي صائمين است
نشاط و افتخار و شادي و سربلندي / از محك الهي براي مؤمنين است . . .

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شكر كه اين آمد و صدحيف كه آن رفت . . .
و چقدر سخت است كه اين عزيزترين عيد را بدون آن عزيزترين غايب از نظر بگذرانيم
اللهم عجل لوليك الفرج . . .
عيد فطر و جشن طاعت بر ره يافتگان ضيافت الهي مبارك

دلها همه بهاران شد از شميم باران / مه رخ نموده امشب در عيد روزه داران
هر كس كه در دعايش يادي كند ز ياران / شيرين تر از عسل باد كامش به روزگاران . . .


تگ : بدرود ,رمضان ,ماهي ,گذشت ,مبارك ,سفره ,آمدنت بوديم ,قبول نبود ,امروز براي ,براي بازگشت ,كنار سفره ,براي بازگشت دوباره
منبع این نوشته
شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
|
خلاصه ای از مشخصات صادق آل محمد
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
كنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام )
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذكر كرده اند .
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
زنان معروف حضرت : حمیده دختر صاعد مغربی ، فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب( علیهم السلام )
فرزندان پسر : موسی ( علیه السلام ) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعیل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین ( علیهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسی كاظم (علیه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حمیده خاتون می باشد . وعباس ، علی ، اسماء و فاطمه كه هر یك از مادری به دنیا آمده اند .
نقش روی انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .
اصحاب معروف امام صادق (علیه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی .
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد .
رخسار حضرت : بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (علیه السلام) بود . جز آنكه كمی لاغرتر و بلند تر بودند .
مردی میانه بالا ، سفید روی ، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید . در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود . بینی اش كشیده و وسط آن اندكی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت .
ریش مبارك آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد كم پشت بود . دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان
پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت . بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می كرد .
منبع:شهیدآوینی
تگ : حضرت ,السلام ,امام ,دختر ,عبدالله ,صادق ,علیه السلام ,امام صادق ,حضرت امام ,دختر حسین ,فاطمه دختر
منبع این نوشته
شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
|
خلاصه ای از مشخصات صادق آل محمد
اسم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
كنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام )
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذكر كرده اند .
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند .
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
زنان معروف حضرت : حمیده دختر صاعد مغربی ، فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب( علیهم السلام )
فرزندان پسر : موسی ( علیه السلام ) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعیل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین ( علیهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسی كاظم (علیه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حمیده خاتون می باشد . وعباس ، علی ، اسماء و فاطمه كه هر یك از مادری به دنیا آمده اند .
نقش روی انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .
اصحاب معروف امام صادق (علیه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی .
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد .
رخسار حضرت : بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (علیه السلام) بود . جز آنكه كمی لاغرتر و بلند تر بودند .
مردی میانه بالا ، سفید روی ، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید . در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود . بینی اش كشیده و وسط آن اندكی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت .
ریش مبارك آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد كم پشت بود . دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان
پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت . بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می كرد .
منبع:شهیدآوینی
تگ : حضرت ,السلام ,امام ,دختر ,عبدالله ,صادق ,علیه السلام ,امام صادق ,حضرت امام ,دختر حسین ,فاطمه دختر
منبع این نوشته
شهدای دولت
-
نوشته شده توسط : Admin
گرامی میداریم یادوخاطره بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهدای معظم انقلاب اسلامی وهشت سال دفاع مقدس، علی الخصوص شهدای دولت، رییس جمهورمحبوب شهید محمد علی رجایی ونخست وزیر محبوب حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد جواد باهنر
تگ : شهدای ,انقلاب اسلامی
منبع این نوشته
مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست/
-
نوشته شده توسط : Admin
|
یکشنبه 21 تیر 1394 زمان ارسال : 38 : 10 : 13 |
رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان:

مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست/ خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید/مسئولین، تشکلهای انقلابی را محدود نکنند/غرب لیبرال در برابر جنایات سعودی سکوت کرد
سپاه نیوز : رهبر معظم انقلاب در دیدار 4 ساعته با دانشجویان و نمایندگان تشکل های دانشجویی با بیان اینکه اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم، تاکید کردند: آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.
به گزارش سپاه نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب عصر روز شنبه در دیداری صریح و صمیمی با بیش از هزار جوان دانشجو، حدود 4 ساعت به دغدغه ها، مطالبات، انتقادها و پیشنهادهای آنان گوش دادند و درباره مسائل مختلف از جمله آرمانخواهی، الزامات افزایش تأثیرگذاری تشکلهای دانشجویی، مسائل منطقه، تداوم استکبارستیزی ملت ایران و مسائل روز دانشجویی با آنان سخن گفتند.
رهبر انقلاب در این دیدار که از ساعت هجده آغاز و بعد از نماز و افطار نیز ادامه یافت با اشاره به حسرت جاری در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، خاطرنشان کردند: هرکس در این بهار معنویت و صفا، دلش را تحت تأثیر باران رحمت و لطف الهی قرار داده، در آینده از میوه های این بذر افشانی معنوی، بهره ها خواهد برد.
ایشان در پاسخ به سؤال همیشگی جوانان درباره راههای تعالی روحی، افزودند: از بزرگان شنیدم که مهمترین کار برای اعتلای معنوی، تقوا و پرهیز از گناه است.
حضرت آیت الله خامنه ای، انجام فرائض دینی بویژه «نماز اول وقت، با حضور قلب و حتی المقدور با جماعت» را مکمل پرهیز از گناه برشمردند و خاطرنشان کردند: این مجموعه گرانبها را با تلاوت هر روزه حداقل چند آیه از قرآن، زینت دهید. رهبر انقلاب پس از تأکید بر فرائض دینی به بحثی در زمینه فرائض دانشجویی پرداختند.
ایشان قشر دانشجو را قشری ممتاز خواندند و تأکید کردند: مهمترین فریضه دانشجویی آرمانخواهی است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با رد تفکری که آرمانخواهی را مخالف واقع گرایی می داند خاطرنشان کردند: آرمانگرایی مخالف محافظه کاری است نه واقع گرایی.
ایشان در توضیح بیشتر، محافظه کاری را تسلیم در مقابل هر واقعیتی خواندند و افزودند: آرمانگرایی یعنی استفاده صحیح از واقعیات مثبت و مبارزه با واقعیات منفی در جهت رسیدن به اهداف بزرگ.
رهبر انقلاب، «ایجاد جامعه اسلامی و احیای تفکر اسلام سیاسی» را از مهمترین آرمان ها خواندند و افزودند: آرمان اعتماد به نفس و اعتقاد به «ما می توانیم» نیز در مسیر رشد و تعالی جامعه و کشور، تأثیری تعیین کننده دارد.
مبارزه با نظام سلطه و استکبار، سومین آرمانی بود که ایشان در چارچوب فرائض جامعه دانشجویی، مورد بحث قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: علت اصلی دشمنی زورگویان جهانی با ملت ایران، خودداری جمهوری اسلامی از پذیرش نظام مبتنی بر سلطه گر و سلطه پذیر است.
ایشان «عدالت خواهی»، «سبک زندگی اسلامی»، «آزادیخواهی واقعی و نه غربی»، «رشد علمی»، «کار و تلاش و پرهیز از تنبلی» و «اسلامی شدن دانشگاهها» را از دیگر مصادیق آرمانخواهی تشکلهای دانشجویی برشمردند.
رهبر انقلاب اسلامی، سپس به یک دغدغه راهبردی جامعه دانشجویی پاسخ گفتند: «چگونه می توان با آرمانخواهی بر تصمیمات مسئولان کشور تأثیرگذار شد؟»
پاسخ ایشان به این سؤال مهم صریح و مؤکد بود: «آرمانها را تکرار کنید، با جدیت بر سر آنها بایستید تا به گفتمان دانشجویی و سپس گفتمان عمومی تبدیل شوند، آنگاه مسئولان و مراکز دولتی و حکومتی، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»
رهبر انقلاب پس از تبیین ساز و کار تأثیرگذاری جامعه دانشجویی بر تصمیمات مراکز مختلف کشور، به بیان الزاماتی پرداختند که تشکلهای دانشجویی می بایست به آنها پایبند باشند.
ایشان پرهیز از «سطحی نگری و کار عمقی روی مفاهیم اسلامی» را نخستین الزام تشکلهای دانشجویی برشمردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، به نقد برخی شعارها و سخنانی پرداختند که ظاهری اسلامی اما باطنی متفاوت دارد.
ایشان به عنوان یک مصداق افزودند: اصطلاح اسلام رحمانی که این روزها رایج شده است از ترکیب دو کلمه زیبا بوجود آمده اما معنای واقعی آن چیست؟ آیا منظور این است که برخلاف قرآن که انسانها را به مؤمن، کافر، دشمن و دوست تقسیم می کند باید با همه انسانها، صرفاً با رحمت برخورد کرد؟ و با کسانی که با اسلام و ملت ایران دشمنی می کنند، بر خلاف فرمان پروردگار با محبت، مودّت و مَعدِلَت رفتار کرد؟
ایشان، اینگونه حرفهای بدون تأمل و سطحی را کاری غلط و گمراه کننده خواندند و افزودند: آیا اصطلاح اسلام رحمانی، نشأت گرفته از لیبرالیزم غربی است؟ اگر اینگونه باشد این اصطلاح، نه اسلامی است و نه حتی رحمانی و عاطفی، چرا که زیربنای لیبرالیزم یعنی تفکر اومانیستی براساس نفی پروردگار و معنویت شکل گرفته و بر پایه منافع گروههای قدرتمند، استوار است.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه همین بحث، به نقد مسائلی که ارزشهای امریکایی نامگذاری شده پرداختند و افزودند: جهانخوارگی نظام سلطه در همین ارزشهای امریکایی ریشه دارد ضمن اینکه نکات خوب این ارزشها نیز، در رفتار سلطه جویانه مقامات امریکایی به فراموشی سپرده شده است.
ایشان افزودند: اگر اصطلاح اسلام رحمانی به اینگونه مسائل اشاره دارد صددرصد غلط است و ربطی به اسلام واقعی ندارد.
ایشان با رد کامل افزایش جذابیت در محیط های دانشجویی از راههای غلطی همچون اردوهای مختلط و کنسرتهای موسیقی تأکید کردند: کسانی که دختران و پسران دانشجوی مردم را تحت عنوان ایجاد جاذبه، بصورت مختلط در پوشش اردوهای دانشجویی به اروپا می برند قطعاً به محیطهای دانشجویی و حتی نسل آینده خیانت می کنند.
رهبر انقلاب در تبیین راههای صحیح افزایش قدرت جذب تشکلهای دانشجویی، به ارائه حرفهای نو و تازه دینی، سیاسی و اجتماعی اشاره کردند و افزودند: مطالعه عمیق قرآن و نهج البلاغه، امکان طرح سخنان نو و جذاب را فراهم می آورد.
استفاده از روشهای هنری مانند تئاتر دانشجویی، کاریکاتور، طنز، نشریات صوتی، مراسم شعرخوانی از دیگر روشهایی بود که رهبر انقلاب به تشکلهای دانشجویی توصیه کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای سپس در تبیین سومین الزام افزایش جذابیت گروههای دانشجویی، «اقناع فکری و پرهیز از زور و تحمیل» را مورد تأکید قرار دادند.
ایشان خاطرنشان کردند: تفکر دینی را جز با اقناع نمی شود منتقل کرد البته ممکن است تحت تأثیر احساسات و هیجانات، برخی حرفها بدون اقناع فکری، پذیرفته شود اما این پذیرش چون اقناعی نیست، ماندگار نخواهد بود.
رهبر انقلاب با اشاره به سابقه استفاده گروههای مارکسیستی و کمونیستی از روشهای غیراقناعی و تحمیل عقاید خود، هشدار دادند: اگر برخی خبرها درباره فعال شدن دوباره جریان مارکسیستی در بعضی دانشگاهها، واقعیت داشته باشد، قطعاً پول امریکایی حامی این جریان است تا دانشجویان متفرق و شقه شقه شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای «بکارگیری اساتید ارزشی و خودداری از استفاده از عناصر نامطمئن برای نظام و کشور و مردم» را به تشکلهای دانشجویی توصیه و خاطرنشان کردند: عناصری نظیر کسانی که در سال 88 آن حوادث را براه انداختند و بدون هیچ منطقی با اسلامیت و جمهوریت نظام مخالفت کردند قابل اطمینان نیستند.
رهبر انقلاب «فهم واقعیات کشور» را از دیگر الزامات افزایش تأثیرگذاری جریانهای دانشجویی برشمردند.
ایشان افزودند: توقع از مسئولان برای کار و تلاش بیشتر، توقع درستی است اما باید واقعیات مثبت را نیز مشاهده کرد. حضرت آیت الله خامنه ای، پررنگتر شدن آرمانها و ناکام ماندن تلاش بعضی مجموعه ها برای به حاشیه راندن و حذف آرمانهای امام خمینی را از جمله واقعیات قابل توجه کشور دانستند.
ایشان یادآوری کردند پس از رحلت امام بزرگوار، عده ای بر اثر یک اشتباه، اهداف پنهان خود را برای کنار گذاشتن آرمانهای بزرگ امام علنی کردند که البته الان چون پخته تر شده اند دیگر به صراحت از این هدف حرف نمی زنند، اما عمل می کنند.
رهبر انقلاب افزودند: با وجود تلاشهای بی وقفه این عده در داخل و خارج و بکارگیری عناصر فکری، سیاسی و هنری، نشاط و حیات آرمانها در کشور اوج گرفته است و جوانانی که حتی واقعیات جذاب دوران امام و جنگ تحمیلی را ندیده اند با تمام وجود جذب آرمانهای اسلام و انقلاب شده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای «حضور و نفوذ شگفت آور و معنوی ایران» در منطقه را از دیگر واقعیاتی برشمردند که تشکلهای دانشجویی باید مورد توجه قرار دهند.
ایشان افزودند: با خبریم که امریکاییها و مرتجعان منطقه در نشستهای پنهان خود، برای یکدیگر از نفوذ ایران در منطقه درد دل می کنند اما کاری هم از دستشان بر نمی آید.
رهبر انقلاب با اشاره به بمباران صد روزه یمن و کشتار وحشیانه مردم بیگناه و مظلوم آن کشور افزودند: غربِ لیبرال و مدعی آزادیخواهی در برابر این جنایت سعودیها، لب از لب باز نمی کند و شورای امنیت در یکی از ننگین ترین قطعنامه های خود، بجای بمباران کنندگان، بمباران شوندگان را محکوم می کند.
ایشان، علت اصلی بمباران خانه و کاشانه مردم یمن را غیظ و عصبانیت سعودیها و حامیانشان از نفوذ ایران در منطقه برشمردند و افزودند: بر خلاف ادعاها، نفوذ ایران اسلامی در منطقه، موهبتی خدادادی است، نه فیزیکی و متکی بر سلاح، و ما همچون شهید بهشتی به دشمنان این ملت می گوییم از این عصبانیت و غیظ بمیرید.
رهبر انقلاب با توصیه به تشکلهای دانشجویی برای کار کردن روی مسائل منطقه ای و بین المللی از جمله قضایای یمن، عراق و سوریه، ایجاد تشکلهای دانشجویی برای استفاده در هنگام انتخابات را نوعی اهانت به جامعه دانشجویی خواندند و افزودند: جدای از این تشکلهای یکبار مصرف، تشکلهای اسلامی و علاقمند می توانند در حرکت عمومی کشور، بسیار مفید و تأثیرگذار باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش نخست سخنانشان، پس از شنیدن سخنان 9 نفر از نمایندگان تشکلها و جریانهای دانشجویی، با اشاره به اظهارات یکی از دانشجویان در خصوص بی فایده بودن «شعار بدون عمل»، گفتند: البته شعار پر محتوا، پر مضمون و حاکی از یک حقیقت قابل گسترش فکری، می تواند عوامل انسانی را به صحنه بکشاند و جهت دهنده و برانگیزاننده باشد.
«سختگیری در مقابل تشکلهای انقلابیِ دانشجویی»، محور انتقاد یکی از دانشجویان بود که رهبر انقلاب در این خصوص خطاب به وزیران علوم و بهداشت تأکید کردند: حرفهای تشکلهای دانشجویی انقلابی و اسلامی همان حرفها و مطالبات ماست و افرادی که در دانشگاهها، کارها و مسئولیتهای کلیدی در دست دارند مطلقاً نباید بر این تشکلها سختگیری و فضای فعالیت آنان را محدود کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با وارد دانستن انتقاد یکی دیگر از دانشجویان در خصوص ترویج برخی مسائل مُخلّ پیشرفتهای علمی در دانشگاهها نظیر برگزاری کنسرتهای موسیقی، گفتند: اینگونه کارها به بهانه ی نشاط بخشی به محیط دانشجویی، جزو غلط ترین کارهاست.
رهبر انقلاب سوق دادن جوانان به این فضاهای ناسالم را برنامه دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: پیشروان حرکت پرافتخار علمی امروز کشور در رشته های حساس و مهمی نظیر هسته ای و نانو، جوانان مؤمن و انقلابی بوده و هستند و دشمنان می خواهند امثال دکتر شهریاری ها و دکتر چمرانها، در دانشگاهها تربیت نشوند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: هر دو وزیر محترم علوم و بهداشت مورد اعتماد من هستند اما باید مراقبت کنند که افرادی در زیر مجموعه آنها، دانشجویان را با برخی کارها و برنامه های غلط، از گرایش انقلابی و اسلامی و معنویت دور نکنند.
«تشکیل کرسیهای آزاداندیشی به معنای واقعی» نکته دیگری در سخنان دانشجویان بود که رهبر انقلاب درخصوص آن گفتند: بنده کاملاً با چنین کاری موافقم و باید جوان دانشجوی مسلمانِ انقلابیِ ولایی، با خونسردی و با قدرت منطق و قوت استدلال، استدلالهای معارض را باطل کند که این ظرفیت امروز وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان درباره سخنان برخی نمایندگان و منصوبین رهبری و القای این نظرات به عنوان دیدگاههای رهبری گفتند: حرف این افراد، حرف خود آنهاست و حرف بنده را از خود بنده بشنوید. ایشان افزودند: منصوب شدگان از سوی رهبری حتی ممکن است در برخی مسائل سیاسی و اجتماعی نظر متفاوتی با بنده داشته باشند که این مسئله اشکالی ندارد، زیرا مسئله اصلی، جهت گیریهای کلی و انقلابی است.
رهبر انقلاب تأکید کردند: البته اگر کسی از قول بنده نکته خلاف واقع را مطرح کند، به او تذکر داده و خواسته می شود که آن مطلب را اصلاح کند.
«وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته ای» سؤال دیگری بود که یکی از دانشجویان مطرح کرد. رهبر انقلاب در پاسخ تأکید کردند: مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچگاه تعطیل پذیر نیست و امروز امریکا کامل ترین مصداق استکبار است.
ایشان افزودند: به مسئولین مذاکره کننده نیز گفته ایم که فقط در موضوع هسته ای حق دارید مذاکره کنید و با اینکه طرف امریکایی گاهی مسائل منطقه، از جمله سوریه و یمن را پیش می کشد، مسئولین ما می گویند در این مسائل مذاکره نمی کنیم.
رهبر انقلاب تأکید کردند: مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.
دانشجویی از رهبر انقلاب درخواست کرد پدران و مادران را به سهل گیری در ازدواج جوانان توصیه کنید.
حضرت آیت الله خامنه ای نیز پدران و مادران را به پرهیز از سختگیری دعوت کردند و گفتند: خداوند در قرآن وعده داده است که پس از ازدواج از فضل خود جوانان را غنی می کند و مشکلات برطرف می شود.
ایشان رسم خواستگاری و واسطه گری برای تسهیل ازدواج جوانان را رسمی ستودنی خواندند و گفتند: حل مشکلات ازدواج جوانان، به نفع دنیا و آخرت کشور و جامعه است.
رهبر انقلاب در همین زمینه مسئله مهم افزایش نسل را مورد اشاره قرار دادند و با اشاره به برخی گزارشها درباره عدم اجرای صحیح قانون درخصوص جلوگیری از منع باروری، خطاب به وزیر بهداشت تأکید کردند: به این مسئله رسیدگی کنید.
رهبر انقلاب با اظهار خرسندی عمیق و قبلی از دیدار با دانشجویان، حضور پرشور، پرانگیزه و با نشاط دانشجو و جوان ایرانی در عرصه مسائل گوناگون کشور را مسئله ای مهم و نقطه مقابل گزارشهایی خواندند که برخی مراکز مغرض آماری درباره افسردگی جوان ایرانی ارائه می دهند.
ایشان خاطرنشان کردند: این دروغ محض و خباثت آمیز، بهانه ای برای تجویز آزادیهای مبتذل است.
حضرت آیت الله خامنه ای جوان ایرانی را از با نشاط ترین، فعالترین و سرزنده ترین جوانان دنیا برشمردند و در مقابل، آمار بالای خودکشی جوانان اروپایی را نشانه افسردگی در دنیای غرب دانستند.
ایشان قتل حدود 80 کودک در حمله چند سال قبل یک جوان اروپایی و همچنین گرایش بالای جوانان اروپایی به عضویت در داعش برای خودکشی از طریق عملیات انتحاری را نمونه هایی از افسردگی جوان اروپایی خواندند و در مقابل تأکید کردند: جوان ایرانی که با زبان روزه و پس از شب زنده داری شب قدر، برای راهپیمایی روز قدس در گرمای شدید تابستان به خیابان می آید، سرزنده و با نشاط و فرسنگها از افسردگی به دور است.
در ابتدای این دیدار 9 نفر از نمایندگان تشکلهای دانشجویی آقایان:
- علی پهلوان کاشی – دبیر جامعه اسلامی دانشجویان
- کیوان عاصم کفاش – دبیرکل مجمع تشکلهای اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد
- وحید زارع – عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
- هادی ذوالفقاری – دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
- میکاییل دیانی – دبیر تشکیلات اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
- علی مهدیانفر – مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شمال
- حسین شهبازی زاده – دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی
و خانم ها:
- زینب السادات حسینی – عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
- صبا کرم – مسئول گروه جهادی پزشکی قرار گاه نجف
دیدگاهها و پیشنهادهای خود را به این شرح بیان کردند:
- ضرورت ارتباط بیشتر مسئولان قوا با دانشجویان
- تشکیل اتاق فکر برای رصد معضلات فرهنگی کشور
- زدودن نگاه سیاسی از حوزه فرهنگ
- جوانگرایی در اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی و در نظر گرفتن سهمی برای تشکلهای دانشجویی
- لزوم برخورد قانونی با خاطیان موضوع بورسیه ها
- تلاش بی وقفه برای جلوگیری از افت جایگاه علمی کشور در سطح جهانی
- لزوم تلاش مضاعف دستگاه قضایی برای مقابله با مفاسد مالی
- حمایت از تلاشهای تیم هسته ای برای ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و حفظ منافع ملی
- توجه به اقتصاد دانش بنیان
- ضرورت طرد عناصر فتنه گر از سمت های اجرایی
- لزوم جلوگیری از بروز التهاب در فضای ذهنی جامعه با خود داری از برجسته کردن اختلافات سیاسی
- استفاده لازم از ظرفیت تریبون های نماز جمعه و عدم ورود ائمه جمه به فعالیت های حزبی
- اتکاء به توان داخلی و مدیریت جهادی جهت عبور از مشکلات اقتصادی
- ضرورت جلوگیری از تحریف خط امام در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
- مسدود کردن فعالیت جریان نفوذی در حوزه ی فرهنگی دانشگاهها
- ضرورت انتقال تجربه مدیریت نسل اول انقلاب به نسل های بعد
- انتقاد از محدود کردن ظرفیت دیپلماسی کشور به موضوع هسته ای و مذاکره با امریکا
- انتقاد از تطبیق نادرستِ شرایط فعلی کشور با شرایط قبول صلح امام حسن (ع)
- لزوم توجه جدی مسئولان به محرومان و قشرهای ضعیف
/انتهای پیام/02 |
|
شناسه : 0efe5382-5ff1-4bf3-9a52-4a7e81e0021f |
مرگ بر آمریکا
DOWN WITH U.S.A
مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست/
*به وبلاگ چشمه ی سلطان ولی کریز سربزنید*
Ahmadesmaeili.blogfa.com
تگ : انقلاب ,دانشجویی ,رهبر ,ایشان ,تشکلهای ,افزودند ,رهبر انقلاب ,تشکلهای دانشجویی ,ایشان افزودند ,تعطیل پذیر ,جوان ایرانی ,رهبر انقلاب تأکید ,اسلا
منبع این نوشته
ملتزم، مستجار، شاذروان، المعجنه، از کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
ملتزم
یکی دیگر از اماکن بسیار مقدس وپر برکت مسجد الحرام ملتزم است ،وگفته شده است ، مابین حجر الاسود ودرب خانه خدا ملتزم نامیده می شو د بعلت اینکه مردم در آنجا ملتزم می شوند وآنجا دعا می کنند وجائی است که دعا در آن مستجاب است . به تعبیر دیگری،آنجا، جاي دعا واستغفاراست. در رابطه با ملتزم روایت دیگری از امام صادق (ع)نقل شده است که: راوی می گوید از امام صادق (ع ) پرسیدم ، در مورد ملتزم واینکه برای چه چیز ی ملتزم می شوند وچه چیزی در آن یاد آوری می شود ، فرمودند: نزد آن نهری از بهشت وجود دارد که اعمال بندگان در هر پنج شنبه رؤیت می شود .
مستجار
یکی دیگر از اماکن مهم وتاریخی مسجد الحرام مستجار است ، به قسمتي از ديوار پشت كعبه و كنار ركن يماني مستجار، گفته مي شود ،یعنی پناه گاه، جائی است که گنا هکاران به خداپناهنده می شوند پرده خانه را می گیرند دست روی کعبه می گذارند ،سفره دل را باز کرده ،آنچه را غیر از او نمی داند وکسی را یارای گفتن وشنیدنش در مجامع عمومی وبعضا جمع های خاص نیست به او می گویند ، او همه را می داندومی شنود ،وستار العیوب است وغفار الذنوب ، توبه می کنند، به درگاه او می نالند ،مورد مغفرت وآمرزش قرار می گیرند،گناهانشان بخشیده می شود ، همه امید وارند ،هیچ کس از اینجا ناامید بر نمی گردد مگر ابلیس، وتنها شیطان مأیوس از رحمت پرودگار است . اين مكان شاهد حادثه عظيم ورود فاطمه بنت اسد به درون كعبه بوده است،یعنی کعبه شکافته شد، علی اعلا ولیش را به درون خانه فراخواند وبه میزبانی وی پرداخت.
شاذروان
برآمدگي كوتاهي كه ديوار كعبه را از بيرون احاطه كرده و باقيمانده يا نشانه محل ديوارقبلي خانه است كه پس از باز سازي كعبه در زمان حجاج بن يوسف بيرون از خانه واقع شده و لذا از محيط داخلي كعبه كاسته است ، ( شاذر وان جزء خانه محسوب می شود بنا بر این اگر کسی از روی آن طواف کند طوافش باطل است زیرا برگرد خانه طواف نکرده است البته در شرایط فعلی نمی شود از روی آن طواف کرد لکن قبلا دیواره پهنی بود که همانند یک سکو اطراف بیت را گرفته بود ومی شد از روی آن راه رفت )
المعجنه
عجین در لغت عرب به معنای خمیر است ودراین مکان چون ملاط بنائی که شبیه خمیر است آماده می شد آنرا معجنه می نامیدند یعنی مکانی که در آن ملاط وگل برای بنائی درست می کردند.بنا بر این در نزديك شاذروان و ميان در كعبه و حجرالاسود گودالي بر روي زمين به عمق 30سانتيمتر و عرض 1.5متر وجود داشته است ، ومی گويند ابراهيم (ع)برای ساختن خانه خدا ، در اين مكان آب و خاك را با هم مخلوط مي كرد.
منبع : کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
تگ : خانه ,ملتزم ,كعبه ,طواف ,شوند ,شریفین نوشته ,اسماعیلی کریزی ,حرمین شریفین ,کتاب حرمین ,امام صادق ,حرمین شریفین نوشته ,کتاب حرمین شریفین
منبع این نوشته
شهادت آیتالله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی(1393/6/14)
-
نوشته شده توسط : Admin
شهادت آیتالله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی

شهید قدوسی در سال 1306 ه ش در خانواده ای روحانی در شهر نهاوند به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی اش را در زادگاهش به انجام رساند و در سال 1323ه ش وارد حوزه علمیه قم شد و دوره کامل فقه و اصول را در محضر آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی ره به پایان رسانید و به در جه اجتهاد نایل آمد. شهید قدوسی فلسفه را از استاد بزرگوار خویش علامه طباطبایی فراگرفت. قدوسی در میدان مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی از پیشگامان بود و سابقه مبارزاتی وی به سالها پیش از 15 خرداد 1342 بر می گردد. شهید قدوسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی ره به سمت دادستان انقلاب اسلامی برگزیده شد و پس از سی و یک ماه خدمت به دنبال انفجار یک بمب آتش زا در محل دادستانی کل انقلاب اسلامی به فیض عظمای شهادت نایل آمد. همچنین در این روز سرتیپ وحید دستجردی که خدمات شایانی به کشور و انقلاب کرد توسط منافقین کوردل به درجه رفیع شهادت نایل آمد.رییس شهربانی کل کشور( شهید دستجردی) در سال 1360هجری شمسی درحادثه بمب گذاری دفترنخست وزیری به درجه شهادت نایل آمد.
منبع : تقویم SunCalender
تگ : قدوسی ,شهادت ,نایل ,انقلاب ,شهید ,دستجردی ,انقلاب اسلامی ,شهادت نایل ,شهید قدوسی ,وحید دستجردی ,سرتیپ وحید ,شهادت آیتالله قدوسی
منبع این نوشته
دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ الْجِنَانِ وَ أَغْلِقْ عَنِّی فِیهِ أَبْوَابَ النِّیرَانِ وَ
وَفِّقْنِی فِیهِ لِتِلاوَهِ الْقُرْآنِ یَا مُنْزِلَ السَّکِینَهِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا در این ماه درهاى بهشتهایت را به رویم باز کن، و درهاى
آتش دوزخ را به روزیم بربند، و به تلاوت قرآن موفقم بدار، اى فرو
فرستنده آرامش در دل مؤمنان.

دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان
کوفه امشب التهاب محشر است
کوفه امشب کربلایی دیگر است
جبرئیل آوای غم سر داده است  
در فلک شوری دگر افتاده است
تیر غصه بر دل زارم نشست
تیغ دشمن فرق مولایم شکست
قلب مجنون سوی صحرا میرود
حیدر امشب سوی زهرا میرود
یارب تودراین روزنمااحسانم *
بررخ بگشای بابی ازرضوانم
*بربندبه رویم آتش نیران را*
کن بهره ورازتلاوت قرآنم
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
فرازهایي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
karizi.monoblog.ir
تگ : فِیهِ ,رمضان ,مبارک ,بیستم ,دعای ,مبارک رمضان ,فِیهِ أَبْوَابَ
منبع این نوشته
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی خبر داد سردار جوانی سخنران راهپیمایی روز قدس بجنورد
-
نوشته شده توسط : Admin
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی خبر داد
سردار جوانی سخنران راهپیمایی روز قدس بجنورد
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی گفت: سردار یدالله جوانی مشاور عالی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران سخنران راهپیمایی روز جهانی قدس بجنورد است.
حجتالاسلام محمدعلی سالاری امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در بجنورد اظهار کرد: سخنرانی سردار جوانی در جمع راهپیمایان مرکز خراسان شمالی در انتهای این مراسم در مصلی انجام خواهد شد.
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی با اشاره به اینکه در این مراسم آدمک اسرائیل به آتش کشیده خواهد شد، افزود: همچنین برنامههای فرهنگی برای روز قدس در نظر گرفته شده است.
وی با یادآوری اینکه مراسم راهپیمایی روز قدس در 35 نقطه استان خراسان شمالی برگزار میشود، حضور گسترده مردم در راهپیمایی روز قدس را باعث دلگرمی مردم مظلوم فلسطین عنوان کرد.
سالاری تصریح کرد: همه باید در این راهپیمایی شرکت کرده و بار دیگر وحدت و انسجام مسلمانان را به نمایش بگذارند.
وی با یادآوری اینکه روز جهانی قدس یکی از مناسبتهای بسیار مهم، تاریخی و انقلابی ایران اسلامی است، گفت: به طور حتم این روز به عنوان یک روز سرنوشتساز و روز فریاد آزادی قدس شریف از اشغالگری و ابراز انزجار از وحشیگری و کودککشی رژیم جعلی و نامشروع اسرائیل است.
رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی اظهار کرد: راهپیمایی روز جهانی قدس برای مردم ستمکشیده و زجر کشیده مظلوم فلسطین نوعی امیدواری و برای رژیم غاصب اسراییل یاسآفرین خواهد بود.
به گفته وی، این راهپیمایی میتواند ضربه مهلکی را بر رژیم اسرائیل غاصب و حامیان آنها وارد کند.
سالاری تاکید کرد: به طور قطع مردم همیشه در صحنه ما یکبار دیگر با حضور پر شور خود در راهپیمایی روز قدس فریاد مرگ برآمریکا و مرگ بر اسرائیل را فریاد خواهند زد و حماسهای بزرگ خلق خواهند کرد.
به گزارش فارس، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در 16 مردادماه سال 58 آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز همبستگی با مردم مظلوم فلسطین روز جهانی قدس نام نهادند.
انتهای پیام/63002/ب20/
تگ : شمالی ,خراسان ,اسلامی ,مردم ,تبلیغات ,شورای ,خراسان شمالی ,شورای هماهنگی ,اسلامی خراسان ,رئیس شورای ,تبلیغات اسلامی ,اسلامی خراسان شمالی ,رئیس
منبع این نوشته
بازدید مدیران و قضات سازمان قضایی خراسان رضوی از هنگ مرزی درگز
-
نوشته شده توسط : Admin
تاریخ : 29/ارديبهشت/1393 - 14:24
کد خبر : 32223
بازدید مدیران و قضات سازمان
قضایی خراسان رضوی از هنگ مرزی درگز
بسیج پرس- رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی به اتفاق دادستان نظامی و جمعی از قضات این سازمان از گروهان ها و پاسگاه های هنگ مرزی درگز بازدید کردند.
به گزارش بسیج پرس، در این بازدید که فرمانده مرزبانی استان نیر حضور داشت، حاضران ابتدا از بازارچه مرزی باجگیران در هر دو بخش ایران و ترکمنستان بازدید سپس با حضور در تک تک پاسگاه های مرزی پای صحبت های مرزداران نشستند.
ریس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی در جمع کارکنان هنگ مرزی درگز با اشاره به ارزش های معنوی مرزبانی گفت: شما مرزبانان میهن اسلامی در ثواب اعمال نیک و عبادات مؤمنینی که این آرامش و امنیت برای آنان فراهم شده، شریک هستید.
حجت الاسلام علی اسماعیلی افزود: برابر احادیث و روایات حفاظت از مرز اگر از چهل روز گذشت جهاد محسوب می شود و خداوند این نعمت بزرگ را به شما ارزانی کرده است.
وی گفت: مستحب است هر مسلمانی حداقل سه شب را به نگهبانی از مرزهای کشور اسلامی سپری نماید.
در پایان این بازدید، مدیران و قضات سازمان قضایی نیروهای مسلح استان با ابراز رضایت از وضعیت مرزبانی استان، از زحمات و تلاش های سردار تقوی فرمانده مرزبانی استان خراسان رضوی و سرهنگ علی میرزایی فرمانده هنگ مرزی درگز تقدیر و تشکر کردند.
انتهای پیام/
انتهای پیام//
منبع : سازمان قضایی نیروهای مسلح
تگ : سازمان ,مرزی ,قضایی ,درگز ,بازدید ,رضوی ,سازمان قضایی ,مرزی درگز ,خراسان رضوی ,نیروهای مسلح ,قضایی نیروهای ,سازمان قضایی نیروهای ,قضات سازمان قض
منبع این نوشته
غیرتمندان و مسئولان در برابر ترویج فرهنگ بدحجابی بایستند
-
نوشته شده توسط : Admin
امام جمعه بجنورد گفت: متأسفانه تفکر رضاخانی برخی افراد در پی ترویج بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی بوده و باید مردان و زنان باغیرت و مسئولین متدین در مقابل این رضاخان های جدید بایستند.
به گزارش نسیم نیوز، حجت الاسلام ابوالقاسم یعقوبی در خطبه های نماز جمعه این هفته مرکز خراسان شمالی که در محل مصلای امام خمینی(ره) بجنورد برگزار شد، با اشاره به روز عفاف و حجاب و سالگرد قیام خونین مسجد گوهرشاد، اظهار کرد: رضاخان در ایران سه جنایت بزرگ شامل تعطیل کردن عزداری امام حسین(ع)، الزام به استفاده از لباس متحدالشکل و کشف حجاب را مرتکب شد.
وی ادامه داد: رضاخان با تعطیل کردن مجالس عزاداری امام حسین(ع) در پی از بین بردن فرهنگ عاشورا و مقابله در برابر ظالم بود و با متحدالشکل کردن پوشش مردم و اجبار روحانیت به تغییر لباس نیز قصد داشت تا آدرس و شاخص های دین داری را در بین مردم از بین ببرد.
حجت الاسلام یعقوبی با بیان این که سومین جنایت رضاخان کشف حجاب بانوان بود که خسارتی بزرگ به جامعه اسلامی ایران وارد کرد، افزود: اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی فرهنگ بی حجابی و بدحجابی پایه ریزی شده از سوی رضاخان کمرنگ شد اما متأسفانه برخی رضاخان های جدید در کشور به وجود آمده اند.
رییس شورای فرهنگ عمومی خراسان شمالی با بیان این که فکر رضاخانی در برخی از افراد وجود دارد، تصریح کرد: امروز در کشوری که هزاران شهید در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرده، برخی حقوق افراد جامعه را رعایت نکرده و به گونه ای در خیابان و انظار عمومی ظاهر می شوند که باید در خانه و مقابل محرم خود ظاهر شوند.
وی با اشاره به شیوع دوچرخه سواری بانوان در خیابان های شهر، ضمن انتقاد از این روند از غیرت مندان و مسئولین خواست تا در برابر این بدعت محکم و استوار بایستند.
حجت الاسلام یعقوبی گفت: متأسفانه تفکر رضاخانی برخی افراد در پی ترویج بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی بوده و باید مردان و زنان باغیرت و مسئولین متدین در مقابل این رضاخان های جدید بایستند.
قائم مقام نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سالگرد حادثه هجدهم تیرماه سال 78، اظهار کرد: در این مقطع آشوب گران می خواستند نظام را به چالش بکشند اما حضور جانانه مردم در بیست و سوم تیر همان سال بساط آنها را در هم پیچید.
وی ادامه داد: منافقان و دشمنان 10 سال برنامه ریزی کرده و بار دیگر در سال 88 به خیابان ها آمدند تا خیال خام و امید واهی خود را محقق کنند و اگر چه برای چند ماه کشور را به آشوب کشیدند اما بار دیگر حضور مردم در نهم دی ماه سال 88 آنها را به عقب راند.
حجت الاسلام یعقوبی با بیان این که در فتنه سال 88 دشمنان به سراغ خواص رفته بودند، تصریح کرد: با شکست این فتنه دشمنان اکنون نقشه خود را تغییر داده اند و این بار قصد دارند با تأثیرگذاری بر روی عامه مردم به اهداف شوم خود برسند.
وی با اشاره به این که دشمن برای دست یابی به این هدف بیشترین سرمایه گذاری را بر روی فضای مجازی و رسانه ها کرده است، تصریح کرد: باید ملت ایران در برابر این توطئه نیز هوشیار بوده و همانند گذشته نقشه های شوم دشمنان را نقش بر آب کنند.
امام جمعه بجنورد در خاتمه از حضور پرشور مردم در مراسم راهپیمایی و تظاهرات روز جهانی قدس و نیز شب های قدر در استان قدردانی کرد.
تگ : رضاخان ,مردم ,امام ,بدحجابی ,بایستند ,برابر ,خراسان شمالی ,جامعه اسلامی ,الاسلام یعقوبی ,باید مردان ,اسلامی بوده ,فرهنگ بدحجابی بایستند ,ترویج
منبع این نوشته
زمزم : از کتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
زمزم
یکی از پاسخ های مثبت خداوند به توکل خالصانه ابراهیم وهاجر نزول رحمتی به نام زمزم بود،نسبت به نحوه اکتشاف آن چنین فرموده اند که: طفل ( اسماعیل) پای خودش را در جستجوی آب به زمین کشید ، پس چشمه زمزم جاری شد وهنگامی که هاجر از مروه به طرف کودک آمد و جوشش آب را دید جلو آمد و از ترس اینکه آب همه جارا فرا نگیرد مقداری خاک اطراف آن جمع کرد واگر اطراف چشمه رانمی بست آب فراگیر می شد.
درمورد خواص داروئی آن امام امیر المؤمنین (ع) فرمودند : سر چاه زمزم قرار گرفتن، درد را، زایل می کند ، پس بنوشید از آب آن ، از آن آبی که زیر رکن حجر الاسود قرار گرفته ، به جهت اینکه زیر حجر الاسود چهار نهر بهشتی قرار گرفته است ، که عبارتند از: فرات ، نیلُ، سیحان ، جیحان.
،ودر مورد آثار شفا بخش آن ، امام صادق( ع) از پدرش امام باقر(ع) روایت کرده است که :پیامبر (ص) فرمودند : آب زمزم دوا است برای هرچه آشامیده شود.
ودر حدیث دیگری آمده است که :آب زمزم شفا است برای هرکسی که، استفاده کند.
مضمون روایات فوق حاکی از آن است که ،آب زمزم را به هر نیتی بنوشی وبرای شفای هر دردی بیاشامی موجب شفای آن خواهد شد ،واین چاه دارای نام های مختلف ومتعددی است ودر روایتی، از امام صادق (ع) آمده است که : اسامی زمزم عبارتند از : جای پای جبرئیل ، گودال یاچاله اسماعیل ، گودال یاچاله عبدالمطلب، زمزم، بره، مضمونه، روا ء، شبعه ، طعام، مطعم، شفاء درد.
پس از بیان برخی از اسامی زمزم وخاصیت شفا بخش آن ،باید دانست که خداوند آنچنان برکتی براین آب قرار داده است که ، درهر روز ده هزار متر مكعب (ساعتي 765متر )از چاه زمزم آب كشيده مي شود تعداد كلمن ها سه هزار و در موسم حج پنج هزار است، و هر روز چهل تانكر به مسجد نبوي(مدینه منوره) حمل مي شود-هر سال در ايام حج و رمضان پنج میليون شيشه آب توزيع مي شود و 200ماشين ،آب سرد به مردم مي دهند. واز جهت تجزیه مواد معدنی و بهداشتی آنچه را تا امروز علم بشر به آن راه یافته است ،بی نظیر ودر حد یک معجزه است ،وبه طور یقین هزاران نکته نا شناخته دارد که شاید بعد ها بتواند درمعرض تجربه و آزمون علم خود نمائی کند ،پاره ای از خواص کشف شده ،توسط دانشمندان ،تابه امروز، به این شرح است : در آ ب زمزم موادي چون گوگرد/سديم/كلسيم/پتاسيم/منگنز/آهن/كربن و كلوريدات وجود دارد و اين املاح با تغييرفصول متفاوت است و هيچگاه به حد زيانبار نمي رسد. در شرايط فعلي با اشعه ما فوق بنفش كنترل مي شود و چنانچه احتمالا مواد زيانباري داشته باشد خنثي مي گردد.
بهتر ین وبد ترین آبها
از امام صادق( ع) از آباء گرامی شان از امیر المؤمنین (ع) نقل شده است ، که فرمودند: بهترین آب روی کره زمین آب زمزم است وبد ترین آبهای روی زمین آب وادی برهوت در حضرموت است( یمن) که شبها از روی سر کفار می گذرد .
دعا هنگام نوشیدن آب زمزم
امروز آثار دعا بر روی آب از نظر علمی نیز به اثبات رسیده است لذا توصیه شده است که ، اگر قادر به آشامیدن آب زمزم شدی قبل از رفتن به صفا ، بنوش ، وهنگام نوشیدن بگو: خدایا ، این آبرا برای من علم نافع ورزق واسع وشفای از هر درد ومریضی قرار ده . اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ
منبع : کتاب "حرمین شریفین" نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
تگ : زمزم ,امام ,هزار ,فرمودند ,صادق ,امام صادق ,حرمین شریفین ,شریفین نوشته ,کتاب حرمین ,اسماعیلی کریزی ,حرمین شریفین نوشته ,کتاب حرمین شریفین
منبع این نوشته
معرفی برگزیدگان جشنواره رای برتر سازمان قضایی نیروهای مسلح
-
نوشته شده توسط : Admin
|
معرفی برگزیدگان جشنواره رای برتر سازمان قضایی نیروهای مسلح |
|
|
|
در همايش سراسري مديران سازمان قضايي نيروهاي مسلح، استانها، قضات دادگاه، قضات دادسرا، روساي سازمانهاي قضايي و دادستانهاي نظامي برتر منتخب جشنواره راي معرفي شدند. |
به گزارش اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه به نقل از روابط عمومی سازمان قضایی نیروهای مسلح٬ استانهاي برگزيده به ترتيب عبارتند از: گيلان، آذربايجان غربي، کرمان، قم، لرستان، گيلان و خراسان شمالي.
همچنين محمد علي صادقي ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان همدان ـ به عنوان رئيس سازمان منتخب، سعيد بني سعيدلنگرودي ـ دادستان نظامي استان گيلان به عنوان دادستان نظامي برتر و حميد دلير ـ رئيس شعبه پنجم دادگاه نظامي يک تهران، علي مسگريان ـ رئيس شعبه دوم دادگاه نظامي يک خراسان رضوي ـ و موسي صميمي ـ رئيس شعبه يک دادگاه نظامي يک آذربايجان غربي ـ به ترتيب به عنوان نفرات اول تا سوم قضات برتر دادگاههاي نظامي معرفي شدند.
افراد شايسته تقدير دادگاه نيز عبارتند از: عبدالعباس قاسمي فرد ـ دادرس دادگاه نظامي يک کرمانشاه، محمدعلي صادقي ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان همدان، علياکبر جمشيدي ـ رئيس شعبه دوم دادگاه نظامي دوم گيلان، سيد محمدرضا بحرالعلوم ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان بوشهر ـ و سيد حسين موسوي معاف ـ دادرس شعبه دوم دادگاه نظامي يک تهران.
نادر فرامرزپور ـ سرپرست دادسراي نظامي ناحيه سيرجان، محمود رحماني ـ داديار شعبه چهارم دادسراي نظامي کرمانشاه ـ و رضا شفيعي دهکايي ـ داديار شعبه سوم دادسراي نظامي فارس ـ نيز به عنوان قضات برتر دادسرا مورد تقدير قرار گرفتند.
همچنين افراد شايسته تقدير دادسرا عبارتند از: بهرام عظيمي فشي ـ داديار شعبه دوم دادسراي نظامي کرمانشاه، سيامک صفري ـ بازپرس دادسراي نظامي آذربايجان غربي، سعيد بني سعيد لنگردوي ـ دادستان نظامي گيلان، علي صفري ـ معاون دادستان نظامي کرمان ـ و دارا دهنوي ـ داديار شعبه دوم دادسراي نظامي ايلام.
در این همایش حجتالاسلام محمد مصدق معاون قضايي و حقوقي سازمان قضايي نيروهاي مسلح اظهار داشت: جشنواره راي برتر صرفا يک مسابقه نيست بلکه ارزيابي علمي کار همکاران قضايي در سراسر کشور است.
معاون قضايي و حقوقي سازمان قضايي نيروهاي مسلح با بيان اينکه نقاط قوت و ضعف آراي ارسالي قضات در قالب کتابي منتشر خواهد شد، گفت: اين آرا ضمن آنکه به عنوان يک ارزيابي کلي از وضعيت علمي همکاران قضايي در اختيار معاونت نظارت و بازرسي قرار خواهد گرفت، در اين کتاب نيز به نمايش در خواهد آمد.
حجتالاسلام مصدق همچنين با اشاره به اختياري بودن حضور در جشنواره راي برتر در سال جاري، افزود: توصيه ما به روساي سازمانهاي قضايي نيروهاي مسلح اين است که قضات را به شرکت در اين جشنواره تشويق کنند چون دقت در شاخصها، در نحوه صدور آرا و قرارها بسيار موثر است.
معاون سازمان قضايي نيروهاي مسلح ضمن تقدير از هيات داوران اين جشنواره، گفت: با توجه به حجم بالاي آرا، تعداد داوران از 6 نفر به 12 نفر افزايش يافت و آراي واصله کدگذاري شد تا در زمان بررسي، صاحب راي شناسايي نشود.
111-222
|
کد: 33715
گروه: حوزه رياست
نویسنده خبر: خبرنگار قوه قضائیه
ساعت: 12:12 ب.ظ |
|
تگ : نظامي ,قضايي ,سازمان ,شعبه ,مسلح ,نيروهاي ,قضايي نيروهاي ,سازمان قضايي ,نيروهاي مسلح ,دادگاه نظامي ,دادسراي نظامي ,سازمان قضايي نيروهاي ,رئيس س
منبع این نوشته
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
|
استاد شهيد مرتضى مطهرى
زندگانى امام صادق عليه السلام (1)
به مناسبت اينكه امروز روز وفات امام ششم،صادق اهل البيت عليهم السلام است،سخنان من در اطراف آن خصيتبزرگوار و نكاتى از سيرت آن حضرت خواهد بود.
امام صادق عليه السلام در ماه ربيع الاول سال 83 هجرى در زمان خلافت عبد الملك بن مروان اموى به دنيا آمد،و در ماه شوال يا ماه رجب در سال 148 هجرى در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسى از دنيا رحلت كرد.در زمان يك خليفه با هوش سفاك اموى به دنيا آمد و در زمان يك خليفه مقتدر با هوش سفاك عباسى از دنيا رحلت كرد،و در آن بين شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانى به دودمان ديگر بود.
مادر آن حضرت،همان طورى كه در كافى و بحار و ساير كتب ضبط شده،ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبكر مىرسيد و چون قاسم بن محمد بن ابى بكر با دختر عموى خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ازدواج كرده بود،بنابر اين مادر آن حضرت،هم از طرف پدر نواده ابو بكر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق مىفرموده:«ولدنى ابو بكر مرتين»يعنى ابو بكر دو بار مرا به دنيا آورد،از دو راه نسب من به ابو بكر مىرسد.
فرصت طلايى
امام صادق عليه السلام شيخ الائمه است،از همه ائمه ديگر عمر بيشترى نصيب ايشان شد،شصت و پنجساله بود كه از دنيا رحلت فرمود.عمر نسبتا طويل آن حضرت و فتورى كه در دستگاه خلافت رخ داد كه امويان و عباسيان سر گرم زد و خورد با يكديگر بودند فرصتى طلايى براى امام به وجود آورد كه بساط افاضه و تعليم را بگستراند و به تعليم و تربيت و تاسيس حوزه علمى عظيمى بپردازد،جمله«قال الصادق»شعار علم حديث گردد،و به نشر و پخش حقايق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر كس از علما و دانشمندان اعم از شيعى مذهب و غيره كه نام آن حضرت را در كتب و آثار خود ذكر كردهاند با ذكر حوزه و مدرسهاى كه آن حضرت تاسيس كرد و شاگردان زيادى كه تربيت كرد و رونقى كه به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذكر كردهاند،همان طورى كه همه به مقام تقوا و معنويت و عبادت آن حضرت نيز اعتراف كردهاند.
شيخ مفيد از علماى شيعه مىگويد آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده كه در همه بلاد منتشر شده.از هيچ كدام از علماى اهل بيت آنقدر كه از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حديث نام كسانى را كه در خدمت آن حضرت شاگردى كردهاند و از خرمن وجودش خوشه گرفتهاند ضبط كردهاند،چهار هزار نفر بودهاند و در ميان اينها از همه طبقات و صاحبان عقايد و آراء و افكار گوناگون بودهاند.
محمد بن عبد الكريم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مىگويد:«هو ذو علم غزير،و ادب كامل فى الحكمة،و زهد فى الدنيا،و ورع عن الشهوات.»يعنى او،هم داراى علم و حكمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى كامل بود،بعد مىگويد مدتها در مدينه بود،شاگردان و شيعيان خود را تعليم مىكرد،و مدتى هم در عراق اقامت كرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و رياست نشد و سر گرم تعليم و تربيتبود.در آخر كلامش در بيان علت اينكه امام صادق توجهى به جاه و مقام و رياست نداشت اين طور مىگويد:«من غرق فى بحر المعرفة لم يقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقيقة لم يخف من حط.»يعنى آن كه در درياى معارف غوطهور استبه خشكى ساحل تن در نمىدهد،و كسى كه به قله اعلاى حقيقت رسيده نگران پستى و انحطاط نيست.
كلماتى كه بزرگان اسلامى از هر فرقه و مذهب در تجليل مقام امام صادق صلوات الله عليه گفتهاند زياد است،منظورم نقل آنها نيست،منظورم اشارهاى بود به اينكه هر كس امام صادق عليه السلام را مىشناسد آن حضرت را با حوزه و مدرسهاى عظيم و پر نفع و ثمر كه آثارش هنوز باقى و زنده است مىشناسد.حوزههاى علميه امروز شيعه امتداد حوزه آن روز آن حضرت است.
سخن در اطراف امام صادق سلام الله عليه ميدان وسيعى دارد.در قسمتهاى مختلف مىتوان سخن گفت زيرا اولا سخنان خود آن حضرت در قسمتهاى مختلف مخصوصا در حكمت عملى و موعظه زياد است و شايسته عنوان كردن است،ثانيا در تاريخ زندگى آن حضرت قضاياى جالب و آموزنده فراوان است.بعلاوه احتجاجات و استدلالات عالى و پر معنى با دهريين و ارباب اديان و متكلمان فرق ديگر اسلامى و صاحبان آراء و عقايد مختلف،بسيار دارد كه همه قابل استفاده است.گذشته از همه اينها تاريخ معاصر آن حضرت كه با خود آن حضرت يا شاگردان آن حضرت مرتبط استشنيدنى و آموختنى است.
سيرت و روش امام
اين بنده امروز عرايض خود را اختصاص مىدهم به مقايسهاى بين سيرت و روشى كه امام صادق عليه السلام در زمان خود انتخاب كرد با سيرت و روشى كه بعضى از اجداد بزرگوار آن حضرت داشتند كه گاهى به ظاهر مخالف يكديگر مىنمايد.رمز و سر اين مطلب را عرض مىكنم و از همين جا يك نكته مهم را استفاده مىكنم كه براى امروز ما و براى هميشه بسيار سودمند است.
فايده سيره هاى گوناگون معصومين
ما شيعيان كه به امامت ائمه دوازدهگانه اعتقاد داريم و همه آنها را اوصياء پيغمبر اكرم و مفسر و توضيح دهنده حقايق اسلام مىدانيم و گفتار آنها را گفتار پيغمبر و كردار آنها را كردار پيغمبر و سيرت آنها را سيرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مىدانيم،از امكاناتى در شناختحقايق اسلامى بهرهمنديم كه ديگران محرومند،و چون وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام-كه امام يازدهم است و بعد از ايشان دوره غيبت پيش آمد-در سال 260 واقع شد،از نظر ما شيعيان مثل اين است كه پيغمبر اكرم تا سال 260 هجرى زنده بود و در همه اين زمانها با همه تحولات و تغييرات و اختلاف شرايط و اوضاع و مقتضيات حاضر بود.
البته نمىخواهم بگويم كه اثر وجود پيغمبر اكرم اگر زنده بود چه بود و آيا اگر فرضا آن حضرت در اين مدت حيات مىداشت چه حوادثى در عالم اسلام[پيش]مىآمد،نه،بلكه مقصودم اين است كه از نظر ما شيعيان كه معتقد به امامت و وصايت هستيم،وجود ائمه اطهار از جنبه حجيت قطعى گفتار و كردار و سيرت در اين مدت طولانى مثل اين است كه شخص پيغمبر-ولى نه در لباس نبوت و زعامتبلكه در لباس يك فرد مسلمان عامل به وظيفه-وجود داشته باشد و دورههاى مختلفى را كه بر عالم اسلام در آن مدت گذشتشاهد باشد و در هر دورهاى وظيفه خود را بدون خطا و اشتباه، متناسب با همان دوره انجام دهد.
بديهى است كه با اين فرض،مسلمانان بهتر و روشنتر مىتوانند وظايف خود را در هر عصر و زمانى در يابند و تشخيص دهند.
تعارض ظاهرى سيره ها و ضرورت حل آنها
ما در سيرت پيشوايان دين به امورى بر مىخوريم كه به حسب ظاهر با يكديگر تناقض و تعارض دارند،همچنان كه در اخبار و آثارى كه از پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده مىشود.در آن قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است،علما در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمدهاند كه در محل خود مذكور است.در سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادى امر ديده مىشود،بايد ديد راه حل آن چيست؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده،تعارضها حل نگردد و هر كسى يك خبر و حديثى را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند مستلزم هرج و مرج خواهد بود.سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر اختلاف دارد همين طور است،اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى خواهد بود.ممكن است هر كسى به هواى نفس خود يك راهى را پيش بگيرد و بعد آن را با عملى كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكى از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند،باز يك نفر ديگر به هواى خود و مطابق ميل و سليقه خود راهى ديگر ضد آن راه را پيش بگيرد و او هم به يك عملى از يكى از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسى مطابق ميل و سليقه و هواى نفس خود راهى پيش بگيرد و براى خود مستندى هم پيدا كند.
مثلا ممكن استيك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سختگير باشد و زندگى با قناعت و كم خرجى را بپسندد،همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر خودت و خانوادهات سخت مىگيرى بگويد رسول خدا و على مرتضى همين طور بودند،آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند و غذاى لذيذ نخوردند و مركوب عالى سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند،آنها نان جو مىخوردند و كرباس مىپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار مىشدند و در خانه گلى سكنى مىگزيدند.
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد،و اگر از او سؤال شود كه چرا به كم نمىسازى و قناعت نمىكنى و زهد نمىورزى،بگويد چون امام حسن مجتبى و يا امام جعفر صادق اين طور بودند،آنها از غذاى لذيذ پرهيز نداشتند،جامه خوب مىپوشيدند،مركوب عالى سوار مىشدند،مساكن مجلل هم احيانا داشتند.
همچنين ممكن استيك نفر يا افرادى طبعا و مزاجا سر پرشورى داشته باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و براى توجيه عمل خود به سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام يا به نهضتحسينى عليه السلام استدلال كنند،و يك نفر يا افراد ديگر كه بر عكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزوىاند و در نفس خود شهامت و جراتى نمىبينند،موضوع تقيه و راه و روش امام صادق عليه السلام يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند.آن كس كه مثلا طبعا معاشرتى و اجتماعى استبه عمل و سيرت يك امام و آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايى استبه سيرت يك امام ديگر متوسل شود.
بديهى است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و معنى دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمىگيرد، بلكه وسيلهاى خواهد بود براى اينكه هر كسى راه توجيهى براى عمل خود پيدا كند و به دعوت و سخن كسى گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد.
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهرى در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام ديده مىشود،مىبينيم مثلا حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه صلح مىكند و اما امام حسين عليه السلام قيام مىكند و تسليم نمىشود تا شهيد مىگردد، مىبينيم كه رسول خدا و على مرتضى در زمان خودشان زاهدانه زندگى مىكردند و احتراز داشتند از تنعم و تجمل،ولى ساير ائمه اين طور نبودند.پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت.
درس و تعليم نه تعارض
گفتم بايد اين تعارض را حل كرد و رمز آن را دريافت.بلى بايد رمز آن را دريافت.واقعا رمز و سرى دارد.اين تعارض با ساير تعارضها فرق دارد،تعارضى نيست كه روات و ناقلان احاديثبه وجود آورده باشند و وظيفه ما آن گونه حل و رفع باشد كه معمولا در تعارض نقلها مىشود،بلكه تعارضى است كه خود اسلام به وجود آورده،يعنى روح زنده و سيال تعليمات اسلامى آن را ايجاب مىكند.بنابراين اين تعارضها در واقع درس و تعليم است نه تعارض و تناقض،درس بسيار بزرگ و پر معنى و آموزنده.
مطلب را در اطراف همان دو مثالى كه عرض كردم توضيح مىدهم.يكى مثال سختگيرى و زندگى زاهدانه،در مقابل زندگى مقرون به تجمل و توسعه در وسائل زندگى،و يكى هم مثال قيام و نهضت،در مقابل سكوت و تقيه.همين دو مثال براى نمونه كافى است.اما مثال اول:
فلسفه زهد
به طور مسلم رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام زاهدانه زندگى مىكردند و در زندگى بر خود سخت مىگرفتند. اين عمل را دو نحو مىتوان تفسير كرد.يكى اينكه بگوييم دستور اسلام به طور مطلق براى بشر اين است كه از نعمتها و خيرهاى اين جهان محترز باشد.اسلام همان طورى كه به اخلاص در عمل،و توحيد در عبادت،و به صدق و امانت و صفا و محبت دستور مىدهد،به احتراز و اعراض از نعمتهاى دنيا هم دستور مىدهد.همان طورى كه آن امور بالذات براى بشر كمالند و در همه زمانها مردم بايد موحد باشند،صدق و امانت و صفا و محبت داشته باشند،از دروغ و دغل و زبونى پرهيز داشته باشند،همين طور در همه زمانها و در هر نوع شرايطى لازم است كه از نعمتها و خيرات دنيا احتراز داشته باشند.
تفسير ديگر اينكه بگوييم فرق استبين آن امور كه مربوط به عقيده و يا اخلاق و يا رابطه انسان با خداى خودش است و بين اين امر كه مربوط به انتخاب طرز معيشت است.اينكه رسول خدا و على مرتضى بر خود در غذا و لباس و مسكن و غيره سخت مىگرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در زندگى بالذات زشت و نا پسند است،بلكه مربوط به چيزهاى ديگر بوده،يكى مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه براى عموم مردم وسيله فراهم نبود،فقر عمومى زياد بود.در همچو اوضاعى مواسات و همدردى اقتضا مىكرد كه به كم قناعت كنند و ما بقى را انفاق كنند.بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند،وظيفه زعيم و پيشوا كه چشم همه به اوستبا ديگران فرق دارد.
وقتى كه على عليه السلام در بصره بر مردى به نام علاء بن زياد حارثى وارد شد،او از برادرش شكايت كرد و گفتبرادرم تارك دنيا شده و جامه كهنه پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده.فرمود حاضرش كنيد.وقتى كه حاضر شد فرمود چرا بر خود سخت مىگيرى و خود را زجر مىدهى؟چرا بر زن و بچهات رحم نمىكنى؟آيا خداوند كه نعمتهاى پاكيزه دنيا را آفريده و حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنى؟آيا تو اين طور فكر مىكنى كه خداوند دوست نمىدارد بندهاش از نعمتش بهره ببرد؟
عرض كرد:«هذا انت فى خشونه ملبسك و جشوبة ماكلك» (2) گفتيا امير المؤمنين!خودت هم كه مثل منى،تو هم كه از جامه خوب و غذاى خوب پرهيز دارى.
فرمود من با تو فرق دارم،من امام و پيشواى امتم،مسؤول زندگى عمومى هستم،بايد در توسعه و رفاه زندگى عمومى تا آن حدى كه مقدور استسعى كنم.آن اندازه كه ميسر نشد و مردمى فقير باقى ماندند،بر من از آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيفترين و فقيرترين مردم زندگى كنم تا فقر و محروميت،فقرا را زياد ناراحت نكند،لا اقل از آلام روحى آنها بكاهم،موجب تسلى خاطر آنها گردم.
اين بود دو نوع تفسيرى كه از طرز زندگانى زاهدانه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام مىتوان كرد.
اگر تفسير اول صحيح مىبود مىبايست همه در همه زمانها خواه آنكه وسيله براى عموم فراهم باشد خواه نباشد،خواه آنكه مردم در وسعتباشند خواه نباشند آن طور زندگى كنند و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجه اول از آن طرز زندگى پيروى مىكردند،و اما اگر تفسير دوم صحيح است،نه،لازم نيست همه از آن پيروى كنند،آن طور زندگى مربوط به اوضاعى نظير اوضاع آن زمان بوده،در زمانهاى غير مشابه با آن زمان،پيروى لازم نيست.
وقتى كه به احوال و زندگى و سخنان امام صادق عليه السلام مراجعه مىكنيم مىبينيم آن حضرت كه ظاهر زندگىاش با پيغمبر و على فرق دارد،به خاطر همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش درباره فلسفه زهد گوشزد كرده است.
اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد.
در زمان امام صادق عليه السلام گروهى پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير مىكردند،معتقد بودند كه مسلمان هميشه و در هر زمانى بايد كوشش كند از نعمتهاى دنيا احتراز كند.به اين مسلك و روش خود نام«زهد»مىدادند و خودشان در آن زمان به نام«متصوفه»خوانده مىشدند.سفيان ثورى يكى از آنهاست.سفيان يكى از فقهاى تسنن به شمار مىرود و در كتب فقهى اقوال و آراء او زياد نقل مىشود.اين شخص معاصر با امام صادق است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكرده.
در كافى مىنويسد روزى سفيان بر آن حضرت وارد شد،ديد امام جامه سفيد و لطيف و زيبايى پوشيده،اعتراض كرد و گفتيا ابن رسول الله سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازى،امام به او فرمود:ممكن است اين گمان براى تو از وضع زندگى رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد.آن وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كردهاى اين يك وظيفهاى است از طرف خداوند مثل ساير وظايف،و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و همان طور زندگى كنند.اما بدان كه اين طور نيست.رسول خدا در زمانى و جايى زندگى مىكرد كه فقر و تنگدستى مستولى بود،عامه مردم از داشتن وسايل و لوازم اوليه زندگى محروم بودند.اگر در عصرى و زمانى وسايل و لوازم فراهم شد،ديگر دليلى براى آن طرز زندگى نيست، بلكه سزاوارترين مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى،مسلمانان و صالحانند نه ديگران.
اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادى بر مدعاى خود و بطلان مدعاى آنها كرد كه فعلا مجال نقل همه آنها نيست (3) .
اصول ثابت و اصول متغير
اين اختلاف و تعارض ظاهرى سيرت،به كمك بياناتى كه از پيشوايان دين رسيده،براى ما روشن مىكند از نظر اسلام در باب معيشت و لوازم زندگى چيزهايى است كه اصول ثابت و تغيير ناپذير به شمار مىروند و چيزهايى است كه اين طور نيست.
يك اصل ثابت و تغيير ناپذير اين است كه يك نفر مسلمان بايد زندگى خود را از زندگى عمومى جدا نداند،بايد زندگى خود را با زندگى عموم تطبيق دهد.معنى ندارد در حالى كه عموم مردم در بدبختى زندگى مىكنند عده ديگر با مستمسك قرار دادن قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق (4) در درياى نعمت غوطهور بشوند هر چند فرض كنيم كه از راه حلال به چنگ آورده باشند.
خود امام صادق سلام الله عليه كه به اقتضاى زمان،زندگى را بر خاندان خود توسعه داده بود،يك وقت اتفاق افتاد كه نرخ خواربار ترقى كرد و قحط و غلا پديد آمد.به خادم خود فرمود چقدر آذوقه و گندم ذخيره موجود داريم؟عرض كرد:زياد داريم،تا چند ماه ما را بس است.فرمود همه آنها را ببر و در بازار به مردم بفروش،گفت اگر بفروشم ديگر نخواهم توانست گندمى تهيه كنم.فرمود لازم نيست،بعد مثل ساير مردم روز به روز از نانوايى تهيه خواهيم كرد،و دستور داد از آن به بعد خادم نانى كه تهيه مىكند نصف جو و نصف گندم باشد،يعنى از همان نانى باشد كه اكثر مردم استفاده مىكردند.فرمود: من تمكن دارم به فرزندان خودم در اين سختى و تنگدستى نان گندم بدهم،اما دوست دارم خداوند ببيند من با مردم مواسات مىكنم.
اصل ثابت و تغيير ناپذير ديگرى كه در همه حال و همه زمانها پسنديده است،زهد به معنى عزت نفس و مناعت طبع و بلند نظرى است كه انسان در همه حال و همه زمانها خوب است نسبتبه امور مادى بى اعتنا باشد،دين را به دنيا،و فضيلت و اخلاق را به پول و مقام نفروشد،به امور مادى به چشم وسيله نگاه كند نه به چشم هدف و مقصد.
اما ساير امور كه مربوط به توسعه و تضييق و بود و نبود وسايل زندگى استيك امر ثابت و تغيير ناپذيرى نيست.ممكن است در زمانى تكليف جورى اقتضا كند و در زمانى ديگر جور ديگر،همان طورى كه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام طورى زندگى كردند و ساير ائمه عليهم السلام طور ديگر.
قيام يا سكوت؟
مثال ديگر كه مثال زدم مساله قيام و سكوت بود.اين مساله هم بسيار قابل بحث است،فرصت نخواهد بود كه در اين جلسه به طور كامل در اطراف اين مطلب بحث كنم.براى نمونه سيد الشهداء سلام الله عليه را از يك طرف،و امام صادق عليه السلام را از طرف ديگر ذكر مىكنم.
امام حسين عليه السلام بدون پروا،با آنكه قرائن و نشانهها حتى گفتههاى خود آن حضرت حكايت مىكرد كه شهيد خواهد شد،قيام كرد.ولى امام صادق عليه السلام با آنكه به سراغش رفتند اعتنا ننمود و قيام نكرد،ترجيح داد كه در خانه بنشيند و به كار تعليم و تدريس و ارشاد بپردازد.
به ظاهر،تعارض و تناقضى به نظر مىرسد كه اگر در مقابل ظلم بايد قيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد پس چرا امام صادق عليه السلام قيام نكرد بلكه در زندگى مطلقا راه تقيه پيش گرفت،و اگر بايد تقيه كرد و وظيفه امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم بپردازد پس چرا امام حسين عليه السلام اين كار را نكرد؟در اينجا لازم است اشارهاى به اوضاع سياسى زمان حضرت صادق عليه السلام بكنم و بعد به جواب اين سؤال بپردازم.
اوضاع سياسى در عهد امام صادق (عليه السلام)
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموى به دودمان عباسى منتقل شد.
عباسيان از بنى هاشماند و عموزادگان علويين به شمار مىروند.در آخر عهد امويين كه كار مروان بن محمد،آخرين خليفه اموى،به عللى سستشد،گروهى از عباسيين و علويين دستبه كار تبليغ و دعوت شدند.
علويين دو دسته بودند:بنى الحسن كه اولاد امام مجتبى بودند،و بنى الحسين كه اولاد سيد الشهداء عليهما السلام بودند.غالب بنى الحسين كه در راسشان حضرت صادق عليه السلام بود از فعاليت ابا كردند.مكرر حضرت صادق دعوت شد و نپذيرفت.ابتداى امر سخن در اطراف علويين بود.عباسيين به ظاهر به نفع علويين تبليغ مىكردند.سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهيم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن،معروف به«نفس زكيه»بيعت كردند و حتى منصور-كه بعدها قاتل همين محمد شد-در آغاز امر ركاب عبد الله بن حسن را مىگرفت و مانند يك خدمتكار جامه او را روى زين اسب مرتب مىكرد،زيرا عباسيان مىدانستند كه زمينه و محبوبيت از علويين است.عباسيين مردمى نبودند كه دلشان به حال دين سوخته باشد.هدفشان دنيا بود و چيزى جز مقام و رياست و خلافت نمىخواستند.حضرت صادق عليه السلام از اول از همكارى با اينها امتناع ورزيد.
بنى العباس از همان اول كه دعات و مبلغين را مىفرستادند،به نام شخص معين نمىفرستادند،به عنوان«الرضا من آل محمد»يا«الرضى من آل محمد»يعنى«يكى از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه شايسته باشد»تبليغ مىكردند و در نهان جاده را براى خود صاف مىكردند.دو نفر از دعات آنها از همه معروفترند،يكى عرب به نام«ابو سلمه خلال»كه در كوفه مخفى مىزيست و ساير دعات و مبلغين را اداره مىكرد و به او«وزير آل محمد»لقب داده بودند،و اولين بار كلمه«وزير»در اسلام به او گفته شد،و يكى ايرانى كه همان سردار معروف،ابو مسلم خراسانى است و به او«امير آل محمد»لقب داده بودند.
مطابق نقل مسعودى در مروج الذهب،بعد از كشته شدن ابراهيم امام(برادر بزرگتر سفاح و منصور كه سفاح را وصى و جانشين خود قرار داده بود)نظر ابو سلمه بر اين شد كه دعوت را از عباسيين به علويين متوجه كند.دو نامه به يك مضمون به مدينه نوشت و به وسيله يك نفر فرستاد،يكى براى حضرت صادق عليه السلام كه راس و رئيس بنى الحسين بود و يكى براى عبد الله بن الحسن بن الحسن كه بزرگ بنى الحسن بود.امام صادق عليه السلام به آن نامه اعتنايى نكرد و هنگامى كه فرستاده اصرار كرد و جواب خواست،در حضور خود او نامه را با شعله چراغ سوخت و فرمود جواب نامهات اين است.اما عبد الله بن الحسن فريب خورد و خوشحال شد و با اينكه حضرت صادق عليه السلام به او فرمود كه فايده ندارد و بنى العباس نخواهند گذاشت كار بر تو و فرزندان تو مستقر گردد عبد الله قانع نشد،و قبل از آنكه جواب نامه عبد الله به ابو سلمه برسد سفاح كه به ابو سلمه بدگمان شده بود با جلب نظر و موافقت ابو مسلم ابو سلمه را كشت و شهرت دادند كه خوارج او را كشتهاند،و بعد هم خود عبد الله و فرزندانش گرفتار و كشته شدند.اين بود جريان ابا و امتناع امام صادق عليه السلام از قبول خلافت.
علت امتناع امام
ابا و امتناع امام صادق تنها به اين علت نبود كه مىدانستبنى العباس مانع خواهند شد و آن حضرت را شهيد خواهند كرد.اگر مىدانست كه شهادت آن حضرت براى اسلام و مسلمين اثر بهترى دارد شهادت را انتخاب مىكرد همان طورى كه امام حسين عليه السلام به همين دليل شهادت را انتخاب كرد.در آن عصر-كه به خصوصيات آن اشاره خواهيم كرد-آن چيزى كه بهتر و مفيدتر بود رهبرى يك نهضت علمى و فكرى و تربيتى بود كه اثر آن تا امروز هست،همان طورى كه در عصر امام حسين آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آنطور بجا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقى است.
جان مطلب همين جاست كه در همه اين كارها،از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيهها،بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.اينها امورى نيست كه به شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو و غسل و نماز و روزه صورت بگيرد.اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مىكند.گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافعتر است و گاهى اثر سكوت و تقيه.گاهى شكل و صورت قيام فرق مىكند.همه اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز،و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد،اشتباه تشخيص دادن زيانها به اسلام مىرساند.
اوضاع اجتماعى عهد امام
امام صادق عليه السلام در عصر و زمانى واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسى،يك سلسله حوادث اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود،لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند.مقتضيات زمان امام صادق عليه السلام كه در نيمه اول قرن دوم مىزيستبا زمان سيد الشهداء عليه السلام كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلى فرق داشت.
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامى براى مردانى كه مىخواستند به اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافتبود،ساير جبههها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر به وجود آمده بود اهميتى پيدا نكرده بود،حوادث عالم اسلام همه مربوط به دستگاه خلافتبود و مردم از لحاظ روحى و فكرى هنوز به بساطت و سادگى صدر اول زندگى مىكردند.اما بعدها و در زمانهاى بعد تدريجا به علل مختلف جبهههاى ديگر به وجود آمد،جبهههاى علمى و فكرى.يك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظيم در ميان مسلمين آغاز شد.نحلهها و مذهبها در اصول دين و فروع دين پيدا شدند.به قول يكى از مورخين،مسلمانان در اين وقت از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند.علوم اسلامى در حال تدوين بود.در اين زمان يعنى در زمان امام صادق عليه السلام از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتى به وجود آورد و مانع بيان حقايق را تا حدى از بين برد،و از طرف ديگر در ميان مسلمانان يك شور و هيجان براى فهميدن و تحقيق پيدا شد،لازم بود شخصى مثل امام صادق عليه السلام اين جبهه را رهبرى كند و بساط تعليم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمى در معارف و احكام و اخلاق بپردازد. در زمانهاى قبل همچو زمينهها نبود،همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانى در مردم نبود.
در تاريخ زندگى امام صادق عليه السلام يك جا مىبينيم زنادقه و دهريينى از قبيل ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى و حتى ابن مقفع مىآيند و با آن حضرت محاجه مىكنند و جوابهاى كافى مىگيرند.احتجاجات بسيار مفصل و طولانى از آن حضرت در اين زمينهها باقى است كه به راستى اعجاب آور است.توحيد مفضل كه رسالهاى است طولانى در اين زمينه، در اثر يك مباحثه بين مفضل از اصحاب آن حضرت و بين يك نفر دهرى مسلك و رجوع كردن مفضل به امام صادق عليه السلام پديد آمد.
در جاى ديگر مىبينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن عطا كه مردمان مفكرى بودند مىآمدند و در مسائل الهى يا مسائل اجتماعى سؤال و جواب مىكردند و مىرفتند.
در جاى ديگر فقهاى بزرگ آن عصر را مىبينيم كه يا شاگردان آن حضرتند و يا بعضى از آنها مىآمدند و از آن حضرت سؤالاتى مىكردند.ابو حنيفه و مالك معاصر امام صادقاند و هر دو از محضر امام عليه السلام استفاده كردهاند.شافعى و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرتند.مالك در مدينه بود و مكرر به حضور امام عليه السلام مىآمد و خود او مىگويد وقتى كه به حضورش مىرسيدم و به من احترام مىكرد خيلى خرسند مىشدم و خدا را شكر مىكردم كه او به من محبت دارد.مالك درباره امام صادق مىگويد:«كان من عظماء العباد و اكابر الزهاد و الذين يخشون الله عز و جل،و كان كثير الحديث،طيب المجالسة،كثير الفوائد.»يعنى از بزرگان و اكابر عباد و زهاد بود و از كسانى بود كه خوف و خشيت الهى در دلش قرار داشت.او مردى بود كه حديث پيغمبر را زياد مىدانست،خوش محضر بود،مجلسش پر فايده بود.و باز مالك مىگويد:«ما رات عين و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمد.»يعنى چشمى نديده و گوشى نشنيده و به دلى خطور نكرده كسى از جعفر بن محمد فاضلتر باشد.ابو حنيفه مىگفت:«ما رايت افقه من جعفر بن محمد»از جعفر بن محمد فقيهتر و داناتر نديدم.مىگويد وقتى كه جعفر بن محمد به امر منصور به عراق آمد منصور به من گفت كه سختترين مسائل را براى سؤال از او تهيه كنم.من چهل مساله اينچنين تهيه كردم و رفتم به مجلسش. منصور مرا معرفى كرد،امام فرمود او را مىشناسم،پيش ما آمده است.بعد به امر منصور مسائل را طرح كردم.در جواب هر يك فرمود عقيده شما علماى عراق اين است،عقيده فقهاى مدينه اين است،و خودش گاه با ما موافقت مىكرد و گاه با اهل مدينه،گاهى هم نظر سومى مىداد.
در جاى ديگر متصوفه را مىبينيم كه به حضور آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكردند كه نمونه مختصرى از آن را قبلا عرض كردم.
زمان امام صادق عليه السلام زمانى بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد شروع شده بود و ضرورت ايجاب مىكرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و اين جبهه قرار دهد.هميشه بايد در اين گونه امور به اثر كار توجه داشت.سيد الشهداء عليه السلام دانست كه شهادتش اثر مفيد دارد،قيام كرد و شهيد شد و اثرش هنوز هم باقى است.امام صادق عليه السلام فرصت را براى تعليم و تاسيس كانون علمى مناسب ديد،به اين كار همت گماشت.بغداد كه كانون جنبش علمى اسلامى صدر اسلام است در زمان امام صادق عليه السلام بنا شد.ظاهرا ايشان آخر عمر سفرى به بغداد آمده است.اثر امام صادق عليه السلام است كه مىبينيم شيعه،در مقدم ساير فرق،در علوم اسلامى پيشقدم و مؤسس شد و يا لا اقل دوش به دوش ديگران حركت كرد و در همه رشتهها از ادب و تفسير و فقه و كلام و فلسفه و عرفان و نجوم و رياضى و تاريخ و جغرافى كتابها نوشت و رجال بزرگ بيرون داد،عالىترين و نفيسترين آثار علمى را به جهان تحويل داد.اگر امروز مىبينيم اصلاح طلبانى به رسميت مذهب شيعه-بعد از هزار سال-اقرار و اعتراف مىكنند به خاطر اين است كه شيعه يك مكتب واقعى اسلامى است و آثار شيعى در هر رشته نشان مىدهد كه ديگر نمىتوان اتهامات سياسى به آن بست.اين آثار مولود ايمان و عقيده است،سياست نمىتواند اينچنين فقه يا اخلاق يا فلسفه و عرفان يا تفسير و حديثى به وجود آورد.رسميت امروز شيعه معلول طرز كار و عمل آن روز امام صادق سلام الله عليه است.
مقصود اين است كه ائمه اطهار در هر زمانى مصلحت اسلام و مسلمين را در نظر مىگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مكان تغيير مىكرد خواه و ناخواه همان طور رفتار مىكردند كه مصالح اسلامى اقتضا مىكرد و در هر زمان جبههاى مخصوص و شكلى نو از جهاد به وجود مىآمد و آنها با بصيرت كامل آن جبههها را تشخيص مىدادند.
اين تعارضها نه تنها تعارض واقعى نيست،بلكه بهترين درس آموزنده استبراى كسانى كه روح و عقل و فكر مستقيمى داشته باشند،جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانى را درك كنند كه چگونه مصالح اسلامى اقتضا مىكند كه يك وقت مثل زمان سيد الشهداء عليه السلام نهضت آنها شكل قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق عليه السلام شكل تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومى و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و يك قتشكل ديگر. ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهيد (5) .
پىنوشتها:
1- اين سخنرانى در 25 شوال 1381 هجرى قمرى به مناسبت وفات امام صادق عليه السلام ايراد شده است.
2- نهج البلاغه،خطبه 200.
3- به كتاب كافى،ج 5/ص 65 الى 70 و جلد اول داستان راستان تحت عنوان«امام صادق و متصوفه»مراجعه شود.
4- اعراف/32.
5- ق/37.
مجموعه آثار جلد 18 صفحه 35
منبع:شهیدآوینی
تگ : امام ,السلام ,عليه ,صادق ,حضرت ,زندگى ,عليه السلام ,امام صادق ,صادق عليه ,الله عليه ,حضرت صادق ,مرتضى عليهما السلام ,ائمه عليهم السلام ,مصالح اسل
منبع این نوشته
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
-
نوشته شده توسط : Admin
|
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام)
|
استاد شهيد مرتضى مطهرى
زندگانى امام صادق عليه السلام (1)
به مناسبت اينكه امروز روز وفات امام ششم،صادق اهل البيت عليهم السلام است،سخنان من در اطراف آن خصيتبزرگوار و نكاتى از سيرت آن حضرت خواهد بود.
امام صادق عليه السلام در ماه ربيع الاول سال 83 هجرى در زمان خلافت عبد الملك بن مروان اموى به دنيا آمد،و در ماه شوال يا ماه رجب در سال 148 هجرى در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسى از دنيا رحلت كرد.در زمان يك خليفه با هوش سفاك اموى به دنيا آمد و در زمان يك خليفه مقتدر با هوش سفاك عباسى از دنيا رحلت كرد،و در آن بين شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانى به دودمان ديگر بود.
مادر آن حضرت،همان طورى كه در كافى و بحار و ساير كتب ضبط شده،ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبكر مىرسيد و چون قاسم بن محمد بن ابى بكر با دختر عموى خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ازدواج كرده بود،بنابر اين مادر آن حضرت،هم از طرف پدر نواده ابو بكر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق مىفرموده:«ولدنى ابو بكر مرتين»يعنى ابو بكر دو بار مرا به دنيا آورد،از دو راه نسب من به ابو بكر مىرسد.
فرصت طلايى
امام صادق عليه السلام شيخ الائمه است،از همه ائمه ديگر عمر بيشترى نصيب ايشان شد،شصت و پنجساله بود كه از دنيا رحلت فرمود.عمر نسبتا طويل آن حضرت و فتورى كه در دستگاه خلافت رخ داد كه امويان و عباسيان سر گرم زد و خورد با يكديگر بودند فرصتى طلايى براى امام به وجود آورد كه بساط افاضه و تعليم را بگستراند و به تعليم و تربيت و تاسيس حوزه علمى عظيمى بپردازد،جمله«قال الصادق»شعار علم حديث گردد،و به نشر و پخش حقايق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر كس از علما و دانشمندان اعم از شيعى مذهب و غيره كه نام آن حضرت را در كتب و آثار خود ذكر كردهاند با ذكر حوزه و مدرسهاى كه آن حضرت تاسيس كرد و شاگردان زيادى كه تربيت كرد و رونقى كه به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذكر كردهاند،همان طورى كه همه به مقام تقوا و معنويت و عبادت آن حضرت نيز اعتراف كردهاند.
شيخ مفيد از علماى شيعه مىگويد آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده كه در همه بلاد منتشر شده.از هيچ كدام از علماى اهل بيت آنقدر كه از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حديث نام كسانى را كه در خدمت آن حضرت شاگردى كردهاند و از خرمن وجودش خوشه گرفتهاند ضبط كردهاند،چهار هزار نفر بودهاند و در ميان اينها از همه طبقات و صاحبان عقايد و آراء و افكار گوناگون بودهاند.
محمد بن عبد الكريم شهرستانى،از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت مىگويد:«هو ذو علم غزير،و ادب كامل فى الحكمة،و زهد فى الدنيا،و ورع عن الشهوات.»يعنى او،هم داراى علم و حكمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى كامل بود،بعد مىگويد مدتها در مدينه بود،شاگردان و شيعيان خود را تعليم مىكرد،و مدتى هم در عراق اقامت كرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و رياست نشد و سر گرم تعليم و تربيتبود.در آخر كلامش در بيان علت اينكه امام صادق توجهى به جاه و مقام و رياست نداشت اين طور مىگويد:«من غرق فى بحر المعرفة لم يقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقيقة لم يخف من حط.»يعنى آن كه در درياى معارف غوطهور استبه خشكى ساحل تن در نمىدهد،و كسى كه به قله اعلاى حقيقت رسيده نگران پستى و انحطاط نيست.
كلماتى كه بزرگان اسلامى از هر فرقه و مذهب در تجليل مقام امام صادق صلوات الله عليه گفتهاند زياد است،منظورم نقل آنها نيست،منظورم اشارهاى بود به اينكه هر كس امام صادق عليه السلام را مىشناسد آن حضرت را با حوزه و مدرسهاى عظيم و پر نفع و ثمر كه آثارش هنوز باقى و زنده است مىشناسد.حوزههاى علميه امروز شيعه امتداد حوزه آن روز آن حضرت است.
سخن در اطراف امام صادق سلام الله عليه ميدان وسيعى دارد.در قسمتهاى مختلف مىتوان سخن گفت زيرا اولا سخنان خود آن حضرت در قسمتهاى مختلف مخصوصا در حكمت عملى و موعظه زياد است و شايسته عنوان كردن است،ثانيا در تاريخ زندگى آن حضرت قضاياى جالب و آموزنده فراوان است.بعلاوه احتجاجات و استدلالات عالى و پر معنى با دهريين و ارباب اديان و متكلمان فرق ديگر اسلامى و صاحبان آراء و عقايد مختلف،بسيار دارد كه همه قابل استفاده است.گذشته از همه اينها تاريخ معاصر آن حضرت كه با خود آن حضرت يا شاگردان آن حضرت مرتبط استشنيدنى و آموختنى است.
سيرت و روش امام
اين بنده امروز عرايض خود را اختصاص مىدهم به مقايسهاى بين سيرت و روشى كه امام صادق عليه السلام در زمان خود انتخاب كرد با سيرت و روشى كه بعضى از اجداد بزرگوار آن حضرت داشتند كه گاهى به ظاهر مخالف يكديگر مىنمايد.رمز و سر اين مطلب را عرض مىكنم و از همين جا يك نكته مهم را استفاده مىكنم كه براى امروز ما و براى هميشه بسيار سودمند است.
فايده سيره هاى گوناگون معصومين
ما شيعيان كه به امامت ائمه دوازدهگانه اعتقاد داريم و همه آنها را اوصياء پيغمبر اكرم و مفسر و توضيح دهنده حقايق اسلام مىدانيم و گفتار آنها را گفتار پيغمبر و كردار آنها را كردار پيغمبر و سيرت آنها را سيرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مىدانيم،از امكاناتى در شناختحقايق اسلامى بهرهمنديم كه ديگران محرومند،و چون وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام-كه امام يازدهم است و بعد از ايشان دوره غيبت پيش آمد-در سال 260 واقع شد،از نظر ما شيعيان مثل اين است كه پيغمبر اكرم تا سال 260 هجرى زنده بود و در همه اين زمانها با همه تحولات و تغييرات و اختلاف شرايط و اوضاع و مقتضيات حاضر بود.
البته نمىخواهم بگويم كه اثر وجود پيغمبر اكرم اگر زنده بود چه بود و آيا اگر فرضا آن حضرت در اين مدت حيات مىداشت چه حوادثى در عالم اسلام[پيش]مىآمد،نه،بلكه مقصودم اين است كه از نظر ما شيعيان كه معتقد به امامت و وصايت هستيم،وجود ائمه اطهار از جنبه حجيت قطعى گفتار و كردار و سيرت در اين مدت طولانى مثل اين است كه شخص پيغمبر-ولى نه در لباس نبوت و زعامتبلكه در لباس يك فرد مسلمان عامل به وظيفه-وجود داشته باشد و دورههاى مختلفى را كه بر عالم اسلام در آن مدت گذشتشاهد باشد و در هر دورهاى وظيفه خود را بدون خطا و اشتباه، متناسب با همان دوره انجام دهد.
بديهى است كه با اين فرض،مسلمانان بهتر و روشنتر مىتوانند وظايف خود را در هر عصر و زمانى در يابند و تشخيص دهند.
تعارض ظاهرى سيره ها و ضرورت حل آنها
ما در سيرت پيشوايان دين به امورى بر مىخوريم كه به حسب ظاهر با يكديگر تناقض و تعارض دارند،همچنان كه در اخبار و آثارى كه از پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده مىشود.در آن قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است،علما در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمدهاند كه در محل خود مذكور است.در سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادى امر ديده مىشود،بايد ديد راه حل آن چيست؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده،تعارضها حل نگردد و هر كسى يك خبر و حديثى را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند مستلزم هرج و مرج خواهد بود.سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر اختلاف دارد همين طور است،اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى خواهد بود.ممكن است هر كسى به هواى نفس خود يك راهى را پيش بگيرد و بعد آن را با عملى كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكى از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند،باز يك نفر ديگر به هواى خود و مطابق ميل و سليقه خود راهى ديگر ضد آن راه را پيش بگيرد و او هم به يك عملى از يكى از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسى مطابق ميل و سليقه و هواى نفس خود راهى پيش بگيرد و براى خود مستندى هم پيدا كند.
مثلا ممكن استيك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سختگير باشد و زندگى با قناعت و كم خرجى را بپسندد،همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر خودت و خانوادهات سخت مىگيرى بگويد رسول خدا و على مرتضى همين طور بودند،آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند و غذاى لذيذ نخوردند و مركوب عالى سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند،آنها نان جو مىخوردند و كرباس مىپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار مىشدند و در خانه گلى سكنى مىگزيدند.
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد،و اگر از او سؤال شود كه چرا به كم نمىسازى و قناعت نمىكنى و زهد نمىورزى،بگويد چون امام حسن مجتبى و يا امام جعفر صادق اين طور بودند،آنها از غذاى لذيذ پرهيز نداشتند،جامه خوب مىپوشيدند،مركوب عالى سوار مىشدند،مساكن مجلل هم احيانا داشتند.
همچنين ممكن استيك نفر يا افرادى طبعا و مزاجا سر پرشورى داشته باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و براى توجيه عمل خود به سيرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در صدر اسلام يا به نهضتحسينى عليه السلام استدلال كنند،و يك نفر يا افراد ديگر كه بر عكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزوىاند و در نفس خود شهامت و جراتى نمىبينند،موضوع تقيه و راه و روش امام صادق عليه السلام يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند.آن كس كه مثلا طبعا معاشرتى و اجتماعى استبه عمل و سيرت يك امام و آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايى استبه سيرت يك امام ديگر متوسل شود.
بديهى است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و معنى دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمىگيرد، بلكه وسيلهاى خواهد بود براى اينكه هر كسى راه توجيهى براى عمل خود پيدا كند و به دعوت و سخن كسى گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد.
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهرى در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام ديده مىشود،مىبينيم مثلا حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه صلح مىكند و اما امام حسين عليه السلام قيام مىكند و تسليم نمىشود تا شهيد مىگردد، مىبينيم كه رسول خدا و على مرتضى در زمان خودشان زاهدانه زندگى مىكردند و احتراز داشتند از تنعم و تجمل،ولى ساير ائمه اين طور نبودند.پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت.
درس و تعليم نه تعارض
گفتم بايد اين تعارض را حل كرد و رمز آن را دريافت.بلى بايد رمز آن را دريافت.واقعا رمز و سرى دارد.اين تعارض با ساير تعارضها فرق دارد،تعارضى نيست كه روات و ناقلان احاديثبه وجود آورده باشند و وظيفه ما آن گونه حل و رفع باشد كه معمولا در تعارض نقلها مىشود،بلكه تعارضى است كه خود اسلام به وجود آورده،يعنى روح زنده و سيال تعليمات اسلامى آن را ايجاب مىكند.بنابراين اين تعارضها در واقع درس و تعليم است نه تعارض و تناقض،درس بسيار بزرگ و پر معنى و آموزنده.
مطلب را در اطراف همان دو مثالى كه عرض كردم توضيح مىدهم.يكى مثال سختگيرى و زندگى زاهدانه،در مقابل زندگى مقرون به تجمل و توسعه در وسائل زندگى،و يكى هم مثال قيام و نهضت،در مقابل سكوت و تقيه.همين دو مثال براى نمونه كافى است.اما مثال اول:
فلسفه زهد
به طور مسلم رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام زاهدانه زندگى مىكردند و در زندگى بر خود سخت مىگرفتند. اين عمل را دو نحو مىتوان تفسير كرد.يكى اينكه بگوييم دستور اسلام به طور مطلق براى بشر اين است كه از نعمتها و خيرهاى اين جهان محترز باشد.اسلام همان طورى كه به اخلاص در عمل،و توحيد در عبادت،و به صدق و امانت و صفا و محبت دستور مىدهد،به احتراز و اعراض از نعمتهاى دنيا هم دستور مىدهد.همان طورى كه آن امور بالذات براى بشر كمالند و در همه زمانها مردم بايد موحد باشند،صدق و امانت و صفا و محبت داشته باشند،از دروغ و دغل و زبونى پرهيز داشته باشند،همين طور در همه زمانها و در هر نوع شرايطى لازم است كه از نعمتها و خيرات دنيا احتراز داشته باشند.
تفسير ديگر اينكه بگوييم فرق استبين آن امور كه مربوط به عقيده و يا اخلاق و يا رابطه انسان با خداى خودش است و بين اين امر كه مربوط به انتخاب طرز معيشت است.اينكه رسول خدا و على مرتضى بر خود در غذا و لباس و مسكن و غيره سخت مىگرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در زندگى بالذات زشت و نا پسند است،بلكه مربوط به چيزهاى ديگر بوده،يكى مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه براى عموم مردم وسيله فراهم نبود،فقر عمومى زياد بود.در همچو اوضاعى مواسات و همدردى اقتضا مىكرد كه به كم قناعت كنند و ما بقى را انفاق كنند.بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند،وظيفه زعيم و پيشوا كه چشم همه به اوستبا ديگران فرق دارد.
وقتى كه على عليه السلام در بصره بر مردى به نام علاء بن زياد حارثى وارد شد،او از برادرش شكايت كرد و گفتبرادرم تارك دنيا شده و جامه كهنه پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده.فرمود حاضرش كنيد.وقتى كه حاضر شد فرمود چرا بر خود سخت مىگيرى و خود را زجر مىدهى؟چرا بر زن و بچهات رحم نمىكنى؟آيا خداوند كه نعمتهاى پاكيزه دنيا را آفريده و حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنى؟آيا تو اين طور فكر مىكنى كه خداوند دوست نمىدارد بندهاش از نعمتش بهره ببرد؟
عرض كرد:«هذا انت فى خشونه ملبسك و جشوبة ماكلك» (2) گفتيا امير المؤمنين!خودت هم كه مثل منى،تو هم كه از جامه خوب و غذاى خوب پرهيز دارى.
فرمود من با تو فرق دارم،من امام و پيشواى امتم،مسؤول زندگى عمومى هستم،بايد در توسعه و رفاه زندگى عمومى تا آن حدى كه مقدور استسعى كنم.آن اندازه كه ميسر نشد و مردمى فقير باقى ماندند،بر من از آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيفترين و فقيرترين مردم زندگى كنم تا فقر و محروميت،فقرا را زياد ناراحت نكند،لا اقل از آلام روحى آنها بكاهم،موجب تسلى خاطر آنها گردم.
اين بود دو نوع تفسيرى كه از طرز زندگانى زاهدانه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام مىتوان كرد.
اگر تفسير اول صحيح مىبود مىبايست همه در همه زمانها خواه آنكه وسيله براى عموم فراهم باشد خواه نباشد،خواه آنكه مردم در وسعتباشند خواه نباشند آن طور زندگى كنند و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجه اول از آن طرز زندگى پيروى مىكردند،و اما اگر تفسير دوم صحيح است،نه،لازم نيست همه از آن پيروى كنند،آن طور زندگى مربوط به اوضاعى نظير اوضاع آن زمان بوده،در زمانهاى غير مشابه با آن زمان،پيروى لازم نيست.
وقتى كه به احوال و زندگى و سخنان امام صادق عليه السلام مراجعه مىكنيم مىبينيم آن حضرت كه ظاهر زندگىاش با پيغمبر و على فرق دارد،به خاطر همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش درباره فلسفه زهد گوشزد كرده است.
اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد.
در زمان امام صادق عليه السلام گروهى پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير مىكردند،معتقد بودند كه مسلمان هميشه و در هر زمانى بايد كوشش كند از نعمتهاى دنيا احتراز كند.به اين مسلك و روش خود نام«زهد»مىدادند و خودشان در آن زمان به نام«متصوفه»خوانده مىشدند.سفيان ثورى يكى از آنهاست.سفيان يكى از فقهاى تسنن به شمار مىرود و در كتب فقهى اقوال و آراء او زياد نقل مىشود.اين شخص معاصر با امام صادق است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكرده.
در كافى مىنويسد روزى سفيان بر آن حضرت وارد شد،ديد امام جامه سفيد و لطيف و زيبايى پوشيده،اعتراض كرد و گفتيا ابن رسول الله سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازى،امام به او فرمود:ممكن است اين گمان براى تو از وضع زندگى رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد.آن وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كردهاى اين يك وظيفهاى است از طرف خداوند مثل ساير وظايف،و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و همان طور زندگى كنند.اما بدان كه اين طور نيست.رسول خدا در زمانى و جايى زندگى مىكرد كه فقر و تنگدستى مستولى بود،عامه مردم از داشتن وسايل و لوازم اوليه زندگى محروم بودند.اگر در عصرى و زمانى وسايل و لوازم فراهم شد،ديگر دليلى براى آن طرز زندگى نيست، بلكه سزاوارترين مردم براى استفاده از موهبتهاى الهى،مسلمانان و صالحانند نه ديگران.
اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادى بر مدعاى خود و بطلان مدعاى آنها كرد كه فعلا مجال نقل همه آنها نيست (3) .
اصول ثابت و اصول متغير
اين اختلاف و تعارض ظاهرى سيرت،به كمك بياناتى كه از پيشوايان دين رسيده،براى ما روشن مىكند از نظر اسلام در باب معيشت و لوازم زندگى چيزهايى است كه اصول ثابت و تغيير ناپذير به شمار مىروند و چيزهايى است كه اين طور نيست.
يك اصل ثابت و تغيير ناپذير اين است كه يك نفر مسلمان بايد زندگى خود را از زندگى عمومى جدا نداند،بايد زندگى خود را با زندگى عموم تطبيق دهد.معنى ندارد در حالى كه عموم مردم در بدبختى زندگى مىكنند عده ديگر با مستمسك قرار دادن قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق (4) در درياى نعمت غوطهور بشوند هر چند فرض كنيم كه از راه حلال به چنگ آورده باشند.
خود امام صادق سلام الله عليه كه به اقتضاى زمان،زندگى را بر خاندان خود توسعه داده بود،يك وقت اتفاق افتاد كه نرخ خواربار ترقى كرد و قحط و غلا پديد آمد.به خادم خود فرمود چقدر آذوقه و گندم ذخيره موجود داريم؟عرض كرد:زياد داريم،تا چند ماه ما را بس است.فرمود همه آنها را ببر و در بازار به مردم بفروش،گفت اگر بفروشم ديگر نخواهم توانست گندمى تهيه كنم.فرمود لازم نيست،بعد مثل ساير مردم روز به روز از نانوايى تهيه خواهيم كرد،و دستور داد از آن به بعد خادم نانى كه تهيه مىكند نصف جو و نصف گندم باشد،يعنى از همان نانى باشد كه اكثر مردم استفاده مىكردند.فرمود: من تمكن دارم به فرزندان خودم در اين سختى و تنگدستى نان گندم بدهم،اما دوست دارم خداوند ببيند من با مردم مواسات مىكنم.
اصل ثابت و تغيير ناپذير ديگرى كه در همه حال و همه زمانها پسنديده است،زهد به معنى عزت نفس و مناعت طبع و بلند نظرى است كه انسان در همه حال و همه زمانها خوب است نسبتبه امور مادى بى اعتنا باشد،دين را به دنيا،و فضيلت و اخلاق را به پول و مقام نفروشد،به امور مادى به چشم وسيله نگاه كند نه به چشم هدف و مقصد.
اما ساير امور كه مربوط به توسعه و تضييق و بود و نبود وسايل زندگى استيك امر ثابت و تغيير ناپذيرى نيست.ممكن است در زمانى تكليف جورى اقتضا كند و در زمانى ديگر جور ديگر،همان طورى كه رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام طورى زندگى كردند و ساير ائمه عليهم السلام طور ديگر.
قيام يا سكوت؟
مثال ديگر كه مثال زدم مساله قيام و سكوت بود.اين مساله هم بسيار قابل بحث است،فرصت نخواهد بود كه در اين جلسه به طور كامل در اطراف اين مطلب بحث كنم.براى نمونه سيد الشهداء سلام الله عليه را از يك طرف،و امام صادق عليه السلام را از طرف ديگر ذكر مىكنم.
امام حسين عليه السلام بدون پروا،با آنكه قرائن و نشانهها حتى گفتههاى خود آن حضرت حكايت مىكرد كه شهيد خواهد شد،قيام كرد.ولى امام صادق عليه السلام با آنكه به سراغش رفتند اعتنا ننمود و قيام نكرد،ترجيح داد كه در خانه بنشيند و به كار تعليم و تدريس و ارشاد بپردازد.
به ظاهر،تعارض و تناقضى به نظر مىرسد كه اگر در مقابل ظلم بايد قيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد پس چرا امام صادق عليه السلام قيام نكرد بلكه در زندگى مطلقا راه تقيه پيش گرفت،و اگر بايد تقيه كرد و وظيفه امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم بپردازد پس چرا امام حسين عليه السلام اين كار را نكرد؟در اينجا لازم است اشارهاى به اوضاع سياسى زمان حضرت صادق عليه السلام بكنم و بعد به جواب اين سؤال بپردازم.
اوضاع سياسى در عهد امام صادق (عليه السلام)
در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموى به دودمان عباسى منتقل شد.
عباسيان از بنى هاشماند و عموزادگان علويين به شمار مىروند.در آخر عهد امويين كه كار مروان بن محمد،آخرين خليفه اموى،به عللى سستشد،گروهى از عباسيين و علويين دستبه كار تبليغ و دعوت شدند.
علويين دو دسته بودند:بنى الحسن كه اولاد امام مجتبى بودند،و بنى الحسين كه اولاد سيد الشهداء عليهما السلام بودند.غالب بنى الحسين كه در راسشان حضرت صادق عليه السلام بود از فعاليت ابا كردند.مكرر حضرت صادق دعوت شد و نپذيرفت.ابتداى امر سخن در اطراف علويين بود.عباسيين به ظاهر به نفع علويين تبليغ مىكردند.سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهيم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن،معروف به«نفس زكيه»بيعت كردند و حتى منصور-كه بعدها قاتل همين محمد شد-در آغاز امر ركاب عبد الله بن حسن را مىگرفت و مانند يك خدمتكار جامه او را روى زين اسب مرتب مىكرد،زيرا عباسيان مىدانستند كه زمينه و محبوبيت از علويين است.عباسيين مردمى نبودند كه دلشان به حال دين سوخته باشد.هدفشان دنيا بود و چيزى جز مقام و رياست و خلافت نمىخواستند.حضرت صادق عليه السلام از اول از همكارى با اينها امتناع ورزيد.
بنى العباس از همان اول كه دعات و مبلغين را مىفرستادند،به نام شخص معين نمىفرستادند،به عنوان«الرضا من آل محمد»يا«الرضى من آل محمد»يعنى«يكى از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه شايسته باشد»تبليغ مىكردند و در نهان جاده را براى خود صاف مىكردند.دو نفر از دعات آنها از همه معروفترند،يكى عرب به نام«ابو سلمه خلال»كه در كوفه مخفى مىزيست و ساير دعات و مبلغين را اداره مىكرد و به او«وزير آل محمد»لقب داده بودند،و اولين بار كلمه«وزير»در اسلام به او گفته شد،و يكى ايرانى كه همان سردار معروف،ابو مسلم خراسانى است و به او«امير آل محمد»لقب داده بودند.
مطابق نقل مسعودى در مروج الذهب،بعد از كشته شدن ابراهيم امام(برادر بزرگتر سفاح و منصور كه سفاح را وصى و جانشين خود قرار داده بود)نظر ابو سلمه بر اين شد كه دعوت را از عباسيين به علويين متوجه كند.دو نامه به يك مضمون به مدينه نوشت و به وسيله يك نفر فرستاد،يكى براى حضرت صادق عليه السلام كه راس و رئيس بنى الحسين بود و يكى براى عبد الله بن الحسن بن الحسن كه بزرگ بنى الحسن بود.امام صادق عليه السلام به آن نامه اعتنايى نكرد و هنگامى كه فرستاده اصرار كرد و جواب خواست،در حضور خود او نامه را با شعله چراغ سوخت و فرمود جواب نامهات اين است.اما عبد الله بن الحسن فريب خورد و خوشحال شد و با اينكه حضرت صادق عليه السلام به او فرمود كه فايده ندارد و بنى العباس نخواهند گذاشت كار بر تو و فرزندان تو مستقر گردد عبد الله قانع نشد،و قبل از آنكه جواب نامه عبد الله به ابو سلمه برسد سفاح كه به ابو سلمه بدگمان شده بود با جلب نظر و موافقت ابو مسلم ابو سلمه را كشت و شهرت دادند كه خوارج او را كشتهاند،و بعد هم خود عبد الله و فرزندانش گرفتار و كشته شدند.اين بود جريان ابا و امتناع امام صادق عليه السلام از قبول خلافت.
علت امتناع امام
ابا و امتناع امام صادق تنها به اين علت نبود كه مىدانستبنى العباس مانع خواهند شد و آن حضرت را شهيد خواهند كرد.اگر مىدانست كه شهادت آن حضرت براى اسلام و مسلمين اثر بهترى دارد شهادت را انتخاب مىكرد همان طورى كه امام حسين عليه السلام به همين دليل شهادت را انتخاب كرد.در آن عصر-كه به خصوصيات آن اشاره خواهيم كرد-آن چيزى كه بهتر و مفيدتر بود رهبرى يك نهضت علمى و فكرى و تربيتى بود كه اثر آن تا امروز هست،همان طورى كه در عصر امام حسين آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آنطور بجا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقى است.
جان مطلب همين جاست كه در همه اين كارها،از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيهها،بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد.اينها امورى نيست كه به شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو و غسل و نماز و روزه صورت بگيرد.اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مىكند.گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافعتر است و گاهى اثر سكوت و تقيه.گاهى شكل و صورت قيام فرق مىكند.همه اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز،و يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد،اشتباه تشخيص دادن زيانها به اسلام مىرساند.
اوضاع اجتماعى عهد امام
امام صادق عليه السلام در عصر و زمانى واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسى،يك سلسله حوادث اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود،لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند.مقتضيات زمان امام صادق عليه السلام كه در نيمه اول قرن دوم مىزيستبا زمان سيد الشهداء عليه السلام كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلى فرق داشت.
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامى براى مردانى كه مىخواستند به اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه مبارزه با دستگاه فاسد خلافتبود،ساير جبههها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر به وجود آمده بود اهميتى پيدا نكرده بود،حوادث عالم اسلام همه مربوط به دستگاه خلافتبود و مردم از لحاظ روحى و فكرى هنوز به بساطت و سادگى صدر اول زندگى مىكردند.اما بعدها و در زمانهاى بعد تدريجا به علل مختلف جبهههاى ديگر به وجود آمد،جبهههاى علمى و فكرى.يك نهضت علمى و فكرى و فرهنگى عظيم در ميان مسلمين آغاز شد.نحلهها و مذهبها در اصول دين و فروع دين پيدا شدند.به قول يكى از مورخين،مسلمانان در اين وقت از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند.علوم اسلامى در حال تدوين بود.در اين زمان يعنى در زمان امام صادق عليه السلام از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتى به وجود آورد و مانع بيان حقايق را تا حدى از بين برد،و از طرف ديگر در ميان مسلمانان يك شور و هيجان براى فهميدن و تحقيق پيدا شد،لازم بود شخصى مثل امام صادق عليه السلام اين جبهه را رهبرى كند و بساط تعليم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمى در معارف و احكام و اخلاق بپردازد. در زمانهاى قبل همچو زمينهها نبود،همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانى در مردم نبود.
در تاريخ زندگى امام صادق عليه السلام يك جا مىبينيم زنادقه و دهريينى از قبيل ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى و حتى ابن مقفع مىآيند و با آن حضرت محاجه مىكنند و جوابهاى كافى مىگيرند.احتجاجات بسيار مفصل و طولانى از آن حضرت در اين زمينهها باقى است كه به راستى اعجاب آور است.توحيد مفضل كه رسالهاى است طولانى در اين زمينه، در اثر يك مباحثه بين مفضل از اصحاب آن حضرت و بين يك نفر دهرى مسلك و رجوع كردن مفضل به امام صادق عليه السلام پديد آمد.
در جاى ديگر مىبينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن عطا كه مردمان مفكرى بودند مىآمدند و در مسائل الهى يا مسائل اجتماعى سؤال و جواب مىكردند و مىرفتند.
در جاى ديگر فقهاى بزرگ آن عصر را مىبينيم كه يا شاگردان آن حضرتند و يا بعضى از آنها مىآمدند و از آن حضرت سؤالاتى مىكردند.ابو حنيفه و مالك معاصر امام صادقاند و هر دو از محضر امام عليه السلام استفاده كردهاند.شافعى و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرتند.مالك در مدينه بود و مكرر به حضور امام عليه السلام مىآمد و خود او مىگويد وقتى كه به حضورش مىرسيدم و به من احترام مىكرد خيلى خرسند مىشدم و خدا را شكر مىكردم كه او به من محبت دارد.مالك درباره امام صادق مىگويد:«كان من عظماء العباد و اكابر الزهاد و الذين يخشون الله عز و جل،و كان كثير الحديث،طيب المجالسة،كثير الفوائد.»يعنى از بزرگان و اكابر عباد و زهاد بود و از كسانى بود كه خوف و خشيت الهى در دلش قرار داشت.او مردى بود كه حديث پيغمبر را زياد مىدانست،خوش محضر بود،مجلسش پر فايده بود.و باز مالك مىگويد:«ما رات عين و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمد.»يعنى چشمى نديده و گوشى نشنيده و به دلى خطور نكرده كسى از جعفر بن محمد فاضلتر باشد.ابو حنيفه مىگفت:«ما رايت افقه من جعفر بن محمد»از جعفر بن محمد فقيهتر و داناتر نديدم.مىگويد وقتى كه جعفر بن محمد به امر منصور به عراق آمد منصور به من گفت كه سختترين مسائل را براى سؤال از او تهيه كنم.من چهل مساله اينچنين تهيه كردم و رفتم به مجلسش. منصور مرا معرفى كرد،امام فرمود او را مىشناسم،پيش ما آمده است.بعد به امر منصور مسائل را طرح كردم.در جواب هر يك فرمود عقيده شما علماى عراق اين است،عقيده فقهاى مدينه اين است،و خودش گاه با ما موافقت مىكرد و گاه با اهل مدينه،گاهى هم نظر سومى مىداد.
در جاى ديگر متصوفه را مىبينيم كه به حضور آن حضرت رفت و آمد و سؤال و جواب مىكردند كه نمونه مختصرى از آن را قبلا عرض كردم.
زمان امام صادق عليه السلام زمانى بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد شروع شده بود و ضرورت ايجاب مىكرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و اين جبهه قرار دهد.هميشه بايد در اين گونه امور به اثر كار توجه داشت.سيد الشهداء عليه السلام دانست كه شهادتش اثر مفيد دارد،قيام كرد و شهيد شد و اثرش هنوز هم باقى است.امام صادق عليه السلام فرصت را براى تعليم و تاسيس كانون علمى مناسب ديد،به اين كار همت گماشت.بغداد كه كانون جنبش علمى اسلامى صدر اسلام است در زمان امام صادق عليه السلام بنا شد.ظاهرا ايشان آخر عمر سفرى به بغداد آمده است.اثر امام صادق عليه السلام است كه مىبينيم شيعه،در مقدم ساير فرق،در علوم اسلامى پيشقدم و مؤسس شد و يا لا اقل دوش به دوش ديگران حركت كرد و در همه رشتهها از ادب و تفسير و فقه و كلام و فلسفه و عرفان و نجوم و رياضى و تاريخ و جغرافى كتابها نوشت و رجال بزرگ بيرون داد،عالىترين و نفيسترين آثار علمى را به جهان تحويل داد.اگر امروز مىبينيم اصلاح طلبانى به رسميت مذهب شيعه-بعد از هزار سال-اقرار و اعتراف مىكنند به خاطر اين است كه شيعه يك مكتب واقعى اسلامى است و آثار شيعى در هر رشته نشان مىدهد كه ديگر نمىتوان اتهامات سياسى به آن بست.اين آثار مولود ايمان و عقيده است،سياست نمىتواند اينچنين فقه يا اخلاق يا فلسفه و عرفان يا تفسير و حديثى به وجود آورد.رسميت امروز شيعه معلول طرز كار و عمل آن روز امام صادق سلام الله عليه است.
مقصود اين است كه ائمه اطهار در هر زمانى مصلحت اسلام و مسلمين را در نظر مىگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مكان تغيير مىكرد خواه و ناخواه همان طور رفتار مىكردند كه مصالح اسلامى اقتضا مىكرد و در هر زمان جبههاى مخصوص و شكلى نو از جهاد به وجود مىآمد و آنها با بصيرت كامل آن جبههها را تشخيص مىدادند.
اين تعارضها نه تنها تعارض واقعى نيست،بلكه بهترين درس آموزنده استبراى كسانى كه روح و عقل و فكر مستقيمى داشته باشند،جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانى را درك كنند كه چگونه مصالح اسلامى اقتضا مىكند كه يك وقت مثل زمان سيد الشهداء عليه السلام نهضت آنها شكل قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق عليه السلام شكل تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومى و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و يك قتشكل ديگر. ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهيد (5) .
پىنوشتها:
1- اين سخنرانى در 25 شوال 1381 هجرى قمرى به مناسبت وفات امام صادق عليه السلام ايراد شده است.
2- نهج البلاغه،خطبه 200.
3- به كتاب كافى،ج 5/ص 65 الى 70 و جلد اول داستان راستان تحت عنوان«امام صادق و متصوفه»مراجعه شود.
4- اعراف/32.
5- ق/37.
مجموعه آثار جلد 18 صفحه 35
منبع:شهیدآوینی
تگ : امام ,السلام ,عليه ,صادق ,حضرت ,زندگى ,عليه السلام ,امام صادق ,صادق عليه ,الله عليه ,حضرت صادق ,مرتضى عليهما السلام ,ائمه عليهم السلام ,مصالح اسل
منبع این نوشته
پاسخ به یک جنایت کار (شارلی ابدو) توسط حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی کریزی
-
نوشته شده توسط : Admin
:: پاسخ به یک جنایت کار (شارلی ابدو) توسط حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی کریزی
پاسخ به یک جنایت کار (شارلی ابدو) توسط حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی کریزی
:: پاسخ به یک جنایت کار (شارلی ابدو) توسط حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی کریزی
شارلی ابدو
به تو
بی احترام وبی سلام
باچشمی گریان ، دلی مجروح ، مشتی گره کرده،
قلبی مملواز غضب دشمنان خدا،
به تو،ای فاقد همه خوبی ها،
به توای دارای همه پلیدی ها،
به تو ای چنگال خونین آمریکا،
به تو ای دندان درنده صهیونیست،
اگر اعتقاد به آزادی بیان داری، اهانت به عقاید دیگران خلاف آن است.
اگر اعتقاد به آراء مردم داری یک چهارم جمعیت دنیا رأی مخالف نظر تورا دارند.
اگر اعتقاد به خدا داری ، همه مسلمین اورا فرستاده خدا می دانند.
اگربه تورات وانجیل معتقدی این دوکتاب هیچ گونه اهانتی را به محمد(ص) روا نمی دارند.
واگراعتقادبه هیچ چیز نداری ، همه انسانها حق زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر را دارند
وهیچ کس حق تعرض به حقوق دیگران اعم از مال وجان وناموس وشرف واعتقادات کسی را ندارد.
پس تو نه یهودی هستی ،زیرا ما به یهودیان وپیامبر آنها احترام می گذاریم.
ونه مسیحی هستی ،زیرا ما به مسیحیان وپیامبر آنها احترام می گذاریم.
ونه آزاد اندیش هستی ، زیرا به آزادی دیگران وعقاید آنها نمی اندیشی.
ونه انسان هستی ،زیرا رفتار تو خلاف انسانیت است .
توعامل بی اراده استعمار هستی.
تو عامل بی شرم صهیونیست هستی .
توبوئی از انسانیت وشرف نبرده ای .
توقاتل کودکان غزه هستی.
توقاتل روان نزدیک به دومیلیارد مسلمان جهان هستی.
وتودرنده خو ترین حیوانات روی کره زمین هستی. به فضل خدا وند ما مسلمین جهان ، متحد ویک پارچه ، چنان درسی به تو واربابانت خواهیم داد که دیگر کسی را یارای آن نباشد تا به بهترین خلق خدا وفرستاده او یعنی حضرت محمدبن عبدالله صل الله علیه وآله وسلم کوچک ترین جسارتی نماید ، علی اسماعیلی کریزی
تگ : هستی ,کریزی ,اسماعیلی ,شارلی ,الاسلام ,ابدو ,اسماعیلی کریزی ,ابدو توسط ,شارلی ابدو ,الاسلام والمسلمین ,هستی ،زیرا
منبع این نوشته
SMS شهادت امام جعفر صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
امام جعفر صادق(ع):
چهار چيز نشانه نفاق است:
سنگ دلي
اشک نريختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنيا.
شهادت ششمين شمع روشنگر و وصي پيغمبر، تسليت و تعزيت.
امام صادق-ع:
مايه ي زينت ما باشيد، نه مايه عيب ما
با مردم نيکو سخن بگوييد و زبان خود را نگاه داريد
و آن را از حرف هاي بيهوده و سخنان زشت باز داريد.
خدايا بحق امام صادق(ع)، ايمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنايت بفرما/ آمين.
الا اي لاله ي خوشبو، عزيز آل پيغمبر
که بهر دين و قرآنت چنين گرديده اي پرپر
شده زين غم، گل خاتم، مدينه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
بار ديگر ظالمانه، خيل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند يک غريبي را ز خانه
بار ديگر دست گلچين در مدينه آتش افروخت
بار ديگر آشياني در ميان شعله ها سوخت
داغ يک دسته شقايق، بر دل خونين صادق
بار ديگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
تگ : صادق ,ديگر ,امام ,امام صادق ,جعفر صادق ,امام جعفر
منبع این نوشته
SMS شهادت امام جعفر صادق (ع)
-
نوشته شده توسط : Admin
امام جعفر صادق(ع):
چهار چيز نشانه نفاق است:
سنگ دلي
اشک نريختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنيا.
شهادت ششمين شمع روشنگر و وصي پيغمبر، تسليت و تعزيت.
امام صادق-ع:
مايه ي زينت ما باشيد، نه مايه عيب ما
با مردم نيکو سخن بگوييد و زبان خود را نگاه داريد
و آن را از حرف هاي بيهوده و سخنان زشت باز داريد.
خدايا بحق امام صادق(ع)، ايمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنايت بفرما/ آمين.
الا اي لاله ي خوشبو، عزيز آل پيغمبر
که بهر دين و قرآنت چنين گرديده اي پرپر
شده زين غم، گل خاتم، مدينه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر
بار ديگر ظالمانه، خيل جلادان شبانه
با دو دست بسته بردند يک غريبي را ز خانه
بار ديگر دست گلچين در مدينه آتش افروخت
بار ديگر آشياني در ميان شعله ها سوخت
داغ يک دسته شقايق، بر دل خونين صادق
بار ديگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق
تگ : صادق ,ديگر ,امام ,امام صادق ,جعفر صادق ,امام جعفر
منبع این نوشته
دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان
-
نوشته شده توسط : Admin
دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَةِ ای خدا در این روز مرا به رحمت خود درپوشان وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَةَ و هم توفیق و حفظ از گناهان روزی فرما وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَةِ و دلم را از تاریکیهای شکها و اوهام باطل پاک دار یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین ای خدای مهربان بر اهل ایمان.

معنی دعابصورت شعر
یارب توببخش ازکرم عصیانم *ازحرزمحبتت بچوشان جانم *
روشن دلم ازظلمت وتاریکی کن *ازچنگ هواوریب وشک برهانم
*
|||||||||||||||||||||||||||||
لطفابه وبلاگ "بررود کریز"سربزنید.
احمداسماعیلی کریزی
karizi.monoblog.ir
فرازهاي ازسخنان شهيد دكتربهشتي
تگ : مبارک رمضان
منبع این نوشته
:: تقدیر از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی خراسان رضوی
-
نوشته شده توسط : Admin
تقدیر از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی خراسان رضوی
:: تقدیر از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی خراسان رضوی
تقدیر از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی خراسان رضوی

1394/2/14 دوشنبه
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی با اهدای لوحی از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی استان تقدیر کرد.
حجت الاسلام علی اسماعیلی در مراسمی به مناسبت روز معلم ضمن گرامی داشت سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم با اهدای لوحی از همسران معلم کارکنان سازمان قضایی استان تقدیر کرد.
در قسمتی از این لوح آمده است: «تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلّم به صورت سنّت حسنه آفرینش درآمد.
انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند و سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد. لذا این موقعیت بزرگ معنوی را به حضرت عالی تبریک عرض نموده توفیق روز افزون شما را در ظل توجهات حضرت ولی عصر(عج) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی )از خداوند متعال خواستارم.»
منبع:سازمان قضایی نیروهای مسلح
تگ : قضایی ,معلم ,سازمان ,کارکنان ,همسران ,تقدیر ,سازمان قضایی ,کارکنان سازمان ,معلم کارکنان ,همسران معلم ,خراسان رضوی ,کارکنان سازمان قضایی ,معلم ک
منبع این نوشته
«زیردریایی فاتح» تست میدانی شد
-
نوشته شده توسط : Admin
|
اختصاصی دفاع پرس/ |
10 تیر 1394 ساعت 01:01 |
«زیردریایی فاتح» تست میدانی شد
فرمانده نیروی دریایی ارتش گفت: «زیردریایی فاتح» جهت تست عملیاتی و ارتقا سطح کیفی وارد آب شده، و دریانوردی و غوص کرده است؛ اما یک سری پارامترها را هم مد نظر داریم که باید به آنها هم برسیم؛ در این رابطه باید آزمایشات میدانی دیگری را نیز انجام داد.
|
 |
امیر دریادار حبیبالله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع پرس، درباره روند آمادهسازی «زیردریایی فاتح» برای الحاق به ناوگان نداجا اظهار داشت: در کشوری که شاید اصلا کسی فکر نمیکرد که روزی بتواند زیردریایی بسازد، ساخت زیردریایی «فاتح» یک جهش و تحول بزرگ محسوب میشود؛ الحمدلله این زیردریایی امروز ساخته، و جهت تست عملیاتی و ارتقا سطح کیفی وارد آب شده، و دریانوردی وغوص کرده است.

ماکت زیردریایی فاتح
وی ادامه داد: اما یک سری پارامترها را هم مد نظر داریم که باید به آنها هم برسیم، در این رابطه باید آزمایشات میدانی دیگری را نیز انجام داد، تا انشاءالله به نتایج دلخواه دست بیابیم، و این زیرسطحی رسماً عملیاتی شود.
فرمانده نیروی دریایی ارتش تأکید کرد: عملیاتی شدن زیردریایی فاتح را زمانی اطلاعرسانی خواهیم کرد که از هر جهت و تمام ابعاد تکمیل شده باشد.
مشروح گفتوگوی دفاع پرس با دریادار سیاری را در اینجا بخوانید.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 7:38 PM ] [
احمد ]
عکس: مراسم ترحیم خواهر رهبر انقلاب
عکس: مراسم ترحیم خواهر رهبر انقلاب
مراسم ترحیم خواهر رهبر معظم انقلاب در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.
مشرق: مراسم ترحیم خواهر رهبر معظم انقلاب در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.
منبع : "چشمه سلطان ولی کریز"عکس: مراسم ترحیم خواهر رهبر انقلاب
برچسب ها : انقلاب ,رهبر ,خواهر ,ترحیم ,مراسم ,مراسم ترحیم ,خواهر رهبر ,ترحیم خواهر ,جامع شهرک ,مسجد جامع ,مراسم ترحیم خواهر
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:51 PM ] [
احمد ]
در انتخابات مجلس خبرگان رهبری شرکت می کنم
کد خبر: ۷۲۰۰۳
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۷
در انتخابات مجلس خبرگان رهبری شرکت می کنم
اخبار سیاسی ، در انتخابات مجلس خبرگان رهبری شرکت می کنم : آیت الله مهمان نواز گفت: با آمادگی کامل در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه خراسان شمالی شرکت می کنم.
اخبار سیاسی ، در انتخابات مجلس خبرگان رهبری شرکت می کنم : آیت الله مهمان نواز گفت: با آمادگی کامل در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه خراسان شمالی شرکت می کنم.
به گزارش ایران مطلب به نقل از مهر، آیت الله مهمان نواز دوشنبه شب در دیدار اعضای شورای طلاب خراسان شمالی مقیم مشهد مقدس، با اشاره به نامگذاری سال ۹۴ به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی از سوی رهبر معظم انقلاب، این نامگذاری را بسیار باارزش دانست و افزود: ما باید این فرمایشات رهبری را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم.
آیت الله مهمان نواز با بیان این که رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در زمینه های مختلف مفاهیم عمیق و زیادی دارند، اظهار داشت: همه باید به پیام نوروزی رهبری عمل کنیم چرا که اگر همدلی و همزبانی در عمل اجرایی شود به طور قطع در همه امور مؤفق خواهیم شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع مجلس خبرگان رهبری و اهمیت این نهاد، افزود: مجلس خبرگان رهبری اهمیت فراوانی دارد چرا که بحث مربوط به رهبری جامعه و جایگاه ولایت فقیه است.
عضو سه دوره مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: هر آن چه که نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران امروز دارد مدیون نقش پراهمیت رهبری در جامعه بوده و باید قدردان این نعمت باشیم.
آیت الله مهمان نواز ادامه داد: اگر نگاهی به اطراف کشور بیندازیم می بینیم که امروز در عراق، سوریه، افغانستان، یمن، لیبی، مصر و دیگر کشورهای منطقه چه خبر است؛ آن گاه به اهمیت و نقش بالای رهبری و ولایت فقیه در جامعه ایران اسلامی پی می بریم.
وی در پاسخ به سؤال یکی از حضار مبنی بر حضور و یا عدم حضور وی در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری در اسفندماه سال ۹۴، اظهار کرد: با توجه به اهمیت موضوع و نقش مجلس خبرگان در تقویت نهاد و جایگاه رهبری، ان شاالله تعالی و به لطف پروردگار با آمادگی کامل در پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری شرکت خواهم کرد.
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:50 PM ] [
احمد ]
بیانیه ستادکل نیروهای مسلح بمناسبت سالگرد شهید صیادشیرازی
|
سه شنبه 18 فروردین 1394 زمان ارسال : 48 : 45 : 11 |
بیانیه ستادکل نیروهای مسلح بمناسبت سالگرد شهید صیادشیرازی

نیروهای مسلح آماده مقابله مقتدرانه و قاطعانه با تهدیدات عملی احتمالی علیه انقلاب هستند
سپاه نیوز:ستادکل نیروهای مسلح در بیانیهای تاکید کرد: ملت رشید و قدرشناس ایران اسلامی و خانواده بزرگ نیروهای مسلح آماده مقابله مقتدرانه و قاطعانه با تهدیدات عملی احتمالی علیه انقلاب و نظام اسلامی بوده و درس پشیمان کنندهای به دشمنان ایران عزیز خواهند داد.
به گزارش سپاه نیوز؛ ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیهای با گرامیداشت 21 فروردین ماه سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیادشیرازی از آحاد ملت ایران برای شرکت در آئینهای گرامیداشت شانزدهمین سالروز شهادت این فرمانده دلیر و ولایتمدار دعوت به عمل آورد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: نقشآفرینیهای سپهبد علی صیادشیرازی در دورههای مختلف به ویژه در 8 سال دفاع مقدس و عرصههای فکری و مدیریتی حوزه دفاعی- نظامی کشور و نیز تلاش برای تحکیم و تعمیق وحدت و همافزایی ارتش و سپاه و تقویت دفاعی جمهوری اسلامی برای همیشه در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی ماندگار و الهامبخش مدافعان انقلاب و نیروهای مسلح ایران عزیز خواهد بود.
این بیانیه تصریح کرده است: تردیدی نیست جنایت 21 فروردین ماه 78 گروهک تروریستی منافقین و مزدوران استکبار جهانی در به شهادت رساندن امیر سپهبد صیادشیرازی ناشی از عصبانیت و هراس آنان از مقبولیت و تاثیرگذاری وی در مجموعههای نیروهای مسلح و بسترسازی ظرفیتها برای تقویت اقتدار دفاعی و بازدارندگی کشور در برابر تهدیدات جبهه دشمن بوده است.
در ادامه این بیانیه ترور شهید علی صیادشیرازی و اقدامات کور تروریستی و ضدبشری که با حمایت دولتها و مدعیان دروغین حقوق بشر و مبارزه با تروریسم به ویژه ایالات متحده آمریکا و کاخ سفید صورت میپذیرد راهبرد دائمی نظام سلطه و استکبار برای سلب امنیت و اختلال در روند پیشرفت و تعالی پرشتاب ملت ایران توصیف و آمده است: ملت رشید و قدرشناس ایران اسلامی و خانواده بزرگ نیروهای مسلح زنده نگه داشتن یاد و خاطره امیر دلاور بسیجی سپهبد علی صیادشیرازی نشان خواهند داد تحت منویات و رهنمودهای حکیمانه ولی فقیه زمان و مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا امام خامنهای (مدظلهالعالی) با هوشمندی و هوشیاری، آماده مقابله مقتدرانه و قاطعانه با تهدیدات عملی احتمالی علیه انقلاب و نظام اسلامی بوده و درس پشیمان کنندهای به دشمنان ایران عزیز خواهند داد.
در پایان این بیانیه خاطرنشان شده است: مراسم شانزدهمین سالگرد شهادت امیر سپهبد صیادشیرازی و پاسداشت یاد و خاطره یکصد و ده تن از فرماندهان شهید ارتش، سپاه، وزارت دفاع، نیروهای انتظامی،بسیج و جهاد سازندگی در تهران با حضور شخصیتها و مقامات کشوری و لشکری و آحاد مردم مومن و قدرشناس، روز پنجشنبه مورخ 94/1/20 ساعت 10 صبح در مسجد جهاد ستاد کل نیروهای مسلح واقع در میدان سبلان، خیابان شهید قدوسی، ستاد کل نیروهای مسلح برگزار خواهد شد.
انتهای خبر/03 |
|
شناسه : da173b72-8e61-478e-ae2b-7176f844cb8a |
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:48 PM ] [
احمد ]
بیانیه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بهمناسبت سالروز شهادت امیر صیادشیرازی؛
|
پنج شنبه 20 فروردین 1394 زمان ارسال : 49 : 48 : 8 |
بیانیه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بهمناسبت سالروز شهادت امیر صیادشیرازی؛

شهید صیاد شیرازی مایه مباهات و افتخار یادگاران دفاع مقدس است
سپاه نیوز:بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در سالروز شهادت شهید صیاد شیرازی بیانیهای صادر کرد و او را مایه مباهات و افتخار یادگاران دفاع مقدس دانست.
به گزارش سپاه نیوز؛ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس با گرامیداشت21 فروردین ماه، شانزدهمین سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، این شهید فداکار و فرمانده خردمند را مایه افتخار ملت بزرگ ایران اسلامی و الگوی نسلهای جدید نیروهای مسلح و مدافع کشور دانست و بیانیه ای صادر کرد.
در ابتدای این بیانیه آمده است: حافظه تاریخی ملت ایران گواهی میدهد یکی از شخصیتهایی که با جایگاه تاثیرگذار خود در حوزه دفاعی- نظامی کشور در سالهای متمادی، الهام بخش نسلهای جدید نیروهای مسلح و مایه مباهات و افتخار یادگاران دفاع مقدس به شمار میرود شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی است.
این بیانیه افزوده است: کارنامه خدمات و نقش آفرینیهای شگرف و تعیین کننده امیر دلاور و بسیجی شهید علی صیاد شیرازی حاوی سرفصلهای تعیین کننده فراوانی است که تلاش آن فرمانده مؤمن، مخلص و ولایتمدار در ایجاد تعامل، هماهنگی، انسجام و وحدت فراگیر بین نیروهای مسلح به ویژه ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وهم افزایی آنان در ارتقای قدرت دفاعی و بازدارنده کشور و مأیوس ساختن جبهه دشمن و بدخواهان اقتدار دفاعی میهن اسلامی در پیشانی آن میدرخشد.
تردیدی نیست محبوبیت، مقبولیت و جایگاه مورد احترام و شخصیت تأثیرگذار آن شهید عزیز در بین آحاد نیروهای مسلح کشور و مدافعان انقلاب اسلامی نقطهی نا امیدی و نگرانی دشمنان نظام و ملت انقلابی و استکبارستیز ایران به شمار رفته و همین عامل سبب طراحی و اجرای عملیات جنایت کارانه ترور این فرمانده محبوب و ولایی در راستای راهبرد تروریسم دولتی و مهندسی شده توسط کاخ سفید توسط سازمان منفور و وابسته منافقین گردید و مطالعه و تبیین اندیشه¬ها و رویکردهای مدیریت جهادی و ولایی شهید صیاد شیرازی بیش از پیش چهره فریبکارانه مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را افشا و رسوا خواهد نمود.
این بیانیه تصریح کرده است: اندیشههای دفاعی خلاق و رهگشای شهید صیاد شیرازی و رویکردها و کارکردهای وی در نوع مدیریت و راهبری سازمان، کارکنان و نحوه مشارکت و نقش آفرینی آنان برای مقابله با تهدیدات و خطرات ناشی از جبهه دشمن و توطئههای بیگانگان میتواند همچنان مورد تأسی و عبرت مجموعهی نیروهای مسلح مقتدر کشور واقع گردد.
در پایان این بیانیه با تجلیل و تکریم مجاهدتها و ایثارگریهای شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و تاکید بر اهتمام سازمانهای نظامی، دفاعی و امنیتی کشور به آموزههایی که میتواند ثمره آن تربیت فرماندهان مقتدر، مؤمن و خردمندی چون این شهید ارجمند و آمادگی برای ضربه متقابل به دشمن در هنگام تهدید و تجاوز باشند، آمده است: ملت ایران و آحاد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با حضور در آئینهای گرامیداشت یاد و خاطره شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و دیگر فرماندهان دفاع مقدس و عرصههای صیانت از میهن اسلامی، که با تأسی به وصایای امام راحل (ره) و شهیدان گرانقدر و در سایه منویات و فرامین مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا امام خامنهای عزیز(مدظله العالی) قدرشناس و رهرو فرزندان افتخار آمیز و حماسه آفرین خود به ویژه در صحنههای دفاع از دین، شرف و عزت ملی و استقلال و تمامیت ارضی کشور خواهند بود و همچون همیشه یأس و ناامیدی، شکست و رسوایی در ا ردوگاه دشمن و مدعیان دروغین حقوق بشری را رقم خواهند زد.
انتهای خبر/03 |
|
شناسه : 753bc522-37df-43b3-bc17-1cc0f9b21d70 |
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:47 PM ] [
احمد ]
آیت الله خاتمی در مراسم بزرگداشت شهید صیاد شیرازی:
|
پنج شنبه 20 فروردین 1394 زمان ارسال : 0 : 16 : 13 |
آیت الله خاتمی در مراسم بزرگداشت شهید صیاد شیرازی:

مشکل دشمنان ما "ایران اسلامی" است نه "ایران هسته ای"
سپاه نیوز: امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه مشکل دشمنان ما "ایران اسلامی" است و نه "ایران هسته ای" تصریح کرد: به صراحت می توان گفت که حتی اگر توافق حاصل شود جبهه استکبار دست از دشمنی بر نمی دارند.
به گزارش خبرنگار سپاه نیوز؛ شانزدهمین سالگرد شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و گرامیداشت 110 فرمانده شهید نیروهای مسلح امروز (بیستم فروردین ماه) با حضور جمع کثیری از فرماندهان و مسئولین عالیرتبه لشکری و کشوری، خانواده معظم شهدا، یادگاران دفاع مقدس و آحاد مختلف مردم ولایت مدار و شهید پرور تهران در مسجد جهاد ستاد کل نیروهای مسلح برگزار شد.
آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران در این مراسم با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، بزرگداشت شهدا را مجلسی هدفمند به منظور بیعت با شهیدان خواند و اظهار داشت: مبنای این بیعت آن است که از نگاه قرآن شهدا زنده اند و ما با کسانی بیعت می کنیم که ناظر بر اعمال ما هستند.
وی با اشاره به پبامدهای بیعت با شهدا گفت: بیعت با اسلام، بیعت عملی با ولایت، تسلیم ناپذیری و عزت و بیعت با منش شهیدان را می توان از مهمترین پیامدهای بیعت با شهدا عنوان کرد.
امام جمعه موقت تهران در ادامه با تأکید بر اینکه دشمنان ما با "ایران اسلامی" و نه "ایران هسته ای" مشکل دارند تصریح کرد: به صراحت می گویم حتی اگر توافق حاصل شود جبهه استکبار دست از کینه و دشمنی خود بر نمی دارد.
وی افزود: ما نیز از آرمان های خود دست بر نداشته و بزرگداشت شهدا این پیام صریح را منتقل می کند که ملت ما پای اسلام ایستاده و در این مسیر ذره ای عقب نمی نشیند.
آیت الله خاتمی از مجلس بزرگداشت شهدا با عنوان بیعت با عزت، سربلندی و تسلیم ناپذیری یاد کرد و اظهار داشت: پیامی که تمامی شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس داشتند، پیام عاشورا و همان "هیهات منا الذله" بوده و می باشد.
وی افزود: دشمنان ملت ایران اگر بر این باورند که می توانند این ملت را تحقیر کنند سخت در اشتباهند؛ آنها نخواهند توانست کوچکترین آسیبی را به عزت، سربلندی و اقتدار ایران اسلامی وارد کنند.
امام جمعه موقت تهران از منش شهیدان به عنوان بهترین الگو برای نسل جدید یاد کرد و گفت: شهید صیاد شیرازی رزمنده ای مجاهد بود که با فضائل اخلاقی و منش رفتاری از جمله مراقبت از خود و اعتقاد مثال زدنی به ذکر، دعا و توسل می تواند الگوی کاملی برای نسل امروز باشد.
آیت الله خاتمی در پایان تصریح کرد: همگان می بایست در عمل مطیع ولایت باشند؛ به صلاح ماست که در خط رهبری حرکت کنیم آنچنان که طی سی و شش سال گذشته با راهبری معظم له و همراهی ملت بحمدلله به ایران اسلامی آسیبی نرسید.
انتهای خبر/01 |
|
شناسه : de97d1c8-3dee-4e0b-9137-ae233bbd9822 |
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:46 PM ] [
احمد ]
توافق نکردن شرف دارد به توافقی که عزت ملت ایران پایمال شود
|
|
 |
|
|
|
پنج شنبه 20 فروردین 1394 زمان ارسال : 50 : 11 : 17 |
رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان اهل بیت:

توافق نکردن شرف دارد به توافقی که عزت ملت ایران پایمال شود/ بینی سعودیها قطعاً به خاک مالیده خواهد شد
سپاه نیوز: رهبر معظم انقلاب فرمودند: اگر از من سؤال شود که «شما موافق مذاکرات اخیر هسته ای هستید یا مخالف»، می گویم نه موافق هستم و نه مخالف، چون هنوز اتفاقی نیفتاده است.
به گزارش سپاه نیوز به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار جمعی از بانوان، شاعران و ذاکران اهل بیت علیهم السلام ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س)، مطالب بسیار مهمی را درخصوص مذاکرات هسته ای و همچنین تحولات یمن بیان کردند.
ایشان سخنان خود را با این مقدمه شروع کردند که «برخی سؤال می کنند چرا رهبری درباره مذاکرات اخیر هسته ای موضع گیری نکرده است؟»
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: علت موضع گیری نکردن رهبری این است که جایی برای موضع گیری وجود ندارد زیرا مسئولان کشور و مسئولان هسته ای می گویند هنوز کاری انجام نگرفته و هیچ موضوع الزام آوری میان دو طرف بوجود نیامده است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: چنین وضعیتی نیاز به موضع گیری ندارد.
ایشان گفتند: اگر از من سؤال شود که «شما موافق مذاکرات اخیر هسته ای هستید یا مخالف»، می گویم نه موافق هستم و نه مخالف، چون هنوز اتفاقی نیفتاده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همه مشکل بعد از این است که باید درباره جزئیات بحث و گفتگو شود زیرا طرف مقابل، لجوج، بدعهد، بد معامله و اهل از پشت خنجر زدن است و ممکن است در دوره ی بحث درباره جزئیات، کشور و ملت و مذاکره کنندگان را در حصار قرار دهند.
ایشان گفتند: آنچه که تاکنون اتفاق افتاده نه اصل توافق، نه مذاکره منتهی به توافق و نه محتوای توافق را تضمین نمی کند و حتی این موضوع را هم تضمین نمی کند که این مذاکرات به توافق منتهی شود، بنابراین تبریک گفتن معنایی ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه چند نکته را متذکر شدند و گفتند: من هیچگاه درخصوص مذاکره با امریکا خوشبین نبودم و این موضوع هم بواسطه یک توهم نیست بلکه بدلیل تجربهای است که در این باره وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اگر در آینده جزئیات مسائل و حوادث و یادداشتهای مذاکرات هسته ای این روزها منتشر شود، همه متوجه خواهند شد که این تجربه ما از کجا نشأت می گیرد.
ایشان خاطرنشان کردند: با اینکه به مذاکره با امریکا خوشبین نبودم اما از این مذاکرات موردی با تمام وجود حمایت کردم و اکنون نیز حمایت می کنم.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: من از توافقی که عزت ملت ایران را تأمین کند، صددرصد حمایت می کنم و اگر کسی بگوید که رهبری با رسیدن به توافق مخالف است، سخن خلاف واقع گفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ایشان با توافقی که منافع ملت و کشور را تأمین کند، کاملاً موافق هستند، افزودند: البته این را هم گفته ام که «توافق نکردن بهتر از توافق بد است»، زیرا قبول نکردن توافقی که بخواهد منافع ملت ایران را پایمال کند و عزت ملت را از بین ببرد، شرف دارد بر توافقی که بخواهد ملت ایران را تحقیر کند.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به یک ابهام صراحتاً پاسخ دادند و گفتند: برخی اوقات گفته می شود که جزئیات این مذاکرات، زیر نظر رهبری است در حالیکه این سخن دقیق نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: من نسبت به مذاکرات بی تفاوت نیستم اما تا بحال در جزئیات مذاکرات دخالت نکرده ام و از این پس هم دخالت نخواهم کرد.
ایشان خاطرنشان کردند: من مسائل کلان، خطوط اصلی، چارچوبها و خط قرمزها را عمدتاً به رئیس جمهور و در برخی موارد محدود به وزیر امور خارجه گفته ام اما جزئیات در اختیار آنها است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بنده به مجریان مذاکرات هسته ای اعتماد دارم و تاکنون تردیدی نسبت به آنها نداشته ام و ان شاءالله که در آینده هم، اینچنین باشد اما درخصوص مذاکرات هسته ای، دغدغه جدی دارم.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به طرف مقابل که اهل فریب و دروغ و عهد شکنی و حرکت درخلاف مسیر صحیح است، علت دغدغه جدی را این موضوع دانستند و گفتند: یک نمونه از چنین رفتارهای طرف مقابل در مذاکرات اخیر اتفاق افتاد و کاخ سفید بعد از گذشت حدود دو ساعت از پایان مذاکرات، بیانیه چند صفحه ای را در تبیین مذاکرات منتشر کرد که در اغلب موارد خلاف واقع بود.
ایشان افزودند: نگارش چنین بیانیه ای در مدت 2 ساعت امکان پذیر نیست بنابراین آنها در همان زمانی که در حال مذاکره با ما بودند، مشغول تدوین بیانیه ای مخدوش، غلط و برخلاف محتوای مذاکرات بودند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه طرف مقابل ما، طرف بد عهد و متقلبی است، خاطرنشان کردند: نمونه دیگر این است که آنها بعد از هر دور مذاکرات، سخنان علنی بیان می کنند و سپس خصوصی می گویند، این سخنان برای آبروداری در داخل و برای مقابله با مخالفان است در حالیکه این مسائل به ما ربطی ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آنها براساس همان ضرب المثل معروف که «کافر همه را به کیش خود پندارد» می گویند اگر رهبری ایران هم مخالفتی با مذاکرات کند، سخن واقعی آنها نیست بلکه برای آبروداری داخلی است در حالیکه آنها واقعیات داخل ایران را نمی فهمند.
ایشان تأکید کردند: سخنان رهبری با مردم براساس اعتماد متقابل است و همانطور که مردم به بنده حقیر اعتماد دارند، من هم نسبت به مردم اعتماد کامل دارم و معتقدم که همواره دست خدا با این مردم است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: حضور مردم در سرمای 22 بهمن، و در گرمای ماه رمضان در روز قدس، همه نشانه های دست خدا است و ما هم بر همین اساس به مردم اعتماد کامل داریم و سخن ما با آنان در چارچوب این احساس و صدق و بصیرت مردم است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: من نسبت به نحوه رفتار طرف مقابل در ادامه مذاکرات دغدغه دارم.
ایشان با اشاره به برخی موافقت ها و مخالفت ها با مذاکرات هسته ای خاطرنشان کردند: نباید در این خصوص مبالغه و عجله شود بلکه باید صبر کرد و دید که چه اتفاقی خواهد افتاد.
رهبر انقلاب اسلامی در عین حال به مسئولان تأکید کردند که باید مردم و بخصوص نخبگان را در جریان جزئیات قرار دهند و آنها را از واقعیات مطلع کنند زیرا هیچ چیز محرمانه ای وجود ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در جریان قرار دادن مردم و نخبگان را از جزئیات مذاکرات هسته ای، مصداق همدلی مسئولان با مردم خواندند و تأکید کردند: همدلی یک موضوع دستوری نیست بلکه باید آن را بوجود آورد و رشد داد که شرایط کنونی فرصت مناسبی برای بوجود آمدن همدلی با مردم است.
ایشان در ادامه یک پیشنهاد را به مسئولان مطرح کردند و گفتند: مسئولان که افراد صادق و علاقمند به منافع ملی هستند باید منتقدین شاخص مذاکرات را دعوت کنند و با آنان صحبت کنند؛ اگر در مطالب آنان، نکته ای بود، از آن برای پیشبرد بهتر مذاکرات، استفاده کنند و اگر نکته ای هم نبود، آنان را قانع کنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این مصداق همدلی و یکسان سازی دلها و عمل ها است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ممکن است مسئولان بگویند بعلت فرصت سه ماهه برای رسیدن توافق، زمان زیادی بمنظور بحث و شنیدن سخنان منتقدین وجود ندارد که در پاسخ باید گفت این فرصت سه ماهه یک موضوع غیرقابل تغییر نیست و اگر این مدت زمان افزایش یابد هیچ اشکالی ندارد همانگونه که طرف مقابل در برهه ای از مذاکرات، زمان را هفت ماه عقب انداختند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه بار دیگر با تأکید بر اینکه مذاکره با امریکاییها فقط در مورد موضوع هسته ای است و نه هیچ موضوع دیگری خاطرنشان کردند: البته مذاکرات درخصوص موضوع هسته ای یک تجربه است. اگر طرف مقابل از کج تابی های خود دست بردارد، این تجربه را می توان در مسائل دیگر ادامه داد اما اگر طرف مقابل به کج تابی های خود ادامه دهد، تجربه قبلی ما در بی اعتمادی به امریکا تقویت خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اظهار گلایه از برخی موضع گیریها که طرف مقابل را جامعه بین المللی می داند افزودند: طرف مقابل ملت ایران که بدعهدی می کند، امریکا و سه کشور اروپایی است و نه جامعه بین المللی. جامعه بین المللی همان 150 کشوری هستند که رؤسا و نمایندگان ارشد آنها چند سال پیش در اجلاس غیرمتعهدها در تهران شرکت کردند و اینکه گفته می شود طرف مقابل ما جامعه بین المللی است که باید به ما اعتماد کند، سخن بی موردی است.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به مواردی که ایشان در جلسات خصوصی از مسئولان در موضوع هسته ای مطالبه کرده اند، اشاره کردند و گفتند: من اصرار دارم که مسئولان، دستاوردهای کنونی هسته ای را بسیار با اهمیت تلقی کنند و آنها را کم ارزش و سبک نشمارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه صنعت هسته ای یک ضرورت برای کشور است، افزودند: اینکه برخی روشنفکرنماها بگویند «صنعت هسته ای را برای چه می خواهیم؟»، یک فریب است.
ایشان با اشاره به نیاز کشور به صنعت پیشرفته هسته ای در عرصه های انرژی، تولید رادیودارو، شیرین کردن آب دریا، و کشاورزی خاطرنشان کردند: مهمترین ویژگی صنعت هسته ای کشور این است که دستیابی به این صنعت بسیار مهم، نتیجه انفجار استعدادهای ذاتی جوانان ایرانی بوده است، بنابراین روند پیشرفت در صنعت هسته ای باید ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعاهای چند کشور جنایتکار همچون امریکا که از بمب اتمی استفاده کرده و یا فرانسه که آزمایشهای هسته ای خطرناک انجام داده است، گفتند: آنها ما را متهم به تلاش برای ساخت بمب اتمی می کنند، در حالیکه نظام اسلامی ایران بر مبنای فتوای شرعی و همچنین بر مبنای عقلانی، هیچگاه بدنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود، و آن را مایه دردسر می داند.
حضرت آیت الله خامنه ای مطالبه بعدی از مسئولان را، اعتماد نکردن به طرف مقابل خواندند و افزودند: اخیراً یکی از مسئولان صریحاً گفت که ما به طرف مقابل اعتماد نداریم، که اینگونه موضعگیریها خوب است.
ایشان با تاکید بر اینکه نباید فریب لبخند طرف مقابل را خورد و نباید به وعده های نقد او اعتماد کرد، گفتند: نمونه بارز این مسئله، مواضع و سخنان رئیس جمهور امریکا بعد از بیانیه اخیر است.
رهبر انقلاب، لغو یکجای تحریمها را یکی دیگر از مطالبات از مسئولان بیان کردند و افزودند: این موضوع بسیار مهم است و تحریمها باید در همان روز توافق به طور کامل لغو شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر قرار باشد لغو تحریمها به یک فرآیند جدید مرتبط شود، اساس مذاکرات بیمعنا خواهد بود، زیرا هدف از مذاکرات برداشته شدن تحریمهاست.
حضرت آیت الله خامنه ای در بیان مطالبه بعدی به بحث بازرسیها اشاره و تأکید کردند: مطلقاً نباید اجازه داده شود که به بهانه نظارت، به حریم امنیتی و دفاعی کشور نفوذ کنند و مسئولین نظامی کشور نیز به هیچ وجه اجازه ندارند که به بهانه نظارت و بازرسی، بیگانگان را به این حریم راه دهند، و یا توسعه دفاعی کشور را متوقف کنند.
ایشان افزودند: لازم است توانایی دفاعی کشور و مشت محکم ملت در عرصه نظامی همچنان محکم بماند و روز بروز نیز محکمتر شود. همچنین به هیچ وجه نباید در مذاکرات، حمایت از برادران مقاوممان در نقاط مختلف مورد خدشه قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در خصوص شیوه نظارت بر برنامه هسته ای ایران نیز تاکید کردند: هیچگونه شیوه نظارت غیر متعارف که ایران را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارتها تبدیل کند، مورد قبول نیست و نظارتها باید تنها در محدوده همان نظارتهای متعارفی که در همه دنیا انجام میشود اعمال شود، نه بیشتر.
تذکر آخر رهبر معظم انقلاب در خصوص ضرورت تداوم توسعه فنی برنامه هسته ای کشورمان بود.
ایشان تاکید کردند: توسعه علمی و فنی در ابعاد گوناگون باید ادامه یابد البته تیم مذاکره کننده ممکن است لازم بداند که برخی محدودیتها را قبول کند که در این زمینه حرفی نداریم اما توسعه فنی باید حتماً ادامه یابد و با قدرت پیش رود.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: تأمین این خواسته ها برعهده مذاکره کنندگان است و باید با بهره گیری از نظرات افراد مطلع و امین و همچنین نظرات منتقدان، شیوه های درست مذاکراتی را پیدا و دنبال کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای سپس در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات بسیار مهم یمن اشاره و تأکید کردند: سعودیها با تجاوز به یمن، خطا و اشتباه کردند و بدعت بدی را در منطقه بنیان گذاشتند.
رهبر انقلاب کار این روزهای دولت سعودی در یمن را مشابه جنایت صهیونیستها در غزه خواندند و به دو جنبه مهم این موضوع پرداختند.
ایشان اقدام علیه ملت یمن را «جنایت، نسل کشی و قابل تعقیب بین المللی» دانستند و افزودند: کشتن کودکان، تخریب خانه ها و نابود کردن زیر بناها و ثروتهای ملی یک کشور، جنایتی بزرگ است.
رهبر انقلاب تأکید کردند: یقیناً سعودیها در این مسئله خسارت و ضرر خواهند کرد و به هیچ وجه پیروز نخواهند شد.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص دلیل پیش بینی شکست سعودیها گفتند: دلیل این پیش بینی واضح است، زیرا توانایی نظامی صهیونیستها چندین برابر سعودیها و منطقه غزه نیز یک منطقه کوچک بود، اما آنها نتوانستند موفق شوند، در حالیکه یمن، کشوری پهناور و با جمعیت دهها میلیونی است.
رهبر انقلاب تأکید کردند: سعودیها در این ماجرا قطعاً ضربه خواهند خورد و بینی آنها به خاک مالیده خواهد شد.
ایشان با اشاره به سوابق سعودیها در مسائل سیاست خارجی گفتند: ما با سعودیها در مسائل گوناگون سیاسی اختلافات متعددی داریم اما همیشه می گفتیم که آنها در سیاست خارجی متانت و وقار نشان می دهند، اما چند جوان بی تجربه امور آن کشور را در دست گرفته و دارند جنبه توحش را بر جنبه متانت و ظاهرسازی غلبه می دهند، که این کار قطعاً به ضررشان تمام خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به دولت سعودی تأکید کردند: این حرکت در منطقه قابل قبول نیست و من هشدار می دهم که باید دست از حرکت جنایت آمیز در یمن بردارند.
حضرت آیت الله خامنه ای سپس به حمایت و دفاع امریکا از دولت سعودی اشاره کردند و افزودند: این طبیعت امریکاست که در همه قضایا بجای اینکه از مظلوم حمایت کند، طرف ظالم را می گیرد، اما آنها نیز در این موضوع ضربه خواهند دید و شکست خواهند خورد.
ایشان با اشاره به ادعای دخالت ایران در یمن گفتند: هواپیماهای جنایتکارشان آسمان یمن را ناامن کرده و بهانه های ابلهانه ای که از نظر خداوند، ملتها و منطق بین المللی مردود است برای دخالت در یمن جور می کنند، اما این کارها را دخالت نمی دانند و در مقابل، ایران را متهم می کنند.
رهبر انقلاب، ملت یمن را ملتی کهن و با سابقه دیرین که ظرفیت و توانایی تعیین دولت خود را دارد خواندند و مجدداً تأکید کردند: لازم است دولت سعودی هرچه زودتر دست از این جنایت های فاجعه بار بردارد.
حضرت آیت الله خامنه ای نقشه اولیه طراحی شده توسط بدخواهان ملت یمن را، ایجاد خلأ قدرت و بوجود آوردن شرایطی مشابه وضعیت بسیار بد و رقت بار لیبی خواندند و گفتند: خوشبختانه در تحقق چنین هدفی ناکام ماندند زیرا جوانان مؤمن، علاقمند و معتقد به راه و روش حضرت امیرالمؤمنین (ع) اعم از شیعه، سنی، زیدی و حنفی مقابل آنان ایستادند و از این به بعد نیز ایستادگی کرده و پیروز خواهند شد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای بیانات خود ضمن گرامیداشت یاد مرحوم آهی، به عنوان مداحی متعهد، پایبند، خیرخواه و پر تلاش نکاتی را خطاب به مداحان متذکر شدند.
«قدر دانستن فرصت حضور جمعیت انبوه بویژه جوانان در مجالس اهل بیت(ع)» و «لزوم ترویج معارف دین و سبک زندگی اسلامی و سوق دادن مخاطبان برای عمل به مسئولیتهای بزرگ این دوران»، اولین نکته ای بود که رهبر انقلاب خطاب به مداحان بیان کردند.
«پرهیز از انحراف و خرافه گرایی و ایجاد گره در اعتقادات جوانان» نیز از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند.
انتهای خبر/01 |
|
شناسه : 6163cbd6-50d3-45ee-8aef-64b486dd5894 |
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 6:45 PM ] [
احمد ]
.:
Weblog Themes By
themzha
:.
|
کد موزیک آنلاین برای وبگاه
|
شرم ابدی بر دولت